نسخه پی دی اف

استاد شمسی نژاد از هنرهای فراموش شده مشهد می‌گوید؛ آخرین نفس مقرنس

فهیمه جوان- سید جلال شمسی نژاد، فرزند کربلایی سید ابراهیم شمسی‌نژاد، در سال ١٣١٠ خورشیدی در شهر دامغان متولد شد و در سن هفت سالگی به مشهد آمد. پدرش معمار بود و او در کنار پدرش به این کار مشغول شد. ضمن کار، به شادروان استاد خو‌شدست، معمار چیره‌دست آستان قدس رضوی، معرفی شد و استاد خوش‌دست چون ذوق هنری و استعداد او را مشاهده کرد وی را به عمویش استاد حبیب‌ا... خوش‌دست، مقرنس‌کار آستان قدس، معرفی کرد.استاد شمسی‌نژاد ١۴ سال کار مقرنس را در آستان قدس رضوی انجام داد که مقرنس‌های ورودی رواق امام خمینی(ره)، صحن جامع رضوی، صحن قدس، ورودی بست شیرازی، بست طبرسی، بست نواب صفوی، کتابخانه حرم مطهر و رواق دارالحجه، از جمله کارهای اوست.علاوه بر این، آثار این هنرمند مقرنس‌کار را می‌توان در مدرسه غیاثیه خرگرد، عمارت خورشید در کلات نادر، مجموعه معماری مزار شیخ احمد جام، بقعه خواجه‌ربیع در مشهد و مسجد نجف آباد اصفهان مشاهده کرد.

کمی از گذشته خودتان بگویید. مقرنس را چطور یاد گرفتید و چه شد که اساس این هنر را انتخاب کردید؟
من از سال ١٣٣۶ وارد حرم شدم. شاگرد استاد شکرا... خوش‌دست، معمار حرم بودم. بسیاری از رواق‌های حرم را ایشان ساخته است. استاد بود و چند و چون کار را توضیح می‌داد و ما انجام می‌دادیم. یک روز پیش پدرخانم استاد خوش‌دست، (حبیب‌ا... خوش‌دست) که مقرنس‌کار چیره دستی بود، کار می‌کردم که استاد شکرا... خوش‌دست، روی داربست آمد و از استادم پرسید این شاگرد چطور است. استاد من گفت خدا او را ساخته برای همین کار.استاد خوش‌دست گفت رواق را به دست این سید بده و خودت برو رواق دیگری را کار کن. از همان‌جا اولین کار من شروع شد. آنجا رواق دارالسیاده بود که تمام مقرنس‌های سقف از بالا تا پایین را خودم کار کردم.

شما از جوانی وارد این هنر شدید، امروز مهم‌ترین عامل پیشرفت خودتان را چه می‌دانید؟
من علاقه‌مند بودم به این کار و به سرعت پیشرفت کردم. خودم طراحی و اجرا می‌کردم. استاد خوش‌دست به من گفت اگر علاقه‌مند باشی صد‌درصد پیشرفت می‌کنی. من مقرنس و سفت‌کاری و سیمان‌کاری و گچ‌بری و آینه‌کاری، همه را انجام می‌دادم.

چطور می‌شود که استادانتان به شما اعتماد می‌کنند، چراکه هم جوان بودید و هم کم تجربه؟
زمانی که رواق دارالحجه را می‌ساختیم یک گروهی از دانشجویان آمده بودند برای بازدید و استادشان کارهای رواق را توضیح می‌داد. بعد از من همین سؤال را پرسید. استادشان گفت، یک شاگرد باید در مقابل استادش چگونه باشد؟ گفتم اول اینکه شاگرد باید محرم استاد باشد. یعنی هر چه شنید و دید، همان‌جا بماند و فوت و فن کار را حفظ کند. دوم اینکه شاگرد باید علاقه‌مند به کار باشد تا این هنر را درک کند.

تا به حال چند شاگرد داشته‌اید؟ شاگردهایتان آیا به درجه استادی رسیده‌اند؟
شاگردان زیادی داشتم. هنوز هم گاهی زنگ می‌زنند و می‌گویند استاد اینجا مشکل داریم، می‌روم و مشکل را حل می‌کنم. بسیاری از شاگردانم استاد کارهای خوبی هستند و طرح‌ها را به خوبی اجرا می‌کنند اما نمی‌توانند طرح بزنند. مشکل آن‌ها این است که طراح نیستند و فقط اجرا می‌کنند. نمی‌دانند در مقرنس‌کاری از کجا وارد شوند و چطور طرح را ببندند.

چرا نمی‌توانند طرح بزنند؟
تجربه ندارند. در این کار خیلی باید زحمت کشید تا بتوان مدل طرح زدن را درک کرد. باید آماده پذیرش باشید و آلوده به کار بشوید و عشق بورزید تا این رشته را درک کنید و بفهمید طرح‌ها چطور در کنار هم قرار می‌گیرند. رسیدن به این درک، به زمان نیاز دارد. من از سال ٣۶ مشغول این کار هستم و الان برای من مثل آب خوردن است. اما اگر میل و علاقه و تجربه نباشد، نتیجه‌ای به دست نمی‌آید. استاد خوش‌دست ۶ پسر داشت . قبل از فوتش وقتی در بیمارستان بود گفت من آرزو داشتم یک نفر این پسرها این کار را یاد بگیرد. من هم ۶ فرزند دارم. ۴ پسر و ٢ دختر . ولی هیچ‌کدام این هنر را نمی‌دانند. به نظر من اولین نکته علاقه است. این علاقه است که انسان را پیش می‌برد و به درجه استادی می‌رساند. علاقه‌مند بودن به هر کاری از همه چیز بالاتر است.

واکنش نسل جوان نسبت به کار شما چطور است؟ به این هنر علاقه نشان می‌دهند؟
بله. دوست دارندکه بیاموزند. خاطرم هست در بست شیرازی کار می‌کردم که چند تا خانم آمدند و گفتند می‌خواهیم گچ بسازیم و یاد بگیریم که شما چه می‌کنید. گفتم اینجا حرم است و نمی‌شود خانم‌ها روی داربست بیایند. شما بروید از دانشگاه نامه بیاورید تا من به شما آموزش بدهم که معماری سنتی و مقرنس و رسمی چیست.
بعد از آن نامه‌ای از دانشگاه آزاد آمد و من را خواسته بودند که این هنر را آموزش بدهم.

شما رواق‌های مختلف حرم را کار کرده‌اید. این طرح‌ها از نظر اصولی چه تفاوت‌هایی با هم دارند؟
از نظر فرمول اجرایی، همه این کارها مقرنس هستند. در «رسمی‌بندی» باید اشکال هندسی را ترکیب کنیم اما طرح‌های مقرنس آزادتر است و از هر راهی که بخواهیم می‌توانیم استفاده کنیم . بیشتر کارهای سنتی و تاریخی، مُقرنس هستند. ساخت مقرنس بر اساس فرمول هندسی نیست بلکه فقط طرح باید با فضای مورد نظر تطابق داشته باشد. مُقرنس را گاهی با کاشی کار می‌کنند و گاهی آینه‌کاری و یا نقاشی می‌شود. مشهد در مقرنس‌کاری از همه شهرها جلوتر است. مقرنس‌کارهای اصفهان برای کاشی‌کاری مُقرنس‌ها، باید قالب کار را روی زمین بسازند، ولی ما از روی الگو کاشی‌ها را برش می‌زنیم و بعد از چیدن کنار هم، روی کار اصلی نصب می‌کنیم.

اساسا مُقرنس از کجا به وجود آمده‌است ؟
من خودم تاریخچه مقرنس را نمی‌دانستم اما زمانی که ورودی شاه‌چراغ شیراز را مقرنس‌کاری می‌کردیم، استادی از استادان دانشگاه شیراز به من گفت که مُقرنس از طرح‌هایی به دست آمده که در غارها و توسط ریزش آب شکل می‌گرفته است. عده‌ای که ذوق بهتری داشته‌اند طرح آن آویزهای یخی را روی کاغذ پیاده کردند و بعد از طی سال‌ها تغییراتی روی آن دادند و به این شکل در ساختمان‌سازی استفاده کردند.

گفتید که طرح‌های مقرنس یک الگوی خاص ندارد. خود شما طرح‌های مقرنس چطور به ذهنتان می‌رسد؟
زمانی که می‌گویند این طاق یا دیوار را می‌خواهیم مُقرنس کنیم، همین که نگاه می‌کنم، طرح را در ذهنم روی کار می‌بینم. بعد طرح را روی کاغذ می‌کشم. وقتی طرح ساخته می‌شود، می‌گویند بله همین را می‌خواستیم. کسی که تجربه در کار دارد به این صورت طرح را می‌سازد. یعنی طرح خودش روی فضا می‌نشیند و خود آن فضا مشخص می‌کند چه طرحی باید روی آن نصب شود.

به جز حرم مطهر امام رضا(ع) تا کنون در چه مکان‌هایی مقرنس ساخته‌اید؟
در شهرهای مختلفی کار کرده‌ام. سردر ورودی شاه‌چراغ شیراز، مسجد دانشگاه اصفهان، رواق مسجد شیخ جام درتربت جام، مسجد قیاسی خرگرد، امامزاده حمزه شیروان، محراب مسجد جامع شیروان، کلات نادر، میامی، مسجد نجف آباد اصفهان، محراب تاریخی زوزن، مسجد خواف و تایباد و حتی محراب مسجد باکو در شوروی، از جمله کارهایی است که ساخته‌ام.

itbaran.ir شرکت داده پردازی باران شرق توس