نسخه پی دی اف

آتش‌زبانی ما و اعتمادی که می‌میرد

حرف می‌زنیم، حرف می‌زنیم، حرف می‌زنیم بی‌آنکه به عاقبت فردی و اجتماعی‌اش فکر کنیم، بی‌آنکه بدانیم این حرف‌ها مثل ذرات خاکی است که خشت‌های جهنم را شکل می‌دهد. حرف می‌زنیم و کلی زحمت می‌کشیم تا به پاسخ سؤالی برسیم که نه‌تنها برایمان فایده‌ای ندارد که برای خود و دیگران و جامعه ضرر هم دارد، اما باز هم حرف می‌زنیم.
خدا رحمت کند حکیمی را که می‌گفت: وقتی بپرس که یا برای تو و دیگری فایده داشته باشد یا ضرر و خطری از تو یا دیگران دفع کند؛ اما حرف می‌زنیم، حرف می‌زنیم بی‌حساب و کتاب و بر شنیده‌ها می‌افزاییم و باز حرف می‌زنیم درباره چیزهایی که شرع مقدس ذیل بحث «تشییع فاحشه» منع فرموده است اما برخی از ما «نشر» می‌دهیم و منتظر هستیم به این علت، خدا ما را به پاداش مفتخر کند.
غافلیم از جزای کاری چنین که براساس روایتی از امام هشتم(ع)، فردی که گناه را علنی و افشا می‌کند خوار و حقیر خواهد شد اما ما -نشنیده این سخنِ حق را- باز در تعریف‌هامان از گناهانی می‌گوییم و آگدان‌ریسمان (بزرگ‌نمایی) می‌کنیم که معلوم نیست چیست اما ما به قطعیت سخن می‌گوییم و حکم هم می‌کنیم و فقط مانده است برای اجرایش هم پا پیش بگذاریم.
نمی‌دانیم انگار این حدیث رضوی را که «علیکم فی أمورکم بالکتمان فی أمور الدین و الدنیا» فإنّه رُوِیَ «أنّ الاذاعة کفر» و روى «المذیغ و القاتل شریکان» به این معنا که «بر شما باد به رازپوشى در کارهاتان در امور دین و دنیا». روایت شده است که «افشاگرى کفر است» و روایت شده است «کسى که افشاى اسرار می‌کند با قاتل شریک است». بله، این سخن معیارِ امام رضاست و آن هم رفتار ما که از قضا مدعی صددرصدی دین خدا
هستیم.
حال نبایدمان هشدار داد که راه را بر عکس داریم می‌رویم و با این شیوه نه‌تنها به امام خویش نزدیک نمی‌شویم که به هر قدم، فاصله‌ها بیشتر هم می‌شود؟ این البته گناهی فردی نیست که فقط دامن ما را بگیرد بلکه به حساب ما، دامن جامعه را هم می‌گیرد و تا این آتش لهیب می‌کشد، گناه ما و جرم ما هم افزون می‌شود. کاش حرف
نزنیم.
کاش تجسس نکنیم در اموری که گرهی از کاری نمی‌گشاید و دفع ضرری نمی‌کند. کاش ذره‌بین برنداریم در اعمال دیگرانی که فهمیدنش جز تلخی طعمی در کام مردمان و
جامعه نمی‌نشاند.
این سخن حرف من نیست که کلام وحی است که باید همیشه در گوش جانمان تلاوت شود که «یا أیّها الذین آمنوا اجتنبوا کثیرا من الظنّ إنّ بعض الظنّ إثم و لا تجسّسوا و لا یغتب بعضکم بعضا أ یحبّ أحدکم أن یأکل لحم أخیه میتا فکرهتموه و اتّقوا ا... إنّ ا... توّاب رحیم» و در رفتارمان ترجمه شود تا نه‌تنها خود ما که دنیا هم از مسلمانی ما بیاموزد که «اى کسانى که ایمان آورده‌اید، از بسیارى از گمان‌ها بپرهیزید که پاره‌ای از گمان‌ها گناه است و جاسوسى مکنید و بعضى از شما غیبت بعضى نکند.
آیا کسى از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده‌اش را بخورد؟ از آن کراهت دارید [پس] از خدا بترسید که خدا توبه‏‌پذیر مهربان است» (سوره حجرات، آیه ١٢). حوصله ندارید مطلب را از آغاز دوباره بخوانید اما این آیه را چند بار بخوانید لطفا و فهرست کنید و همه فهرست کنیم تا حواسمان جمع باشد که نباید گمانه‌زنی‌ها فراوان شود. حواسمان باشد که برخی از گمان‌ها گناه است.
حواسمان باشد که به تجسس در امور و احوال دیگران نباید پرداخت. حواسمان باشد که زبان به غیبت، طعم جهنم نگیرد و گوشت برادر مرده را به دندان نگیریم. حواسمان باشد که در قبال حرف‌به‌حرفی که بر زبان می‌آوریم و می‌نویسیم و در فضای حقیقی و مجازی نشر می‌دهیم مسئولیم و باید پاسخ‌گو باشیم.
به سنتی خدا هم توجه داشته باشیم تا در کفر افشاگری، به سرانجامی حقارت‌آمیز نرسیم
إن‌شاءا... .
غلامرضا بنی‌اسدی

itbaran.ir شرکت داده پردازی باران شرق توس