• خانه
  • یادداشت
  • مشهد شهری گم شده در واژه ها
کد خبر : 79334
/ 14:11
زهرا خاوری

مشهد شهری گم شده در واژه ها

اکنون هر چه در زمان و واقعیت عینی شهر جستجو میکنم اثری از مشهد شهر بهشت نمیبینم. مشهد پایتخت معنوی دنیای اسلام اکنون چه وضعیتی دارد؟ ایده مشهد جهان شهر به چه مرحلهای رسید؟ و حال مشهد 1404و2017 چگونه است؟

مشهد شهری گم شده در واژه ها

یک دهه از عمرم در مدیریت شهری سپری شد و دیدم چگونه واژگان تازیانه بر پیکر این شهر زدند. مردان زیادی آمدند و رفتند و برحسب اندیشه خود نقطه ایدهآلی را برای این شهر به تصویر کشیدند و سعی بر گفتمانسازی درباره آن نموده و تمامی اهداف، فعالیتها، و اعتبارات را در این راستا به حرکت در آوردند. اما اکنون هر چه در زمان و واقعیت عینی شهر جستجو میکنم اثری از مشهد شهر بهشت نمیبینم. مشهد پایتخت معنوی دنیای اسلام اکنون چه وضعیتی دارد؟ ایده مشهد جهان شهر به چه مرحلهای رسید؟ و حال مشهد 1404و2017 چگونه است؟ چه شد که این چشم اندازها در گذر زمان محو شدند. آیا به دلیل فقدان یک استراتژی و خط مشی دقیق، مستمر و بدون وابستگی به اندیشه و یا جناح سیاسی خاص؛ در مدیریت شهری نبود و این شد که هرج و مرج و بی نظمی بر فضای سیاستگذاری شهری سایه افکنده و شهری ناموزون شروع به رشد و تکامل کرد.  
    اکنون هم با آغازی دیگر مواجه هستیم" مشهد شهر هوشمند و شهرداری مردم محور". شعاری که از کلیتی سخت و دور از دسترس به جزئیتی ایده آل مطرح شده است. اکنون این پرسش مطرح است که این شعار محصول چه مطالعات، نشستها و هم اندیشیهای در مدیریت شهری فعلی است؟ از هر واحدی که سوال شد آیا سندی برای این چشم انداز موجود است گفتند خیر و یا اینکه اصلاً مطلع نبودند، از برخی سوال شد تعریف مفهومی و عملیاتی مشخصی در این خصوص ابلاغ شده است گفتند خیر. درنتیجه جستجوی نگارنده بی نتیجه بود؛ اگر چه یاداشتها و مکتوبات سطحی نیز روشن کننده راه آینده نخواهد بود، لذا اگر هم وجود میداشت؛ باز هم در این سطح قابل استناد برای سیاستگذاری یک شهر نبود. یقیناً تمامی صاحبنظران مدیریت شهری به خوبی واقفند که ایجاد شهر هوشمند مستلزم تحقق شاخصها و ابعادی است که این شهر با تمام بینظمی خود از آن فاصله زیادی دارد اگرچه معتقدم که سیستم شهرداری مستمراً به سوی هدفی مشخص بایستی در حرکت باشد چرا که وظیفه ما تحقق توسعه و تعالی این شهر است؛ اما چیستی و چرای و چگونگی این حرکت برای نگارنده از اهمیت بالای برخوردار است.
بحث اول چیستی: شهر هوشمند و شاخص های آن چیست؟ و بعد از واکاوی آن مشخص کنیم که در برنامههای میان مدت و بلند مدت با ظرفیت و پتانسیل موجود، توان تحقق کدامیک از این شاخصها در مشهد وجود دارد.
  بحث دوم چرای: چرا باید به این سمت حرکت کنیم؟ در حالی که شهر با مشکل ناپایداری محیطی، نفوذ ناپذیری و بافت فرسوده و سکونتگاه غیررسمی گسترده مواجه است، که جزء مشکلات کلیدی و حساس این شهر است؛ پس چرا شهر پایدار که شرط شهرهوشمند است را شعار خود قرار ندادیم و بدون مقدمه گفتیم شهرهوشمند؟
  بحث سوم چگونگی: به سمت شهر هوشمند چگونه حرکت کنیم؟ با کدام مطالعات دقیق، با شناخت کدام ظرفیتها، با چه حدی از توانمندی سازمانی و برون سازمانی و با کدامین یکپارچگی در مدیریت شهری و با چه سهمی از دخالتهای بخش خصوصی، دولتی و سایر ارگانها و با کدام ظرفیت شهروندی ........ شناخت و برنامهریزی روی این موارد یقیناً زمانبر، هزینهبر و متفکران خاص خود را میخواهد. آیا میتوان با صرف تجربهگرایی و تزریق پتانسیلهای جدید کاری این چشم انداز را محقق کرد؟ {وقتی بیان میگردد که ما دیگر به پژوهش احتیاج نداریم و یا 4500پژوهش بلا استفاده در سیستم داریم ....شاید میشود که این امر محقق گردد...شاید......}
     در شهرهای برتر دنیا که در زمره شهرهای هوشمند قرار گرفتهاند: مشکلات حمل و نقل، آلودگی محیط زیست و بافت فرسوده از بین رفته است آنها به استانداردی از کیفیت زندگی و افزایش توان اقتصادی اعم از سرمایه گذاری بخش خصوصی، رشد اقتصاد محلی، تولید محصولات جدید، کارآفرینی و خلاقیت رسیدهاند. در این شهرها نابرابری اجتماعی کنترل شده است. در حالی که ما همچنان از ناپایداری حمل و نقل و محیط شهری – آلودگی محیط زیست –مهاجر پذیری و رانتخواری زمین و کوهها و ارتفاعات شهرمان رنج می بریم از وضعیت بافت فرسوده و توان اقتصادی و ارتقاء کیفیت زندگی و نابرابری اجتماعی هم دیگر هیچ نمیگویم که جزء واضحات است.
   به نظر میرسد در ابتدا لازم است به این نکته توجه کرد که حاکمان آن شهرها چه فرآیندی را طی کردند و چگونه ظرفیتها، قوانین و آییننامهها را در جهت ایدهآل تیپ خود هم جهت نمودهاند و در چه بازه زمانی و با طی چه مراحلی و چه امکانات و سیاستهای توانستند شعارهای "شهر هوشمند-ملت هوشمند" "شهر هوشمند -شهر دانش محور "" شهر هوشمند- اقتصاد دیجیتال" " شهر هوشمندتر – زندگی هوشمندتر" متناسب با شهر خود را محقق کنند و ما با علم به رفتار موفق آن مدیران و با شناخت کامل وضعیت موجود، دانش محوری و یکپارچگی مدیریت شهری و مشارکت شهروندان و تلاش در راه آینده گام برداریم.
    اما یکی از مشکلات کلیدی در فضای سیاستگذاری شهری که عدم تحقق این شعار را منجر خواهد شد؛ نبود مدیریت یکپارچه شهری است. تا زمانی که اجماع در هزینه کرد اعتبارات کل این شهر در قالب فرآیندی مشخص و بدون وابستگی به حضور افراد یا گروه های خاص صورت نپذیرد و مطالبهگری آن به واسطه رشد حقوق شهروندی و آگاهی ساکنان این شهر صورت نپذیرد؛ نادیده پیدا است، که چشم انداز محقق نخواهد شد. تا زمانی که شهرداری بسان خزانه مالی برای سایر ارگانها معنا میشود، تا زمانی که شما درساده ترین مورد به طور مثال آسفالت میکنید و سایر دستگاههای مرتبط آن را به دلیل ماموریتهای خود مجدد حفر میکنند، تا زمانی که شما حریم BRT مشخص میکنید و دیگران حذفش میکنند، تا زمانی که سیاستهای متناقض در حوزه گردشگری و زیارت، منجر شود که کارآفرینی، توسعه اقتصادی، حقوق شهروندی و تکریم زائران و گردشگران و آینده اجتماعی و فرهنگی شهر با چالش جدی مواجهه گردد، تا زمانی که سیاستهای حوزه ساخت و ساز باعث شکلگیری شهری نا متوازن، ناپایدار و باعث نارضایتی و عدم ایمنی شهروندان گردد، تا زمانی که شفافیت مالی و سلامت اداری سیستم شهرداری در هالهای از ابهام باشد و اعتماد اجتماعی کاهش یابد، تا زمانی که کمبود آییننامهها، قوانین و مطالعات در این زمینه وجود داشته باشد و ارتباط موثر بین دانشگاه –صنعت و جامعه تعریف نگردد، تا زمانی که مشارکت شهروندان در حفظ و توسعه اموال عمومی قابل توجه نباشد.  همچنان روایت قصه ناکامی در تحقق آرزوی شهرداران در ساختن شهری ایده آل خود یا ایده آل شهروندان ادامه خواهد یافت.
   از روایت تلخ شهر که بگذریم به قصه پر غصه خود سیستم شهرداری میرسیم. ما در حوزه سازمانی نیز با توجه به تمام تلاشهای که صورت پذیرفته، اما هنوز نتوانستیم سیستم خدمات رسانی الکترونیک یکپارچه با پیچیدگی کم ایجاد کنیم. در حال حاضر حدوداً 108 سامانه و نرم افزار، در داخل سیستم شهرداری وجود دارد، که هر کدام مرتبط به بخشی از ماموریتهای حوزه های شهرداری است و برای کارکردی خاص طراحی شده است. بنابراین یک کارشناس تخصصی در یک روز کاری معمولاً با  3الی 5 سامانه و چندین نرم افزار کار کند، که ورود اطلاعات در هر کدام غالباً مجزا از دیگر سامانهها است و عمدتاً ارتباط بین سامانهها برای فراخوان اطلاعات از یکدیگر وجود ندارد و این باعث شده که کارشناسان تخصصی در گردابی از کار با سامانهها و نرم افزارها گرفتار شوند و به جای لذت بردن از هوشمندی سیستم، ارائه توانمندی و بهرهگیری بیشتر از اطلاعات در جهت نمود کار حرفهایتر و تحلیلی دقیقتر ، خود را صرفاً اپراتور سیستم بیابند و ما امروز روایت چاپلین هستیم در پشت خط مونتاژ و حال نکته حیرت انگیز اینجاست که در حین رشد توان الکترونیک سیستم اداری، پدیده کاغذ بازی همچنان جایگاه و رتبه ممتاز خود را در سیستم اداری حفظ کرده است و میزها مانند دهه هشتاد هنوز پر از کاغذ است، و ظاهراً همه ما در عین حال که مجبور به استفاده از فناوریهای جدید شدهایم ولی همچنان نیاز اصلی فهم خود، از مطالب کاری را بایستی روی صفحات کاغذ جستجو کنیم و اینگونه است که اگر صدها درخت به واسطه شهرداری در شهر کاشته شد، صدها درخت در مناطق دور دست برای تامین نیاز شهرداری به کاغذ قطع شد و کار مشتریان شهرداری نیز در پیچ و خم سامانهها و کاغذها به بیراهه گراید و فساد اداری شکلی جدید به خود گرفت. با این تقلید از مدرن شدن و نگاه مانده در پس سر به نوع استفاده از متد سنتی هیچگاه گام قابل توجهی در مسیر شهر هوشمند به مثابه واقعی خود برداشته نخواهد شد و همچنان در دوری از تسلسل باقی خواهیم ماند. از اینکه بگذریم درد خودمختاری معاونتها- سازمان و مناطق در ذخیره اطلاعات حوزه کاری خود را چگونه درمان کنیم. این سیستمی که ما خالق آن هستیم چگونه میتواند مهر محرمانه بر اطلاعات خود بزند و برای ما غیر قابل دسترس باشد؛ گویی اطلاعات بر ما مسلط شدهاند نه ما بر آنها و اکنون بسیار دور از دسترساند هم برای کارشناسان و هم برای محققان و پژوهشگران و چه رسد به مردم......وقتی شفافیت در اطلاعات و دسترسی سهل به دادههای مدیریت شهری که لازمه شهر هوشمند است، وجود ندارد و با اطلاعات چنین امنیتی برخورد میشود، شما چگونه میتوانید به سمت شهر هوشمند پیش بروید. لذا در داخل بدنه شهرداری ما با موانع زیادی برای تحقق این آرمان روبرو هستیم که اقدامی به فراخور بزرگی این چشم انداز میطلبد و این در حالی است که در این روزها ابلاغهای برای مدیران تازه به میدان آمده صادر میشود که در پایین هر ابلاغی بدون واژهای تغییر دو خط الصاق شده است  " تحقق چشم انداز شهر هوشمند و شهرداری مردم محور و اهتمام ویژه ....." اما در شرح وظایف آنان ردپای از اقداماتی برای شهر هوشمند به طور ویژه به چشم نمیخورد و حتی پیوستی در نامهها مبنی بر دستورالعملی که مشخص کننده اقدامات آن مدیریت یا سازمان باشد، وجود ندارد..... و این میشود که:
هرکسی از ظن خود شد یار من      از درون من نجست اسرار من
کلام آخر اینکه تحقق این آرمانها در فضای شهری قبل از همت، دانش و برنامه ریزی میخواهد اگر استراتژی را بدانیم و خط مشی را بدرستی تبیین کنیم و تمام جوانب و هماهنگیهای برون سازمانی و درون سازمانی را با تمام نگاه به حقوق شهروندی و مشارکت جامعه مدنی لحاظ کنیم و تعریفی دقیق از این چشم انداز به جامعه شهری خود ارائه دهیم، و سپس تلاشهای خود را در این مسیر معطوف کنیم. روزی خواهد آمد که مشهد شهری هوشمند باشد برای زندگی و شهرداری سازمانی باشد مردم نهاد و پاسخگو به مطالبات مردمی در غیر این صورت به زعم نگارنده ما نیز مانند گذشتگان، مسیر گم کردهای بیش نخواهیم بود که در هیاهوی تفکراتمان در دل زمان بتدریج محو خواهیم شد.
 امید آن است که خداوند به ما توفیق خدمتی پرثمر و صادقانه عنایت فرماید. الهی آمین
زهرا خاوری دانشجوی دکتری جامعه شناسی و کارشناس پژوهش شهرداری مشهد
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی