کد خبر : 79768
/ 08:16
گفت‌وگو با دکتر لیلا حق‌پرست، پژوهشگر جوان مشهدی که در جشنواره بین‌المللی فارابی و جایزه‌ دکتر فتح‌ا... مجتبایی افتخار آفرید

تجلی رستمِ سیستان از غرب تا خراسان

«بررسی ساختار اسطوره‌ای حماسه‌های پهلوانان خاندان سام» عنوان رساله دکتری لیلا حق‌پرست، پژوهشگر جوان مشهدی است که در آن به پهلوانان سیستان پرداخته است

تجلی رستمِ سیستان از غرب تا خراسان

وحید حسینی ایرانی-شهرآرا آنلاین، نام «رستم» شاید آشناترین نامِ افسانه‌ای یا اسطوره‌ای در میان خانواده‌های ایرانی باشد؛ از گذشته‌ای دور کودکان ایرانی از فارس گرفته تا لر و کرد و بلوچ و گیلک و... با داستان دلاوری‌های رستم در نبرد با تورانیان و هفت‌خوان و جز آن بزرگ شده‌اند و ایرانیان به این نمود فرهنگ ملی بالیده‌اند. اما رستم فرزند «زال» که خود زال نیز فرزند «سام» بود، از تباری از پهلوانان ایرانی موسوم به پهلوانان سیستان به شمار می‌آمد. خاندانی که اهمیت ویژه‌ای در روایت‌های حماسی ما دارند. . دکتر حق‌پرست متولد ١٣۶٢ و دانش‌آموخته زبان و ادبیات فارسی است. این مدرس ادبیات فارسی، در روزهای اخیر با رساله‌اش موفق به کسب دو جایزه از جشنواره بین‌المللی فارابی و جایزه‌ دکتر فتح‌ا... مجتبایی شد.

چه شد که به سراغ «خاندان سام» رفتید؟
طبعا خاندان‌های پهلوانی دیگری هم به‌جز خاندان سام، ازقبیل نوذریان و گودرزیان، در نظام پهلوانی و جنگاوری ایران ایفای نقش می‌کرده‌اند. اما واقعیت آن است که پهلوانان سیستان با نام مشخص «خاندان سام» چند ویژگی اختصاصی در حماسۀ ملی دارند که آن‌ها را از دیگر دودمان‌ها‌ی پهلوانی متمایز می‌کند. مهم‌تر از همه اینکه عنوان «جهان‌پهلوان» به آن‌ها اختصاص دارد و از گرشاسب و سام گرفته تا رستم و فرزندانش، همه دارای این عنوان هستند. افزون‌براین، پهلوانان خاندان سام نسل‌در‌نسل «تاج‌بخش» و حتی «تاج‌ستان» هستند؛ یعنی این توانایی را دارند که شاه را بر تخت بنشانند و روایی پادشاهی او را رد یا تأیید کنند. ویژگی بعدی‌شان استقلال نسبی محل سکونتشان است. یعنی این پهلوانان در سرزمینی نیمه‌مستقل زندگی می‌کنند. در دربار اقامت دائمی ندارند و هر وقت که پادشاه برای هدف خاصی به آن‌ها نیازمند است، به پایتخت فرامی‌خواندشان و آن‌ها هم می‌توانند بسته به صلاحدید خود، از فرمان شخص اول کشور اطاعت یا سرپیچی کنند. بعد از همۀ این‌ها، بیشترین روایت‌های مرتبط با حماسۀ ملی به این خاندان اختصاص دارد و از اساطیر گرفته تا متون حماسی و شفاهی، نام این خاندان پربسامدترین نام در دودمان‌ها‌ی پهلوانی ایران است.

درباره پهلوانان سیستان دیگران هم پژوهش‌هایی صورت داده‌اند، شما در تحقیق‌تان چه حرف تازه‌ای زده‌اید که پیش از این زده نشده است؟
بله، بیشترین پژوهش‌های مرتبط با حماسه و به‌ویژه دودمان‌های پهلوانی به پهلوانان سیستان و مشخصا گرشاسب و رستم اختصاص داشته که سرآمدان این خاندان بوده‌اند. اما مشکلی که هست این است که این پژوهش‌ها اغلب به روش‌هایی قیاسی و گاهی ذائقه‌محور صورت گرفته و مثلا حکمی کلی در این‌همانی یا تفاوت این شخصیت‌ها صادر کرده‌اند. حتی این پژوهش‌های متکثر گاهی چنان ناقض همدیگرند که اگر یکی را بپذیریم، ناگزیر باید دیگری را رد کنیم. برای نمونه اگر آن‌طور که مارکوارت و هرتسفلد و موله و دیگران گفته‌اند، بپذیریم که رستمِ حماسه همان گرشاسبِ اسطوره است، طبعا نمی‌توانیم فرض کریستن سن و مرحوم سرکاراتی را مبنی بر استقلال این دو شخصیت قبول کنیم. هدف اصلی که در رساله‌ام داشته‌ام آن بوده است که بتوانیم فراتر از شباهت‌های ظاهری که ممکن است ما را سر ذوق بیاورد و احیانا به بیراهه بکشاند، از راهی مشخص و قانون‌مند و با بررسی ساختارها و لایه‌های پنهان این روایت‌ها و سپس مقایسۀ دستاوردهای حاصل از تحلیل روایت‌های هریک از این پهلوانان، به نتیجه‌ای مشخص و قانع‌کننده دست پیدا کنیم.
 
آیا به‌جز منابع مکتوب، از سرچشمه‌های شفاهی و طومارهای نقالی نیز سود جسته‌اید؟
حسن این پژوهش این است که در آن تمام منابع را درنظر داشته‌ام؛ اعم از متون اساطیری ایران و تاحدی هند، حماسه‌های پهلوانی و حتی روایت‌های شفاهی و مشخصاً طومارهای نقالی. به این دلیل که در رویکرد ساختاری که برگزیده بودم، تمام روایت‌ها ارزش واحدی داشتند و همه در کنار هم در نمایاندن ساختار اسطوره‌های موردبررسی نقش دارند.
 
آیا همین‌طور که مازندرانِ شاهنامه با مازندران جغرافیای امروز متفاوت است، سیستان اسطوره‌ای هم با سیستان واقعی یا امروزی فرق دارد؟
سیستان اساطیر حول و حوش همین سیستانی است که امروزه در جغرافیای ایران می‌شناسیم؛ با این تفاوت که گستره‌ای بسیار وسیع‌تر داشته است. مشخص‌ترین وجه شاخص سیستانِ حماسه آن است که سرزمینی نیمه‌مستقل با حاکمیتی جداگانه و البته جزو ایران و تحت فرمان ایران بوده است.

می‌توان گفت اساطیر و داستان‌های پهلوانی سیستان تأثیری فراگیر بر دیگر مناطق کشور یا خارج از ایران داشته است؟
هر جای ایران را و هر فرهنگ سنتی ایرانی را که بگردید، رد پای حماسۀ ملی و مشخصاً پهلوانان سیستان را خواهید یافت. در میان اقوام گوناگون از همین خراسان گرفته تا اقوام لر و کرد و حتی شمال و جنوب کشور، پیوسته روایت‌هایی هست که سینه‌به‌سینه گشته و باقی مانده است. حتی در نام مکان‌ها‌ی ویژه‌ای هم می‌توانید از زبان مردم بومی مطالبی را دراین‌باره بشنوید و وجه‌تسمیه‌هایی را که به حماسۀ ملی راه می‌یابد مشاهده کنید.
 
از میان پهلوانان سیستان، آیا کس دیگری هم به جایگاه و محبوبیت عامِ «رستم» دست پیدا می‌کند؟
حقیقت آن است که سراسر حماسه مشحون از نام رستم و پهلوانی‌های اوست. شاید بخش عظیمی از این اختصاص مرهون شاهکار فردوسی یعنی شاهنامه باشد. فردوسی آگاهانه و به‌عمد، یگانه پهلوان بی‌رقیب حماسۀ ملی را رستم دانسته و عمداً نخواسته است از دیگر پهلوانان این دودمان و حتی قهرمانان دیگری از قبیل آرش نام ببرد تا این افتخار تنها برای رستم باقی بماند. اما در روایت‌های مردمی و البته در حماسه‌های جداگانه‌ا‌ی که برای هریک از پهلوانان این خاندان تدارک دیده شده، شخصیت‌های حماسی دیگر را نیز می‌بینیم که برای خود کنش‌ها و وقایعِ در‌ظاهر منحصر‌به‌فردی را تجربه می‌کنند و هریک خویشکاری‌ها و قهرمانی‌‌های ویژۀ خود را دارند و در دوران زندگی‌شان سرآمد دیگر پهلوانان هستند.

این پژوهش را ادامه خواهید داد؟
حسن هر پژوهش موفقی آن است که راه را برای پژوهش‌های دیگر هموار می‌کند و همیشه درست زمانی که به دغدغۀ پژوهشی خاصی پاسخ می‌دهیم، انبوهی پرسش تازه طرح می‌شود که برای رسیدن به پاسخ آن‌ها باید راه درازی را بپیماییم. این پژوهش هم اگرچه به پرسش‌های طرح شده در آغاز تا حد زیادی پاسخ داده است، در انتها پیشنهادهای متعددی برای پژوهش‌های بعدی طرح کرده که هر پژوهشگری دغدغه‌ای از جنس یا نزدیک به دغدغۀ این رساله داشت، می‌تواند از جنبه‌های مختلف آن‌ را در پیش بگیرد.

 
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی