کد خبر : 82074
/ 14:33
گفت‌وگو با خالق خاص‌ترین آرایه‌ نوروزی منطقه3

طرح‌ها روی دیوار جان می‌گیرند

اسم میدان امام حسین (ع) است، اما تا قبل از بهار 97 هیچ نماد، المان و حتی تابلویی که ربطی به این نام داشته باشد، وجود نداشت. بارها مردم نامه نوشتند و درخواست کردند که اگر کاری نمی‌کنید، دست‌کم در آستانه بهار همین دیوار زشت و رنگ‌‌ورو رفته حاشیه میدان را نقاشی کنید.

طرح‌ها روی دیوار جان می‌گیرند

محمدکاملان-شهرآراآنلاین، اسم میدان امام حسین (ع) است، اما تا قبل از بهار 97 هیچ نماد، المان و حتی تابلویی که ربطی به این نام داشته باشد، وجود نداشت. بارها مردم نامه نوشتند و درخواست کردند که اگر کاری نمی‌کنید، دست‌کم در آستانه بهار همین دیوار زشت و رنگ‌‌ورو رفته حاشیه میدان را نقاشی کنید. بالاخره بعد از کش‌وقوس‌های فراوان اواسط اسفندماه که داربست‌های روی دیوار جمع شد، چشم همه به جمال یکی از متفاوت‌ترین نقاشی‌ دیواری‌های مشهد روشن شد.

چه آن‌هایی که سوار بر ماشین درحال حرکت از کنار میدان هستند، چه کسانی که در ایستگاه اتوبوس ایستاده‌اند یا پیاده دارند از آن مسیر رد می‌شوند، چشمشان که به نقاشی دیواری می‌افتد، چند ثانیه‌ای محو تماشای آن می‌شوند. حق هم دارند، انگار یک کتاب چاپ سنگی بزرگ رو‌به‌رویشان باز شده است و آخرین لحظات روز عاشورا را روایت می‌کند. یک طرف امام‌حسین(ع)، علی اصغر را که تیر به گلویش اصابت کرده، رو به آسمان گرفته است، کمی آن‌طرف‌تر صحنه نبرد امام با اشقیا تصویر شده است و در پرده آخر این نقاشی زن‌ها و کودکان دور ذوالجناح جمع شده‌اند. چیزی شبیه عصر عاشورای فرشچیان اما نسخه چاپ سنگی‌اش.

آدم‌هایی که در ایستگاه اتوبوس ایستاده‌‌اند، همه حواسشان به نقاشی است و درمورد آن اظهار نظر می‌کنند. یک عده که جزو مخالفان هستند و آمارشان خیلی زیاد نیست می‌گویند: فصل بهار جای این نقاشی دیواری‌ها نیست و باید گل و این‌ جورچیزها می‌کشیدند، اما کفه موافقان سنگین‌تر است. با آن‌ها که صحبت می‌کنیم نقطه مشترک حرف‌هایشان این است که نقاشی دیواری عاشورا به طرز عجیبی روی دیوار حاشیه میدان نشسته است و هرجور که نگاه می‌کنی نمی‌توانی هیچ ایرادی به آن بگیری. به قول یکی از شهروندان که می‌گوید: این طرحی که اینجا پیاده کرده‌اند یک روایت فشرده و جذاب از عاشوراست و مثل و مانندی ندارد.

یک المان‌ساز با تجربه دهه‌شصتی

عاطفه صفی‌زاده، خالق این اثر، یک جوان دهه شصتی است با یک سابقه هشت‌ساله در زمینه کارهای گرافیکی. کارشناسی ارشد گرافیکش را از دانشگاه الزهرا گرفته و هم‌اکنون مدرس دانشگاه غیرانتفاعی فردوس است. نقاشی دیواری عاشورا اولین اثر صفی‌زاده در جشنواره‌های هنری شهر مشهد نیست و تقریبا پنج‌سالی می‌شود که المان‌های مختلف شهری را طراحی و اجرا کرده‌ است. می‌گوید: من از زمانی‌که فراخوان‌های استقبال از بهار و طراحی المان شهری توسط شهرداری منتشر می‌شد، در آن‌ها شرکت می‌‌کردم. آخرین کارم که اتفاقا برگزیده هم شد، المان مشهد 2017 بود که تا همین چند هفته پیش در میدان شهدا قرارداده شده بود. سال 94 هم المان نوروزی طاقچه بهار را داشتم که در پنج نقطه پرتردد مشهد نصب شده بود که از آن هم بازخوردهای زیادی گرفتم. یک کار مشترک هم با یکی دیگر از هنرمندان مشهدی داشتم که خیلی دیده شد و سروصدا کرد. همان شهر برعکس معروف که زیر پل میدان آزادی نصب است. امسال هم تصمیم داشتم مثل سال‌های گذشته در جشنواره استقبال از بهار شرکت کنم. اول می‌خواستم طرحی برای المان نوروزی بدهم، اما نظرم عوض شد و برای کاری طرح دادم که تا به حال آن را انجام نداده بودم.

114565.jpg

تا قبل از این نقاشی دیواری نکشیده بودم

صفی‌زاده می‌گوید: کار هنری‌ای که تابه حال انجام نداده بوده، نقاشی دیواری است و بعد ادامه می‌دهد: فراخوان جشنواره بهار که منتشر شد، خیلی مصمم شدم که در بخش نقاشی دیواری شرکت کنم. تا قبل از این تجربه این کار به چنین سبک و سیاقی را نداشتم. در دوره کارآموزی چندباری دیوار مدرسه‌ها را نقاشی کشیده بودم. تا قبل از نقاشی میدان امام حسین (ع) اصلا روی هیچ دیواری در شهر به صورت تخصصی نقاشی نکشیدم.

با اینکه دوست داشتم بهار 97 مثل سال‌های گذشته المان هم داشته باشم، اما تصمیمم بر این شد که تمام وقتم را صرف نقاشی دیواری‌ کنم تا بتوانم یک کار درجه یک عرضه کنم.

منتظر فرصتی بودم تا کار مذهبی انجام بدهم

اما اینکه چطور قرعه به نام دیوار میدان امام حسین (ع) می‌افتد و او نقاشی کشیدن روی این دیوار را انتخاب می‌کند، سؤال ما از صفی‌زاده است که در پاسخش می‌گوید: در فراخوانی که منتشر شد، دیوارها و موضوعات از قبل مشخص شده بود. موضوعی که برای اینجا پیش‌بینی شده بود، نقاشی‌ای مذهبی متناسب با نام خیابان بود. من پیش از این کار، تصویرسازی انجام داده بودم و با آن بیگانه نبودم. چند‌سالی می‌شد که منتظر فرصتی بودم تا یک کار تصویرسازی مذهبی انجام بدهم و این فراخوان همان فرصت بود. خیلی خودم را درگیر دیگر موضوعات نکردم و بلافاصله روی همین میدان امام حسین (ع) دست گذاشتم و کار را شروع کردم.

به سبک نقاشی‌های زمان قاجار

نقاشی دیواری میدان امام حسین(ع) برای مردم تازگی دارد و تا به حال نمونه‌اش را در هیچ جای شهر ندیده‌اند. برای همین هم هست که در نگاه اول کاملا محو آن می‌شوند، چون در حال تماشای نقاشی ویژه‌تری در مقایسه با همه آن چیزی که تاکنون در شهر دیده‌اند، هستند.

عاطفه صفی‌زاده از یک هنر ایرانی که شاید سده‌های پیش منسوخ شده، برای تصویرسازی استفاده کرده است: «نقاشی‌ای که روی دیوار می‌بینید، دقیقا شبیه کارهای چاپ سنگی است که در زمان قاجار رواج داشته است. اصلا یکی از علاقه‌های من در زمینه تصویرسازی همین تکنیک ایرانی است و برای اینجا هم اولین چیزی که به ذهنم رسید تلفیق روایت‌های معروف روز عاشورا با چاپ سنگی بود. از اول هم قراری که با خودم گذاشتم، کار به همین سبک و سیاق بود؛ یعنی اگر دیوار و موضوعی دیگری انتخاب می‌کردم، باز هم چاپ سنگی اولویت اولم بود.

مزیت چاپ سنگی این است که می‌شود با طرح‌های خیلی ساده و حتی ابتدایی، نقاشی‌ای کشید که کاملا گویا باشد. مثل همین کاری که در میدان امام حسین (ع) انجام دادم.

او ادامه می‌دهد: با توجه به اینکه به این شیوه نقاشی علاقه داشتم و بارها کتاب‌های مربوط به آن را دیده و خوانده بودم، برای کار میدان امام‌حسین‌(ع) دوباره سراغ همان کتاب‌ها و حتی منابع بیشتری که به این سبک و سیاق کار کرده بودند، رفتم تا اطلاعاتم به‌روزتر از قبل شود.

کپی نکردم

شاید یک عده پیدا شوند و بگویند کاری که عاطفه صفی‌زاده و گروهش انجام داده‌اند، احتمالا یک کپی از صفحات یکی از کتاب‌های قدیمی روایتگر عاشورا باشد. او این مسئله را رد می‌کند و می‌گوید: تا الان تصویرسازی‌های زیادی از عاشورا انجام شده است، به ویژه در این سبک ولی هرکدام با دیگری متفاوت است و ویژگی خاص خودش را دارد. وقتی همه این‌ها را کنار هم بگذارید، شاید یک‌سری شباهت‌هایی بتوانید پیدا کنید که آن هم طبیعی است. چون همه از یک روش برای روایت استفاده کرده‌اند. ولی در جزئیات، زمین تا آسمان با هم تفاوت دارند.

114566.jpg

مشکلات پیش‌بینی‌نشده استرسمان را بالا برد

هرقدر که مرحله انتخاب دیوار، سبک کار، طراحی اولیه و رساندن آن به جشنواره خانه بهار برای صفی‌زاده کمی آسان و ساده تمام می‌شود، زمان اجرا با مشکلاتی روبه‌رو می‌شود که توقعش را نداشته است. یعنی فکر می‌کرده که ابر و باد و مه و خورشید و فلک دست به دست هم می‌دهند تا این نقاشی دیواری زود و بی‌استرس تمام شود، اما این اتفاق نمی‌افتد. او تعریف می‌کند: جشنواره‌های استقبال از بهار به خودی‌خود فشرده هست و باید همه چیز دو‌سه‌هفته‌ای تمام شود. حالا اگر در حین مراحل اجرایی مشکلات دیگری هم پیش بیاید که دیگر استرس هنرمند بیشتر از قبل می‌شود. دیواری که قرار بود ما روی آن کار کنیم، واقعا خراب بود. سیمان‌کاری دیوار که تمام شد، ما منتظر بودیم که در آن هوای گرم اواسط اسفند‌ماه، یکی‌دو‌روزه خشک شود و ما کارمان را آغاز کنیم. ولی هوای مشهد دگرگون و بارندگی‌ شد. در آفتاب صبح سیمان‌ها خشک می‌شد و چند دقیقه‌ بعد باران می‌آمد و دوباره همان آش و همان کاسه. تا سیمان هم خشک نشود به هیچ عنوان نمی‌شود روی آن نقاشی کشید. هوا که خوب شد، درگیری ما با مالک خانه‌ای که قرار بود روی دیوارش نقاشی بکشیم شروع شد که بالاخره شهرداری به هر شکلی بود غائله را ختم کرد تا کار نخوابد. با همه این فراز و فرودها، نقاشی دیواری را هشت‌روزه تمام کردیم. از صبح تا شب نقاشی می‌کشیدیم و شب‌ها هم طرح را روی دیوار منتقل می‌کردیم.

همه بازخوردهایی که حین کار گرفتیم

مگر می‌شود که در یکی از پرترددترین معابر مشهد، داربست زده شود و یک عده بالای آن مشغول کاری مثل نقاشی‌کردن باشند و برای مردم سؤال پیش نیاید که قرار است اینجا چه کار کنند. بخشی از همین سؤال‌های مردم از عاطفه صفی‌زاده و بقیه هنرمندانی که درحال کار بودند، حالا تبدیل به خاطرات شیرینی شده‌ است: «از روز اولی که چند نفری مشغول مترکردن دیوار بودیم تا زمانی که داربست زدیم و داشتیم طرح را پیاده می‌کردیم، مدام از ما سؤال می‌کردند چرا دیوار را متر می‌کنید؟ اصلا چرا اینجا داربست زده‌اید؟ چرا دارید سیمان می‌کنید؟ قرار است چه طرحی اینجا بکشید؟ و... . حتی زمانی هم که طرح را کامل منتقل کرده بودیم، می‌آمدند و می‌گفتند که فلان جایش را عوض کنید، این‌طوری بد است. 

موقعی هم که طرح به انتهایش نزدیک می‌شد، بازخورد مثبت زیاد می‌گرفتیم. می‌آمدند کلی تشکر می‌کردند. بازخورد منفی هم داشتیم. چون مردم توقع داشتند در ایام عید، گل و گلدان و این‌طور چیزها روی دیوار کشیده شود، با دیدن منظره کربلا کمی توی ذوقشان می‌خورد و ایراد می‌گرفتند. شک نکنید اگر در ایام محرم و صفر این نقاشی اجرا می‌شد، همین بازخوردهای منفی را هم نمی‌گرفتیم. چون عاشورا مسئله‌ای است که همه انس و الفتی با آن دارند. به هر حال چون اولین کار نقاشی دیواری من بود و خیلی استرس داشتم، واقعا توقع این حجم از بازخورد مثبت از کارم را نداشتم. تجربه کار عاشورا این‌قدر شیرین و خوب بود که قصد دارم نقاشی دیواری را ادامه بدهم و بعید نیست که دوباره به شهرداری طرح بدهم.

نقاشی‌ای که داستان می‌گوید

نقاشی دیواری عاشورا چه چیزی دارد که مردم با آن بیشتر از دیگر کارهای سطح شهر ارتباط می‌گیرند و دوستش دارند؟ صفی‌زاده سؤال ما را این‌طور پاسخ می‌دهد: سایر کارهایی که در مشهد اجرا می‌شود، همه درجه یک و در بهترین سطح هستند. بیشترشان هم یک پیام را که شادی و نشاط است، خیلی خوب منتقل می‌کنند، اما نقاشی میدان فردوسی و عاشورای میدان امام حسین (ع) در حال روایت یک داستان هستند. کاری که در مشهد خیلی کم اتفاق می‌افتد. برای همین وقتی مخاطب با چنین چیزی روبه‌رو می‌شود، برایش تازگی دارد و داستانش را تا آخر دنبال می‌کند.

114567.jpg

المان‌های امسال خیلی خوب بود

اما صفی‌زاده که خودش تجربه ساخت المان‌های شهری را دارد نقبی هم به کارهای امسال هنرمندان مشهدی و جشنواره خانه بهار می‌زند و می‌گوید: مشهد درخصوص فضاسازی شهری سال به سال در حال پیشرفت است و همین الان از خیلی کلان‌شهرها مثل تهران جلو هستیم و به الگو تبدیل شده‌ایم و همین تأکید بر بانشاط‌کردن شهری که سالانه چند‌میلیون زائر دارد، خیلی خوب است. اما یکی از بهترین کارهایی که امسال انجام شد، این بود که جشنواره استقبال از بهار و داوری‌هایش تخصصی شد. این حرکت، کار را برای ما هنرمندان خیلی راحت کرد. آثاری هم که امسال در جشنواره برنده و در سطح شهر اکران شد، به نظرم از سال‌‌های گذشته بهتر بود و همه جزو کارهای عالی هنرمندان مشهدی بود.

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی