• خانه
  • یادداشت
  • فردا دیر است؛ نگاهی به ادبیات داستانی انقلاب اسلامی
کد خبر : 80055
/ 09:14
علی براتی گجوان

فردا دیر است؛ نگاهی به ادبیات داستانی انقلاب اسلامی

نوشتن داستان درباره هر انقلابی اول با نیت آغازکنندگانش صورت می‌گیرد و سپس شخصیت‌های درگیر در انقلاب و رهبران آن.

فردا دیر است؛ نگاهی به ادبیات داستانی انقلاب اسلامی

انقلاب یک جوشش درونی با کنش های بیرونی است. هرانقلابی در درون خودش داستانی دارد؛ داستانی از مردمی که انقلاب کرده‌اند با نیت‌ها و نگاهشان. رهاورد این نگاه به آمال وآرزوهایشان می‌شود فرهنگی نو و آغاز ارزش‌های جدید که از دل این نگاه بیرون می‌زند.
ارزش‌های جدید بر پایه همین نگاه شکل می‌گیرد که با ارزش‌های پیش از شروع انقلاب حتما در تضاد است.
نوشتن داستان درباره هر انقلابی اول با نیت آغازکنندگانش صورت می‌گیرد و سپس شخصیت‌های درگیر در انقلاب و رهبران آن.
بر همین اساس انقلاب اسلامی ایران نیز ارزش‌هایی جدید مبتنی بر شروع‌کنندگان انقلاب و بر پایه ارزش‌های دینی به همراه خود آورد و این جذاب‌ترین نکته‌ای است که داستان‌نویس می‌تواند به آن بپردازد.
در این میان مشکلی پیش آمد و آن آغاز جنگ است؛ چنان‌که دغدغه جمع‌آوری و نوشتن داستان درباره انقلاب به فراموشی سپرده شد. با فروکش‌کردن آتش جنگ این دغدغه دوباره شعله‌ور شد اما مشکل دوم در اینجا رخ‌نمود؛ بسیاری از انقلابیون داستان‌نویس نبودند و نسل بعد هم انقلاب را ندیده بود. عده‌ای هم متمایل به نوشتن درباره بزرگ‌ترین انقلاب سده بیستم نبودند. پس توجهات به سمت خاطرات شفاهی رفت تا با نوشتن آن زمینه برای داستان‌نویسان بعدی شکل بگیرد.
اگر انصاف داشته باشیم کتاب‌های فاخری هم به دست چاپ سپرده شده است اما معدود نویسندگان معتقد به انقلاب هم در این زمینه تاکنون رمان و مجموعه‌داستان درخوری را خلق یا تولید نکرده‌اند.
همانند اتفاقی که برای کتاب‌های ادبیات جنگ و دفاع مقدس افتاد، نگاه تقدس‌وار بزرگ‌ترین ضربه را به این نوع ادبی وارد کرده است. ترس از انحراف از ارزش‌های انقلاب سبب شد نویسندگان هنوز هم با شک و تردید و با خودسانسوری این داستان‌ها را روایت کنند و تمام واقعیت‌های انقلاب را روی صفحه سفید نیاورند. برداشت‌های سیاسی از متون ادبی این ترس را بیشتر کرده است و نبود مطالعه کافی هم مزید بر علت شده‌است.
اما باید بدانیم عملکرد ضعیف در این حوزه به چه فجایعی انجامیده است. نگاه کلیشه‌ای رسانه ملی هم مشکل را دو چندان کرده است تا جوان امروز با شک و تردید به نیت پاک آغازکنندگان انقلاب نگاه کند و پرسشی را همیشه مطرح کند: «چرا انقلاب کردید؟» چون جوابش را نه در ابیات، نه در سینما و نه در سیما می‌گیرد.
این در حالی است که واقعیت این است که انقلاب محصول نارضایتی از فساد فراوان حاکمان شاهنشاهی و تجاوز و قتل و ترور و ساواک و شکنجه و... است اما نشان‌دادن این موارد در قالب شعار و نه با امانتداری، نگاه نادرست به انقلاب را تقویت کرده است و تأسف آنجاست که هیچ نهاد و سازمانی به‌صورت متمرکز به تولید و خلق رمان و داستان انقلاب نمی‌پردازد.
اکنون وقت رنسانس در نگاه مسئولان فرهنگی برای به تصویرکشیدن انقلاب رسیده است و از دید نگارنده این سطور، دیر هم شده است. معدود کتاب‌های داستانی انقلاب هم باید مورد نقد قرار گیرد تا برای پیشرفت و بهترشدن این ادبیات اقدام شود. بر همه ما، مسئولان فرهنگی و نویسندگان، تکلیف است تا به این موضوع حساس باشیم که فردا دیر است.
*نویسنده داستان جنگ و انقلاب، علی براتی گجوان 
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی