کد خبر : 80240
/ 09:43
مروری بر تاریخچه چند انجمن مهم در شعر معاصر خراسان؛

جریان‌سازهای ادبی مشهد

در گزارش پیش‌رو نقبی زده‌ایم به تاریخ تشکیلِ چهار انجمن مهم شعر مشهد که محل آمد‌و‌شد بسیاری از شخصیت‌های نامدار ادبیِ مشهد و کشور از گذشته تا به امروز بوده است.

جریان‌سازهای ادبی مشهد

هما سعادتمند- ادبیات معاصر خراسان تنها با شاعرانش شناخته نمی‌شود؛ بلکه محافلی هم که این شاعران با حضورشان به آن گرما می‌بخشیدند یا خود، رشدیافته آن بودند، شهرت بسزایی در تاریخ ادب این سرزمین دارند. در میان این محفل‌ها و انجمن‌های فراوان شعری که بیشتر در خطه ادب‌خیز مشهد برقرار بوده است، چند انجمن اهمیت ویژه‌ای دارند؛ تا آنجا که می‌توان از آن‌ها به عنوان انجمن‌های جریان‌ساز شعر خراسان و حتی ایران نام برد. در گزارش پیش‌رو نقبی زده‌ایم به تاریخ تشکیلِ چهار انجمن مهم شعر مشهد که محل آمد‌و‌شد بسیاری از شخصیت‌های نامدار ادبیِ مشهد و کشور از گذشته تا به امروز بوده است.

انجمن‌های ادبی از دربار تا بازار
تاریخ تشکیل نخستین انجمن‌های ادبی را که ورق بزنید شاید درباره هیچ‌یک به عددی مشخص در سالی معلوم نرسید تا بتوان با یقین نوشت نخستین انجمن کهن در فلان سال از فلان سده تشکیل شده است. البته تورق متون کهن ادبی ما را به نام‌هایی نظیر عنصری بلخی، شاعر سده چهارم، و دولتشاه سمرقندی، تذکره‌نویس و شاعر قرن نهم هجری، می‌رساند که در نوشته‌هایشان، گریزی به انجمن‌های ادبی زده‌اند. همچنین تاریخ‌نگاران از تشکیل انجمن‌های ادبی به دست امرای سامانی، خوارزمشاهی و تیموری یاد کرده‌اند؛ آن‌چنان که می‌توان گفت نخستین انجمن‌های ادبی در دربارِ پادشاهان پایه‌گذاری شده است. این محافل درباری از سده چهارم تا دهم هجری قمری خانقاه‌ها و مدارس را نیز دربر گرفتند. پس از آن از سده دهم تا نیمه دوم سده دوازدهم هجری قمری، قهوه‌خانه‌ها نیز محل تجمع اهل ادب شدند تا شعر از پستوی دربارها و خانقاه‌ها به کوچه و بازار بیاید. خراسان به عنوان مهد شعر و ادب یکی از پایگاه‌های تشکیل این انجمن‌های ادبی بوده و هست.

انجمن سرگرد نگارنده؛ از سال ١٣٢۶ تا ١٣۴٧
پایه‌گذار انجمن سرگرد نگارنده که به «انجمن ادبی فردوسی» نیز شهره بوده، شادروان عبدالعلی نگارنده است. نشست‌های انجمن که شب‌های شنبه در منزل آن مرحوم برگزار می‌شده یکی از نخستین محافل جریان‌ساز ادبی مشهد بوده است. افزون بر شاعران نامی آن دوران، استادان دانشکده ادبیات و همچنین برخى از روحانیان اهل ذوق و طلاب جوان آن روزگار، مانند رهبر معظم انقلاب و برادرانشان به این محفل آمد‌و‌شد داشتند. نقد و نقادی در انجمن ادبی نگارنده از اهمیت بسزایی برخوردار بود.
رضا افضلی، شاعر و پژوهشگر مشهدی، در گفت‌وگو با شهرآرا، پیش از آنکه درباره انجمن سرگرد نگارنده توضیح دهد، گریزی می‌زند به نخستین انجمن‌های مشهد در دوره معاصر و می‌گوید: در خلال سال‌های ١٣٠٠ تا ١٣٢٠ خورشیدی، انجمنی با نام «انجمن ادبى خراسان» در ساختمان قدیم باغ نادرى به ریاست آقاى سید حسن مشکان طبسى تشکیل می‌شد. پس از آن در سال١٣٢٠ هم در سالن باغ ملى مشهد، انجمن ادبى دیگرى به ریاست مرحوم عبدالحسین نصرت (منشى باشى) پا گرفته بود. انجمن نگارنده هم از سال١٣٢۶ تا ١٣۴٧ در چهارراه پل‌خاکی و در منزل شخصی سرگرد عبدالعلی نگارنده برگزار می‌شد. این انجمن محل گردهمایی پیشکسوتان شعر خراسان در آن دوره بود. خود سرگرد نگارنده هم شعرهایی با مضامین عاطفی و مذهبی می‌سرود. در واقع انجمن نگارنده را باید با عنوان انجمن کلاسیک‌های مذهبی معرفی کرد.

انجمن ادبی فرخ ؛از حوالی سال ١٣٢۵ تا ١٣٧۶
انجمن ادبی فرخ که احیاگر سبک خراسانی و در واقع سردمدار جریان سنت‌گرایی ادبی در ایران شمرده می‌شود، یکی دیگر از انجمن‌های جریان‌ساز مشهد بوده است که به کوشش و همت سید محمود فرخ در نیمه دوم دهه٢٠ پا گرفته است.
سید جلال قیامی میرحسینی، دیگر شاعر و پژوهشگر ادبی مشهد، با بیان این نکته که «در گذشته محافل ادبی بسیاری در منازل یا قهوه‌خانه‌ها وجود داشت اما انجمن با آن سبک و سیاق رسمی که جمعی از شاعران و ادیبان نامدار در آن حضور پیدا کنند، اندک بود»، می‌افزاید: درِ خانه محمود فرخ، صبح‌های جمعه به‌روی عموم شاعران باز بود. آن‌هایی که شاعر بودند، شعر می‌خواندند و تعدادی هم که اهل فضل و دانش بودند، اگر نکته‌ای در خلال این شعرخوانی‌ها به ذهن‌شان می‌رسید، بیان می‌کردند.
او ادامه می‌دهد: دانشمندانی نیز از شهرها یا کشورهای دیگر مانند افغانستان، ترکیه، پاکستان و حتی بعضی از مستشرقان اروپایی وقت سفرشان به مشهد، در این محفل شرکت می‌کردند. انجمن فرخ سال‌ها پابرجا بود تا اینکه بانی‌اش در بستر بیماری افتاد.
این پژوهشگر می‌گوید: وقتی فرخ دیگر نتوانست جلسه را اداره کند، یک روز مرحوم کمال را صدا زد و به او وصیت کرد که این انجمن بعد از او نیز باید ادامه پیدا‌کند و وظیفه گرداندن آن را به مرحوم کمال سپرد. خود مرحوم کمال عبارت «من از باقی پا به جفت‌‌تر بودم» را به کار می برد و تعریف می‌کند که مرحوم فرخ او را به خاطر نظم و استمرارش برای حضور در جلسات انتخاب کرده است؛ زیرا بسیاری از چهره‌های نامی آن دوره نظیر مرحوم قدسی یا در سفر بودند و یا درگیر فعالیت‌های سیاسی.شاعر کتاب «برگ‌های خاکستری» اظهارمی‌کند: این انجمن در سال‌های رونق و شکوه خود یکی از وزنه‌های ادبی شهر و کشور شمرده می‌شد، اما در اواخر دهه ٧٠ با ورود برخی شاعران کم‌دانش، از آنجا که انجمن از اهداف و آرمان‌های گذشته خود فاصله‌گرفته بود، به خواسته بازماندگان فرخ تعطیل شد. مرحوم کمال هم پس از این رویداد ضربه روحی سختی خورد تا آنجا که به عقیده من یکی از دلایلی که مرگ کمال را تسریع کرد، تعطیلی این انجمن بود.

انجمن قهرمان؛ از ١٣٣٩ تا ١٣٩٢
انجمن ادبی قهرمان یکی دیگر از انجمن‌های تأثیرگذار و البته جریان‌ساز مشهد به شمار می‌آمد. این انجمن که نزدیک به نیم سده در منزل مرحوم محمد قهرمان دایر می‌شد، میزبان بسیاری از ادیبان و شاعران نام‌دار مشهد بود. انجمن قهرمان درواقع میزبان شاعران سنت‌گرا و نوگرا در کنار هم بود؛ این نکته آن را از دیگر انجمن‌های زمانه خود متمایز می‌کرد. انجمن ادبی قهرمان همچنین، احیاگر مطالعات و پژوهش‌هایی در غزل سبک هندی در شعر معاصر نیز به شمار می‌رفت.
افضلی درباره این انجمن می‌گوید: از قالبِ شعری مثنوی گرفته تا دوبیتی و ترجیع‌بند و از شعر نیمایی گرفته تا سروده‌های منثور و اصول نقد ادبی جدید، در جلسات منزل قهرمان صاحب‌نظرانی داشت. استادانی چون دکتر محمدرضا شفیعی‌کدکنی و دکتر‌ضیاءالدین سجادی، خاقانی‌شناس مشهور، هروقت به مشهد می‌آمدند، در جلسات این انجمن شرکت می‌کردند.
شاعر کتاب «برکه‌ای شفاف چون صبحی زلال» ادامه‌می‌دهد: در کنار نامداران و پیشکسوتان ادبی، شاعران دیگری نیز بودند که به علت مطالعه و سال‌ها حضور در این انجمن، خودشان کارشناس شعر شده، اصول نقد سنتی را به‌تدریج آموخته بودند؛ این گروه هرجا لازم بود، تجربه‌های خود را برای جوان‌ترها بازگو می‌کردند.

انجمن ادبی پیکار؛ ١٣۴٠ تا احتمالا ١٣۴٢
انجمن پیکار انجمن نوپردازان خراسان بود. اهالی این محفل ادبی پیرو مهدی اخوان ثالث، سردمدار سبک نو خراسانی در ادبیات بودند.
افضلی درباره این انجمن نیز چنین توضیح می‌دهد: شاعران انجمن پیکار در آغاز کار، ادامه‌دهندگان راه افرادی بودند که در «کانون نشر حقایق» آمدوشد داشتند. این کانون که گرایش‌های سیاسی داشت، به‌همت تقی شریعتی، پدر دکتر علی شریعتی، پا‌گرفته بود. حوالی سال ١٣۴٠ برخی از اعضای کانون با‌حضورجمعی از شاعران، انجمنی به نام انجمن پیکار تشکیل دادند.
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی