کد خبر : 79765
/ 10:12
روایتی از چند پرونده کودک‌آزاری در مشهد

زخم‌های ابـدی

تندتند راه می‌رود، جوری که یکی از گام‌هایش لنگ می‌زند. بستنی عروسکی‌اش را باز می‌کند، اما به‌خاطر معطلی در مغازه، آب شده و مجبور است تند‌تند آن را بخورد.

زخم‌های ابـدی

زهرا اسکندریان-شهرآرا آنلاین، بستنی روی لباس و دست‌ها می‌ریزد. سعی می‌کند صورتش را تمیز کند. دست‌هایش را چندین‌بار با مانتواش تمیز می‌کند، اما انگار راضی‌ نیست. بستنی را می‌اندازد زمین. با آبی که در کوله‌اش دارد، دست و صورتش را می‌شوید، باز هم فرقی نمی‌کند. سرعتش را تندتر می‌کند. انگار دارد از چیزی فرار می‌کند. هنوز هم نمی‌داند چه اتفاقی افتاده است. کمی اشک می‌ریزد و به این فکر می‌کند چرا دوست‌داشتن آدم بزرگ‌ها این شکلی است!
داستان را به عقب برمی‌گردانیم. مردی با پلیس تماس می‌گیرد و بدون هیچ نام و نشانی از خود، از کسی می‌گوید که بارها او را درحال آزاررساندن(جنسی) به کودکان دیده است. نشانی دقیق مغازه و آدرس دقیقی از خانه یکی از کودکان را هم به پلیس می‌دهد. قطع می‌کند. بعد از آن، مددکاران برای پیگیری پرونده به خانه دختر‌بچه می‌روند و برای اینکه اظهارات فرد ناشناس تأیید شود، آنان را به دادگستری احضار می‌کنند. 
حالا به عقب‌تر برمی‌گردیم، به روزی که بنا‌بر تاریخ فیلم‌ دوربین مداربسته مغازه ٢٩‌فروردین است. فیلم‌های دوربین، تصاویری از دختری ٩‌ساله را نشان می‌دهد که با مانتو و شلوار (لباسی پوشیده) توسط صاحب مغازه مورد تعرض قرار می‌گیرد. کودک نه از این کار جلوگیری می‌کند و نه دست و پا می‌زند و نه جیغ می‌کشد؛ نگاهش تنها به بستنی و خوراکی‌های روی میز است. مرد کودک‌آزار (که چهره جوانی نیز دارد) بنا به ساعت ثبت‌شده در فیلم، ساعت‌١۵ بعد‌از‌ظهر، با خیال راحت، کار خود را در انتهای مغازه انجام می‌دهد.
هنگام احضار به دادگستری، پدر دختربچه، عصبانی از اینکه چرا وقتشان را با این حرف‌های بیهوده می‎‌گیرند، از آزارِ رسیده به دخترش اظهار بی‌اطلاعی می‌کند. مادر نیز که فشار خون دارد، از آزاری که به دخترش رسیده بی‌خبر است.
مددکار بعد‌از آنکه با آموزش‌هایی ابتدایی، دختربچه را کمی آگاه می‌کند، برای کشف آنچه بر دخترک گذشته با او وارد گفت‌وگو می‌شود:
ببین عزیزم تو اگه اتفاقی برات افتاد باید حتما دقیق به مامانت بگی.
-نه، می‌ترسم.
-خب اگه می‌ترسی به بابات بگو.
-به بابام که اصلا نمی‌تونم.
-خب به مدیر مدرسه‌تون بگو. به معلمت بگو.
-اونا هم منو دعوا می‌کنن.
-حالا مگه اتفاقی افتاده؟ می‌خوای به من بگی؟ من قول می‌دم به کسی نگم.
-تو رو خدا به کسی نگین. اگه بگین، یا دعوام می‌کنن یا می‌زنن منو.
-نه نمی‌گم. بگو چی شده؟
-هرموقع که می‌خواستم بستنی بخرم، بهم می‌گفت نمی‌خواد پولشو بدی. فقط بذار بوست کنم. می‌گفت من خیلی دوستت دارم. می‌گفت اینا همه‌اش بازیه... .
کودک‌آزاری محرز است و مددکار می‌فهمد که این اتفاق حقیقت دارد. مریم ٩‌ساله هربار که از کلاس فوق‌برنامه خود برمی‌گشته برای خریدن بستنی به مغازه می‌رفته و مورد تعرض قرار می‌گرفته است. پزشکی قانونی نیز این موضوع را تأیید کرده است.
طبق دستور دادگستری، دوربین‌های مداربسته مغازه مجرم جمع‌ می‌شود و فیلم‌های پاک‌شده نیز دوباره به دست می‌آید. اکنون مجرم ازسوی دادگستری بازداشت شده است.
دیدن این فیلم برای هیچ سنی توصیه نمی‌شود، فیلمی واقعی که شاید همه ٢۴ساعت‌های فصل‌های زندگی دخترک را تحت‌تأثیر قرار ‌دهد. این دختر و بچه‌های دیگری که قربانی ماجرای تعرض جنسی می‌شوند، باید تمام عمر، تصاویری را در ذهن مرور کنند که هیچ‌وقت از زجرآوربودنشان کم نمی‌شود؛ فیلم‌نامه کودکانی که هیچ‌وقت پایان ندارد. کسانی که همیشه روانشان با یک درد همراه است، کسانی که در کودکی، کودکی ندارند و در بزرگ‌سالی همچنان در دردهای کودکی زندگی می‌کنند.یک پای لنگِ اکثر پرونده‌های مربوط‌به کودک‌آزاری جنسی، مربوط‌به پدران و مادران است، خانواده‌هایی که کودک خود را نمی‌شناسند، به حرف‌های او گوش نمی‌دهند، با او صحبت نمی‌کنند و برایش وقت نمی‌گذارند. برخی پدران و مادران هم از غول پر‌سرو‌صدای بی‌آبرویی به‌حدی می‌ترسند که ترجیح می‌دهند واقعیت را کتمان کنند و فکری به‌حال درمان روح و روان فرزندشان نکنند. می‌گذارند دختر یا پسرشان برای همیشه با روزهای پرابهام و پر‌سؤال دست‌و‌پنجه نرم کند. 
 
مجتبای هفت‌ساله، شاید یکی از قربانیان همین غفلت باشد. مجتبی که حالا تازه می‌تواند به مدرسه برود، راه مدرسه برای او می‌شود بدترین خاطره.
-مامان، من امروز با این آقاهه دیگه نمی‌رم مدرسه.
-چرا عزیزم؟
-چون همه‌ش باهام شوخی می‌کنه.
-خب شوخی که بد نیست. می‌خواد خوشحالت کنه.
-من شوخی دوست ندارم.
-من و بابات نمی‌رسیم هر روز تو رو ببریم و بیاریم. باید با همین سرویس بری.
-خب من نمی‌خوام کسی باهام شوخی کنه.
پدر و مادر، وقتی معنی «شوخی» را می‌فهمند که مجتبی دیگر شب‌ها نمی‌‎تواند بخوابد، شب‌ادراری دارد، در خواب جیغ می‌زند و... وقتی می‌فهمند در این مدت چه بر سر مجتبی آمده که دیگر کار از کار گذشته است. مجتبی ناخن‌هایش را می‌خورد. کمتر حرف می‌زند و بیشتر می‌ترسد. راننده سرویس مدرسه، زمانی‌که مجتبی را به‌عنوان آخرین نفر در راه مدرسه به خانه می‌رسانده، به او تعرض می‌کرده و به این کار می‌گفته: «شوخی‌کردن».
معمولا دایره لغات کودکان محدود است، معنی کلمات را درست نمی‌دانند و از گفتن جزئیات پرهیز می‌کنند. آنان معنی سوءاستفاده جنسی و معنی و دلیل اینکه کسی به آنان تعرض کند را نمی‌فهمند. 
پدرام دوازده‌ساله اما به نوع دیگری مورد آزار و اذیت قرار گرفته است. شاید کم‌توجهی پدر باعث شد که پدرام بیش‌از دیگر دوستانش، وقتش را در گیم‌نت بگذراند و هیجاناتش را آنجا خالی کند. یکی از دفعاتی که می‌خواسته بازی‌اش را ادامه‌ دهد، صاحب گیم‌نت درخواستی غیرمعمول می‌کند و پدرام نیز این درخواست را در‌مقابل بازی رایگان می‌پذیرد. بعد‌از مدتی زخم‌ها و بیماری‌های مقاربتی به‌سراغ او می‌آید و پدر و مادر از اتفاقی که برای پسرشان افتاده باخبر می شوند.


یکی دیگر از پرونده‌های مربوط‌به آزار جنسی کودکان نیز، انگشت اتهام را به‌سوی پدر و مادر نشانه می‌‌رود. دختر هشت‌ساله‌ای به نام مژگان هر روز به توصیه مادر خود برای صاحبخانه پیر غذا می‌برد. بار اولی که صاحبخانه، دخترک را آزار می‌دهد، او ماجرا را تنها با این جملات به مادرش منتقل می‌کند: «مامان! من می‌ترسم. دیگه غذا نمی‌برم.» مادر مژگان، ترس او را بی‌مورد می‌داند و بدون اینکه علت ترس را بپرسد، باز هم برای غذای ظهر صاحبخانه، او را به طبقه پایین می‌فرستد. این موضوع باز هم زمانی برای پدر و مادر آشکار می‌شود که کودک، آسیبی جبران‌ناپذیر دیده است.
 
۶٠ درصدپرونده‌ها مختومه می‌شود
معاون دادستان عمومی و انقلاب مشهد که این پرونده‌ها را با ما در‌میان گذاشته است، می‌گوید: در شش‌ماهه ابتدایی سال ٩۶ در مشهد حدود ۱۸‌درصد از پرونده‌های تجاوز به عنف، با موضوع کودکان کمتر از ۱۲‌سال بوده‌ است. در پرونده‌های آدم‌ربایی با موضوع سوءاستفاده جنسی (که ۵۰‌درصد از کل آدم‌ربایی‌ها را شامل می‌شود) نیز، ۸۸‌درصد از بزه‌دیدگان، کودکان کمتر از ۱۸‌سال بوده‌اند.
نیره عابدین‌زاده در تشریح انواع مختلف کودک‌آزاری می‌افزاید: هرگونه آزار روحی، جسمی و عاطفی به کودک، در درجات مختلفِ کودک‌آزاری قرار می‌گیرد. اگر صدمه‌ای وارد شود، علاوه‌بر پرداخت دیه، فرد به جرم کودک‌آزاری محکوم می‌شود. حتی کسانی که از کودکان برای گدایی استفاده می‌کنند، مرتکب کودک‌آزاری می‌شوند. غفلت و بی‌توجهی، ممانعت‌از تحصیل و پیشرفت و... نیز کودک‌آزاری به حساب می‌آید. در‌صورتی‌که در کودک‌آزاری اتفاق خاصی بیفتد، مانند ضرب و جرح، تجاوز به حریم خصوصی و... عناوین قانونی خاصی را شامل می‌شود.
او با بیان اینکه اگر به کودک آزار جنسی وارد شود، خود یک عنوان مجرمانه دیگر تلقی می‌شود، اضافه می‌کند: متأسفانه توجه به کودک‌آزاری کم است. اغفال، فریب، ترساندن یا ربایش دختر نابالغ کمتر از ٩‌سال و پسر نابالغ کمتر از ١۵ سال -اگرچه موجب تسلیم او شود- نیز حکم زنای به عنف یا لواط را خواهد داشت. 
معاون دادستان مشهد می‌گوید: درباره کودک‌آزاری، به‌خصوص کودک‌آزاری جنسی، با مشکلات بسیاری مواجهیم. خانواده‌ها متوجه نمی‌شوند و کودکان به آنان نمی‌گویند، که این موضوع به‌دلیل نبود ارتباط مؤثر میان کودک و خانواده است. همچنین در بعضی موارد، کودک به خانواده می‌گوید، ولی خانواده آن را بیان نمی‌کند، که دلیل آن، ترس از آبروست. 
وی ادامه می‌دهد: در مواردی که تجاوز از‌سوی خانواده صورت گرفته باشد، پنهان‌کاری بیشتر است و به‌‌این‌ترتیب، حدود ۶٠‌درصد پرونده‌ها به‌دلیل پیگیری‌نکردن و رضایت خانواده‌ها مختومه می‌شود. عابدین‌زاده با بیان اینکه در برخی موارد متأسفانه شکایت مطرح می‌شود، اما به دلایلی شاکی پرونده اعلام رضایت می‌کند، می‌گوید: گاهی افراد در‌قبال دریافت پول یا از ترس آبروریزی رضایت می‌دهند. این درحالی‌است که کودک، مغفول و از هرگونه درمان ‌روحی و روانی محروم می‌ماند.
 
۶٨ درصد بزه‌دیدگان در حاشیه شهر 
معاون دادستان مشهد به این موضوع اشاره می‌کند که کودک‌آزاری جنسی بیشتر در مناطق پیرامونی که اطلاعات عمومی بسیار پایین است رخ می‌دهد می‌افزاید: در این مناطق کودکان، بیرون از خانه بازی می‌کنند و معمولا آنان را برای خرید می‌فرستند. طبق آمار، ۶٨‌درصد بزه‌دیدگان در این حوزه در حاشیه و مناطق کم‌برخوردار مشهد سکونت داشته‌اند.
او ادامه می‌دهد: بیشترین اتفاق‌ها معمولا در مکان‌هایی روی می‌دهد که مرکز بازی بوده است. مدارس و کلاس‌های خصوصی ورزشی و آموزشی غیر از مدرسه، محل‌های بازی در مجتمع‌های مسکونی و... از بیشترین مکان‌هایی بوده که در آن، کودک، آزار جنسی دیده است.وی اضافه می‌کند: همچنین ۶۴‌درصد متهمانی که این جرم را مرتکب شده‌اند، در حاشیه شهر و مناطق کم‌برخوردار سکونت داشته‌اند و ۶٧‌درصد کل آنان، قشر جوان و حدود ٢٠ تا ٣٠ ساله بوده‌اند.
عابدین‌زاده با اشاره به قانونی مهم اما کمتر عنوان‌شده، می‌گوید: در قانون آمده که اگر کسی ببیند و بداند کودک‌آزاری اتفاق افتاده، اما به مراجع قضایی نگوید، مرتکب جرم شده است و برای این افراد تا شش‌ماه حبس در‌نظر گرفته می‌شود. دلیل این برخورد قانون، آن است که کودک‌آزاری از جرائم عمومی است و نیاز به شاکی خصوصی ندارد.به گفته او هرچه آگاهی‌ها افزایش یابد، کودک‌آزاری کاهش پیدا می‌کند. 
وی اضافه می‎‌کند: از شکایت‌های ثبت‌شده‌ در حوزه زنای به عنف، در ۶‌ماهه اول امسال در مشهد، ١٧.۵‌درصد آسیب‌دیده‌ها، ۶ تا یازده‌ساله بوده‌اند.معاون دادستان مشهد درباره نحوه مراقبت کودکان، خطاب به خانواده‌ها می‌گوید: قدم اول این ‌است که خانواده ارتباط مؤثری با کودک خود برقرار کند. پدر و مادر باید در روز، زمانی را به کودکشان اختصاص دهند و درباره موضوعات روز با کودک خود صحبت کنند. مادر باید از فرزند خود بخواهد که اتفاقات روی‌داده در طول روز را با جزئیات برای او تعریف کند. اگر هم اتفاقی افتاده بود، با کودک بد‌رفتاری نشود. اگر خانواده متوجه اتفاقی شد، ابتدا کودک را نجات دهد و او را از وضعیتی که باعث ایجاد آزار او می‌شود، خارج کند. بعد از آن باید به‌دنبال علل ماجرا گشت 
وی با بیان اینکه پدر و مادر باید به کلمات مورد‌استفاده در صحبت‌های کودکان با دقت بسیار دقت کنند، می‌گوید: «سر به سرم می‌گذارد»، «بازی می‌کند» و حتی «دوست دارد»، کلمات و عباراتی بوده‌اند که کودکان بیان کرده‌اند، اما پدر و مادر درباره جزئیات و معنی آنان از کودک خود نپرسیده‌اند. 
عابدین‌زاده ادامه می‌دهد: بعد‌از آگاه‌شدن از مشکل، بلافاصله باید به درمان روحی و جسمی کودک آسیب‌دیده پرداخت. والدین در‌صورت مطلع‌شدن از آسیب‌دیدن کودک می‌توانند به اورژانس اجتماعی(١٢٣) و دیگر مراکز حقوقی اطلاع دهند. 
معاون دادستان مشهد می‌گوید: باید همیشه به کودکان نحوه ارتباط برقرار‌کردن با اورژانس اجتماعی‌١٢٣ آموزش داده شود؛ زیرا برای کودکان تهدید واقعا ترسناک است و اگر کسی آنان را تهدید کند و از آنان بخواهد که موضوع را به کسی نگویند، واقعا به کسی نمی‌گویند.


 
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی