کد خبر : 79253
/ 11:09
نیم‌روزی در آکادمی سوارکاری که یک زوج اداره‌اش می‌کنند

پرش از روی موانع سازمانی

نجیب می‌خوانیمش؛ به‌دلیل اینکه از دیرباز افسارش را دستمان داده و در بسیاری از برهه‌های حساس تاریخ، یاورمان بوده است. رخش، شبدیز و اسب‌های بی‌شمار دیگری را می‌توان نام برد که فردوسی، محور داستان‌هایش در شاهنامه‌ را بر کول آنان چرخانده است.

پرش از روی موانع سازمانی

برادران، سیدی- شهرآرا آنلاین - نجیب می‌خوانیمش؛ به‌دلیل اینکه از دیرباز افسارش را دستمان داده و در بسیاری از برهه‌های حساس تاریخ، یاورمان بوده است. رخش، شبدیز و اسب‌های بی‌شمار دیگری را می‌توان نام برد که فردوسی، محور داستان‌هایش در شاهنامه‌ را بر  کول آنان چرخانده است. هر جای شاهنامه که نام رستم می‌آید، در پس و پیشش منتظر رخش و دلاوری‌هایش هستیم. از مهر و محبت خسروپرویز و اسبش نیز در شاهنامه چنان قوی یاد می‌شود که کسی جرئت اعلام خبر مرگ شبدیز به خسروپرویز را ندارد. داستان این یار دیرین انسان، تنها به تاریخ ایران و شاهنامه برنمی‌گردد و در اسلام نیز بر این حیوان نجیب تأکید شده و حتی پیامبراکرم(ص)، اسب‌سواری را جزو سه ورزش توصیه‌شده به والدین برای آموزش فرزندان قرار داده است. با این مقدمه طولانی، می‌خواهیم ورود کنیم به آکادمی سوارکاری و مرکز پرورش اسب ملی که در شاهنامه۷۶، مساحتی ۵هکتاری را به خود اختصاص داده و ظرفیتی ویژه برای منطقه‌مان شده است. امیرعطا آیت‌اللهی و تارا صحافیان زوجی هستند که خود در باشگاه سوارکاری با یکدیگر آشنا شده‌اند و حالا نیز تمام هم‌وغم زندگی‌شان را به تربیت و پرورش اسب اختصاص داده‌اند و امیدوارند که این مرکز محلی شود برای قهرمان‌پروری و توسعه ورزش سوارکاری.

         ورود به مسابقات در هشت‌سالگی
امیرعطا آیت‌اللهی که از قهرمانان پرش با اسب کشور است و مقام‌های مختلفی را از هشت‌سالگی به‌دست آورده است، درحال‌حاضر با مدیریت این باشگاه   و مربیگری تلاش می‌کند آموخته‌های خود را به سوارکاران انتقال دهد. او داستان آشنایی‌اش با اسب و ورود به این وادی را به کودکی‌اش  مربوط می‌داند و می‌گوید: «زمانی که به دنیا آمدم، برادران  سوارکارم و در مسابقات همیشه حائز مقام‌های استانی می‌شدند. من هم از کودکی با اسب آشنا   و حتی بیشتر از آنان به این رشته علاقه‌مند شدم.» آیت‌اللهی بعد از چند ماه تمرین و آموزش سوارکاری، در هشت‌سالگی موفق به حضور در مسابقات پرش با اسب می‌شود. او می‌گوید: «با وجود سن‌وسال کم و جثه کوچک، بعد از چند ماه تمرین و آموزش، با فوت‌وفن سوارکاری آشنا و در هفت‌سالگی آماده حضور در مسابقات شدم اما مسئولان مسابقات به‌دلیل امنیت جانی خودم، با این امر مخالفت‌ کردند. سال بعد و در هشت‌سالگی برای اولین‌بار در مسابقات پرش با اسب شرکت‌ کردم اما چون تنها یک روز قبل از مسابقه با اسبی که دراختیارم قرار گرفته بود، تمرین کوتاهی انجام داده بودم، نتوانستم با اسب هماهنگ شوم. نوبتم که شد، حرکتم را آغاز کردم. شروع خوبی داشتم اما در پایان به‌دلیل اشتباه در مسیر، از مسابقه حذف شدم. با شرکت در این مسابقه برای اولین‌بار با جو و شرایط مسابقات آشنا شدم و زمینه‌ای شد برای دقت و تمرکز بیشتر من بر فراگیری علم سوارکاری.»
 
110679.jpg
        کسب رتبه اولِ مسابقات کشوری
شرکت در اولین مسابقه، پای امیرعطا را به مسابقات بعدی باز می‌کند و سکویی می‌شود برای پرش از روی مقام‌های کشوری. او می‌گوید: «باوجودی‌که در تجربه اولم موفقیت چندانی نداشتم، انگیزه حضورم در مسابقات بیشتر شده بود. سال بعد اسب جدیدی خریدم و آموزش و تمرین با او را شروع کردم. تیرماه۷۵ در مسابقات کشوری پرش با اسب با مانع که در شهر اصفهان برگزار شد، شرکت کردم و پنجم شدم. در مسابقات قهرمانی کشور سال۷۶ نیز به مدال طلای تیمی کشور و مقام سوم مسابقات بین‌المللی جام سامسونگ دست یافتم. بعد از آن، تقریبا هر سال در مسابقات کشوری پرش با اسب شرکت می‌کردم و همیشه نیز مقامی را به‌دست می‌آوردم. در طول این سال‌ها با اسب‌های مختلفی در مسابقات شرکت کردم، اما «گلد فیور» بهترین اسبی است که تاکنون داشته‌ام. با این اسب لقب پرامتیازترین سوارکار ایران در سال۱۳۸۲را به‌دست آوردم. هنوز هم این اسب را دارم اما چون سن‌وسال زیادی دارد، دیگر قادر به شرکت در مسابقات نیست. با توجه به علاقه‌ای که به این اسب داشتم در حال حاضر آن را در باشگاه نگاه داشته‌ایم و دوران بازنشستگی‌اش را سپری می‌کند.»

        ماجرای آشنایی با همسر و ازدواج
آیت‌اللهی، درکنار شرکت در مسابقات پرش با اسب، به‌عنوان مربی، در باشگاه سوارکاری به آموزش سوارکاران می‌پردازد و در همین کلاس‌های آموزشی با همسر آینده‌اش آشنا می‌شود. او که در طول چند سال‌ حضور در مسابقات سوارکاری و ارتباط نزدیک با اسب‌های مختلف، تجربیات خوبی درزمینه تربیت اسب و آموزش سوارکار به‌دست آورده است، می‌گوید: «همسرم از بچگی اسب داشت و علاقه‌مند به اسب بود، وجود این حس مشترک در کنار شناختی که از هم داشتیم، موجب ارتباط بیشتر ما شد.»  

        تأسیس باشگاه اسب‌سواری توس
امیرعطا و تارا که در میدان اسب‌سواری با یکدیگر آشنا شده‌اند، بعد از ازدواج تصمیم می‌گیرند در مسیر توسعه اسب‌سواری بتازند. تأسیس آکادمی سوارکاری و مرکز پرورش اسب ملی با حمایت دکتر صحافیان، دندان‌پزشک حاذق مشهدی، میسر می‌شود. امیرعطا می‌گوید: «بعد از ازدواج با همسرم به‌دلیل علاقه مشترک برای داشتن و تربیت اسب و آموزش سوارکار، تصمیم به ساخت باشگاه گرفتیم. همسرم این پیشنهاد را با پدرش مطرح کرد. دکتر صحافیان، پدر همسرم، به دلیل علاقه شخصی‌اش به اسب از این پیشنهاد استقبال کرد و تامین هزینه‌های ساخت باشگاه سوارکاری را برعهده گرفت. به‌دنبال آن در زمینی به وسعت ۵هکتار واقع در بولوارشاهنامه، ساخت باشگاه سوارکاری را شروع کردیم. سال۱۳۹۱ باشگاه با ظرفیت ۴۵اسب افتتاح شد و فعالیت خود را درزمینه کلاس‌های آموزشی، خریدوفروش اسب و برگزاری مسابقات پرش با اسب آغاز کرد.»  

        مانعی به نام سازمان و مجوز
این زوج سوارکار که از روی موانع زیادی پریده‌اند، پرش از روی موانع سازمان‌ها و دریافت مجوزها را بسیار سخت توصیف می‌کنند و می‌گویند: «بعد از راه‌اندازی اولیه باشگاه برای بهره‌برداری از باشگاه ورزشی سوارکاری در همان ماه‌های اول مجوزهای لازم را از اداره کل ورزش و جوانان و جهادکشاوری دریافت کردیم  و اما برای ادامه طرح توسعه، با هدف افزایش سالن‌ها و مکان‌های جدید برای گرفتن مجوزهای لازم، به ادارات مختلف مراجعه کردیم. ۸ سازمان و ارگان درزمینه کار و شغل ما وجود دارد که برای انجام هر نوع فعالیت، باید مجوزهای لازم از آن‌ها گرفته شود. متاسفانه هر زمان که ما به یکی از این سازمان‌ها می‌رفتیم، مسئول مربوط بعد از اطلاع از اینکه مجوز را برای باشگاه اسب‌سواری می‌خواهیم، رفتارش تغییر ‌می‌کرد و با این تصور که ما در   یک رشته ورزشی مرفه فعالیت می‌کنیم، شروع به مانع‌تراشی می‌کرد.»
دکتر صحافیان با ذکر مثالی ادامه می‌دهد: «برای احداث دو سالن سرپوشیده سوارکاری، ده‌ها بار به سازمان‌ها و ارگان‌های مختلف مراجعه ‌کردیم و بعد از گذشت ۵سال هنوز نتوانسته‌ایم مجوزهای لازم را بگیریم. باتوجه‌به گرانی و تورم سالانه، هزینه‌ای که در سال۱۳۹۱ برای این کار درنظر گرفته بودیم، دیگر جواب‌گو نیست. ما از سازمان‌ها درخواست کمک مالی نداریم، اما انتظار پشتیبانی و حمایت معنوی را داریم. فقط برای اینکه به پیشرفت شهرمان کمک‌ کنیم، ولی با وجود سختی‌های این راه داریم از ادامه کار پشیمان می‌شویم.»

        اسب‌سواری؛ ورزشی مفرح و آرامش‌بخش
امیررضا آیت‌اللهی، برادر بزرگ‌تر امیرعطا، اسب‌سواری را یکی از ورزش‌های سالم و شادی‌بخش می‌داند و معتقد است که برخلاف نظر عموم مردم، ورزش گران و اشرافی‌ای نیست.
او می‌گوید: «ما آکادمی سوارکاری داریم که بیشتر جنبه آموزشی و ورزشی دارد تا مکان تفریحی. برخی، این ورزش را گران می‌شمارند اما هزینه این کلاس‌ها باتوجه‌به هزینه‌های سنگین نگهداری اسب و... از هزینه ورزش‌های دیگر، ارزان‌تر نیز هست. اسب به‌عنوان یک موجود زنده، دارای ادراک و احساس است و می‌تواند دوست خوبی برای تنهایی انسان باشد. ما در همین باشگاه افرادی را داشتیم که برای درمان خود، اسب‌سواری می‌کردند. فردی که مشکل روحی دارد با حضور در باشگاه در مدتی که مشغول قشو کردن اسب و غذا دادن به این حیوان است و سواری ، تمام فکرش را متمرکز این کار می‌کند و به‌مرور زمان با ایجاد ارتباط عاطفی و دوستی، افکار مخرب را از خود دور کرده و سلامتی‌اش را بازمی‌یابد. ما در این باشگاه علاوه‌بر آموزش سوارکاری، امکانات لازم برای نگهداری و مراقبت از اسب‌های شخصی شهروندان و سوارکاران را نیز فراهم کرده‌ایم.»

        یک روز عادی در باشگاه اسب‌سواری
محور تمام برنامه‌های آکادمی سوارکاری ملی، اسب است. صحافیان این را می‌گوید و یک روز کاری در باشگاه را چنین توضیح می‌دهد: «صبحِ ما با دیدار و سرکشی از اسب‌های داخل اصطبل شروع می‌شود. اسب‌ها را نوازش و درعین‌حال وضعیت عمومی‌شان را بررسی می‌کنیم تا مبادا مشکلی داشته باشند. بعد امیرعطا شروع به آموزش اسب‌ها و همین‌طور آموزش سوارکاران می‌کند. در محیطی طبیعی، دور از آلودگی هوا و آلودگی صوتی شهر در کنار اسب‌ها متوجه گذر زمان نمی‌شویم. شب ما نیز با سرکشی مجدد از اسب‌ها پایان می‌یابد. درواقع کار ما در طول شبانه‌روز ادامه دارد و نگهداری و مراقبت از اسب‌ها، زمان و ساعت مشخصی ندارد، زیرا اینجا همه کارها اسب محور است. مهترها هم ثبت و رسیدگی به اسب‌ها و محافظت از باشگاه را در طول شب به عهده دارند.»

        احتمال حضور تورهای گردشگری در آکادمی سوارکاری ملی
اسب‌سواری از دیرباز یکی از ورزش‌های گره‌خورده با توس بوده است، از همین‌رو شهرداری منطقه نیز سعی می‌کند باتوجه‌به ظرفیت‌های گردشگری ورزشی، راهی برای ارتباط این باشگاه و تورهای گردشگری بیاید. زوج سوارکار نیز از این ایده استقبال می‌کنند اما تصمیم‌گیری درباره آن را منوط به فکر و بررسی بیشتر می‌دانند و می‌گویند: «بازدید شهردار منطقه۱۲ از باشگاه ما و اجرای طرح توسعه گردشگری در منطقه، فرصت خوبی برای ما نیز هست اما باتوجه‌به تازه‌تاسیس بودن باشگاه و ناتمام بودن برخی پروژه‌های عمرانی و ساختمانی آن، درحال‌حاضر شاید امکان این مشارکت و پذیرایی وجود نداشته باشد. ما باید درمورد چگونگی مدیریت و سامان‌دهی برای حضور تورهای گردشگری در باشگاه، فکر و بعد از رسیدن به توافق نهایی، نظر خود را اعلام کنیم.»
 
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی