• خانه
  • گفتگو
  • انقلاب برای استقلال، آزادی، جمهوریت و اسلامیت بود
کد خبر : 80246
/ 11:14
حجت الاسلام علی عدالتی:

انقلاب برای استقلال، آزادی، جمهوریت و اسلامیت بود

علی عدالتی، از افرادی است که حتی در کنش سیاسی، مشی مسالمت‌آمیز و فعالیت‌های فرهنگی را برگزیده است. او همواره هنر خود را در راه انقلاب به کار گرفته ‌است؛ چه در سال‌های پیش‌از انقلاب که شعارهای مردم را در راهپیمایی‌های اعتراضی تنظیم می‌کرد، چه امروز که در شعر به «منتظر» تخلص دارد و فعالیت فرهنگی می‌کند.

انقلاب برای استقلال، آزادی، جمهوریت و اسلامیت بود

علی قدیری: علی عدالتی، از افرادی است که حتی در کنش سیاسی، مشی مسالمت‌آمیز و فعالیت‌های فرهنگی را برگزیده است. او همواره هنر خود را در راه انقلاب به کار گرفته ‌است؛ چه در سال‌های پیش‌از انقلاب که شعارهای مردم را در راهپیمایی‌های اعتراضی تنظیم می‌کرد، چه امروز که در شعر به «منتظر» تخلص دارد و فعالیت فرهنگی می‌کند. در سال‌های منتهی به انقلاب، وارد حوزه علمیه مشهد می‌شود و پس‌از انقلاب نیز به عضویت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی درمی‌آید.
اکنون نیز عضو گروه مجمع طلاب و روحانیون خراسان‌رضوی است که یکی از گروه‌های تشکیل‌دهنده شورای هماهنگی اصلاحات استان محسوب می‌شود. در حوزه علمیه مشهد، مدیر گروه ادبی دفتر تبلیغات و مسئول انجمن شعر طلاب بوده ‌است و اکنون مسئولیت انجمن ادبی فردوسی را برعهده دارد.
در این گفت‌وگو ابتدا نقشه‌ای از گروه‌ها و شخصیت‌های برجسته مبارز علیه رژیم پهلوی در مشهد ترسیم و در این حین، گروه خود به نام «والعادیات» را معرفی کرد که برای فعالیت‌های فرهنگی، هنری و تبلیغاتی درراستای انقلاب تأسیس کرده بودند. او همچنین به تأثیر شگرف و متمایز فعالیت‌های فرهنگی و انگیزشی دربرابر فعالیت‌های رادیکال و مسلحانه در عرصه انقلاب اشاره کرد و درنهایت از پیشگامی زنان مشهدی در انقلاب و نقش ممتاز و ویژه مشهد در فرایند کلی انقلاب سخن گفت.

درباره گروه‌هایی که در مشهد فعالیت می‌کردند، اگر بخواهیم مختصاتی ترسیم کنیم، به چه گروه‌هایی می‌توان اشاره کرد؟ سرتیم و رهبری هر گروه با چه افرادی بود و آیا در بینش و روش مبارزاتی در مشهد با یکدیگر اختلاف نظر داشتند یا خیر؟
متناسب با سطوح مبارزه در مشهد، گروه‌های مختلفی در این رابطه فعال بودند. بخشی از فعالیت‌ها در سطح بالا و خاص رهبران مبارزات در مشهد بود. در این ارتباط می‌توان به روحانیان یعنی آیت‌ا... خامنه‌ای، آیت‌ا... طبسی و مرحوم شهید‌هاشمی‌نژاد اشاره کرد. در‌کنار این‌ها، گروه‌هایی از دیگر علمای برجسته نیز مثل آیت‌ا... شیخ ابوالحسن شیرازی و آیت‌ا... سید‌کاظم مرعشی بودند. در سطح مرجعیت نیز بیوت آیت‌ا...‌العظمی سیدعبدا... شیرازی و آیت‌ا... سید‌حسن قمی بسیار فعال بودند. این علمای برجسته با حضور خود در عرصه انقلاب، در حکم رهبران ما در فعالیت‌های انقلابی مشهد بودند. در سطوح پایین‌تر، گروه‌هایی دیگر بودند که عمدتا مشی چریکی و مسلحانه داشتند و از سابقه مبارزاتی طولانی علیه رژیم پهلوی برخوردار بودند، مثل مجاهدین خلق که بعدا به منافقین تبدیل شدند یا گروه‌های غیرمسلمان مثل چریک‌های فدایی خلق.
همچنین می‌توان به جریاناتی مثل گروه‌های ملی‌مذهبی اشاره کرد که البته مشی متفاوتی از ما داشتند. در‌این‌میان گروه‌های دیگری نیز در مشهد بودند که جنبه اسلامی داشتند. روش مبارزه این گروه‌ها برگرفته از مبارزات اسلامی و زیر‌نظر علما بود و بیشتر در محافل مذهبی تشکیل می‌شدند. با‌توجه‌به بافت فرهنگی، علمی و مذهبی مشهد، طبیعی است که بسیاری از مبارزانی که نمی‌خواستند در گروه‌های چپ یا ملی که اشاره کردم، فعالیت داشته‌ باشند، خود اقدام به تشکیل گروه می‌کردند. مثلا من و چند‌طلبه و دانشجو، گروه والعادیات را تأسیس کردیم. رهبر این گروه، آقای شیخ رضا فقیهی اکنون در قم است. در آن زمان، ایشان یک طلبه فاضل، شجاع و با ایدئولوژی قوی بود. نفر دوم گروه هم یک طلبه دیگر به نام آقای هوسی بود که متأسفانه بعد‌از انقلاب توسط مجاهدین ترور شد. ایشان هم قدرت فکری زیادی داشت و معمم بود. آقای هوسی، هم قلم و هم ادبیات خوبی داشت. آقای فقیهی هم به همین صورت، هم عالم و هم شاعر بود. من نیز در آن زمان هنوز معمم نشده‌بودم و طلبه‌ای تازه‌بنیان بودم.
در‌کنار این دوستان شروع به فعالیت و کم‌کم عضوگیری کردیم. ما سه نفر گاهی به‌تنهایی و گاهی به کمک یکدیگر، شعرهایی می‌سرودیم که به‌عنوان خوراک آگاهی‌بخشی در آن زمان مورد‌استفاده قرار می‌گرفت؛ یا مثلا اعلامیه‌های امام‌خمینی‌(ره) را که از جاهای مختلف می‌آمد، از سایر سرشاخه‌های گروه‌های دیگر می‌گرفتیم و در مناطق دیگر توزیع می‌کردیم. همچنین گروهی دیگر مانند ما در مسجد حسینی کوچه چهنو با تلاش آقای شهیدی و چند نفر دیگر تشکیل شد. حجره طلبگی من نیز اتفاقا در همان کوچه بود و به اهالی محل که آن‌ها نیز گروه دیگری تشکیل داده‌ بودند، کمک می‌کردم. این گروه‌ها عمدتا بر محوریت فعالیت‌های تبلیغاتی شدید سازمان‌دهی شده‌ بودند و شاید به همین دلیل کمتر اسیر ساواک شدند.
 
112066.jpg
 طلبه‌های جوان می‌گفتند مدرسه مرحوم موسوی‌نژاد، جلوی فعالیت‌های سیاسی طلبه‌ها را می‌گیرد و اگر طلبه‌ای برای مثال اعلامیه‌ای از دکتر علی شریعتی همراهش داشت، از مدرسه اخراج می‌شد. یکی از کارهای فرهنگی ما، مقابله با همین افراد بود. در‌واقع کار ما خنثی‌کردن تبلیغات منفی گروه‌های سنتی علیه تظاهرات بود. پس‌از این اقدامات بود که در مرحله دوم، بخشی دیگر از علما به فعالیت‌های انقلابی پیوستند. البته باید گفت که قبل‌از سه بزرگوار مطرح در مشهد، استاد محمدتقی شریعتی، مرحوم آیت‌ا... میلانی و خود دکتر‌علی شریعتی، کارهایی علمی و فکری کرده بودند که اگر نبودند، مشهد به آن سرعت وارد عرصه انقلاب نشده ‌بود


از‌طرف ساواک یا مأموران با شما یا اعضای گروهتان برخورد شد؟
از معدود دفعاتی که با ما برخورد شد، در یکی از تظاهرات‌ها در چهارراه شهدا و بیت سیدعبدا... شیرازی بود که گاردی‌ها ما را تحت تعقیب قرار دادند و ما در خانه‌های پشت باغ نادری پنهان شدیم، اما در‌نهایت متأسفانه ما را دستگیر کردند و حدود یک‌هفته در زندان وکیل‌آباد مهمان ساواک بودیم. بعد‌از تغییر نخست‌وزیر، ما با قید سند آزاد شدیم. خدا خیر بدهد آقای خالقی، استادکار بنده در نجاری را که برای ما سند گذاشت و ما را آزاد کرد و باز توانستیم به صف مبارزان علیه رژیم بپیوندیم. یکی دیگر از گروه‌هایی که باید به آن اشاره کرد، گروه «ستاره اسلام» شهید فرودی است. این گروه فعالیت‌های مهمی در سطح بالاتری از فعالیت‌های ما در‌راستای انقلاب انجام داد. میان گروه‌های مختلف نوعی همکاری شکل گرفته بود. مثلا گروه ستاره اسلام، دستگاه تکثیر داشت و اعلامیه‌ها را تکثیر می‌کرد و ما آن‌ها را توزیع می‌کردیم. گروه دیگری نیز به نام «والعصر» بود که بعدها بدل به «انجمن اسلامی ولی‌عصر» شد. این گروه هم فعالیت‌های مختلفی داشت.

درباره تفاوت فعالیت‌های فرهنگی، تبلیغاتی و انگیزشی‌ای که جناب‌عالی نیز در همین زمینه مشغول به فعالیت بودید، با فعالیت‌های سیاسی یا حتی چریکی در مشهد، ازنظر تأثیرگذاری بر مردم بیشتر برایمان بگویید.
اشاره کردم که برخی فعالیت‌های انقلابی در سطوح بالا و خاص رهبران اعتراضی بود. همچنین عموم مردم برای انقلاب به فرمان امام‌خمینی‌(ره) به خیابان‌ها آمده‌ بودند و در اعتراض‌های سراسری شرکت می‌کردند. در‌این‌میان اما برخی کارها روی زمین مانده‌ بود؛ مثلا ابتدا در راهپیمایی‌ها و اعتراض‌های خیابانی انتظامات نداشتیم. بخشی از کارهای گروه‌های میانی مثل ما این بود که به امورات انجام‌نشده بپردازیم و مثلا گروه‌های انتظامات درست کنیم یا با گروه‌‌هایی که مسلط به هنر تصویرسازی بودند، ارتباط بگیریم تا عکس امام‌خمینی‌(ره) را روی پرده‌ای بزرگ بکشند. همچنین به‌دلیل آشنایی با شعر و ادبیات، در راستای انقلاب، فعالیت‌های ادبی می‌کردیم که از دست گروه‌های دیگر بر نمی‌آمد. شعرایی هم داشتیم که شعرهای انقلابی می‌گفتند مثل آقای موید و مرحوم آقای محرم که استاد من بودند. متأسفانه کمبود امکانات مانع‌از آن بود که این اشعار به‌صورت سازمان‌دهی‌شده تکثیر شود و در‌اختیار افکار عمومی قرار گیرد. به یاد دارم که مرحوم آقای ترابی، شاعری مذهبی و انقلابی بود که چند شعر و شعار سروده‌ بودند و در روزهای ملتهب انقلاب در مشهد بسیار مؤثر بود. مثلا از آقای صفایی و آقای توکلی شنیدم که در واکنش به تظاهرات مردمی مقابل شهربانی کل استان خراسان در خیابان عدل خمینی که آن زمان به عدل پهلوی معروف بود، گارد تصمیم داشت با ایجاد رعب و وحشت در دل مردم، جمعیت را پراکنده کند. بالای ساختمان شهربانی مسلسل کار گذاشته بودند و با تشکیلات مجهزی وارد راهپیمایی شدند. همان زمان آقای ترابی با گفتن شعار «ولیعهدت بمیرد شاه ایران/ چرا کشتی جوانان وطن را»، شور و جسارت عجیبی به مردم تزریق کردند. در شعارهای تکراری آن روزها، این شعاری نو بود. شعارها در آن زمان هم باید جدید می‌بود، هم اهداف انقلاب را مطرح می‌کرد و هم شجاعت مردم را برمی‌انگیخت. بسیاری از افراد مردد که هنوز به انقلابیون نپیوسته بودند، دراثر همین فعالیت‌ها به سیل انقلاب اضافه شدند. درکنار این فعالیت‌های انگیزشی، کتاب‌های مرحوم دکتر علی شریعتی و مرحوم آیت‌ا... طالقانی و دیگران هم تأثیر زیادی در آگاهی مردم و جذب افراد مردد به انقلاب داشت. ما نیز لابه‌لای این کتاب‌های انقلابی اعلامیه می‌گذاشتیم و به توزیع و فروش کتاب می‌پرداختیم؛ یعنی کار فرهنگی در سطوح و اشکال مختلف سازمان‌دهی و انجام می‌شد. مجموع فعالیت‌های ما با کارها و فعالیت‌های عملیاتی تفاوت داشت. حتی شعارهای ما در اعتراض‌ها نیز با شعارهای گروه‌های مسلح و چریکی متفاوت بود. شعارهای خارج از ضوابط متعلق به این گروه‌ها بود. مثلا شعار می‌داند که «تا شاه کفن نشود/ این وطن وطن نشود». اما شعارهای ما همان‌طورکه گفتم نه‌تنها براساس هدف‌های مشخص بود، بلکه در یک روند مشخص شکل می‌گرفت. مثلا ما با علما جلسات مختلفی برگزار می‌کردیم. من با لباس مبدل به منزل آقای خامنه‌ای که تازه از تبعید ایرانشهر آمده بودند و نیز خدمت آقایان دیگر می‌رفتم. طی این جلسات، خط‌مشی مشخص می‌شد که چه شعارهایی باید برنامه‌ریزی شود.
به یاد دارم در مسجد دانشگاه در بیمارستان قائم که به «شهناز» معروف بود، آیت‌ا... خامنه‌ای همراه با شیخ‌علی تهرانی در پایان یک راهپیمایی سخنرانی کردند و طی این سخنرانی آقای خامنه‌ای گفتند که بهترین شعار شما، همین شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» است. مهم‌ترین شعار انقلاب، روشن است که برای استقلال، آزادی، جمهوریت و اسلامیت انقلاب کردیم. در‌واقع شعرها، سرودها و بیانیه‌ها با هماهنگی رهبران اعتراضی آن زمان در مشهد تنظیم می‌شد. از‌ دیگر کارهای ما، فعالیت‌هایی درراستای خبررسانی بود، چون رسانه نداشتیم. سرکشی به خانواده شهدا و زندانیان سیاسی، اقدام مثبت دیگری در آن زمان بود که انجام می‌دادیم. کار فرهنگی در آن زمان کار مؤثری بود. در همان زمان بودند افرادی که به‌سراغ ما بیایند، برای آنکه به اقدامات مسلحانه و ترور دست بزنیم، اما از‌طریق راهنمایی‌های امام‌خمینی‌(ره) و آیت‌ا... خامنه‌ای به این نتیجه رسیدیم که توسل به این اقدامات نه‌تنها انحرافی است، بلکه ملت را هم از انقلاب بیزار می‌کند. البته ما می‌خواستیم تغییر رژیم بدهیم، اما نه با تفنگ! ما مخالف این بودیم که برخی با تندروی‌ها و اقدام‌های رادیکال به اموال عمومی صدمه بزنند. موارد محدودی را در مشهد می‌توان سراغ گرفت که مردم دست به اقدامات رادیکال زده باشند و آن هم بیشتر رفتاری متقابل در‌برابر اقدامات خشونت‌آمیز عوامل حکومتی بود. مثلا در واقعه ۹ و ۱۰دی که ارتش به مردم حمله‌ور شد و طی آن چند نفر از‌جمله خانم بتول چراغچی شهید شدند، مردم در اقدامی متقابل فروشگاه ارتش را آتش زدند؛ وگرنه در بیشتر مواقع راهپیمایی‌ها بسیار با‌عظمت و با نظم پیش می‌رفت. در‌راستای انقلاب به فعالیت فرهنگی مشغول بودیم، از‌جمله بنده و چند نفر دیگر زندانی و شکنجه شدیم، اما در همان حال هم مراقب بودیم که کسی از زندانیان یا زندان‌بانان کشته نشود. برخی موضوعات برای ثبت در تاریخ باید گفته‌ شود. در آن زمان، تعدادی ساواکی که برای شناسایی و دستگیری مبارزان به‌شکل نفوذی در‌میان مردم بودند، توسط مردم شناخته و به نحوی کشته شدند. برخی از این افراد را از مجسمه میدان مجسمه (میدان شهدا امروز) و درخت‌های جلوی بیمارستان امام‌رضا(ع) آویزان کردند. پیرو این اقدامات، امام‌خمینی‌(ره) و آیت‌ا...‌خامنه‌ای پیام‌هایی فرستادند که ما بین مردم توزیع و آنان را توجیه می‌کردیم که ما اهل ترور و کشتار نیستیم و اگر کسی مجرم است باید در دادگاه صالحه محاکمه شود و از خود دفاع کند. حتی امام(ره) پیام دادند که دست به کشتار نزدید، ما برادرکشی و جنگ داخلی نمی‌خواهیم.
 
112067.jpg
 برخی موضوعات برای ثبت در تاریخ باید گفته‌ شود. در آن زمان، تعدادی ساواکی که برای شناسایی و دستگیری مبارزان به‌شکل نفوذی در‌میان مردم بودند، توسط مردم شناخته و به نحوی کشته شدند. برخی از این افراد را از مجسمه میدان مجسمه (میدان شهدا امروز) و درخت‌های جلوی بیمارستان امام‌رضا(ع) آویزان کردند. پیرو این اقدامات، امام‌خمینی‌(ره) و آیت‌ا...‌خامنه‌ای پیام‌هایی فرستادند که ما بین مردم توزیع و آنان را توجیه می‌کردیم که ما اهل ترور و کشتار نیستیم و اگر کسی مجرم است باید در دادگاه صالحه محاکمه شود و از خود دفاع کند. حتی امام(ره) پیام دادند که دست به کشتار نزدید، ما برادرکشی و جنگ داخلی نمی‌خواهیم 


با‌توجه‌به اینکه مشهد بافت سنتی و مذهبی دارد، حضور زنان را در روزهای منتهی به انقلاب چگونه ارزیابی می‌کنید؟ چون برخی معتقدند بین زنان، کسانی مانند زکیه لسانی بودند که حتی خطبه‌های تأثیرگذار ایراد می‌کردند و بعد بازداشت و شکنجه شدند.
اتفاقا من بعدها در این زمینه چند کار تحقیقی کرده‌ام و بخشی از آن‌ها هم در مطبوعات منتشر شده ‌است. یکی از این کارهای تحقیقی درباره راهپیمایی زنان مشهد در ۱۷دی یعنی دو روز قبل از قیام قم است. در این روز، زنان از مسجد و حسینیه نخودبریزها در فلکه آب حرکت کردند و به خیابان خسروی آمدند، پس از آن به چهارراه شهدا و سپس میدان شهدا رفتند که میتینگ دستگاه شاه بود و زنان مکشفه برای نمایش متمدن‌شدن به آنجا آمده‌ بودند؛ زیرا ١٧‌دی روز کشف حجاب بود. درباره این راهپیمایی من با خانم‌هایی که در آن حضور داشتند، مصاحبه کردم. آن‌ها علاوه‌بر حفظ موقعیت انقلابی خود، اتفاقا دیدگاه‌های بسیار روشن و آزادی‌خواهانه‌ای داشتند. در‌واقع به‌راحتی می‌شد شعارهای انقلاب را در لایه‌های فکری این خانم‌ها پیدا کرد. این راهپیمایی در چنین روزی بسیار معنادار و شکوهمند بود، چون فقط زنان در آن حضور داشتند. خانم مریم فرودی، خانم مقدسی، دختر آیت‌ا... شیرازی و همسر آقای موسوی خراسانی، از‌ زنان پیشگام در این حرکت بودند.
در همین‌جا بگویم یکی از پایگاه‌های مهم انقلاب در مشهد، مسجدالرضا(ع) در خیابان بهار زیر‌نظر آقای موسوی‌خراسانی بود که متأسفانه در روایت‌های تاریخی حق ایشان ضایع شده‌ است، با اینکه این مسجد حتی از مسجد کرامت نیز فعالیت بیشتری داشت. حقیقتا زنان در مشهد در‌جریان انقلاب، مثل همان جریان حماسه‌ای که نقل شده ‌‌است که طی آن زنان برای تشییع بدن امام‌رضا(ع) به طرز عجیبی حاضر شدند، دو روز قبل از قیام قم، قیام کردند و حماسه‌ساز شدند. از جنبه‌های کشاندن مردم به خیابان‌ها و برانگیختن جسارت آنان، همین حضور بانوان تأثیرگذار بود، به‌گونه‌ای‌که از همه قشر در راهپیمایی شرکت کردند. اگر بخواهیم از زنان برجسته انقلابی مشهد نام ببریم، حتما باید خانم مقدسی در رأس آنان باشد. در‌کنار ایشان نیز خانم صبوری حضور داشتند که هر دو، دختران آقای شیرازی بودند. مادر آقای رحیم‌پور‌ازغدی نیز از‌ افرادی بودند که تا آخرین مراحل انقلاب حضور جدی داشتند. مادر آقای رحیم‌پور ازغدی در مشهد، در حکم اعظم طالقانی بودند.

جایگاه مشهد را به‌عنوان شهری مذهبی در فرایند کلی انقلاب چگونه ارزیابی می‌کنید؟
سؤال بسیار مهمی را طرح کردید. مشهد به‌‌‌سبب وجود بارگاه ملکوتی امام‌رضا(ع) و در سایه این حرم، پایگاهی بوده‌ است برای پرورش علمایی نظیر علمای قم و نجف. علما در مشهد، وارد عرصه انقلاب شدند که این موضوع بسیار در روند انقلاب در این شهر و حتی کشور اهمیت داشت. البته ورود علما به عرصه انقلاب در دو مرحله صورت گرفت. در مرحله اول روحانیان، یعنی آیت‌ا... خامنه‌ای، آیت‌ا... طبسی و مرحوم شهید‌هاشمی‌نژاد بودند. در‌کنار این بزرگواران البته دیگر شخصیت‌هایی هم بودند که شاید مثل این سه فرد برجسته به میدان انقلاب نیامدند، اما نقش مؤثری در هدایت مردم داشتند. مثلا من از خود آیت‌ا... شیرازی شنیدم که عبا بر سر می‌کرده، اعلامیه در جیب می‌گذاشته و به منزل میرزاجواد آقای تهرانی، آیت‌ا... فلسفی، شیخ علی تهرانی و... می‌رفته ‌است تا از آن‌ها امضا بگیرد و آنان را توجیه کند که امروز باید اعلامیه حمایت از حرکات مردمی را صادر کنید. در‌واقع ما در‌کنار معنویت رضوی، از حضور عالمان رضوی بهره می‌بردیم. مشهد، شهر بسیار حساسی بود. در مشهد، علمایی بودند که با تظاهرات مخالفت می‌کردند. طلبه‌های جوان می‌گفتند مدرسه مرحوم موسوی‌نژاد، جلوی فعالیت‌های سیاسی طلبه‌ها را می‌گیرد و اگر طلبه‌ای برای مثال اعلامیه‌ای از دکتر علی شریعتی همراهش داشت، از مدرسه اخراج می‌شد.
یکی از کارهای فرهنگی ما، مقابله با همین افراد بود. در‌واقع کار ما خنثی‌کردن تبلیغات منفی گروه‌های سنتی علیه تظاهرات بود. پس‌از این اقدامات بود که در مرحله دوم، بخشی دیگر از علما به فعالیت‌های انقلابی پیوستند. البته باید گفت که قبل‌از سه بزرگوار مطرح در مشهد، استاد محمدتقی شریعتی، مرحوم آیت‌ا... میلانی و خود دکتر‌علی شریعتی، کارهایی علمی و فکری کرده بودند که اگر نبودند، مشهد به آن سرعت وارد عرصه انقلاب نشده ‌بود. اولین تظاهرات گسترده در تشییع شیخ احمد کافی بود. مشهد به‌دلیل حضور زائر زیاد و اوضاع خاصش برجسته‌تر بود؛ مثلا یکی از مأموریت‌های آیت‌ا... خامنه‌ای این بود که پیام امام را برای علمای بیرجند می‌بردند. در حوادثی مثل زلزله طبس هم افرادی مثل آیت‌ا... صدوقی و طلبه‌‌هایی که تحت تعلیم آقای خامنه‌ای بودند، پیروان راه امام را جذب می‌کردند و آنجا هم فعالیت سیاسی در‌جریان بود. من بیش از آنکه تحلیل کنم، صرفا واقعیت‌ها را بازگو می‌کنم. مشهد، نقش بسزایی در انقلاب داشت و مراجع و حتی خود امام‌خمینی(ره) چشم امیدشان به مشهد بود و برای تمام مسائل مشهد بیانیه می‌دادند. بعد از انقلاب هم شاهد بودیم که بسیاری از مسائل از همین مشهد رشد پیدا کرد، تا‌زمانی‌که از میان همان رهبران مبارزاتی ما در مشهد، آیت‌ا... خامنه‌ای به رهبری انقلاب رسیدند.

و سخن پایانی.
کار شما را تحسین می‌کنم. بسیار خوب است که از دیدگاه‌های مختلف به انقلاب پرداخته ‌شود. همچنین بررسی مواردی از تاریخ انقلاب که کمتر مورد‌توجه بوده‌ مثل همین کاری که شما می‌کنید، بسیار ارزشمند است. بسیاری از دوستان هستند که گفتارها، خاطرات و تحلیل‌های بسیار کاربردی درباره انقلاب دارند، کسانی که کسی سراغ آن‌ها نرفته و در‌نتیجه پرسیده و گفته نشده‌ است. ما به‌عنوان جوانانی که در آن سال‌ها در‌راستای پیروزی انقلاب تلاش کردیم، حال باید به این سؤال پاسخ دهیم که چرا انقلاب کردیم. همانطور که گفتم قطعا جواب ما در شعارها و از‌جمله مهم‌ترین شعار انقلاب، روشن است که برای استقلال، آزادی، جمهوریت و اسلامیت انقلاب کردیم. در این چهار کلمه، تمام اهداف انقلاب نهفته و سایر مسائل همه فرعی است.
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی