کد خبر : 79196
/ 09:58
دکتر یوسف متولی حقیقی، در سالروز قتل امیرکبیر از شخصیت و اقدامات او می گوید

قهرمان اصلاحات

امروز20 دی سال‌روز شهادت میرزا محمد تقی‌خان فراهانی یا همان «امیرکبیر» وزیر خوشنام دوره سیاه قاجار است. امیرکبیر، از شخصیت‌های شگفت‌انگیز تاریخ ایران است که به اصلاحات تأثیرگذار و ارزرشمندی در ابعاد گوناگون، از حوزه سیاست تا مباحث اجتماعی و مذهبی دست زد.

قهرمان اصلاحات

او که زاده ۱۱۸۶ در هزاوه اراک بود،۲۰ دی ۱۲۳۰ به دستور ناصرالدین شاه در حمام فین کاشان به شهادت رسید. درباره امیر با دکتر یوسف متولی حقیقی، پژوهشگر تاریخ معاصر ایران و عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه آزاد تربت حیدریه گفتگو کرده‌ایم.

امیر، بسترساز توسعه
دکتر متولی حقیقی درباره جایگاه امیرکبیر در پیشرفت ایران معاصر می‌گوید: امیرکبیر یکی از پیشگامان نوخواهی و نوگرایی در ابعاد مختلف تاریخ معاصر ایران است؛ مجموعه اقدامات اصلاحی او زمینه و بستر توسعه را تا‌حدودی در عصر ناصری فراهم آورد. اگرچه بعد از عزل و سپس قتل او تا اندازه زیادی زمینه اصلاحات کم‌رنگ شد، میل به انجام اصلاحاتی که امیرکبیر در جامعه و به‌ویژه در میان برخی درباریان تقویت کرده بود، هیچ‌گاه فروکش نکرد و افرادی مانند میرزاحسین‌خان سپهسالار، میرزا ملکم‌خان ناظم‌الدوله، خبیرالملک، میرزا یوسف‌خان مستشارالدوله تبریزی و تعدادی دیگر پیدا شدند که کم و بیش دل در گرو اصلاحات داشتند و هریک به شیوه‌های مختلف تلاش می‌کردند تا در انجام پاره‌ای دگرگونی‌ها در جامعه پیشگام باشند. به‌رغم تأثیرگذاری عمیق اقدامات امیرکبیر در ابعاد علمی و سیاسی ایران، اقدامات وی در ابعاد اجتماعی نتوانست نمود چندانی داشته باشد. دلیل اصلی آن هم تغییر در ساختارهای اجتماعی جامعه سنتی و بسته ایران بود که به فرصت زیاد و برنامه‌ریزی درازمدت نیاز داشت. فرصتی که با توجه به عمر کوتاه صدارت او، هیچ‌گاه در اختیارش قرار نگرفت. مقاومت سرسختانه سنت‌گرایان در برابر برخی اصلاحات اجتماعی امیرکبیر نیز مزید بر علت شده بود.

آغازگر ترویج علوم نوین در ایران
دکتر متولی با اشاره به تأثیرگذاری علمی امیر بر جامعه ایران توضیح می‌دهد: وی با برخی از اقدامات و اصلاحات خود ازقبیل تأسیس مدرسه دارالفنون و دعوت از معلم‌های خارجی و نیز دستور به ترجمه آثار علمی اروپائیان، برای نخستین بار علوم نوین را در ایران ترویج کرد. تأثیر این اقدامات او تا آن اندازه بود که مدتی پس از مرگ وی برای نخستین بار در تاریخ ایران وزارتخانه‌هایی به نام وزارت علوم و وزارت انطباعات تأسیس شد. راه‌اندازی مدارس نوین در تهران و سپس شهرستان‌های مختلف ایران که تحت‌تأثیر ایده‌های آموزشی امیرکبیر و دارالفنون به وجود آمده بود از دیگر وجوه تأثیرگذاری وی در بعد علمی جامعه ایران شمرده می‌شود.
این پژوهشگر تاریخ معاصر ایران در پاسخ به این پرسش که «آیا می‌توان سطح دانش امروزی ایران را متأثر از اقدامات امیرکبیر دانست؟» او را مصلحی بزرگ و اصلاح‌طلبی واقعی معرفی می‌کند اما نمی‌تواند امیر را به لحاظ دانش و آگاهی در علم خاصی یک دانشمند اثرگذار در عرصه‌های علمی بداند. وی می‌گوید: تأثیر بزرگ امیرکبیر در سطح دانش امروزی را در برخی اقدامات فرهنگی او مثل تأسیس‌ دارالفنون، انتشار روزنامه، چاپ و ترجمه کتاب‌های مختلف می‌توان جستجو کرد.

اصلاحات تحت‌تأثیر جامعه عثمانی و روسیه
به‌روز بودن امیرکبیر در زمانه‌ای که ایران در جهالت عمیقی فرو رفته بود، موضوع دیگری است که با این استاد دانشگاه در میان می‌گذاریم. وی ریشه این تفاوت را در مسافرت‌ها و توقف امیرکبیر پیش از دوران صدارتش، در کشورهای عثمانی و روسیه و آشنا شدنش با دستاوردهای تمدن غرب می‌داند و توضیح می‌دهد: بسیاری از اقدامات و اصلاحات امیرکبیر تحت تأثیر اقدامات و اصلاحاتی بود که در جامعه عثمانی و روسیه چهره بسته بود. این دو کشور در مقایسه با کشورهای بزرگ اروپا در انجام اصلاحات مختلف سیاسی، صنعتی و اجتماعی چندان پیشرفتی نکرده بودند. قدر مسلم اگر امیرکبیر مستقیماً با سرچشمه دگرگونی‌های علمی، صنعتی، سیاسی و اجتماعی آن روزگار یعنی کشورهای پیشرفته اروپایی از یک سو و استعمارگری‌های آنان در سرزمین‌های دیگر سر و کار می‌داشت، شخصیتش بیشتر به‌روز می‌شد.
متولی حقیقی ادامه می‌دهد: البته در زمان امیرکبیر شخصیت‌های به‌روز دیگری هم در ایران وجود داشتند؛ اما او تصور می‌کرد با توجه به نفوذی که در ناصرالدین‌شاه جوان دارد می‌تواند یک‌تنه بار اصلاحات را به دوش بکشد و به همین دلیل به درستی نتوانست برای مجموعه اصلاحاتش کادرسازی کند؛ همین نکته در تنهایی او اثر بسزایی داشت. درضمن با این دیدگاه که در زمانه امیرکبیر ایران در جهالت عمیقی فرو رفته بود، موافق نیستم؛ زیرا این دوره آغاز عصر بیداری ایرانیان بوده است. بیداری‌ای که نتیجه آن حدود نیم قرن بعد به بزرگ‌ترین دستاورد سیاسی تاریخ ایران تا آن روزگار، یعنی انقلاب مشروطیت انجامید.

تأثیر قائم‌مقام فراهانی بر امیرکبیر
میزان تأثیر قائم‌مقام فراهانی بر شخصیت و شیوه کاری میرزاتقی‌خان امیرکبیر هم سؤالی است که دکتر‌متولی آن را این‌گونه پاسخ می‌دهد: امیرکبیر را درواقع باید شاگرد مکتب سیاسی میرزا ابوالقاسم قائم‌مقام فراهانی دانست. قائم‌مقام بود که فرصت تحصیل را برای میرزاتقی‌خان فراهم کرد و او را از آشپزخانه به دیوان برد و با رهنمودهای سیاسی-اخلاقی خود شخصیت امیرکبیر را شکل داد. البته امیرکبیر درنتیجه مسافرت به روسیه و عثمانی نگاهش به مسائل عمیق‌تر از استادش قائم‌مقام شد؛ اما از نظر شیوه عملکرد همان راهی را رفت که قائم‌مقام رفته بود و درنتیجه همان سرانجامی را یافت که پیش از آن قائم‌مقام یافته بود.

ارزیابی نادرست امیر از نقش دربار
از مادر ناصرالدین شاه به‌عنوان یکی از دشمنان سرسخت امیرکبیر نام برده شده است. دکتر متولی حقیقی نظری متفاوت با این باور دارد و می‌گوید: برخلاف سنت تاریخ‌نگاری ایرانی که مهدعلیا زنی فاسد و خودخواه و جاه‌طلب معرفی می‌شود، به‌نظر می‌رسد که او در تاریخ ایران مظلوم واقع شده است. برخی اسناد نشان می‌دهد که وی فردی فوق‌العاده باهوش، باسواد و دیندار بوده و به عمران و آبادی مملکت یا دست‌کم شوکت سلطنت فرزندش سخت دلبستگی داشته است اما از آنجا که در جامعه مردسالار ایرانی حضور و دخالت یک زن ولو کاردان در امور مملکتی کار ناپسندی بوده، تاریخ‌نگاری مردانه ایرانی او را عفریته‌ای ناپاک و عامل اصلی عزل و قتل امیرکبیر معرفی کرده است. امیرکبیر با همه ویژگی‌های مثبتش نتوانست نقش دربار و جایگاه آن را در تثبیت و یا تضعیف نهاد صدارت درست ارزیابی کند. نگاه و اتکای او فقط به ناصرالدین‌شاه بود. نه دربار بانفوذ را به چیزی شمرد و نه مادر شاه را رقمی به حساب آورد. مسلم است این درباریانِ دیده‌نشده در تفکر امیرکبیر و این مادر رانده‌شده از فرزند و دربار ساکت نخواهند نشست و منتظر فرصتی خواهند بود تا تنها نقطه اتکای امیرکبیر را که شاه باشد متزلزل کنند که موفق هم شدند.

هما سعادتمند 
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی