کد خبر : 79211
/ 10:44
دکتر عباس سرافرازی

امیر کبیر،شهید راه آزادی

دکتر عباس سرافرازی، دانشیار تاریخ و عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه فردوسی مشهد، میرزا تقی‌خان امیرکبیر را پیش‍‌رو آزادی و آبادانی ایران و از نخستین شهیدان راه آزادی و استقلال کشور می‌داند و می‌گوید: امیر را باتوجه به اقدامات و اصلاحات بسیارش در زمینه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و پیشرفت‌های علوم و فنون، می‌توان بانی تمدن جدید در ایران دانست.

امیر کبیر،شهید راه آزادی

امیرکبیر زمانی زمام امور را به‌ دست گرفت که اوضاع ایران از همه جهت مختل بود؛ بنابراین گام‌هایی برداشت که بدون‌شک در پیشرفت ایران معاصر مؤثر واقع شد؛ ازآن‌جمله می‌توان به از بین بردن القاب و تعارف‌های بی‌معنی که توسط منشیان در مکاتبات و مراسلات قاجاری وجود داشت، اشاره کرد. همچنین جلوگیری از درآمدهای نامشروع کارکنان دولت و منصب و لقب‌فروشی، واگذاری اداره امور کشور براساس لیاقت‌ها و استعدادها، جلوگیری از هزینه‌های اضافی و کنترل خرج و دخل‌های دولتی، اعزام دانشجویان مستعد و لایق برای ادامه تحصیل به اروپا، تأسیس دارالفنون به‌عنوان یکی از مهم‌ترین کانون‌های پیشرفت علمی و فنی، منظم نمودن سپاه و ارتش ایران، غلبه برآشوب‌های داخلی اعم از مذهبی و سیاسی، توسعه بازرگانی و مثبت نمودن تراز بازرگانی از اقدام‌های
اوست.این مدرس تاریخ ابراز می‌کند: هنگامی‌که از روشنفکری در دوره قاجار حرف می‌زنیم، یعنی با دو جریان روشنفکری روبه‌رو هستیم؛ یکی روشنفکرانی مانند امیرکبیر که اعتقاد داشتند تحولات بایستی از ذات جامعه و فرهنگ ایرانی-اسلامی ناشی شود؛ یعنی بدون وابستگی و سرسپردگی به غرب می‌توان با تکیه بر منورالفکران بومی به سوی نوسازی و رفاه و آسایش گام برداشت. دومین گروه، روشنفکران جدیدی هستند که از راه ارتباط با غرب، سفر به اروپا و مطالعه آرا و اندیشه‌های غربیان دارای جهان‌بینی و اندیشه‌ای شدند که با منورالفکران نسل امیرکبیر متفاوت است؛ آنان از اصول لیبرالیسم، ناسیونالیزم و حتی سوسیالیزم دفاع می‌کردند؛ از این گروه می‌توان به میرزا حسین‌خان مشیرالدوله، میرزا ملکم‌خان، یوسف‌خان مستشارالدوله و میرزا فتحعلی‌ آخوندزاده اشاره کرد. این عده اعتقاد داشتند که بایستی از فرق سر تا نوک پا فرنگی‌مآب شد و راهی برای پیشرفت وجود ندارد، الا فرنگی شدن اما امیرکبیر شیوه‌ای جدا داشت؛ او طرفدار موازنه مثبت در امور و برقراری اعتدال در سیاست خارجی و وفق و مدارا در امور داخلی و خارجی بود؛ از همین روست که مرگ وی را به معنای متوقف شدن پیشرفت ایران در آن زمان تعبیر 
کرده‌اند.
سرافرازی درباره نقش روس‌ها و انگلیسی‌ها در برکناری و قتل امیرکبیر نیز می‌گوید: نمی‌توان به نقش مستقیم بیگانگان در قتل امیرکبیر اشاره نمود، چون منابع و اسناد تاریخی بر این موضوع صحه نمی‌گذارند اما باتوجه به اقدامات امیرکبیر که موافق با مطامع انگلیسی‌ها نبود، شک‌ها و سوءظن‌هایی نسبت به دخالت آن‌ها وجود دارد که مبتنی بر این قرائن است: عموماً انگلیسی‌ها مخالفان جدی خود را با دسیسه حذف می‌کردند؛ دخالت انگلیسی‌ها در قتل قائم‌مقام فراهانی، فوت مشکوک عباس میرزا، قتل مشکوک نادرشاه افشار، قتل ناصرالدین شاه و ده‌ها قتل این‌چنینی که هنوز در پرده‌ای از ابهام قرار دارند. انگلیسی‌ها از امیرکبیر راضی نبودند. آن‌ها همیشه از آقاخان نوری حمایت می‌کردند و دوست داشتند وی به صدارت برسد. سفارت انگلیس در تهران معتقد بود امیرکبیر طرفدار روسیه و ضد بریتانیاست و باید حذف شود. امیرکبیر اجازه نداد کنسول انگلیس از ارامنه تبریز حمایت کند و این عمل را عاملی برای نفوذ بیشتر انگلیس می‌دانست، از سویی با اینکه سفیر روسیه تلاش کرد از قتل امیر جلوگیری کند، اقدام وی باعث شد شاه از ترس دخالت بیشتر روس‌ها زودتر دست‌به‌کار شود.

 

کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی