کد خبر : 80278
/ 12:25
واکنش استادان برجسته ادبیات به اظهارات نابجای کارگردان سینما درباره شاهنامه فردوسی؛

سخن خام و کاخ بادوام

صحبت‌های محمدحسین مهدویان درباره فردوسی و شاهنامه در برنامه تلویزیونی «هفت» واکنش‌های بسیاری را در میان جامعه فرهنگ و ادب ایران برانگیخت.

سخن خام و کاخ بادوام

فاطمه خلخالی استاد- شهرآراآنلاین، او در برنامه یادشده در پاسخ به نقدهای مجری (رضا رشیدپور) به فیلم سینمایی تازه او، «لاتاری»، داشتن جنبه‌های فاشیستی در یک فیلم را مشروط بر اینکه مردم با آن به هیجان بیایند و کف و سوت بزنند، بدون اشکال دانست و در توجیه حرف‌های خود، شاهنامه فردوسی را نیز اثری «فاشیستی» و «نژادپرستانه» و «پر از شعار و خشونت» خواند! این در‌حالی است که خود او مدتی پیش در مطلبی که درباره کنسرت-نمایش «سی» انتشار داده بود، شاهنامه را «اثر بزرگی برای ایرانیان» و «نشان تمدن این سرزمین پهناور» دانسته بود که «هیچ‌گاه به اندازه قدرتش نتوانسته در هنر ایران جایی داشته باشد»؛ و اینکه «این اثر به اندازه‌ای غنی است و پرقدرت که برای بسیاری از کسانی که کار هنری می‌‌کنند، نزدیک شدن به آن گاهی ترسناک است». از این رو به نظر می‌رسد جوانی و بی‌تجربگی و بی‌دانشی مهدویان درباره ادبیات فارسی و به زبان آوردن سخنان خام یا فکرنشده در دفاع از فیلمش، کار دست او داده است و به مهم‌ترین کتابی که می‌تواند مایه وحدت همه ایرانیان از هر قوم و فرهنگ و زبان باشد، اتهاماتی ناروا و بی‌پایه زده است. شهرآرا در این باره به سراغ تنی چند از استادان برجسته زبان و ادبیات فارسی رفته و نظر آن‌ها را درباره صحبت‌های فیلم‌ساز یادشده پرسیده است.
در شاهنامه، ایرانیان آغازگرِ جنگ نیستند
دکتر میرجلال‌الدین کزازی در پاسخ به سخنان اخیر محمدحسین مهدویان می‌گوید: شاهنامه، نامه فرهنگ و منش ایرانی است. اگر ما بخواهیم ایرانی را بدان‌گونه که می‌سزد، بشناسیم، باید چهره راستین و فرشتین او را در شاهنامه بجوییم.
این استاد سرشناس زبان و ادبیات فارسی می‌افزاید: یکی از ویژگی‌های بنیادین در منش و فرهنگ ایرانیان، دیگردوستی است. این دیگردوستی یا گرامی‌داشت دیگران، بیگانگان، در شاهنامه بازتاب یافته است.
کزاری بیان می‌کند: در شاهنامه هرگز ایرانیان به نبرد آغاز نمی‌کنند. جنگ‌هایی که درمی‌گیرد، همواره از‌سوی دیگران آغاز شده است. ایرانیان به آهنگ نگاهبانی از مرزهای فرهنگی و جغرافیایی ناچار از پیکار شده‌اند.
این شاهنامه‌پژوه ابراز می‌کند: دیربازترین نبردهای شاهنامه، نبرد ایران است با توران. در نمادشناسی شاهنامه، توران سرزمین تیرگی، بیداد، نامردمی است؛ وارونه‌ ایران که سرزمین روشنایی، داد، ویژگی‌های والای انسانی است.
فردوسی ویژگی‌های مثبت دشمن را هم می‌ستاید
کزاری تصریح می‌کند: این ناسازی و دوگانگی، بایسته جهان حماسه است. در جهان حماسه همواره با دو رنگ روبه‌روییم: سپید و سیاه. مرزی در میانه این دو نمی‌توان یافت که هم سپید باشد هم سیاه. یا به سخنی خاکستری.
این نویسنده و مترجم می‌گوید: شاهنامه برترین، پایه‌ورترین، سنجیده‌ترین شاهکار حماسی جهان است. با این همه جهان شاهنامه، یکسر سپید یا سیاه نیست. ما در توران که سرزمین سیاهی است با چهره‌هایی روبه‌رو هستیم که یکسره تیره و پلید و اهریمنی نیستند؛ چهره‌هایی مانند اغریرث برادر افراسیاب که افراسیاب او را به گناه یاری‌رسانیدن به بندیان ایرانی می‌کشد.یا پیران ویسه، وزیر و رایزن خردمند افراسیاب که او را با اندرزهای خویش از تباهی و سیاهی بازمی‌دارد. برای نمونه او را اندرز می‌گوید که بیژن را که به توران افتاده است، از پای درنیاورد.
آن فیلمساز با شاهنامه بیگانه است
کزازی بیان می‌کند: از سوی دیگر در ایران هم که نماد روشنایی و ویژگی‌های ارزنده و برازنده انسانی است ما با چهره‌هایی روبه‌رو هستیم که یکسره سپید و پاک نیستند؛ چهره‌هایی مانند کیکاووس که شهریاری است سبکسر، کامکار، هوسران، که بارها ایرانیان به‌ویژه برترین چهره شاهنامه، رستم را در دشواری و تنگنا می‌افکند یا با چهره‎‌ای مانند گرگین‌میلاد که دوستی را فرو می‌نهد، پیمان می‌شکند، زمینه گرفتارشدن بیژن، پهلوان بزرگ ایرانی، را در توران فراهم می‌آورد.
این استاد سرشناس ادبیات ایران در پایان با اشاره به صحبت‌های مهدویان درباره شاهنامه خاطرنشان‌می‌کند: شاهکاری چنین، چگونه می‌تواند خشک‌اندیشی، یکسونگری، سخت‌دلی، نژادپرستی را ارج بنهد و اندرز بگوید. کسی که چنین دیدگاهی درباره شاهنامه که نامه فرهنگ و منش ایرانی است دارد، آشکارا نشان می‌دهد که با این دفتر خرد و دانایی و روشن‌رایی یکسره بیگانه است.
این سخن‌ها برای مشهور شدن است
دکتر محمدجعفر یاحقی نیز که فیلم گفته‌های مهدویان در برنامه هفت را ندیده است، بیان می‌کند: اگر شاهنامه اثری فاشیستی و نژادپرستانه است چرا هزار و ده سال از زمان سرودن شاهنامه گذشته است، ولی هیچ‌کس متوجه این موضوع نشده است؟
این استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی می‌افزاید: احمد شاملو چند سال پیش، علیه شاهنامه در کالیفرنیا صحبت کرد و بعد هم مُرد و حرف بی‌پایه و اساسش هم از بین رفت. این‌ها سخنانی بی‌اساس است که برخی افراد برای مطرح‌کردن خودشان بیان می‌کنند تا جنجالی راه بیندازند و به همین واسطه سر زبان‌ها بیفتند.
وی با بیان اینکه بعضی افراد برای رسیدن به شهرت دست به هر کاری می‌زنند، می‌گوید: اگر کارگردان فیلم لاتاری چنین صحبتی کرده است، محل اعتنا نیست. شاملو با آن جایگاه و با داشتن آن همه طرفدار، وقتی علیه شاهنامه صحبت کرد، گوش هیچ‌کس بدهکار نشد.
شاهنامه داستان دفاع از حیثیت است
یاحقی تصریح می‌کند: سلطان محمودغزنوی نیز در مخالفت با فردوسی سخنی گفته بود، اما در نهایت مُرد، شکوهش از میان رفت و افسانه شد. هر فردی که قدر فردوسی را نداند چه سلطان محمود باشد و چه احمد شاملو، از ارزش خود کاسته است.این استاد دانشگاه با بیان اینکه تاریخ همیشه به درستی قضاوت خواهد کرد، ابراز می‌کند: درحقیقت افرادی که چنین سخنانی می‌گویند، شاهنامه را اصلا نخوانده‌اند و براساس تصور خود فکر می‌کنند شاهنامه داستان جنگ و جنگاوری است، درحالی‌که شاهنامه داستان دفاع از حیثیت است.وی می‌افزاید: از این گذشته اگر فردی هم اثر فردوسی را خوانده باشد، باید ببینیم کدام شاهنامه بوده است؟ ما ده‌ها شاهنامه داریم که پر از ابیات الحاقی است و درواقع اثر اصلی و درست و واقعی نیست.
بعضی تعابیر فقط برای دفاع از کشور آمده است
دکتر عباس خیرآبادی با تأیید اینکه ابیاتی در شاهنامه وجود دارد که می‌توان تعابیری نژادپرستانه از آن‌ها کرد، می‌گوید: برای نمونه در بخشی از شاهنامه، نژاد ایرانی و نژاد دشمن با هم مقایسه می‌شوند و نژاد ایرانی، به عنوان نژاد برتر مطرح می‌شود.
این استاد بازنشسته دانشگاه ادامه می‌دهد: یا زمانی که برای رستم خبر می‌برند و در نزدش از سهراب یاد می‌کنند، او می‌گوید «از آزادگان این نباشد شگفت/ ز ترکان چنین یاد نتوان گرفت» یعنی دیدن چنین پهلوانی در میان ایرانی‌ها، جای شگفتی ندارد، درحالی‌که از بین ترک‌ها [ی تورانی] چنین فردی برنمی‌خیزد.
خیرآبادی می‌افزاید: یا زمانی که سهراب از گردآفرید خوشش می‌آید و به او علاقه‌مند می‌شود، واکنش گردآفرید چنین است: «بخندید و او را به افسوس گفت/ که ترکان ز ایران نیابند جفت» یعنی ایرانی‌ها دختر به ترک نمی‌دهند.
وی خاطرنشان می‌کند: گرچه در شاهنامه چنین ابیاتی با این تعابیر وجود دارد، این‌ها در زمانی به کار رفته که کشور در معرض خطر بوده است و باید دفاعی صورت می‌گرفته است. درواقع این تعابیر برای تشویق و تهییج مردم به دفاع از کشور مطرح شده و معنی فاشیستی و نژادپرستانه ندارد.
خیرآبادی در پایان ابراز می‌کند: در زمان جنگ ایران و عراق نیز مردم برای دفاع از مرز و ورود به صحنه جنگ تشویق می‌شدند و چنین حرکتی نه نژادپرستی بوده است و نه فاشیستی. 
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی