کد خبر : 79135
/ 08:31
روایت فرمانده آشیانه جمهوری اسلامی ازویژگی های اخلاقی و زندگی سردار سازندگی؛

مردی که در شجاعت و تدبیر بی‌نظیر بود

می‌خواهم از مرحوم هاشمی رفسنجانی بنویسم اما کلمات هم بار سنگین سال‌ها خدمت او را سخت بر دوش می‌کشند. سال‌ها مبارزه قبل از انقلاب، هشت سال سازندگی، حضور در مجمع تشخیص نظام و ١٩ دی ٩۵ که بزرگ‌مرد ٨٢ ساله را در کمال ناباوری از ما دور کرد.

مردی که در شجاعت و تدبیر بی‌نظیر بود

حمیده وحیدی- می‌خواهم از مرحوم هاشمی رفسنجانی بنویسم اما کلمات هم بار سنگین سال‌ها خدمت او را سخت بر دوش می‌کشند. سال‌ها مبارزه قبل از انقلاب، هشت سال سازندگی، حضور در مجمع تشخیص نظام و ١٩ دی ٩۵ که بزرگ‌مرد ٨٢ ساله را در کمال ناباوری از ما دور کرد. قبل از شروع گفت‌وگوها سراغی از خاطرات منتشر شده می‌گیرم. آیت ا... هاشمی‌رفسنجانی آن طور که مکتوب گفته است از اول فروردین سال۶٠؛ هر روز در یک صفحه از سررسید، یادداشت‌هایی درباره کارهای شخصی و حوادث مهم داخلی و خارجی تقریر کرده است. تعداد زیادی کتاب خاطره‌ از دوران حیات سیاسی‌اش در مناصب مختلف نظام بر جای مانده، به گونه‌ای که هر ساله تا آغاز دهه هفتاد یک کتاب با عنوان کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی تألیف شده است. در میان مشهدی‌هایی که افتخار کار و آشنایی با سردار سازندگی را داشتند بی‌ربط ندیدم که ساعتی را به گفت‌وگو با خلبان، امیر سرتیپ «عباس پورعلی» بگذرانم. او هم‌دوره‌ با شهید عباس دوران، شهید عباس بابایی و شهید منصور ستاری است که سال‌ها در خدمت مرحوم هاشمی رفسنجانی و مقام معظم رهبری بوده است. از عمده مسئولیت‌های امیر سرتیپ پورعلی در ٣٢ سال خدمت می‌توان به فرمانده آشیانه جمهوری اسلامی در فرودگاه مهرآباد، مدیر و جانشین عملیات نیروی هوایی کشور اشاره کرد.

وقتی تلفنی در مورد خاطراتتان با مرحوم هاشمی رفسنجانی صحبت می کردیم یک جور شوق عجیب و در عین حال غم تلخ در گفتارتان بود که بیش از گذشته ترغیب‌مان کرد تا سریع‌تر گفت‌وگویی حضوری را ترتیب دهیم. برای شروع ازهر جا دوست دارید برایمان بگویید؟
خلبان هواپیماهای شکاری بودم. سال ۶٢ به دفتر حضرت امام«ره» دعوت شدم و در دوره ریاست جمهوری مقام معظم رهبری به عنوان مسئول آشیانه جمهوری اسلامی منتصب شدم. غالبا در آن زمان اکثر سفرهای این بزرگواران تحت نظر خودم انجام می‌شد. همان وقت افتخار پیدا کردم تا با مقام معظم رهبری و مرحوم هاشمی‌رفسنجانی از نزدیک آشنا شوم. در تمام عملیات‌های هشت سال دفاع مقدس مقام معظم رهبری و مرحوم هاشمی رفسنجانی حضور داشتند. یعنی حتما یکی از این دو بزرگوار چند روزی را همراه با رزمندگان می‌گذراندند.

یعنی از تهران نظارت نداشتند و خودشان در منطقه حاضر می‌شدند؟
دقیقا. حتی آن زمان برای من جالب بود که این دو بزرگوار با اینکه از مسئولان رأس انقلاب بودند اما دورادور از تهران جنگ را مدیریت نمی‌کردند. یادم هست یک مرتبه همراه با مقام معظم رهبری در حال بازدید از خط مقدم جنوب بودیم که دشمن از حضور ایشان خبردار شد. توپخانه‌هایشان شروع به شلیک کردند متأسفانه چند نفر از دوستان همان جا شهید شدند. جایی نیز همراه با مرحوم هاشمی‌رفسنجانی در منطقه حضور داشتیم. از سنگر بیرون آمدم و هواپیماهای دشمن را دیدم که شروع به بمباران کردند. وقتی داخل شدم متوجه شدم بر اثر انفجار، خاک زیادی صورت و عمامه مرحوم هاشمی رفسنجانی را پوشانده بود.

فکر می کنید کدام بخش از زندگی این مسئولان کم رنگ بوده است و مردم از آن بی خبرند؟
چیزی که شاید کمتر گفته شده باشد این است که اکثر رفت و آمد این افراد با هواپیما نبود و خیلی وقت‌ها رسانه‌ای هم نمی‌شد. یعنی اصلا این طور نبود که عکاس و فیلم‌بردار همراهشان باشد. در سال‌های جنگ بارها پیش آمده بود که مرحوم هاشمی رفسنجانی لباس مبدل می‌پوشیدند و سوار بر قطار و مینی‌بوس به جبهه می‌رفتیم. هیچ اطلاع‌رسانی از قبل نشده بود حتی از تهران هم مستقیم حرکت نمی‌کردیم و غالبا بین راه مسیرها تغییر می‌کرد گاهی ایشان را در جبهه نمی‌شناختند حتی جلوی مینی‌بوس‌مان را می‌گرفتند. آقای هاشمی خیلی شوخ طبع بودند یک وقت‌هایی کلاه سبز بسیجی‌شان را جابه‌جا می‌کردند و وقتی اطرافیان متوجه حضورشان می‌شدند سرو صدای زیادی به پا می‌شد. یکی از عکس‌های معروفی که بعدها منتشر شد از حال و هوای همان روزها است هاشمی رفسنجانی با لباس نظامی بدون اطلاع قبلی وارد جبهه شده‌اند.

با توجه به ناامنی آن دوره و حضور منافقان این کار خطرپذیر نبود؟
آقای هاشمی‌رفسنجانی و مقام معظم رهبری بارها تا پای شهادت رفته‌اند هرگز به فکر حفظ جان خودشان نبودند. اگر بخواهم صرفا در مورد مرحوم هاشمی‌رفسنجانی بگویم باید اشاره کنم هم‌زمان با حضورشان شور عجیبی در لشکر به پا می‌شد اما در بعد وسیع‌تر ساختار شخصیت ایشان طوری بود که هر جا قدم می‌گذاشتند بهبودی در شرایط حاصل می‌شد. این شور و شوق نیز از همین مسئله منشأ می‌گرفت. اطلاعات عمومی بالایی داشتند و با هر کسی مانند خودش حرف می‌زدند مثلا با من در مورد هواپیمای شکاری صحبت می‌کردند با خلبان‌های مسافربری در حوزه خودشان مناظره می‌کردند. حتی در یک روز ممکن بود ١٠ ملاقات با اصناف مختلف داشته باشند و هیچ کدام از سخنرانی‌ها شبیه هم نبود.

آدم‌های زیادی در تاریخ بوده‌اند که القاب و عناوین مختلفی را به خودشان اختصاص دادند اما بر اثر گذشت زمان از یاد رفته اند فکر می‌کنید چرا «سردار سازندگی» همیشه با ایشان باقی ماند؟
بگذارید پاسخ‌تان را با ذکر یک خاطره بگویم: روزی از ایشان پرسیدم چرا اصرار دارید چند شرکت هواپیمایی داشته باشیم؟ گفتند: باید رقابت وجود داشته باشد.رقابت می‌تواند باعث پیشرفت کشور شود به شدت به کارهای زیر بنایی اهمیت می‌دادند. به‌ویژه سفرهای خارجی‌شان همیشه برای کشور دستاوردهایی داشت که نمی‌توان از آن یاد نکرد. تمام دغدغه مرحوم هاشمی رفسنجانی آبادانی ایران بود. در سفرهای زیادی می‌دیدم که چطور سیاستمداران خارجی برای ایشان احترام قائل‌اند. نطق و بیان آیت‌ا... را دیگر سیاست‌مداران کشورهای خارجی نداشتند. هر سفر باعث رشد اقتصادی کشور می‌شد. ابهت هاشمی رفسنجانی واقعا مثال زدنی است. سران دیگر کشورها با ایشان مشورت می‌کردند و بی‌چون و چرا حرف‌شان را می‌پذیرفتند. تاریخ بعدها خدمات مرحوم هاشمی رفسنجانی را نقل خواهد کرد مردی که در شجاعت و تدبیر بی‌نظیر بود. باید بگذاریم تاریخ این بزرگ مرد را قضاوت کند.

با توجه به شرایط خاص کشور در آن دوره و مشغله‌های بی‌شمار هیچ وقت از ایشان نپرسیدید که چطور توانستند ترازوی تعادل کشور را حفظ کنند؟
هاشمی رفسنجانی ذاتا مدیر خوبی بود. مطالعاتشان تنها صرف همان ایام نبود و مشخص بود از سنین پایین و کودکی به دنبال حقیقت‌جویی و کسب علم بوده‌اند. جوانان را خیلی دوست داشتند و مدام می‌گفتند ایران باید آباد شود. یک‌بار نزدیکی‌های جاسک از پنجره هلی‌کوپتر در حالی که کوه‌ها را نگاه می‌کردند، گفتند: تمام منابع طبیعی ایران برای مردم می‌تواند اشتغال‌زایی کند. این‌ها ثروت کشور است. حمایت‌های بی‌دریغ‌شان بود که جزیره کیش امروز به یکی از مناطق درآمد‌زایی کشور تبدیل شده است. در گذشته اصلا کسی به کیش نمی‌رفت و با برنامه‌ریزی صحیح آیت ا... توانستیم مرکزی تجاری و توریستی در کشور مهیا کنیم. سد سازی ،جاده سازی، یگان‌های ارتش و پروازی همگی از کارهای زیر بنایی آن دوره محسوب می‌شود. گاهی وضع مالی کشور خوب نبود شاید صلاح نباشد من در جزئیات وارد شوم اما هاشمی رفسنجانی با درایت عمیق جوری عمل می‌کرد که مردم اصلا متوجه نمی‌شدند. در این دوران، تعداد بسیار زیادی کارخانه و کارگاه تولید صنعتی راه‌اندازی و در شهرهای کوچک و بزرگ دانشگاه ساخته شد.

در خاطراتی که توسط ایشان نوشته شده است می‌بینیم که علاقه خاصی به مشهد داشتند و شهر امام رضا«ع» جزو جاهایی است که برای آبادانی‌اش تلاش زیادی کردند.
علاقه عجیبی به امام رضا «ع» داشتند و دوستی دیرینه‌ای با آیت ا... طبسی. علاقه‌شان کاملا در برخوردشان با مشهدی‌ها دیده می‌شد. علاوه بر زیارت وقتی در مشهد بودند به جاهای دیگر هم سرکشی می‌کردند. یکی از دغدغه‌هایشان خدمت‌رسانی به زائران بود.

کتاب‌های آیت ا...رفسنجانی یکی از بهترین منابع برای درک شخصیت‌شان است. با اینکه سیاست‌مدار بودند اما می‌بینیم روحیه لطیفی داشتند.
روزهای جنگ شرایط بسیار سختی داشت خیلی از دوستان ما همچون خلبان عباس دوران و بابایی و برادران باکری و .... شهید شدند. چیزی که آدم‌های آن دوره را در کنار هم نگه داشت همان عشق و محبت بود. در زمان شاه هم خلبان بودم و تفاوت‌ها را دیده‌ام. یکی از دلایل پیروزی انقلاب دلسوزی مسئولان و رویکرد آن‌ها بود. هاشمی رفسنجانی دلش می‌خواست جوان‌ها شاد باشند. تحصیل کنند. از نظر سیاسی ذهنشان باز باشد. ایشان خیلی هم شوخ طبع بودند و کسانی که از نزدیک با مرحوم برخورد داشتند این روحیه را فراموش نمی‌کنند. از طرفی علاقه زیادی به خانواده‌شان داشتند. چندبار به منزل پدری‌شان رفته بودم، حقیقتا خانواده بسیار خون‌گرم و مهربانی داشتند که روحیه مردم‌داری‌شان را می‌رساند. 
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی