کد خبر : 79217
/ 11:05
گزارشی از مشکلات ایجاد شده توسط یک نهاد قانونی برای اهالی یک محدوده مسکونی

اختلاف با شورای حل اختلاف

در پیگیری مشکلات منطقه این هفته تلاش کردیم مسئله شهروندان محله کوثر، در ابتدای کوثر ۱۵را بررسی کنیم و درباره آن با مسئولان مربوطه به گفت‌وگو بنشنیم.

اختلاف با شورای حل اختلاف

مهدی زارع - شهرآرا آنلاین - در پیگیری مشکلات منطقه این هفته تلاش کردیم مسئله شهروندان محله کوثر، در ابتدای کوثر ۱۵را بررسی کنیم و درباره آن با مسئولان مربوطه به گفت‌وگو بنشنیم. اگرچه پیش از این در شماره ۲۶۷ شهرآرامحله منطقه به تاریخ ۱۰آبان ۹۶ هم به این موضوع پرداخته بودیم اما برای اینکه بدانید چرا دوباره سراغ راه حلی برای مشکل ساکنان این محله رفتیم این مقدمه را بخوانید. تصور کنید در یک مجتمع مسکونی زندگی می‌کنید و یک روز صبح زود با صدای فریاد یکی از همسایه‌ها از خواب می‌پرید. چه حسی دارید و واکنش‌تان چیست؟ احتمالاً شما هم مثل من وارد گفت‌وگو با همسایه می‌شوید و تازه اینجاست که متوجه می‌شوید او تازهوارد است. خوب طبیعی است که در اولین بار با یک تذکر ماجرا حل می‌شود، بعد دومین بار و اگر همسایه رفتارش را اصلاح نکند، به قانون متوسل می‌شوید.

آزار مجری قانون
حال یک سوال... اگر این همسایه تازه‌وارد از قضا خود قانون باشد چه؟ و اگر بیش از ۵ ماه از  ورودش به محله شما گذشته باشد؟ این همان مشکلی است که اهالی کوثر ۱۵دارند. سه شعبه از شوراهای حل اختلاف یک ساختمان مسکونی را در ابتدای این کوچه۱۰متری، اجاره کرده است و تقریبا از ابتدای شهریور امسال به رفع امور مردم می‌پردازد، غافل از آنکه این مشکل‌گشایی به قیمت ناراحتی و نارضایتی ساکنان حداقل ۲۰۰ واحد مسکونی  اطراف،  تمام شده است. اعتراض‌های گاه و بی‌گاه آنها هم راه به‌جایی نبرده است. طنز ماجرا این است که اگر شکایتی هم به محضر قانون ببرند احتمالاً پرونده شکایتشان بعد از عمری دوندگی به همین شعبه شورای حل اختلاف منتقل خواهد شد.
این   را  ح.پ یکی از ساکنان محله برایمان  مقایسه می‌کند و بعد می‌گوید: روزگار ما در این پنج‌ ماه همین بوده است. روزهای زیادی شده است که صبح‌ها با داد و هوار یک نفر که چکش برگشت خورده یا دو نفر که با هم دعوا می‌کنند یا یکی که تصادف کرده است، بیدار شده‌ایم.
با خواهش من را می‌کشد پشت پنجره پذیرایی‌اش که به کوچه باز می‌شود، به درزهای آن اشاره می‌کند و می‌گوید: به این درزگیرها نگاه کنید. همه درزهای خانه را به همین شکل عایق صدا کرده‌ام ولی فایده‌ای ندارد. هنوز هم صدا می‌آید. من دو بچه دبستانی دارم که هر چیزی را از محیط یاد می‌گیرند.
110638.jpg

آخرین بارتان باشد این طرف پارک می‌کنید!
یکی دیگر از همسایه‌ها که متوجه می‌شود، خبرنگار هستم، می‌آید جلو و در بحث شرکت می‌کند: طرف مقابل کوچه را تابلو توقف ممنوع در ساعت اداری، گذاشته‌اند و همان اوایل که آمده بودند به ما قول دادند که یک نیروی راهور مأمور کنند که اگر در این بخش ماشین پارک کرد جریمه شود، ولی این روزها بر خلاف یکی دو ماه پیش نه مأمور راهور هست و نه خودشان به تابلو پارک ممنوع توجه می‌کنند. بارها اتفاق افتاده است که موقع برگشتن از سر کار، چون ماشین پلاک دولتی جلو خانه من پارک بوده است، مجبور شده‌ام در حاشیه پارک کنم و بقیه را خودتان می‌‌دانید.
لبخند تلخی می‌زند و ادامه می‌دهد: جالب‌تر اینکه یکبار بعد از ساعت اداری من ماشین را نبردم تو و روبروی منزل پارک کردم. فردای آن روز رئیس مجتمع صدایش را برای همسر من برده بود بالا که چرا اینجا پارک کرده‌اید. او هم جواب می‌دهد هنوز که ساعت اداری شروع نشده و قبل از ساعت اداری ماشین را برمی‌داریم ولی او قانع نمی‌شود و خیلی صریح می‌گوید، آخرین بارتان باشد که این طرف پارک می‌کنید! یکی نیست بگوید اگر من در ساعت غیراداری روبروی منزل خودم پارک می‌کنم   مزاحم کسی هم نیستم، شما   در ساعت اداری پارک می‌کنید و خیابان را بند می‌آورید.
سراغ یکی از کاسب‌های محل هم می‌روم. وقتی از او درباره این مشکل می‌پرسم، پوزخندی می‌زند و می‌پرسد: این گزارش شما چه اثری دارد؟ مگر می‌‌توانید این اتفاق را عوض کنید؟
وقتی اصرار من را می‌بیند می‌گوید: از کجایش بگویم؟ دو مشکل اصلی داریم. اولین مسئله جای پارک است. در بهترین ساعات روز اینجا جای سوزن انداختن نیست و خودمان هم مانده‌ایم چه کنیم. حتی تا جلوی مغازه ما که روی پیاده‌رو است هم ماشین پارک می‌کند. فضای سبز پشت ساختمان را هم که کاملا گرفته‌اند برای خودشان. این یک طرفه بودن خیابان هم کمترین کمکی نکرده است. مشکل دوم ناایمن بودن محیط است. هر لحظه ممکن است اینجا دو نفر با هم گلاویز شوند و سنگ یا چوبشان توی شیشه مغازه ما بیاید پایین. کسی جرئت نمی‌کند برای انجام کاری داخل مغازه بیاید. شهرداری جلو مغازه‌ها را آسفالت سرد ریخته است که ارباب رجوع‌ها یا کارمندهای شورای حل اختلاف، ماشین‌هایشان را روی پیاده‌رو نیاورند، اما مگر رعایت می‌کنند؟ پارک می‌کنند و موقع رفتن، گراویه‌ها می‌خورد توی شیشه.
در همین بین صدای داد و فریادی، حواسم را پرت می‌کند. اما او لبخندی می‌زند و می‌گوید: بفرما، آفتاب آمد دلیل آفتاب. حالا تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. جلو می‌روم و متوجه می‌شوم دو دوست با هم دعوایشان شده است. یکی از آنها پول قرض داده است و در عوض چک گرفته است. حالا چک دوستش بی‌محل از آب درآمده است. از ابتدای کوچه تا ورودی شورا را در ابری از داد و فریاد طی می‌کنند. آن وسط یکی دو ناسزا هم تحویل یکدیگر می‌دهند.

عاقل و یک اشاره
یکی از همسایه‌ها که دست کودکی را با کیف مدرسه گرفته، با عجله و هراسان در حیاط را باز می‌کند تا به داخل منزلش برود. خودم را به او می‌رسانم و ماجرا را برایش تعریف می‌کنم. نگاهی توأم با شک‌ و تردید به اطراف می‌اندازد و بدون اینکه یک کلمه حرف بزند با دست به سمت ساختمان شورای حل اختلاف اشاره می‌کند. سریع می‌رود داخل مجتمع و در را پشت سرش می‌بندد.

یک نفر مانده نوبتم برسد
جوانکی ۱۹-۲۰ ساله از یکی از مجتمع‌ها می‌آید بیرون. اسمش حسین. ج است. سراغش می‌روم و درباره مزاحمت‌های شورای حل اختلاف از او می‌پرسم. با دست به ماشینی که جلو خانه‌اش پارک شده، اشاره می‌کند و می‌گوید: این ۴۰۵ را ببین. به نظرت مال کدام همسایه است؟ مال هیچ‌کدام. هم جلو عبور و مرور مردم را در پیاده‌رو گرفته است و  هم مقابل در منزل ما‌ را. من عملاً شب‌ها ماشین را بیرون پارک می‌کنم تا صبح بتوانم بیایم بیرون از منزل. ببین! روی شیشه شماره‌اش را نوشته است، آقای جهانی، برای امتحان هم که شده من الان زنگ می‌زنم ببینیم چه می‌گوید.
زنگ می‌زند و بعد از چند بار زنگ خوردن آقای جهانی گوشی را بر‌می‌دارد، صدای همهمه از پشت بلندگو گوشی جوان می‌آید. بعد از سلام و احوال‌پرسی، آقای جهانی، ماجرا را که می‌شنود، شکسته و بریده می‌گوید، یک نفر دیگر به نوبتش مانده و قول می‌دهد تا ۲۰دقیقه دیگر بیاید جای ماشین را عوض کند. حسین گوشی را قطع می‌کند و می‌گوید: اکثر اوقات همین است. معلوم است نمی‌آید پایین. بیاید حداقل نیم ساعت باید دنبال جای پارک بگردد. آن موقع کارش راه نمی‌افتد. پس ترجیح می‌دهد اول کارش را انجام دهد و بعد از آن من و او پنج دقیقه‌ای باهم دعوا می‌کنیم و می‌رود. یا اگر عاقل باشد، همان ابتدا عذرخواهی می‌کند و جواب هیچ‌کدام از غرولندهای من را نمی‌دهد، این شکلی دعوایمان زودتر تمام می‌شود. عوضش او خیالش راحت است که کارش انجام شده و من هم کمی از عصبانیتم کم می‌شود، تا فردا.

کودک، سرویس مدرسه و یک مرد با پابند
یکی دیگر از همسایه‌ها را در حالی که بازیافتی‌هایش را بیرون آورده است، می‌بینم و ماجرا را برای او هم تعریف می‌کنم. خانم د، جدای از همه مشکلات قبلی اضافه می‌کند: منزل ما کنار تیر چراغ برق است. بارها شده است با بچه‌هایم آمده‌ام بیرون و یک نفر با پابند و دست‌بند جلویمان سبز شده است که تکیه داده به تیر چراغ برق و سیگار می‌کشد. در بهترین حالت او تنهاست و فقط فکر می‌کند اما گاهی یک نفر دیگر هم همراه اوست و یک مامور. با هم مشاجره لفظی می‌کنند و سروصدایشان همه کوچه را برمی‌دارد.

اهالی محل همه فرهیخته و فعال هستند. مثلاً مدیر یکی از مجتمع‌ها، پژوهشگر است.
م.ش از پیگیری‌هایی که به کمک اهالی محل، پیش از گشایش این دفتر انجام داده‌اند، برایمان می‌گوید: آن موقع با اهالی محل از آقای رفسنجانی وقت گرفتیم و رفتیم پیش ایشان. حاج آقا گفتند ما اینجا برای زیرساخت‌ها هزینه کرده‌ایم و الان امکان جابجایی نیست. البته ایشان خطاب به ما گفتند اگر بتوانید یک ساختمان برایمان پیدا کنید، جابه‌جا می‌شویم. ما هم یک ساختمان دیگر در وکیل‌آباد ۵۲ پیدا کردیم، ایشان نپسندید.

۳۰۰ میلیون زیر قیمت
این ساکن کوثر ۱۵ ادامه می‌دهد: وظیفه همه ما حفظ نظام است و باید بدانیم که یکی از ابتدایی‌ترین استراتژی‌ها در انجام این وظیفه جلوگیری از افزوده شدن به دشمنان است. با ورود شورای حل اختلاف به این محل عملاً این اتفاق افتاده است و مردم حتی اگر از نظر قانونی نتوانند مانع این حرکت شوند بازهم نوعی نارضایتی قلبی دارند و همین باعث نگاه منفی به قوه قضائیه می‌شود. م.ش با اشاره به اینکه چند نفر از ساکنان بعد از ورود شورای حل اختلاف به محل، منازلشان را با چند میلیون ضرر فروخته‌اند و رفته‌اند، میگوید: در این میان مشاوران املاک هم دست به سودجویی‌های عجیبی زده‌اند، مثلاً من خواستم منزلم را بفروشم و از محله بروم ولی خانه را ۳۰۰ میلیون تومان زیر قیمت از من می‌خرند.

مسئولان پاسخ نمی‌دهند
گلایه‌های اهالی محله زیاد است و مجال انعکاس همه آنها نیست. سراغ مسئولان امر می‌رویم تا چاره این مشکل را از آنها جویا شویم. مسئولان شهرداری منطقه که متولی اصلی اعطای مجوز فعالیت به چنین مجموعه‌هایی هستند با ذکر اینکه در حیطه اختیارات ما نیست، از جواب دادن شانه خالی می‌کنند و توپ را به زمین مسئولان دادگستری می‌اندازند. با دفتر حاج آقای رفسنجانی، معاون قضایی دادگستری و رئیس شوراهای حل اختلاف خراسان رضوی هم چندین بار تماس می‌گیریم ولی هر بار از سد رئیس دفتر ایشان، نمی‌توانیم جلوتر برویم. امید که این دو نهاد مهم و تأثیرگذار حداقل در برنامه‌های بلندمدت خود طرحی برای اهالی این خیابان مهم و پرترافیک منطقه داشته باشند.

 
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی