کد خبر : 81220
/ 11:17
در برخی کمپ‌های اجباری فشارهای روحی و جسمی به معتادان وارد می‌شود

ترک اعتیاد با چاشنی شکنجه

جانشین سرپرست دادسرای انقلاب مشهد اظهار می‌کند: در‌صورتی‌که فعالیت مراکز ترک اعتیاد اجباری به‌شکلی که اکنون پیش می‌رود، ادامه داشته باشد، دردی از جامعه دوا نمی‌کند. این افراد دوباره به جامعه برمی‌گردند و مصرف مواد را شروع می‌کنند.

ترک اعتیاد با چاشنی شکنجه

سعیده آل‌ابراهیم- «در‌به‌در و آواره شده بودم. نه زندگی برایم معنا داشت، نه زن و بچه. خسته شده بودم از زندگی توی کثافت.» این‌ها را مجید، معتاد و کارتن‌خواب سابق که فارغ‌التحصیل ر شته معماری و قهرمان بوکس بوده است، می‌گوید. مجید از وضعیت اسف‌بار کارتن‌خوابی و مصرف مواد خسته می‌شود و در همین حال، آگهی یک کمپ ترک اعتیاد اجباری را می‌بیند که پولی از کارتن‌خواب‌ها نمی‌گیرد. از اراده‌اش برای ترک مطمئن بوده و با تصور نزدیکی پاک‌شدن از اعتیاد و شروع روزهای خوب زندگی‌اش، به یکی از این مراکز می‌رود، اما‌...
مجید ٣٨‌سال دارد، اما چین‌و‌چروک چهره‌اش از سنش پیشی گرفته است. او می‌گوید: من از دوره راهنمایی اعتیادم را با مشروب شروع کردم و به‌تدریج به سیگار، حشیش، شیره، تریاک، آمپول نورجیزک، شیشه و کراک روی آوردم. حدود ٢۵سال اعتیاد داشتم، انگار که مواد عشقم شده بود. چندسالی بود کارتن‌خوابی می‌کردم. دیگر به جایی رسیده بودم که نمی‌توانستم مواد مصرف کنم؛ نه اینکه دردسترسم نباشد، اتفاقا تهیه مواد هرگز کار سختی نبود؛ خسته شده بودم از زندگی توی کثافت. تصمیم گرفتم ترک کنم و به کمپ ترک اجباری رفتم.
مجید ادامه می‌دهد: به‌خاطر‌اینکه با نیت ترک اعتیاد به این مرکز رفته بودم از همان روز اول متادون هم مصرف نمی‌کردم. رفتنم به این کمپ به خواست خودم بود، اما دیگر راه خروجی نداشتم. شرایط نگهداری در آنجا و برخورد با معتادان آن‌قدر بد بود که تمام حواسم به این بود که این ۴۵روز تمام شود (معتادان اگر متادون مصرف نمی‌کردند ۴۵روزه آزاد می‌شدند). اما ناگهان گفتند دوره‌ها سه‌ماهه شده است. یک جنگ روانی راه‌ انداخته بودند و دائم وعده آزادی امروز و فردا را به ما می‌دادند.

از گرسنگی مثل یک لاشخور شده بودم
از شرایط این کمپ می‌پرسم. مجید که حالا مرد جاافتاده‌ای شده است، چند لحظه سکوت می‌کند تا بغضش را از یادآوری روزهای سختی که در این کمپ گذرانده است، قورت دهد. می‌گوید: به‌قدری در این مرکز گرسنگی می‌کشیدیم که مثل یک لاشخور شده بودم و منتظر بودم یک معتاد از فرط حال بد و مریضی نتواند غذا بخورد تا من لقمه نان او را بخورم. خدا شاهد است حتی زمانی‌که کارتن‌خواب بودم چنین کاری نکرده بودم. مأموران این کمپ، زیاد ما را کتک می‌زدند. از ترس اینکه کتک نخورم، صبح‌ها که بیدارباش می‌دادند، سریع بلند می‌شدم و می‌ایستادم، اما تا‌حدود یک ربع هیچ‌چیز نمی‌دیدم و فقط یک سایه سیاه از افراد دور‌و‌برم می‌دیدم. هنگام خواب، وقتی خاموشی می‌زدند اگر کسی سرش را از زیر پتو بیرون می‌‎آورد، با لگد او را می‌زدند. البته خیلی‌ها هم پتو نداشتند!
مجید اضافه می‌کند: برای حمام‌رفتن ١٠‌شماره می‌شمردند و بعد با آفتابه، کف دست‌هایمان مایع می‌ریختند. کلا از ورود تا خروج ما از حمام یک‌دقیقه بیشتر نباید طول می‌کشید. حتی یک وعده غذای خوب به ما نمی‌دادند.
- به برخوردشان اعتراض نکردید؟
- جرئت نداشتیم حرفی بزنیم یا اعتراضی کنیم، چون کتک می‌خوردیم. ما آن‌موقع آدم‌های در‌به‌دری بودیم و کسی را نداشتیم که دنبالمان بیاید. وقتی می‌دیدند بعضی بچه‌ها مریض هستند، آن‌ها را می‌بردند خانه پاتوق رها می‌کردند.
-به فکر فرار هم افتادید؟
-خیلی زیاد. اما آنجا یک سوله بود که می‌گفتند قبلا گاوداری یا مرغداری بوده. فضایی بسته بود و در و پنجره‌های آهنی داشت و هیچ راهی برای فرار نداشتیم.
مجید می‌گوید: بالاخره بعد‌از ١١‌ماه و ٢٢‌روز حکم آزادی من را دادند. روزی که آزاد شدم و آمدم بیرون هیچ پولی نداشتم. همان‌طور‌که پیاده به مشهد ‌آمدم، در راه هر زباله‌ای پیدا کردم، خوردم؛ از بیسکویتی که روی زمین پودر شده بود تا هر آت و آشغالی که پیدا می‌کردم... چون آنجا خیلی گرسنگی کشیده بودم. همین که رسیدم مشهد، رفتم خانه پاتوق و مواد مصرف کردم. مصرف مواد، مشکلی از من حل نمی‌کرد، اما روی مشکلاتم و آزاری که در کمپ دیده بودم، سرپوش می‌گذاشت.

رحم نداشتند
سیدمهدی، ٣۴‌سال دارد و بیش‌از نیمی از عمر خود را درگیر اعتیاد بوده است. می‌گوید: چهار‌سال توی مشهد کارتن‌خواب بودم. تا زمانی‌که پول داشتم، خرج مواد می‌کردم؛ اگر هم تمام می‌شد با دزدی پول مواد را جور می‌کردم. بعد هم که ضعیف‌تر شدم، برای خرج مواد ضایعات جمع می‌کردم تا اینکه گداخانه ما را گرفت. سه ماه من را به کمپ ترک اجباری بردند و بعد چون رابطه‌ام با خانواده‌ام خوب نبود، من را به اردوگاه فرستادند تا مدت بیشتری در آنجا نگه‌داشته شوم. ساعت۶ صبح بیدار می‌شدیم و تا ٩شب دوزانو روی پا نشسته بودیم یا توی صف غذا و سرویس و... بودیم. در اردوگاه هم ما را اذیت می‌کردند و کتک می‌زدند.
مهدی ادامه می‌دهد: مأموران کمپ ترک اجباری نشئه می‌شدند و بچه‌ها را با چوب، باتوم، ظرف، تسمه، فلاسک یا هرچیزی که دم دستشان بود، کتک می‌زدند. رحم نداشتند. زیاد فحش می‌دادند. بعضی اوقات هم بچه‌ها را برای تنبیه توی قفس سگ می‌انداختند. بعداز ١٧ماه از اردوگاه آزاد شدم و بازهم به‌سراغ اعتیاد رفتم.

«گوانتانامو» مشهد
جواد حدود ٢٨سال اعتیاد داشته است و حال ۴٣سال دارد و در ادامه صحبت‌های مهدی، می‌گوید: هرساعتی از شبانه‌روز و در هر آب‌‌وهوایی که معتاد به آنجا بیاورند، لباسش را درمی‌آورند و سرش را می‌تراشند. بعد هم باید با آب سرد دوش بگیرد تا بتواند داخل شود. آب شرب هم نداشتیم و خیلی از بچه‌ها به این دلیل مریض شدند.
او ادامه می‌دهد: در مشهد لقب «گوانتانامو» را به این کمپ داده بودند. حتی بچه‌ها حاضر بودند به زندان بروند، اما آنجا نباشند. چندباری شده بود که پول یا کارت عابربانک معتادان را برداشته بودند. من ١٠ماه در این کمپ بودم و وقتی آزاد شدم دوباره به سمت موادمخدر رفتم. یعنی بیشتر از ٩٠درصد افرادی که از آن کمپ بیرون می‌آیند دوباره مواد مصرف می‌کنند، انگار که اصلا ترک نکرده‌اند.
حالا مجید، مهدی و جواد هر سه به خواستِ خود و بدون اجبار، اعتیاد را ترک‌ کرده‌اند. می‌گویند معتاد هیچ‌وقت با زور مواد را کنار نمی‌گذارد. در اینجا (گروه سنا) اجباری برای نگهداری ما نیست. در اینجا به روی همه باز است. هروقت که خواستیم می‌توانیم اینجا را ترک کنیم. خبری از کتک و اهانت به یکدیگر هم نیست. برای همه ما اهمیت قائل می‌شوند، چیزی که برای یک معتاد خیلی باارزش است.

معتادان از شدت گرسنگی «جارو» می‌خوردند!
جواد رفیعیان، عضو هیئت‌مدیره سنا (سرای نجات‌یافتگان امام علی(ع))، می‌گوید: من ٢٣سال اعتیاد داشتم. چهار سال کارتن‌خواب بودم و حدود سه‌سالی است که اعتیاد را ترک کرده‌ام. من هم مانند خیلی از کارتن‌خواب‌های دیگر سر از کمپ ترک اجباری درآوردم، جایی‌که معتادان از شدت گرسنگی جارو می‌خوردند! فردی را آنجا راه نمی‌دهند. فقط ازطریق معتادانی که آنجا را تجربه کرده‌اند می‌توان فهمید که آنجا چه خبر است.
وی با اشاره به اینکه اکنون چهار کمپ اجباری در مشهد است که شرایط مناسبی برای معتادان فراهم نمی‌کنند، ادامه می‌دهد: تنها اتفاقی که در این کمپ‌ها می‌افتد، حذف بخشی از زندگی یک معتاد کارتن‌خواب است. ما سه ماه داخل یک فضای محدود و بسته بودیم. اگر خانواده‌ای نداشیم ما را به اردوگاه می فرستادند و تا دو سال آنجا نگه‌ می‌داشتند.

سقوط به اعتیاد شدیدتر
رفیعیان اظهار می‌کند: بچه‌هایی که از این کمپ آزاد می‌شوند، بلافاصله به خانه پاتوق می‌روند و مواد مصرف می‌کنند. من فقط دو ساعت بعد از آزادی از این مرکز دوباره مواد مصرف کردم، یعنی عملا در این کمپ برای مددجو کاری انجام نمی‌شود. اگر من قبل از ورود به این کمپ ١٠‌هزار تومان مواد مصرف می‌کردم، بعد از آن ۶٠‌هزار تومان خرج مواد می‌کردم. در‌واقع مصرف‌کننده به اعتیاد شدیدتری سقوط می‌کند.
وی می‌گوید: در این کمپ‌ها به مصرف‌کنندگان متادون می‌دهند که خودش اعتیادآور است و حتی ترک آن سخت‌تر است. متادون را برای اینکه چاله‌ای را در معضل اعتیاد پر کند به مصرف‌کننده می‌دهند، اما تبدیل به سیاه‌چاله شده است.
در سیاست‌های کلی مبارزه با مواد مخدر، اعتیاد جرم نیست، اما از شکنجه‌هایی در این کمپ‌ها خبر می‌دهند که حتی برای مجرمان نیز در‌نظر گرفته نمی‌شود. کمپ‌های ترک اعتیاد اجباری، برای نگهداری از معتادان کارتن‌خواب از دولت بودجه دریافت می‌کنند. بودجه‌ای که باید صرف فراهم‌آوردن حداقل شرایط رفاه و بهبود حال این افراد شود، تنها اهانت و آزار جسمی و روحی نصیب معتادان می‌کند و دوباره آن‌ها را به چرخه اعتیاد بازمی‌گرداند.

باج‌گیری مراکز ترک اعتیاد اجباری
قاضی محمد خدابخشی، جانشین سرپرست دادسرای انقلاب مشهد، می‌گوید: زمانی‌که معتاد برای درمان به مراکز خصوصی ترک اعتیاد مراجعه نکرده است و تجاهر به اعتیاد دارد، با دستور قضایی و توسط ضابطان دستگیر و در مراکز ترک اعتیاد اجباری که زیرنظر بهزیستی است، نگهداری می‌شود. مراکز اجباری تا مدتی قبل، زیرنظر شورای هماهنگی مبارزه با موادمخدر و مراکز ترک اعتیاد خصوصی زیرنظر بهزیستی بودند، اما اکنون تمام مراکز ترک اعتیاد خصوصی و اجباری زیرنظر بهزیستی فعالیت می‌کنند.
وی با اشاره به اینکه در مراکز ترک اعتیاد اجباری، هزینه‌ای دریافت نمی‌شود، ادامه می‌دهد: تمام مراکز اجباری تحت نظر بهزیستی و با نظارت دادستانی قرار دارند. قاضی خدابخشی می‌گوید: برخی مراکز ترک اعتیاد با مجوز یا بدون مجوز بهزیستی در‌راستای اینکه برای خودشان منبع درآمدی داشته باشند، اقدام به مراجعه به درِ منزل افراد و انتقال‌ آن‌ها به مراکز اجباری و در بعضی موارد باج‌گیری نیز می‌کنند که این کار غیرقانونی و جرم است.جانشین سرپرست دادسرای انقلاب مشهد با بیان اینکه کار این مراکز آدم‌ربایی تلقی می‌شود، اضافه می‌کند: مراکز ترک اعتیاد اجباری صد‌در‌صد تحت نظارت دستگاه قضایی هستند، اما دادستانی در مراکز خصوصی فقط اگر جرمی اتفاق افتاده باشد، برای اقدامات مقابله‌ای و در برخی موارد پیشگیری ورود پیدا می‌کند.
وی می‌گوید: یک مرکز اقامت اجباری مردان (واقع در خُلق‌آباد) و یک مرکز اقامت اجباری زنان در مشهد (واقع‌در بولوار شاهنامه) داریم که این‌ها مراکز اصلی هستند و براساس تبصره‌های ماده‌١۶ با مراکز خصوصی برای افزایش ظرفیت‌ نگهداری از معتادان قرارداد بسته‌اند. اکنون با ١٠‌مرکز قرارداد دارند. هریک از مراکز با ظرفیت ١۵٠ و نهایت ٢٠٠‌نفر فعالیت می‌کنند و این امر موجب شده است رسیدگی و نظارت بهتر شود.

گوانتاناموی مشهد تعطیل می‌شود
جانشین سرپرست دادسرای انقلاب مشهد بیان می‌کند: یکی از این مراکز که لقب «گوانتاناموی مشهد» را دارد، اکنون ظرفیتش به ١۵٠‌نفر رسیده است و به‌دلیل اشکالاتی که دارد، پیگیر تعطیلی آن هستیم. این مرکز زمانی مجوز دریافت کرده که مکان برای نگهداری معتادان کم بوده است، اما اکنون شرایط و استانداردهای جدید را ندارد و باید مجوز آن باطل شود.
وی با اشاره به اینکه اکنون وضعیت این کمپ نسبت‌به گذشته بهتر شده است، درباره نظارت بر آن، ادامه می‌دهد: بر کار این کمپ‌ها نظارت و سخت‌گیری می‌کنیم. اکنون رفتارهای ناخوشایند در این کمپ کمتر شده است. چون در آستانه تعطیلی هستند، ترسیده‌اند و مواظب‌اند به کسی آسیب نرسانند.
قاضی خدابخشی تصریح می‌کند: بقیه کمپ‌ها به‌دلیل اینکه مدت زیادی از فعالیتشان نمی‌گذرد، از فیلترهای بهزیستی عبور کرده‌اند و هنوز شکایتی از آن‌ها اعلام نشده است. درصورتی‌که اتفاقی در این کمپ‌ها رخ دهد، مدیران مراکز باید پاسخ‌گو باشند و اجازه نمی‌دهیم که ذره‌ای از حقوق معتادان، به‌دلیل اینکه معتاد و کارتن‌خواب هستند، پایمال شود. اجازه نمی‌دهیم کسی به آن‌ها ظلم کند، اما ممکن است در غفلت ما، اتفاقاتی بیفتد که منکر آن نیستیم.

حرکت به سمت درمان داوطلبانه
جانشین سرپرست دادسرای انقلاب مشهد اظهار می‌کند: در‌صورتی‌که فعالیت مراکز ترک اعتیاد اجباری به‌شکلی که اکنون پیش می‌رود، ادامه داشته باشد، دردی از جامعه دوا نمی‌کند و فقط خانواده‌ها و جامعه را مدتی از دست معتادان راحت می‌کند، اما این افراد دوباره به جامعه برمی‌گردند و مصرف مواد را شروع می‌کنند. همچنین در این مراکز متادون‌درمانی صورت می‌گیرد و مصرف متادون یعنی آشنایی معتاد با یک ماده جایگزین که اثر تخریبی‌اش از مواد مخدری که فرد مصرف می‌کرده به‌مراتب بیشتر است.
وزیر کشور مدتی قبل اعلام کرد که ستاد مبارزه با مواد مخدر، مسئولیتی جز سیاست‌گذاری در مراکز ماده‌١۶ (کمپ ترک اعتیاد اجباری) ندارد و مسئولیت این مراکز تلویحا به سازمان بهزیستی واگذار شد. بهزیستی نیز برای پذیرش این مراکز، پیش‌شرط‌هایی مانند تقویت بیمه معتادان، ارائه حمایت‌های درمانی به معتادان بی‌بضاعت و آسیب‌پذیر، حرکت به‌سمت درمان داوطلبانه و نه ترک اجباری آن‌ها، تأمین منابع، اعتبارات و همچنین ایجاد فضای فیزیکی، تعیین کرد.

١١ کمپ ترک اعتیاد اجباری در مشهد
نرگس قربانی، کارشناس‌مسئول دفتر اعتیاد سازمان بهزیستی خراسان‌رضوی، در گفت‌وگو با شهرآرا، بیان می‌کند: اکنون ٣٨‌کمپ ماده١۵ (ترک اعتیاد اختیاری) در مشهد داریم که از این تعداد، چهار مرکز مختص بانوان است. همچنین ١١‌کمپ ترک اجباری ماده١۶ (ترک اعتیاد اجباری) در این شهر فعال هستند که یکی از آن‌ها به بانوان اختصاص دارد.
وی با بیان اینکه از اواسط تیرماه سال جاری، مسئولیت کمپ‌های ترک اجباری، از شورای هماهنگی مبارزه با موادمخدر به سازمان بهزیستی واگذار شده است، اظهار می‌کند: بازدیدها از تمام این مراکز به‌صورت سرزده صورت می‌گیرد و در‌صورتی‌که مشکلی وجود داشته باشد، فرصت برای اصلاح می‌دهند و در صورت لزوم از ابلاغ و اخطار نیز استفاده می‌شود.

وفور متادون در عطاری‌های سطح شهر
قربانی با اشاره به اینکه تنها کمپ‌های ترک اجباری سهمیه متادون دارند، ادامه می‌دهد: ‌کمپ‌های ترک اجباری به‌دلیل اینکه درزمینه کاهش آسیب فعالیت دارند و همچنین ازآنجاکه کارتن‌خواب‌ها شرایط سم‌زدایی ندارند، می‌توانند از متادون استفاده کنند. اما درمان در مراکز ماده‌١۵ براساس سم‌زدایی و پرهیزمداری صورت می‌گیرد و این مراکز، اجازه استفاده از متادون را ندارند. در‌صورتی‌که متادون به‌صورت مهار‌نشده در‌اختیار مصرف‌کنندگان قرار بگیرد، ممکن است بر‌اثر مصرف زیاد وابستگی ایجاد کند. متأسفانه اکنون در عطاری‌های سطح شهر به‌وفور متادون یافت می‌شود.
وی می‌گوید: در‌کنار مصرف دارو حتما باید روان‌درمانی نیز انجام شود. همچنین در تمام کمپ‌های ترک اجباری باید روان‌شناس، مددکار، پرستار، پزشک و روان‌پزشک حضور داشته باشند.

تصمیم بهزیستی برای «گوانتانامو»
کارشناس‌مسئول دفتر اعتیاد سازمان بهزیستی خراسان‌رضوی بیان می‌کند: از زمانی‌که بهزیستی مسئولیت این کمپ‌ها را برعهده گرفت، از میان افرادی که در مراکز ماده‌١۵ فعالیت می‌کرده‌اند و سابقه تخلف نداشته‌ و از لحاظ بهزیستی مورد تأیید بوده‌اند، تعدادی انتخاب شده‌اند و مجوز فعالیت مراکز ماده‌١۶ به آن‌ها داده شده است.
وی با اشاره به اینکه برای تعطیلی یکی از کمپ‌های ترک اجباری در مشهد هنوز تصمیمی گرفته نشده است، می‌گوید: فعلا سازمان بهزیستی تصمیم به قطع همکاری با این کمپ را ندارد و باید جلساتی در‌این‌راستا برگزار شود.
قربانی اظهار می‌کند: اکنون شرایط یکی از کمپ‌های ترک اجباری در مشهد که به گفته مصرف‌کنندگانی که در آن حضور داشته‌اند وضعیت خوبی نداشته، بهتر شده است. پیش از اینکه این کمپ‌ها زیرنظر بهزیستی قرار بگیرند، تعداد مراکز کم و در‌نتیجه کیفیت خدمات نیز نامناسب بود و در بعضی موارد ٧٠٠‌معتاد در یک کمپ نگهداری می‌شدند، اما اکنون سقف مراکز به ١۵٠‌نفر رسیده است.

اعتیاد، سرطان اجتماعی
دکتر مجید ابهری، آسیب‌شناس و رفتارشناس اجتماعی در این زمینه می‌گوید: همواره تولید و توزیع موادمخدر، یکی از ابزارهای اصلی دشمن در جنگ نرم بوده است و در این زمینه تلاش‌های گسترده‌ای از‌سوی نهادهای متولی صورت می‌گیرد که ستاد مبارزه با موادمخدر با آموزش، اطلاع‌رسانی و برنامه‌ریزی‌های علمی سهم شایان‌توجهی در مقابله با این سرطان اجتماعی دارد. اما با‌‌توجه‌ به حجم گسترده مافیای موادمخدر، هنوز آمار معتادان تأسف‌برانگیز است.

نقص چرخه درمان
وی با اشاره به اینکه باید در حوزه پیشگیری و درمان فعالیت‌های گسترده‌تری انجام گیرد، اظهار می‌کند: به‌دلیل ناقص‌بودن چرخه درمان، حدود ٨٠‌درصد از معتادان پس از درمان، دوباره به چرخه اعتیاد برمی‌گردند.
ابهری ادامه می‌دهد: اکنون درمان اعتیاد به چهار روش خوددرمانی، درمان آشفته (بازار عطاری‌ها و تبلیغات شبکه‌های ماهواره‌ای)، درمان‌های تخصصی و درمان در کمپ‌های غیربهداشتی صورت می‌گیرد که درمان تخصصی، بهترین شیوه است و زیرنظر پزشکان متخصص در مراکز درمانی انجام می‌گیرد.
این آسیب‌شناس و رفتارشناس اجتماعی بیان می‌کند: درمان در کمپ‌های غیربهداشتی در برخی موارد توسط معتادان بهبودیافته و اغلب در مراکز غیر‌استاندارد صورت می‌گیرد. در بعضی از این مراکز‌، شکنجه‌های روحی و جسمی، بیماران را تا سر‌حد مرگ می‌کشاند. کتک‌زدن، آزارهای روحی و اهانت‌های گفتاری، از روش‌های معمول آن‌هاست.
وی می‌گوید: البته در این حوزه، سهم بعضی تشکل‌های مردمی مانند کنگره‌۶٠ که با روش‌های مناسبی فعالیت می‌کنند، از بقیه این مراکز جداست.
ابهری اظهار می‌کند: دولت باید با نظارت دقیق بر این مراکز، مانع‌از بروز مشکلات برای معتادان و خانواده‌های آن‌ها شود، در‌‌غیر‌‌این‌صورت، آشفتگی در‌زمینه‌های درمان و ترک اعتیاد، نه‌تنها کم نخواهد شد، بلکه روز‌به‌روز به تعداد معتادان اضافه می‌کند.

تأثیر منفی کمپ‌های غیرمجاز پاک نمی‌شود
این آسیب‌شناس و رفتارشناس اجتماعی می‌گوید: تأثیرات منفی این‌گونه مراکز ممکن است حتی تا پایان عمر از ذهن افراد پاک نشود. تحقیر و آزارهای روحی موجب قرارگرفتن مصرف‌کنندگان در موضع لجاجت و انتقام‌جویی می‌شود و یکی از دلایل بازگشت معتادان به چرخه اعتیاد، این مراکز هستند که به‌ معتاد به‌عنوان وسیله‌ای برای کسب درآمد اقتصادی و کاسبی نگاه می‌کنند.
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی