کد خبر : 79267
/ 13:52
داستان زندگی جوانی که اختراعش کاهنده مصرف برق است

از خرابکاری‌های کودکی تا اختراعات بزرگسالی

کودکی علاقه زیادی به سر هم کردن وسایل داشت. از وقتی خیلی کوچک بود هر وسیله برقی که خراب می‌شد می‌خواست آن را تعمیر کند برای همین اولین تعمیرکار و البته خرابکار خانه بود.

از خرابکاری‌های  کودکی  تا اختراعات بزرگسالی

فهیمه شهری- شهرآرا آنلاین - از کودکی علاقه زیادی به سر هم کردن وسایل داشت. از وقتی خیلی کوچک بود هر وسیله برقی که خراب می‌شد می‌خواست آن را تعمیر کند برای همین اولین تعمیرکار و البته خرابکار خانه بود. چون  معمولا به جای تعمیر کردن، بیشتر خرابکاری می‌کرد.  
محمدجواد داوری، مخترع جوان محله تربیت است. او که اختراعی در زمینه کاهش مصرف برق را به ثبت بین‌المللی رسانده وقتی هفت ساله بود با خرده اسباب‌بازی‌های خواهرش یک ماشین لباسشویی ساخت، چند سال بعد با قطعات پراکنده چند رادیوی مختلف، رادیوی تازه‌ای تولید کرد که حتی چند موج را هم می‌گرفت و در ۱۲ سالگی  یک موتور دست‌ساز ساخت.
تلاش‌های محمدجواد در کنار این سرهم کردن‌ها به چند اختراع می‌رسد که آخرین آن‌ها ساخت دستگاه INEC یا «دستگاه کنترل مرکزی هوشمند برق ورودی به دستگاه ها»  است. دستگاه‌هایی همچون تلویزیون، کامپیوتر، پرینتر، اسکنر و دستگاه دیجیتال، در زمان خاموشی برق مصرف می‌کنند اما کار INEC این است که مصرف دستگاه‌ها را در زمان خاموشی به طور کلی قطع کرده و مصرف برق بین ۱۵ تا ۳۰درصد کاهش می‌یابد. استفاده از این دستگاه تنها در ادارات کشور صرفه‌جویی سالیانه ۴۰۰ مگابایت در مصرف برق را در پی دارد . هزینه‌ تهیه این دستگاه بسیار کمتر از هزینه نیروگاهی است که ۴۰۰ مگابایت برق تولید می‌کند.
در یک روز سرد زمستانی به کارگاه تولیدی‌ کوچک اما گرم محمدجواد می‌رویم. کارگاهی که در آن به تولید کار ابداعی‌اش مشغول شده تا شاید بتواند این وسیله را به مردم بشناساند.

از خرابکاری‌‌های کودکانه تا حمایت‌های پدرانه
شنیدن داستان جوانی که در۲۷سالگی موفق به اختراع و ابداع و ابتکار می‌شود شاید بدون شیطنت‌ها و خرابکاری‌های دوران کودکی‌اش چندان لطفی نداشته باشد. وقتی پشت میزکارش می‌نشیند تا جزئیات اختراعش را نشان‌مان بدهد، انگشت می‌گذاریم روی خاطرات کودکی‌اش که زمینه تلاش‌های بعدی‌ او شده است.حدود ۲۰سال پیش محمدجواد مانند بسیاری از هم‌سالانش روی وسایل خانه کنجکاوی می‌کرد و منتظر بود تا اسباب یا وسیله برقی دچار مشکل شود تا دل و روده آن‌ها را از هم بپاشد و به قصد درست کردن، آن وسیله را کاملا نابه کار کند.او‌ می‌گوید: وقتی لوازم منزل خراب‌ می‌شد، من اولین نفری بودم که آن ها را باز می‌کردم البته بیشتر وقت‌ها نمی‌توانستم آن را درست کنم برای همین آن‌ها کاملا غیر قابل استفاده می‌شدند یا هزینه تعمیرشان چند برابر می‌شد. با این حال اما خانواده‌ام با اینکه در حد متوسطی بودند همه این هزینه‌ها را تحمل و باز هم امکان آزمایش و خطا را برایم فراهم می‌آوردند. برای همین فکر می‌کنم سر کل خانواده اوستا شدم.خرابکاری‌های محمد جواد محدود به لوازم منزل و پریدن فیوز و ترکیدن قطعات در حین آزمایش و ... نبوده بلکه گاهی ناخواسته به اعضای خانواده هم آسیب می‌رسیده است. او در این باره خاطره‌ای می‌گوید: روزی در حال کار بر روی پروژه مغناطیسی بلوتوث بودم تا برد آن را افزایش بدهم که مادرم وارد منزل شد. به خاطر جریان برقی که از آنجا عبور داده بودم مادرم دچار برق گرفتگی خفیفی شد که هر دویمان به شدت ترسیدیم ولی خداروشکر آسیب جدی به او نرسید.
پدر محمدجواد که علاقه پسرش را می‌بیند به جای تحقیر و تنبیه سعی می‌کند خرابکاری‌های او را سامان داده و به سمت ابداع پیش ببرد. او که صافکار ماشین بوده برای پسر میز کار کوچکی در کارگاهش ردیف می‌کند و می‌گذارد با قطعات و وسایلی که دستش می‌آید ور برود و چیزهایی را سر هم کند.  همین می‌شود که محمدجواد ۸ساله هر روز چند ساعتی را در کارگاه پدر پشت میز کوچکی می‌نشسته و قطعات و وسایل پراکنده را سر هم می‌کرده‌است. می‌گوید: پدرم نه تنها من را فردی خرابکار نمی‌دانست بلکه از نظر او من فردی توانا بودم برای همین همیشه حمایت و تشویقم می‌کرد. همین خودباوری که پدرم به من داد مهم ترین تاثیر را در پیشرفت و ادامه کارم داشت. از طرفی من هم در هر طرحی داشتم از تجربه و نظرات پدر استفاده می‌کردم چون مخصوصا در دوران کودکی فقط ایده به ذهنم می‌رسید و توان و تجربه انجام کار را نداشتم اما پدرم همیشه در کنارم بود و لوازم اولیه را در اختیارم می‌گذاشت و پا به پای من در ساخت همان وسایل هرچند کوچک حضور داشت. او در نوجوانی، وسایل آزمایشگاهی را برایم تهیه کرد که همین حالا ۱۲ میلیون تومان قیمت دارد.
110695.jpg

از ساخت رادیو تا موتورسیکلت دستی
یکی از سرهم‌بندی‌های محمدجواد که باعث شد پدر آن را تکمیل کند، ساختن ماشین لباسشویی کوچکی بود که آن را از سر هم کردن خرده اسباب‌بازی‌های خواهرش درست کرده بود. پدرش که این خلاقیت و ابداع پسرش را می‌بیند دیواره فلزی برای آن می‌سازد.
محمدجواد در کودکی یک رادیو هم درست کرده بود. او فقط چند قطعه از رادیو را در اختیار داشت که آن‌ها را سر هم می‌کند. یک برد بر روی آن می‌گذارد و در کمال تعجب، رادیو چند موج را می‌گیرد. وقتی محمدجواد رادیو را نشان پدربزرگش می‌دهد با تشویق او روبه‌رو‌ می‌شود. پدربزرگ باور نمی‌کرد نوه‌اش یک رادیوی واقعی ساخته باشد.محمدجواد در ۱۲سالگی وارد کار نصب سیستم صوتی روی ماشین می‌شود. سر و کار داشتن با قطعات ماشین و موتورسیکلت زمینه را برای ساخت موتورسیکلت برای او فراهم می‌کند. هرچند که برخی از قطعات آن ربطی به موتور نداشت. مثلا روی چرخ موتور دست سازش لاستیک فرغون کار گذاشته بود و تنه آن را به طور دستی و با استفاده از چند قطعه فلز ساخته بود. با موتورش این‌طرف و آن طرف می‌رفت و از آن لذت‌ می‌برد. هرچند که آن زمان موتورش زیاد خراب می‌شد اما همیشه آن را با دست خودش تعمیر می‌کرد.علاقه به کارهای فنی، محمدجواد را به ثبت‌نام در رشته الکترونیک می‌رساند. رشته‌ای که با انتخاب آن توانست ابداعات و حتی خرابکاری‌هایش را دنبال کند. او در ۱۵سالگی به تعمیر رایانه‌ها مشغول می‌شود و این کار را به عنوان شغل دنبال می‌کند تا اینکه در ۱۹سالگی متخصص قطعات رایانه‌‌می‌شود.  او در کنار کار، تحصیلاتش را در مقطع کارشناسی ادامه می‌دهد و در ۲۱سالگی وارد کار نصب دوربین‌های ثبت تخلفات می‌شود. در کنار همه این‌ها، تعمیر تلفن همراه، لوازم منزل و رایانه‌‌ را نیز انجام می‌دهد. تخصص و مهارت محمدجواد او را در ۲۲سالگی مدیر نصب دوربین‌های ثبت تخلفات در اداره راه و ترابری خراسان رضوی می‌کند.

اولین جرقه
هم زمان که محمدجواد کار تعمیرات رایانه‌‌را انجام‌ می‌داده یک نکته ذهنش را مشغول می‌کند؛ وقتی رایانه‌‌خاموش است، اگر از پریز کشیده نشود باز هم برق مصرف می‌کند و طول عمر دستگاه نیز کاهش می‌یابد! همین موضوع آغازگر تحقیقات و آزمایشاتی‌ می‌شود که در نهایت ثبت بین المللی اختراع او را به دنبال دارد.
فرهیخته جوان محله ما آزمایشات فراوانی در این زمینه انجام می‌دهد، بارها شکست‌ می‌خورد، مقالات زیادی می‌خواند و خطاهای بسیاری را مرتکب می‌شود اما در نهایت می‌تواند وسیله‌ای کوچک شبیه سه راهی بسازد که وقتی وسایل برقی را به آن متصل کنیم، در زمان خاموشی دیگر هیچ برقی مصرف نمی‌شود.
او می‌گوید: وسایل برقی مانند رایانه، تلویزیون، دستگاه دیجیتال، پرینتر، اسکنر و ... حتی در زمان خاموشی، وقتی که به پریز متصل باشند، برق مصرف می‌کنند و البته از عمر دستگاه هم کاسته می‌شود اما با استفاده از این وسیله عمر دستگاه سه تا چهار برابر افزایش می‌یابد. از طرفی چون برق، داخل دستگاه نیست احتمال آتش سوزی آن به صفر‌ می‌رسد.
پیگیری‌های محمدجواد برای ثبت اختراعش از سال ۹۰ شروع می‌شود. شش ماه زمان می‌گذارد تا پروپزال طرحش آماده شده و آن را به تهران می‌فرستد. پس از تایید مراجع علمی در تهران، آن را برای بررسی و داوری به دانشگاه فردوسی معرفی‌ می‌کند.

مشکلات ارائه دستگاهی که نمونه داخلی و خارجی نداشت
این مخترع جوان به سختی با استاد مربوطه در دانشگاه فردوسی قرار ملاقات می‌گذارد و استاد می‌گوید:« چیزی که تو‌ می‌گویی امکان پذیر نیست» محمد جواد که اختراعش را در منزل امتحان کرده بود، آن را در مقابل استاد می‌گذارد تا نحوه عملکرد آن را ببیند اما این مخترع جوان، فراموش کرده بود که سیگنال برق در هر نقطه شهر متفاوت است بنابراین دستگاهی که در منزل درست کار می‌کرده در حضور استاد، خطا می‌دهد و استاد هم که از اول مدعی بوده این کار شدنی نیست، اعتمادش کاملا از او سلب‌ می‌شود و دیگر با او همکاری نمی‌کند.
او می‌گوید: این دستگاه کاملا جدید بود، هیچ نمونه داخلی و خارجی نداشت و استادان هم بعضا اطلاعات تخصصی کافی نداشتند، از طرفی آزمون و خطای من زیاد بود اما وقتی ایده‌اش را با رئیس تحقیقات و توزیع برق خراسان رضوی در میان گذاشتم خیلی استقبال کرد. اتفاق جالبی که افتاد متوجه شدم او شاگرد همان استادی بوده که طرح مرا رد کرد. همین شد که با کمک او نظر استاد را جلب کردم. مسئولان شرکت برق هم قول دادند در صورت تایید اختراع، آن را در تمام ادارات شهر اجرا کرده و در قبوض برق هم تبلیغ کنند تا مردم هم با این وسیله آشنا شده و آن را خریداری کنند.
محمدجواد ادامه می‌دهد: من با انگیزه بالا کارهای ثبت اختراع را انجام دادم. بارها برای داوری رفتم و چون نمونه داخلی و خارجی نداشت، خیلی بر رویش سخت گیری شد. پس از تایید استادان دانشگاه فردوسی ، اختراعم  توسط داوران پارک علم و فناوری بررسی شد و در نهایت شهریورماه سال گذشته، ثبت نهایی آن انجام شد.او که اختراعش ثبت بین‌المللی هم شده است، توضیح می‌دهد: این وسیله سه نوع محافظت فرکانسی، سطح ولتاژ و قطع برق را انجام می‌دهد و برای تهیه آن، تحقیقات و پژوهش‌های زیادی انجام دادم به گونه‌ای که اکنون یک هزار و ۶۰۰ برگ نوشته دارم.

احداث کارگاه وآغاز به تولید
محمدجواد در سال ۹۴ درحالی‌که کارهای ثبت اختراعش را انجام می‌داد با حمایت پدر و شراکت دو نفر از دوستانش، کارگاهی کوچک دایر می‌کند و شروع به تولید اختراعش می‌کند.او می‌گوید:«ابتدا قرار بود هزار عدد از این وسیله تولید شود اما پس از تولید ۴۰۰ عدد، به خاطر نداشتن بازار فروش، کار تولید متوقف  شد.»

جای خالی تبلیغات
محمدجواد می‌گوید روی این وسیله باید تبلیغات صورت گیرد تا مردم با آن آشنا شده و از آن استفاده کنند اما هزینه تبلیغات زیاد است. از طرفی من و شرکایم  همه سرمایه‌مان را صرف تولید کردیم.
به گفته او اگر شرکت برق به وعده خود یعنی تبلیغ  روی قبوض عمل می‌کرد، کمک بزرگی به آن‌ها‌ می‌شد.مخترع جوان محله تربیت معتقد است اگر قرار باشد وسیله‌ای که اختراع کرده در تمام سطح کشور استفاده شود، به مدت چهار تا پنج سال برای هزار تا هزار و ۵۰۰ نفر به صورت مستقیم و غیر مستقیم اشتغال‌زایی می‌شود.تعریف نشدن استاندارد برای این وسیله اختراع شده، دیگر مشکل مخترع جوان محله ما است که درباره آن می‌گوید: چون وسیله تولید شده هیچ نمونه داخلی و خارجی ندارد، استانداردی برایش تعریف نشده و همین موضوع، کار را برای فروش سخت‌تر می‌کند. حتی روزهای اول شرکای او که به بازاریابی می‌روند به خاطر استقبال نشدن از این وسیله سرخورده می‌شوند. با همه این‌ها محمدجواد انگیزه‌اش را از دست نداده و می‌گوید: به وسیله‌ای که اختراع کردم ایمان دارم و مطمئنم آینده روشنی دارد.

از ماشین برقی تا توربین بادی
 او تاکنون پهباد، شارژر لب‌تاب در خودرو، ماشین برقی، دماسنج و بیسیم خودروهای حمل جوجه را هم ساخته است و امید دارد بتواند روزی آن‌ها را  به تولید انبوه و به دست مردم برساند تا کار آن‌ها راحت شود.
«کفگیرک آموزش رزم شبانه»  نیز از دیگر اختراعات محمدجواد است که در کلاس‌های آموزشی موقعیت‌یابی شب برای نظامی‌ها کاربرد دارد .همین طور توربین بادی که البته هنوز ثبت نشده‌است اما محمدجواد قصد دارد آن را به ثبت صنعتی برساند.
این جوان مبتکر در مورد توربین بادی که ساخته توضیح می‌دهد: این توربین با استفاده از انرژی باد، برق تولید می‌کند و در اطرف استان خراسان مانند سرخس که بادهای تندی می‌وزد می‌تواند کاربرد زیادی داشته باشد. از طرفی تمام قطعات آن داخلی است و در مقایسه با توربین‌های آمریکایی که هر کدام بیش از ۱۵ میلیون تومان است و در ساعت، ۴۰۰ وات برق تولید می‌کند، توربین دست ساز من در صورت تولید انبوه، حدود سه میلیون تومان هزینه دربر خواهد داشت و هزار و ۴۰۰ وات برق تولید می‌کند.
او می‌افزاید: تا جایی که اطلاع دارم دانشجویان هوا و خورشید دانشگاه فردوسی در حال ساخت توربین بادی هستند و در آن از قطعات وابسته به خارج استفاده کرده‌اند ولی توربین من کاملا داخلی است.

گلایه‌هایی از جنس بی توجهی مسئولان
او که حدود ۱۱ میلیون تومان برای تهیه و ثبت اختراعش هزینه کرده، مانند بسیاری از دیگر مخترعان کشور، از کم توجهی‌ها و حمایت نکردن مسئولان گله‌هایی دارد و می‌گوید: شنیده بودم که مسئولان هیچ حمایتی نمی‌کنند و خودم در عمل دیدم که آن‌ها ابتدا خیلی استقبال کردند و وعده وعید دادند اما با وجود اینکه اختراع من در راستای فرمایشات مقام معظم رهبری، هم کاملا داخلی است، هم موجب اشتغال‌زایی و صرفه جویی در مصرف برق می‌شود، در عمل هیچ حمایتی از آن نشد و حتی مسئولان شرکت برق که خیلی از آن استقبال کرده بودند، به وعده هایشان عمل نکردند. او اضافه می‌کند: تولید هر عدد از این وسیله، برای خود من ۴۵ هزار تومان هزینه دربردارد اما اگر به صورت انبوه تولید شود، تا ۵۰ درصد، هزینه‌های تولید آن کاهش می‌یابد، از طرفی چه در منازل و چه در ادارات، اگر از این وسیله استفاده شود، ظرف شش ماه، از محل صرفه جویی که در مصرف برق دارد، هزینه‌ای که برای خرید آن شده، جبران می‌شود و بعد از آن هم منفعت ناشی از مصرف کمتر را به‌دنبال دارد.

عشق به ماندن درکشور
محمدجواد می‌گوید پیش از این به من گفته بودند «اگر سرمایه داری، وسیله‌ات را تولید کن و به فروش برسان و سودش را ببر چراکه ثبت اختراع در ایران هیچ فایده ای ندارد.» حالا‌ می‌بینم واقعیت همین است. حتی به من گفتند که با توجه به رزومه و سوابقی که دارم، در استرالیا شرایط کاری خوبی برایم مهیا می‌شود اما من در خانواده‌ای سنتی و مذهبی بزرگ شدم و ضمن پایبندی به خانواده، به کشورم نیز علاقه دارم و دوست دارم همین جا نتیجه زحماتم را ببینم.
 
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی