• خانه
  • یادداشت
  • ضرورت بازگویی‌خاطرات انقلاب
کد خبر : 80157
/ 11:21
غلامرضا بنی‌اسدی

ضرورت بازگویی‌خاطرات انقلاب

ما نسبت به انقلاب اسلامی یک بدهکاری بزرگ داریم. ما نتوانستیم وقایع انقلاب را که در ذهنمان به عنوان خاطره نقش بسته است چنان‌که باید به مردم به‌ویژه نسل‌های بعد منتقل کنیم. نتوانستیم آنچه بود را به آن گونه‌ای که باید، بیان کنیم تا نسل نو با این‌همه ابهام درباره حقیقت انقلاب در عرصه واقعیت، مواجه نشود.

ضرورت بازگویی‌خاطرات انقلاب

خاطره‌گویی یک قالب پیام‌رسانی اثر‌گذار است. در خاطره‌گویی مؤمنانه و حرفه‌‌ای، بدون اینکه راوی بخواهد داوری کند، اصل رویداد را، آنچه به چشم دیده را روایت می‌کند. روایت صادق ماجرا به شنونده و خواننده خاطره کمک می‌کند تا وقایع را بهتر فهم کند و امکان تحلیل رخداد هم برایش فراهم می‌شود.
خاطرات خشت بنای دریافت افراد از رویداد‌ها هستند. در بازخوانی آن، نه راوی، که خود ماجرا باید برجسته شود و «این‌همانی» ماجرا باید حفظ شود. چنین که شد، می‌توان به خاطرات استناد کرد نه اینکه برخی افراد برای بزرگ کردن خود در اذهان، خاطره بسازند و در افکار بیفشانند که نتیجه این تحریف تاریخ خواهد بود.
به باور من، ما نسبت به انقلاب اسلامی یک بدهکاری بزرگ داریم. ما نتوانستیم وقایع انقلاب را که در ذهنمان به عنوان خاطره نقش بسته است چنان‌که باید به مردم به‌ویژه نسل‌های بعد منتقل کنیم. نتوانستیم آنچه بود را به آن گونه‌ای که باید، بیان کنیم تا نسل نو با این‌همه ابهام درباره حقیقت انقلاب در عرصه واقعیت، مواجه نشود. برخی از نسل انقلاب تواضع کردند برای نگفتن. حرفشان هم محترم بود و معتقد بودند کاری را که برای خدا انجام داده‌اند نباید به ترازوی این دنیا بگذارند. با احترام به این نگاه، من معتقدم خاطرات و دریافت‌های ما از انقلاب به مای تنها تعلق ندارد. عملِ عبادیِ فردی نیست که اخلاص پوشیده‌داری آن را اقتضا کند بلکه عمل تکلیفی جمعی است که بیان آن مثل خود عمل ضروری است. بیان امروز وقایع انقلاب پاسداری از انقلاب و نقش‌آفرینی برای نگهداشت این سرمایه بزرگ است.
بیان خاطرات انقلاب ذکرخداست و همان‌طور که رهبر انقلاب درباره ذکر یاد شهدا فرمودند، کمتر از شهادت نیست. بیان صادق وقایع انقلاب هم کم از مبارزه نیست که شرایط امروز، مبارزه‌ای از این دست اقتضا می‌کند. بر این اساس، باید نسلی که مانده‌اند خاطرات خود از روزهای انقلاب را بیان کنند، از چرایی ماجرا، از رویدادها، از تظاهرات در شهر و روستا، از هم‌گرایی مردم، از تانک‌هایی که به خیابان آمدند، از مردمی که زیر تانک رفتند، از مهری و الهه‌ای که پنج سال پیش از حسین فهمیده زیر تانک رفتند، از کودکی که دست در دست مادر داشت در خیابان مشهد و چون تانک رد شد، او ماند و دست مادری که زیر تانک له شد، از حمله به بیمارستان امام‌رضا، از میدان دهِ‌ دی، از روز ٩ دی و از میدان شهدا و خیابان شهدا و چهارراه شهدا، از آنچه در مشهد ما اتفاق افتاد. بگویند و بنویسند تا امروز مردم بدانند که چه شد تا مردم بر حکومت شوریدند تا نپندارند که مردمِ در‌بهشت‌نشسته هوس خوردن میوه ممنوعه کردند و به سرزمین مشکلات هبوط کردند.
باید گفت واقعیت‌ها را تا بدانند مردم که حال و روز کشور مثل خیابان تهران خود ما بود که دیوار‌ها را طراحی و زیباسازی کرده بودند تا در چشم رهگذران و شاه زیبا بنشیند اما پشت این دیوار‌های زیبا با این رویش، حکایت خواجه بود و نقش ایوان و خانه‌ای که از پای‌بست ویران بود. کسانی که امروز در فضای مجازی دارند حسرت گذشته را می‌خورند پشت به این دیوار قشنگ ایستاده‌اند و در خیال غوطه‌ور می‌شوند و الا اگر پشت دیوار را می‌دیدند، قطعا هم قضاوتشان فرق می‌کرد و هم رفتارشان. این جایی است که باید متواضعانِ زیرخاک‌برنده خاطرات را به فریاد فراخواند به میانه میدان تا بگویند واقعیت‌ها را تا حقیقت نپندارند آنچه بر قلم حسرت‌بار سربازان فضای مجازی می‌رود.
تأکید من برای بیان خاطرات انقلاب فقط برای انقلابیون نیست که ضدانقلاب دیروز هم و چهره‌های ضدقهرمان دیروز را هم باید فرصت گفتن باشد با تراز صداقت. آنان نیز یا مجازات خویش را تحمل کرده‌اند یا مورد عفو قرار گرفته‌اند و خطری تهدیدشان نمی‌کند تا از نقش خویش بگویند.
این شاید کفاره همکاری با طاغوت باشد که با سلامت‌سازی اذهان با بیان واقعیات، ادا می‌کنند. یادمان باشد خاطرات همه طرف‌های درگیر امروزه ورق‌هایی از تاریخ ایران است و میراث معنوی یک ملت. شخصی نباید به ماجرا نگاه کرد که اینجا سخن از شخصیت یک انقلاب و امروز و فردای ایران است. پس باید زبان گشود.
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی