کد خبر : 79675
/ 14:40
پرونده ذبح گوسفندان بیمار بازار مقصودآباد دو‌باره باز شد

ذبح بهداشت در‌بازار‌دام غیرمجاز

فروردین٩۴ بود که شهرآرا، پرونده‌ای برای گوشت‌های آلوده حاصل از ذبح غیربهداشتی گوسفندان بیمار باز کرد. موضوع از نامه‌نگاری اهالی روستای مقصود‌آباد که کمی پایین‌تر از شهرک مهرگان واقع شده است، شروع شد.

ذبح بهداشت در‌بازار‌دام غیرمجاز

یلدا مهدوی- شهرآراآنلاین، اهالی این روستا، آن زمان خواستار پیگیری و توقف فعالیت بازار دام بیخ گوش روستایشان بودند. آن‌ها ظرف مدت یک‌سال‌و‌نیم، به هرجا که دستشان رسیده بود، نامه زده بودند تا از پشه‌های سالک و کنه‌های دامی که شب و روز، امان آنان را بریده بود، راحت شوند. اما درخواست‌هایشان، راه به جایی نبرده بود و درنهایت دست به دامان رسانه‌ها شده بودند.
مشکلات ناشی از فعالیت این بازار دام، تنها به آلودگی‌های محیطی و پشه‌های دامی ختم نمی‌شد و مردم به کشتار گوسفندان بیمار در خرابه‌ای کنار بازار دام نیز اشاره می‌کردند. آن‌طور‌که اهالی مقصودآباد بیان می‌کردند هر روز و در این بازار دام، تعدادی گوسفند به‌صورت غیربهداشتی و در‌حالی‌که سگ‌های ولگرد دور‌و‌بر لاشه‌های آن‌ها می‌چرخیدند، ذبح می‌شدند.
در بازدید از بازار دام این روستا، وضعیت کشتار گوسفندان بیش‌از گفته‌های اهالی اسفبار بود. گوشه‌ای از زمین بایر و خاکی بازار دام، دیوار نیمه‌شکسته آجری‌ای قرار داشت. پشت همین دیوار نیمه‌شکسته، چندقصاب با چکمه‌های سفید یا سیاهی که تا زانو رسیده بود، گوسفندان را ذبح می‌کردند و همان‌جا پوستشان را می‌کندند. خاک کنار دیوار این خرابه نیز از جاری‌شدن خون‌ گوسفندان در روزهای قبل، قرمز مایل به  سیاه  بود و فقط خون‌های کشتار آن روز هنوز سرخ رنگ بود.
گوشه دیگر دیوار خرابه، امعا‌ و ‌احشای گوسفندان، رها ‌شده بود که با بوی تعفن خونابه، نزدیک‌شدن به این دیوار را از فاصله چند‌متری غیرممکن می‌کرد. چند سگ‌ هم دوروبر دیوار می‌چرخیدند تا با دورشدن هریک از قصاب‌ها، از این ضیافت بهره‌مند شوند.
اهالی روستا می‌گفتند در این خرابه، روزانه ١٠٠گوسفند که به‌دلیل بیماری، کشتارشان در شهر ممکن نیست، ذبح می‌شوند.
حمید سالار که آن زمان رئیس شورای اسلامی روستای مقصودآباد بود، گفته بود: حدود دوسالی است که عده‌ای سودجو در این زمین رهاشده با وسعت حدود ٦هزارمترمربع اقدام به کشتار دام می‌کنند. بیشتر این گوسفندها لَقه (بیمار و ضعیف) هستند و گوشت این گوسفندان را برخی کبابی‌های مشهد می‌خرند.
جلسه اضطراری برای یک گزارش
یک روز بعد‌از انتشار این گزارش، کمیسیون بهداشت شهرستان مشهد برای بررسی موضوع، جلسه‌ای اضطراری تشکیل داد. در آن جلسه عبدا... ارجاعی، معاون سیاسی و ‌امنیتی سابق فرمانداری مشهد، برای متولیان مسئول در این حوزه خط و نشان کشید. او خواستار پیگیری ویژه ماجرا ازسوی دامپزشکی استان شد. با دستور صریح معاون اسبق فرماندار مشهد، پای اداره دامپزشکی استان به گود بازار دام این روستا باز شد. در‌نهایت، مسئولان شبکه دامپزشکی به‌‌همراه خبرنگار شهرآرا از این بازار دام و کشتار گوسفندان بازدید و دستور تعطیلی کشتار دام در آن محل را صادر کردند.البته موضوع به همین‌جا ختم نشد و معاون فرماندار مشهد نیز در بازدید از این بازار دام، برای ایجاد بازار و کشتارگاه قانونی و بهداشتی دام در روستای مقصودآ‌باد به دستگاه‌های متولی، فرصتی یک‌ماهه‌ داد. بعد‌از بازدید معاون سابق فرماندار مشهد از محل، او برای راه‌اندازی بازار جدید دام قول داد و گفت: خوشبختانه پس‌از بازدید و مذاکره‌ با مردم، دو سرمایه‌گذار بخش خصوصی، پیشنهاد ایجاد بازار دام را ارائه کردند. در‌همین‌راستا، زمین‌هایی نیز شناسایی شد و تیم کارشناسی دامپزشکی مشغول بررسی و امکان‌سنجی احداث بازار دام و کشتار‌گاه در این زمین‌‌هاست.
 
بازار دام، بدون تغییر، بعد از ٢ سال
با همه این وعده‌ها و پس‌از دو‌سال، تماس یکی از اهالی روستای مقصودآباد، دوباره ما را به بازار دام این روستا می‌کشاند. آب از آب تکان نخورده و چیزی عوض نشده است. جاده هم همان دست‌اندازهای دوسال قبل را دارد. نیسان‌های آبی با باری از گوسفند، حرف اول تردد در جاده را می‌زنند و بین رفت‌وآمد نیسان‌ها، هرازگاهی چند موتور یا خودروی سواری عبور می‌کنند.
بازار دام هم در این دو سال تغییری نکرده و درست همان شکلی است که قبلا دیده بودیم. همه مال‌فروشان (گوسفندفروش‌ها) سرشان به کارشان گرم است. یکی گوسفند می‌برد، یکی گوسفند بار نیسان می‌کند. یکی که روی موتور نشسته است و به‌خاطر سردبودن هوا شالی روی صورتش و تا نزدیکی چشم‌هایش بسته، حواسش به دوروبر بازار دام و رفت‌وآمدهاست.
چند متر مانده به بازار دام، گرد‌و‌خاکی از رفت‌وآمد نیسان‌های آبی برپاست. کنار هر نیسان، چند مرد با کفش‌های خاک‌خورده ایستانده‌اند. بعضی از مردها هم با وسواس خاص میان گوسفند‌ها می‌چرخند تا از میان تعداد زیادی گوسفند که برای فروش به بازار دام آورده شده‌اند، یکی را دستچین کنند.
 
جولان سگ‌ها
از لابه‌لای نیسان‌ها و گوسفند‌هایی که برای فروش گذاشته‌اند، خودم را به همان دیوار خرابه‌ای که دو سال پیش دیده بودم، می‌رسانم. نه آبادتر شده و نه خراب‌تر. با‌این‌حال پشت دیوار، خبری از کشتار نیست. کمی از دیوار دور می‌شوم. نزدیک یکی از سوله‌ها، مردی با چکمه‌های سفید کنار موتورش ایستاده است و دو نفر دیگر هم کمی دورتر با هم صحبت می‌کنند. تا آن‌ها چند‌متر فاصله دارم. موتورشان را روشن می‌کنند و سوار بر موتور از محل دور می‌شوند. آرام‌آرام دور می‌شوند، اما هر چندثانیه، یکی از دو‌نفری که پشت راکب موتور نشسته‌اند، سرش را به‌سمت عقب می‌چرخاند تا وضعیت را رصد کند.
با نزدیک‌شدنم به دیوار سوله، دیگر خبری از موتورسوار و دو همراهش نیست. کنار دیوار سوله از‌نظر بهداشتی در وضعیت قرمز است. لخته‌های تازه و قرمز خون را از خون‌های سیاه خشک‌شده روزهای قبل کاملا می‌توان تشخیص داد. روی دیوار سوله نیز خطوط سیاه عمودی از خون‌های پاشیده‌شده گوسفندانی که برای پوست‌کردن آویزان شده‌اند، دیده می‌شود.
روی زمین و کنار دیوار سوله نیز موکت قهوه‌ای کوچکی پهن شده که از خون‌ کشتارهای قبل تغییر رنگ داده است. سر گوسفند و خون‌های تازه‌لخته‌شده کنار دیوار، حکایت از تمام‌شدن گردن‌زنی دارد.
«خاله، نترسی پشت سرت یک سگِ»؛ صدای کودکانه پسر‌بچه‌ای است که از فاصله‌ای نه‌چندان دور به گوش می‌رسد. با هشداری که می‌دهد، آرام برمی‌گردم. سگی سفید و بزرگ که پاچه گوسفندی در دهان دارد، در نیم‌متری من ایستاده است.
سه پسر‌بچه‌ که هرکدام یک چوب دستی دارند، نفس‌نفس‌زنان از انتهای خرابه‌ به‌سمت سگ می‌دوند. سگ با همان پاچه گوسفندی که در دهانش دارد از خرابه بیرون می‌رود.
یکی از آن پسر‌بچه‌های حدودا ٩ساله وقتی نزدیک‌تر می‌آید با لبخند کنایه‌آمیز می‌گوید: خوب شد ما بودیم! این سگ‌ها وحشی‌اند. چون پاچه برداشته بود اگر جیغ می‌زدید، فکر می‌کرد که می‌خواهید اذیتش کنید و دندان‌هایش را نشان می‌داد.
اطلاعات این پسر‌بچه از سگ‌های ولگردی که دور‌وبر این سوله می‌چرخند کامل است. به این موکت نباید نزدیک می‌شدید. اینجا جایی است که هر‌روز پاچه‌های گوسفندان را روی موکت می‌گذارند تا سگ‌ها بخورند.
همان‌طور‌که صحبت می‌کند با چوب‌دستی‌اش موکت را زیر‌ورو می‌کند.
- دنبال چی می‌گردی؟
- قصاب‌ها پاچه‌های گوسفندها را زیر موکت می‌گذارند. دنبال یک پاچه گوسفند هستم.
- برای چه می‌خواهی؟
- دوست دارم یکی از این سگ‌ها را برای خودم داشته باشم؛ برای همین بعضی وقت‌ها اینجا می‌آیم و پاچه‌های گوسفندها را برمی‌دارم و توی دستم تکان می‌دهم تا سگ‌ها نزدیکم بشوند و بتوانم بالاخره یکی از آن‌ها را برای خودم نگه دارم و رامش کنم.
همان‌طور‌که با پسر‌بچه‌ها صحبت می‌کنم، به گوشه دیگر دیوار سوله می‌رسم. بوی بد تعفن اینجا آزاردهنده‌تر است، جوری‌که حتی با گرفتن هر دو دست در‌مقابل دهان نمی‌توان از این بوی بد در‌امان بود.یکی دیگر از پسر‌بچه‌ها می‌گوید: گوشه سوله شکم گوسفندان را خالی می‌کنند و این بوی بد برای همین است.
 
٢ سال قبل هم دردسر درست کردید
دوباره برمی‌گردم سراغ بازار دام. با اینکه چند‌دقیقه‌ای از حضور من و عکاس گذشته است، برای جمع مردانی که گوسفند خرید و فروش می‌کنند، هنوز غریبه هستیم. این را از سرهای کشیده‌شان به سمت ما می‌توان فهمید. کنار یکی از نیسان‌ها چند مرد ایستاده‌اند. نزدیک که می‌شویم؛ نگاهشان را جمع‌وجور می‌کنند و ادامه معامله را پی‌ می‌گیرند.
نزدیک یکی از نیسان‌ها چند ‌بره برای فروش گذاشته‌اند. لنز دوربین عکاس با اجازه فروشنده چند تصویر از این بره‌ها ثبت می‌کند. از فروشنده، قیمت بره‌ها را می‌پرسم. او می‌گوید: هر کدام از این بره‌ها٣٠٠‌هزار تومان است.یکی از مردهایی که کنار این فروشنده ایستاده، گویا طاقتش برای پرسیدن علت حضور ما طاق شده است. او با کنایه می‌گوید: با دوربین آمده‌اید که بره بخرید؟لابه‌لای توضیحاتی که درباره حضورمان در بازار دام روستای مقصودآباد می‌دهیم، چند‌مرد دیگر که تا قبل‌از توضیحات ما کمی دورتر ایستاده‌اند، برای شنیدن جزئیات نزدیک می‌شوند. با آمدن این چند مرد حلقه دور ما کامل می‌شود. هرچند کمی دورتر ایستاده‌اند، با گردنی کشیده صحبت‌ها را کامل گوش می‌کنند.
یکی از آنان می‌گوید: مگر گوسفند و بازار دام هم گل ‌و بلبل است که آمده‌اید عکس بگیرید؟!
در همه چشم‌های دوخته‌شده به ما، همین سؤال را می‌‌توان خواند.
با زیاد‌شدن تعداد افراد بدون آنکه توضیحات بیشتری برای چشم‌های پرسشگر اطرافمان بدهیم با گرفتن چند عکس از بره‌ها از محل دور می‌شویم.
هنوز چند متر تا لبه جاده مانده است که یکی از مردان جمع با شال سیاهی که به صورتش بسته است، خودش را به ما می‌رساند و می‌گوید: خانم، من شما را شناختم. شما یکی از دکترهای دامپزشکی هستید که دو سال قبل با یک اکیپ دامپزشکی سر ما آوار شدید و پای دادستان را به اینجا باز کردید. بعد که رفتید برای ما چکار کردید؟ فقط گفتند نفروشید، ما برای شما بازار دام می‌سازیم. الان شما اینجا بازار دام استانداردی را که قولش را دادند، می‌بینید؟ پس کجاست آن قول‌هایی که دادید؟
خودم را معرفی می‌کنم و بعد از آنکه متوجه می‌شود خبرنگار هستم، می‌گوید: پس دو روز دیگر مطلب شما چاپ می‌شود و باز مسئولان اینجا می‌آیند. کاش کاری بکنند و اگر می‌گویند بازار دام استاندارد برای شما می‌‌زنیم، به قولشان عملی کنند.
 
خودمان از این گوشت‌ها نمی‌خریم
بعد از بازار دام، راهی روستای مقصودآباد می‌شویم که بیخ گوش این بازار است. داخل یکی از کوچه‌ها و کنار مدرسه، چند زن در نور آفتاب بی‌فروغ زمستان با چادرهای رنگی ایستاده‌اند. به جمع چند‌نفره آنان اضافه می‌شویم.
یکی از آنان، سخن‌گوی بیان مشکلات روستا می‌شود. او در همان ابتدای صحبتش گلایه‌هایش از بازار دام را مطرح می‌کند: «خانم، از این روستا پایین‌تر یک بازار دام زدند که از ٨صبح تا ظهر گوسفند خریدوفروش می‌کنند. هنوز هستند. بروید ببینید چه اوضاعی برای ما درست کرده‌اند. آنجا گوسفند معامله می‌کنند، بدبختی‌هایش اینجا و برای ماست. تابستان‌ها نه شب‌ها خواب راحتی از دست پشه‌ها و کک‌ها داریم، نه روزها از بوی بد گوسفندان. از شدت گرمای تابستان، جرئت باز‌کردن پنجره‌ها را نداریم. وضعیت مدرسه را هم که می‌بینید. کلا تا کلاس سوم ابتدایی بیشتر ندارد و بچه‌های ما مجبورند برای ادامه درس به روستای بعدی بروند. به نظر شما مردم اینجا با این وضعیت چگونه یک بچه کلاس چهارم ابتدایی را در سرما و گرما به مدرسه در یک روستای دیگر بفرستند؟» یکی از مردان مو‌سفید روستا نیز در‌کنار مشکلاتی که زنان به آن اشاره می‌کنند، به موضوع ذبح دام در بازار دام اشاره می‌کند و می‌گوید: هر روز تعدادی گوسفند در این بازار ذبح می‌شود. گوسفندان را بدون اینکه آبی بهشان بدهند یا خون ریخته‌شده را بشویند، سر می‌برند. شب‌ها هم سگ‌های ولگرد این خون‌‌ها را می‌خورند یا روی همین خون‌ها می‌خوابند. فردا دوباره قصاب‌ها در همان‌جا گوسفند سر می‌برند. این گوشت‌ها 
نجس در نجس است!
از او درباره اینکه آیا اهالی گوشت این گوسفندان می‌خرند یا نه، می‌پرسیم. می‌گوید: مردم این روستا هر روز می‌بینند گوسفندان را چگونه اینجا ذبح می‌کنند؛ به همین دلیل از این گوشت‌ها نمی‌خرند.
او از سرنوشت این گوشت‌ها و اینکه در کجا مصرف می‌شود، خبر ندارد و می‌گوید: دقیق نمی‌دانم؛ از خود قصاب‌ها یا مردانی که در بازار دام کار می‌کنند، بپرسید. من از اهالی روستا شنیده‌ام که می‌گویند این گوشت‌ها را برای فروش به مشهد
می‌برند.
 
بازار دام غیرمجاز بهداشت منطقه را به‌خطر می‌اندازد
با‌توجه‌به قول‌های معاون اسبق فرماندار مشهد درباره بازار دام این روستا و تشکیل کمیسیون بهداشت شهرستان مشهد، سراغ حیدر خوش‌نیت، معاون سیاسی فرماندار مشهد، می‌رویم تا دلایل فعالیت دوباره این بازار غیر‌قانونی دام را جویا شویم.
او همان ابتدا با قاطعیت قول پیگیری چرایی فعالیت این بازار غیرمجاز دام را می‌دهد و در ادامه می‌گوید: فعالیت این بازار دام و ذبح غیربهداشتی گوسفندان را در اسرع وقت پیگیری می‌کنیم و اقدامات دستگاه‌های مسئول را جویا می‌شویم.
معاون سیاسی فرماندار مشهد به ضرورت ایجاد یک بازار استاندارد دام در مشهد اشاره می‌کند و می‌گوید: مشهد رو به گسترش است و اکنون راه‌اندازی یک بازار استاندارد دام، در‌کنار بازارهای موجود، ضروری به نظر می‌رسد. امیدواریم با همکاری شهرداری مشهد و اداره دامپزشکی این شهرستان، شاهد راه‌اندازی این بازار جدید باشیم. قطعا فعالیت بازارهای غیرمجاز دام مانند بازار مقصودآباد، بهداشت منطقه را به خطر می‌اندازد.

جزئیات رسمی‌شدن بازاری غیررسمی
مسئول کمیته بهداشت دفتر معاونت سیاسی فرماندار مشهد، نیز درباره اقدامات این کمیته برای بازار دام مقصودآباد چنین توضیح می‌دهد: دو‌سال قبل و با پیگیری شهرآرا، مصوبه‌ای به‌منظور سامان‌دهی این بازار دام، در کمیته بهداشت فرمانداری مصوب شد، اما با اعتراضاتی درباره انتخاب زمین در برخی روستاهای مجاور روبه‌رو شدیم که همین موضوع، روند کار را کُند کرد.
پورحسن در مورد روند اجرای مصوبه کمیته بهداشت شهرستان مشهد می‌گوید: قطعا برای هر مصوبه، یک دستگاه، متولی اجراست که در این مورد نیز دامپزشکی، مسئول پیگیری است. جزئیات بیشتر درباره اقدامات صورت‌گرفته را می‌توانید از رئیس دامپزشکی شهرستان مشهد جویا شوید.
 
رفتیم، گشتیم، نبود
آخرین وضعیت مصوبه کمیته بهداشت شهرستان مشهد برای بازار دام مقصودآباد را از محمد رشتی‌باف، معاون سلامت اداره کل دامپزشکی خراسان‌رضوی، جویا می‌شویم. او درباره روند اجرای این مصوبه می‌گوید: بازار دام توس، عسکریه و بازار دام گاوی که در کنه‌بیست واقع شده است، جزو بازارهای دام ‌تأیید‌شده دامپزشکی است؛ بنابراین بازار دام روستای مقصودآباد به‌هیچ‌عنوان موردتأیید نیست و از دامپزشکی استان پروانه فعالیت ندارد.
رشتی‌باف درباره تعیین‌تکلیف نهایی این بازار غیرمجاز دام می‌گوید: همان‌طور‌که اشاره کردید، سال‌٩۴ پیگیری‌هایی برای تعیین‌تکلیف این بازار صورت گرفت. در این پیگیری، معاون وقت دادستان مشهد اعلام کرد که پیگیری وضعیت بازار دام بر‌عهده شهرداری است و این نهاد باید اقدامات لازم را انجام دهد.
معاون سلامت اداره کل دامپزشکی خراسان‌رضوی در ادامه بیان می‌کند: پس از آن جلسه، با دلالان بازار دام صحبت‌ و مقرر شد که در همان محدوده جاده سیمان، زمینی برای راه‌اندازی این بازار دام انتخاب شود. با پیگیری‌های صورت‌گرفته و همراهی متصدیان بازار دام، این زمین در همان محدوده جاده‌سیمان انتخاب شد و اکنون نیز مرحله استعلام‌گیری از نهادهای مسئول را سپری می‌کند.
رشتی‌باف، تاریخ مشخصی برای پایان مرحله استعلام‌گیری و ارائه پروانه بیان نمی‌کند. او در پاسخ به این سؤال که چه زمانی مراحل استعلام‌گیری تمام می‌شود، می‌گوید: به‌زودی این کار به پایان می‌رسد.او در ادامه، دلایلی برای ارائه‌نکردن تاریخ مشخص، به گفته‌هایش اضافه می‌کند و می‌گوید: انتخاب زمین، یکی از بخش‌های مهم در راه‌اندازی بازار دام است. در این راستا باید زمینی انتخاب شود که ازنظر مجاورت با روستاها یا دیگر مکان‌های مسکونی و میزان حرایم (مجاورت و نزدیکی)، مشکل‌ساز نباشد. از سوی دیگر، باید نظر فعالان بازار دام نیز برای دسترسی آنان جلب شود تا به این بازار دام انتخاب‌شده بروند و در آنجا خرید و فروش کنند.

معاون سلامت اداره کل دامپزشکی خراسان‌رضوی درباره ذبح غیربهداشتی گوسفندان در بازار دام مقصودآباد اظهار می‌کند: بعد‌از تماس شما، همکاران ما به این بازار دام مراجعه کردند. در گزارش بازدیدی که ارائه کردند، بر این موضوع تأکید شده بود که در این بازار، کشتار گوسفند صورت نمی‌گیرد، اما همان‌طورکه شما اشاره کردید، خریدوفروش و معامله دام زنده انجام می‌شود. مشکل معامله و فعالیت بازار دام نیز همان‌طور‌که گفتم، با پایان استعلام‌ها و اخذ پروانه برطرف خواهد شد و این بازار سروسامان پیدامی‌کند.

 
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی