کد خبر : 79248
/ 08:25
گزارش شهرآرا از دغدغه‌های کارگران در بازدید سرزده از اداره کار مشهد؛

بازی‌با‌قانون‌کار

سراغ هر کدام از کارگران که بروید دلی پردرد دارند. یکی روزهای پایانی تقویم را یادآوری می‌کند و می‌گوید: «سال تمام شد، اما خبری از حقوق نیست.

بازی‌با‌قانون‌کار

الهام مهدیزاده-شهرآراآنلاین، سراغ هر کدام از کارگران که بروید دلی پردرد دارند. یکی روزهای پایانی تقویم را یادآوری می‌کند و می‌گوید: «سال تمام شد، اما خبری از حقوق نیست. الان بیشتر از چهار ماه است که حقوق نگرفته‌ام!» آن یکی دست می‌گذارد روی حق بیمه و گلایه دارد که چرا حق بیمه از حقوقش کسر شده اما در لیست بیمه اسمی از او نیست. یکی هم از حقوق می‌نالد و می‌گوید: «فکری برای دستمزد و مشکلات کارگران کنید.» یک نفر هم با دو‌‌دو‌تا چهارتا حرف می‌زند و می‌گوید: «یک‌و‌نیم میلیون‌تومان را چطور تقسیم کنم که دست آخر هشتم گروی نهم نشود؟» گُل همه گلایه‌ها هم به قراردادهای موقت و تعدیل نیرو ختم می‌شود.
این گفته‌های تعدادی از کارگران مشهد است که در نیم‌روز حضور ما در اداره کار مشهد بیان می‌کنند. اولین‌باری نیست که برای پیگیری مشکلات کارگران سری به اداره کار زده‌ایم، اما اداره کار مشهد مثل همان دفعات قبل است؛ شلوغ.
وارد محوطه اداره کار شدیم. هرچند نفر گوشه‌ای را برای صحبت و بالا و پایین‌کردن مراحلی که تاکنون انجام داده یا باید انجام بدهند، انتخاب کرده‌اند. بیشترین شلوغی محوطه اداره کار مربوط به باجه کپی است که درست روبه‌روی در ورودی قرار دارد. هرکسی هم که کپی می‌گیرد یک‌راست سراغ میزهای سمت چپ محوطه می‌رود تا فرم‌هایش را پر کنند.
چند مرد و زن کنار همان میزها در‌حال پرکردن فرم‌ها هستند. سراغ یکی از آنان که می‌رویم، حاضر نیست علت حضورش را بگوید. این مراجعه‌کننده فقط یک جمله بیان می‌کند: دنبال دردسر نیستم.
با این جواب، یکی از مردهایی که گوشه دیگر میز در‌حال پرکردن فرم بود، نیم‌نگاهی به ما دارد و می‌گوید: درباره چه چیزی سؤال می‌کنید؟ آدم‌هایی که اینجا می‌آیند دو حالت دارند؛ یا اخراج شده‌اند و دنبال بیمه بیکاری هستند یا اینکه حقوق نگرفته‌اند.
بیکار شدن برای ٢٠٠ هزار تومان
با این گفته‌ها، او مخاطب سؤالات ما برای حضورش در اداره کار قرار می‌گیرد. خودش را یکی از پرسنل تعدیل‌شده در یکی از آژانس‌های مسافرتی معرفی می‌کند و می‌گوید: حدود سه‌سالی با این آژانس هواپیمایی همکاری می‌کردم. اوایل امسال بود که یک آژانس‌ هواپیمایی دیگر به من پیشنهاد کار داد. صادقانه با مدیر آژانس این پیشنهاد کاری را مطرح کردم و او گفت که به کار و توان من نیاز دارد. منِ ساده حرف‌هایش را باور کردم، هنوز چند‌ماه نگذشته بود که مهرماه اعلام کرد نیازی به من ندارد و من و دو نفر دیگر از پرسنل آژانس را تعدیل کرد. او در توضیحاتی ادامه می‌دهد: پیگیری که کردم، معلوم شد یک نفر حاضر شده با ٢٠٠‌هزار تومان کمتر از من در این آژانس کار کند و مدیر آژانس هم با پیشنهاد او تصمیم می‌گیرد از نیمه دوم سال، قرارداد من و دو نفر دیگر را تمدید نکند. حالا هم آمده‌ام شکایت کنم ببینم به کجا می‌رسم.
وارد ساختمان اداره کار شدیم. داخل ساختمان اداره کار مشهد، شلوغ‌تر از محوطه است. عده‌ای جلوی اتاق‌ها و صندلی‌هایی که گذاشته شده نشسته‌اند تا نوبت به آنان برسد. عده‌ای در مسیر پله‌ها پرونده به دست و بین طبقات بالا و پایین می‌روند. برخی هم انگار با رفت‌وآمدهای مکرر که داشته‌‌اند، مسیر و نقشه راهی را که باید داخل ساختمان طی کنند، کامل می‌دانند و در همان بدو ورود به ساختمان و بدون سؤال و جوابی از اطلاعات اداره کار، سراغ راه‌پله‌ها می‌‌روند.
بیمه‌ای که گاه و بیگاه ریخته می‌شود
فقط مردان نیستند که به‌دنبال خواسته و مطالبه‌ای اینجا آمده‌اند؛ زنان هم هستند. یکی از زنان درباره علت حضورش می‌گوید: چهار سال در یک تولیدی‌های پوشاک کار می‌کردم. با زیاد‌شدن لباس‌های چینی ارزان‌قیمت، سفارش‌های تولیدی کارگاه ما کم شد. انتهای سال گذشته هم کارگاه تق‌و‌لق شد. در این یک‌سالی که گذشت هر‌چند ماه رئیس کارگاه، چند‌نفری را بیرون می‌کرد. هر ماه استرس داشتم که حتما ماه بعد نوبت من است.
او در ادامه از سابقه کاری‌اش می‌گوید: از همان روزهای اولی که این کارگاه تشکیل شد به کارگاه آمدم و سابقه کاری من بیشتر از همه بود. رئیس کارگاه هم می‌گفت که به من نیاز دارد و اگر هرکسی را بیرون کند، امکان ندارد من را تعدیل کند. اما چند ماه قبل مرا صدا زد و گفت می‌خواهد کارگاهش را جمع کند و یک ماه بعد همه ما را بیرون کرد. بعد از بیرون‌کردنم سراغ بیمه بیکاری رفتم، اما الان که پرونده تشکیل داده‌ام می‌گویند کارفرما چند ماه بیمه برای من رد نکرده است و سر همین ماجرا به مشکل خورده‌ام. الان چند‌ماهی است که بین اداره کار و بیمه سرگردان هستم.
او گفته‌هایش را این‌طور تکمیل می‌کند: در این مدت، چندباری جلسه کمیسیون کار تشکیل شد. بالاخره دیروز گفتند که بیمه بیکاری من تأیید شده است، اما ماجرای کسر سوابق بیمه‌ای من همچنان وجود دارد. حاضر شدم حق بیمه را خودم پرداخت کنم تا مشکل سوابق بیمه‌ام حل شود، اما اداره بیمه می‌گوید که از زمان پرداخت حق بیمه، مدتی گذشته است و الان پرداخت حق بیمه ممکن نیست.
این کارگر اخراجی با گلایه ادامه می‌دهد: واقعا نمی‌دانم باید چه کنم. از‌طرفی رئیس کارگاه، حق بیمه را از حقوق من کم کرده. از طرف دیگر اصلا حق بیمه‌ای پرداخت نشده است. واقعا اگر هر کارفرما بخواهد حق بیمه کارگرانش را چند ماه رد نکند، به سوابق کاری و بیمه‌ای کارگران ظلم می‌شود.
بعد از مرخصی زایمان گفتند: به سلامت!
بعد‌از صحبت‌های او، یکی دیگر از بانوانی که چند‌دقیقه‌ای کنار ما ایستاده است، می‌خواهد از مشکلاتش بگوید: ‌من هم صحبتی داشتم که اگر چاپ می‌کنید، بگویم. من در یکی از کلینیک‌های مشهد کار می‌کردم و به‌خاطر بارداری، مرخصی زایمان گرفتم، اما چند ماه قبل که خواستم برگردم به من گفتند که قراردادها تغییر کرده و نیازی به شما نداریم.او در ادامه می‌گوید: خواهش می‌کنم از مسئولان اداره کار بپرسید که چرا برای اشتغال بانوان و مرخصی زایمان آنان فکری نمی‌کنند؟ الان وضعیت مرخصی‌گرفتن برای زایمان جوری شده که باید بگوییم رفتن با خودمان است، اما بازگشتمان با خداست.
داد از بیمه و قوانین کار
طبقه دوم اداره کار هم مانند طبقه اول است. چند اتاق، چند صندلی و تعدادی مراجعه‌کننده که ایستاده یا نشسته منتظرند کارشان رفع‌و‌رجوع شود. یکی از آقایانی که روی صندلی نشسته، هرچند دقیقه به ساعت مچی‌اش نگاه می‌کند و یک پایش را پی‌در‌پی به زمین می‌کوبد. می‌گوید از جلسه کمیسیون کار و رأیی که قرار است تا چند ساعت دیگر صادر شود، استرس دارد. نمی‌داند رأی به نفع اوست یا کارگر.
خودش را یکی از مدیران شرکت‌های مهندسی مشهد معرفی می‌کند و این‌طور حضورش در اداره کار را توضیح می‌دهد: شما نمی‌دانید چقدر کار در شرکت دارم، اما به‌دلیل شکایت یکی از کارمندهای شرکت مراجعه کرده‌ام. الان دو‌ماهی است که درگیر پرونده این شکایت هستم.این کارفرما بیان می‌کند: در چند استان کشور کار می‌کنم و الان هم در مشهد، یک شرکت مهندسی با ٩۵‌پرسنل دارم، اما به‌اندازه‌ای که اداره کار مشهد، من را اذیت کرد در استان‌های دیگر مشکلی نداشتم. واقعا از رفت‌وآمد و انتظار برای جواب خسته‌ شده‌ام. این کارفرما توضیح علت حضور و شکایت پرسنلش را با نقدی به رسانه‌ها آغاز می‌کند و می‌گوید:همیشه رسانه‌ها طرف کارگران را گرفته‌ و کارفرما را جوری جلوه داده‌اند که انگار فرد ظالمی است که فقط قصد حق‌خوری از کارگر را دارد، اما کاش پای حرف دل کارفرماها هم بودید تا بدانید مشکل همیشه یک‌طرفه نیست و کارگران هم به اندازه خودشان، مشکلاتی ایجاد می‌کنند و مقصرند.او ادامه می‌دهد: روز اولی که برای کار به من مراجعه می‌کنند، همان اول می‌گویم که ساعت کاری، نوع قرارداد و شرایط بیمه چگونه است. برای همین وقتی کارمندم شکایت کرد، گفتم که بیمه می‌خواهی یا نه؟ اگر نخواستی من پول حق بیمه را هر ماه به حسابت واریز می‌کنم. بیشتر این افراد، از‌جمله همین کارمندم خواستند ٣٠٠‌هزار تومان حق بیمه را به حسابشان واریز کنم.
با حقوق قانون کار مگر می‌شود زندگی کرد؟
صحبتش را با بازکردن پرونده‌ای که در دست دارد، ادامه می‌دهد: نگاه کنید؛ این پرینت واریزی من به این کارمندم است. ماهی یک‌میلیون‌و‌۴٠٠‌هزار تومان برایش پرداخت کردم، اما حالا رفته شکایت کرده که کارفرما بیمه‌ام نکرده است. یکی نیست به او بگوید یادت نیست روز اولی که آمدی، گفتی که بیمه نمی‌خواهی و حق بیمه را نقد بدهم؟
- مگر می‌شود کسی بیمه نخواهد؟
-بله، ٩٠‌درصد کارگران و افرادی که جویای کار هستند همان ابتدا می‌گویند که حق بیمه را نقدی به خودمان بده و ما را بیمه نکن. الان شرایط اقتصادی را خودتان از من بهتر می‌دانید. با حقوق ٩٠٠هزارتومانی که قانون کار تعیین کرده مگر می‌شود زندگی کرد؟! من هرماه ٣٠٠‌هزار‌تومان حق بیمه را نقد به حساب این کارمندم ریختم، اما حالا از من شکایت کرده که چرا کارفرما بیمه نمی‌کند؟ به نظر شما برای من فرقی می‌کند که ٣٠٠‌هزار تومان حق بیمه را به دست خود کارگر بدهم یا آنکه به حساب دولت بریزم؟
هنوز صحبت‌های این کارفرما ادامه دارد که دو نفر از مراجعه‌کنندگان روی صندلی‌های خالی کنار او می‌نشینند. اما ادامه صحبت‌های این کارفرما به سرنخ‌هایی از بحث‌های کارگری و کارفرمایی می‌رسد.
او سرنخ همه دعواهای کارگری و کارفرمایی را به بیمه گره می‌زند و می‌گوید: هرچه می‌کشیم از بیمه است! هرماه ٣٠٠‌هزار تومان حق بیمه را کارفرما برای بیمه کارگران به حساب بیمه واریز می‌کند، اما الان چقدر از بیمه استفاده می‌شود؟ الان بیمه، بیشتر داروهای گران‌قیمت را تحت‌پوشش ندارد. آن داروهایی هم که بیمه شاملش می‌شود، درصد کمی است. دکترها هم از همان اول، تکلیف خودشان را با بیمه تأمین اجتماعی روشن کردند. وقتی به بیمارستان‌ها و کلینیک‌های تأمین اجتماعی می‌روی، بعضی دکترها کاری برایتان انجام نمی‌دهند و می‌گویند باید به مطب شخصی‌ آن‌ها بروید.
راه‌ در‌رو قانون برای کارگر و کارفرما
از او درباره قراردادهای کاری که بیشترین شکایت‌ها به این موضوع اختصاص دارد، سؤال می‌کنیم. این کارفرما، مشکل قراردادها را به راه در‌رو قوانین کاری مرتبط می‌داند و می‌گوید: الان چهار نوع قرارداد پیمانی، سه ماه موقت، کارورزی و دائم داریم. قانون قراردادها هم تا‌جایی‌که من می‌دانم اصلا شفاف نیست و چندین راه دررو برای کارگر و کارفرما دارد.
او صحبتش را این‌طور تکمیل می‌کند: مثلا من می‌توانم قرارداد موقت کارگرم را به‌صورت پیمانی ببندم و هر زمان که نخواستم با ذکر پایان پروژه پیمانکاری روی قراردادش «عدم نیاز» بزنم. برای کارگرها هم چندین راه‌ دررو وجود دارد. قانون، جایگاه و نوع وظایف کاری کارگر را در‌برابر قراردادش مشخص نکرده و با همین بهانه کارگر هم می‌تواند از زیر کار خواسته‌شده شانه خالی کند یا شکایت‌های متفاوتی از کارفرما داشته باشد.
او ادامه می‌دهد: اگر دولت واقعا می‌خواهد دعوای میان کارگر و کارفرما کم شود، وضعیت قراردادها را مشخص کند. به نظر من، چهار نوع قرارداد بی‌معنی است و باید در حوزه کارگری فقط دو نوع قرارداد دائم و موقت بیشتر نباشد تا هم تکلیف کارگر و هم تکلیف کارفرما مشخص باشد.
کسی هوای کارگر را ندارد
صحبت قرارداد که می‌شود، یکی از افرادی که از چند دقیقه قبل روی صندلی نشسته است و با سکوت صحبت‌ها را گوش می‌کند وارد بحث می‌شود: نه آقا، این‌قدرها هم که می‌گوید کارفرما حواس‌پرت نیست که کارگر دورش بزند! خود من اصلا قراردادی ندیدم که دلم خوش باشد تا اگر اتفاقی افتاد شکایت کنم. نمی‌دانم چرا هیچ‌کس هوای کارگر را ندارد. حتی کارمندان اداره کار هم هوای کارگران را ندارند.
او حرفش را این‌طور ادامه می‌دهد: نمی‌دانم چه دردی بین کارمندهای اداره‌ها مختلف وجود دارد که حرف‌زدن برایشان سخت است. باید چند بار بپرسیم تا با جواب‌های یک‌کلمه یک‌کلمه‌ای که تحویلمان می‌دهند، متوجه بشویم که چه‌ کنیم. باورتان نمی‌شود؛ من برای همین بیمه بیکاری چند بار اینجا آمدم و هربار یک داستان تازه داشتم. مثلا به من نگفتند که باید در نامه‌ای رسمی، علت بیکار‌شدنم را از کارفرما بگیرم. من تمام کارها را انجام دادم، اما در مرحله بعدی، یکی از کارمندهای اداره کار به من گفت که پرونده‌ات ناقص است و باید این نامه باشد. خب چرا از اول نمی‌گویند که چند ماه مردم علاف نشوند؟
خارج از لیست کاری برای خارجی‌ها نیست
در مسیر برگشت و در طبقه همکف، یکی از اتاق‌ها برای اشتغال اتباع در نظر گرفته شده است. روی در شیشه‌ای اتاق هم شرایط و ضوابط برای جویندگان کار تبعه چسبانده‌ شده است. یکی از اتباع جوینده کار، درحال یادداشت‌کردن شرایط کار است. از او حال و روز کارِ اتباع در مشهد را جویا می‌شویم. خودش را تبعه افغانستانی معرفی می‌کند که ۴٠ سالی است در ایران و مشهد ساکن است. می‌گوید: سال‌های قبل شرایط کار برای ما در ایران آسان‌ بود. الان سخت‌گیر شده‌اند و با وجودی که کارت اقامت داریم، اجازه نمی‌دهند هر نوع شغلی داشته باشیم.او در توضیحاتی اظهار می‌کند:شیرینی‌پز هستم و چندسالی در یک قنادی حرفه‌ای کار می‌کردم، اما آمدند و گفتند که چون تبعه هستم باید در مشاغلی که برای ما مشخص کرده‌‌اند، کار کنم. این تبعه افغانستانی در توضیحاتی چگونگی مشخص‌شدن شرایط و نوع کارهایی را که می‌توانند انجام دهند، این‌طور توضیح می‌دهد: در سامانه اداره کار، شرایط و انواع مشاغلی که اتباع خارجی می‌توانند داشته باشند اعلام شده است، اما مشکل من، این است که اصلا شغل قنادی در لیست شغل‌های اتباع وجود ندارد. اگر بخواهم کارکنم باید یکی از شغل‌هایی را که در این سایت وجود دارد انتخاب کنم، ولی شغل و حرفه من قنادی است.

 
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی