• خانه
  • یادداشت
  • هزینه‌های بی‌مسئولیتی
کد خبر : 79037
/ 08:53
علی جعفری

هزینه‌های بی‌مسئولیتی

در یادداشت قبل، درباره تبعات حضور سینمای دولتی در عرصه سینمای کشور و نقش آن در مقوله تبلیغات و فروش فیلم‌ها گفتم و امروز کمی بیشتر به این مقوله خواهم پرداخت و یکی دیگر از نتایج این حضور را از منظر خودم واکاوی خواهم کرد.

هزینه‌های بی‌مسئولیتی

شاید یکی از دلایلی که منجر به راه اندازی گروهی موسوم به «هنر و تجربه» در میان گروه‌های ‌نمایش سینمایی شد، سرگردانی و اعتراض بسیاری از فیلم‌سازان جوان یا کهنه کاری بود که فیلمی را با مجوز و پشتیبانی یک مؤسسه دولتی ساخته بودند، اما تعداد اندک سالن سینماهای کشور و تراکم تولید فیلم و بی‌خیالی تهیه کننده دولتی، جایی برای نمایش این دسته از فیلم‌ها باقی نمی‌گذاشت و نتیجه آنکه، این فیلم‌ها، پس از تولید در گوشه و کنار انبارهای مؤسسات دولتی خاک می‌خوردند.
تهیه کننده دولتی، چون پولی از جیب خود خرج نکرده بود، دغدغه‌ای هم برای بازگشت این سرمایه خوابیده در انبار نداشت و حساب کنید هزینه تولید انبوهی فیلم‌های ساخته شده توسط مؤسسات بی ربط و با ربط به سینما را، که طی سال‌ها، انرژی و توان فیلم‌سازان را برای خلق یک اثر سینمایی به کار گرفته بودند، اما دیده نمی‌شدند.
نتیجه آنکه، این انباشت فیلم‌ها و سرمایه‌ها، تنها راه مفری که پیش پای مسئولان سینمایی گذاشت آن بود که بخشی را به نام «هنر و تجربه» به برنامه اکران سینماها اضافه کنند که طی آن، این فیلم‌ها، بتوانند حداقل طی ماه، یکی دو سئانس نمایش در یکی دو سالن کوچک مینی بوسی پیدا کنند، تا هم سر و صدای فیلم‌سازان بخوابد و هم عذاب وجدان سرمایه گذاران دولتی برای اتلاف این همه سرمایه، کمی برطرف شود!
شاید بزرگ‌ترین عاملی که در این میان، باعث به‌وجود آمدن این مسئله می‌شد بتوان نبود تبلیغ و اطلاع رسانی درست فیلم‌سازان و پرده پوشی تهیه‌کنندگان دولتی در جریان تولید فیلم دانست.
درست آن است که اگر تهیه‌کنندگان دولتی، بی ترس و واهمه (از زیر سؤال رفتن به خاطر ورود بی دلیل به حوزه‌ای که چندان تخصصی در آن نداشتند!)، درباره فیلم‌های خود اطلاع رسانی می‌کردند و در این مسیر، فیلم‌سازان هم با این مسئولان همراهی نمی‌کردند و تن به این سکوت خبری اجباری نمی‌دادند، شاید سرنوشت بسیاری از این فیلم‌ها(که مهجورانه در یک اکران ناقص به فنا رفتند!) تغییر می‌کرد.
اگر پیش از همه، جامعه خبرنگاران و منتقدان سینمایی و رسانه‌های مرتبط با حوزه سینما، می‌توانستند از کم و کیف تولید این فیلم ها مطلع شوند، مطمئنا مسیر تولید و اکران آن را دنبال می‌کردند و باعث دیده شدن فیلم در جریان تولید و اکران می‌شدند؛ اما وقتی اطلاعی از ساخت فیلمی به رسانه‌ها داده نمی‌شود و دست اندرکاران تولید، از دادن اطلاعات تولید اثرشان به رسانه‌ها منع می‌شوند، آن‌وقت نمی‌توان سرنوشتی جز سکوت خبری و بی اطلاعی رسانه‌ها و مخاطبان از ساخت و اکران این‌چنین فیلم‌هایی داشت و نتیجه آن می‌شود که سرمایه مادی هنگفتی از سینمای ایران، به نحو دردناکی از دست می‌رود و انرژی و توانایی بسیاری که توسط نویسنده فیلم‌نامه و کارگردان و بازیگران و عوامل بسیار، صرف ساخت فیلمی تازه شده، به بدترین شکل ممکن هدر می رود.
کافی‌است نیم نگاهی به فهرست عریض و طویل فیلم‌های حاضر در بخش «هنر و تجربه» بیندازید تا متوجه شوید که کم توجهی به مسئله مهمی چون تبلیغات و اطلاع رسانی در حوزه تولید فیلم و به واسطه نگاه تهیه کننده دولتی، می‌تواند چه خسارت مادی و معنوی بزرگی به دنبال داشته باشد.
مثلا فکر کنید که چرا فیلمی مثل «بیدار شو آرزو» کیانوش عیاری (که فیلم‌ساز نام آشنا و مطرحی است و یکی از مهم‌ترین فیلم‌سازان حوزه سینمای اجتماعی ایران به شمار می‌رود)، طی نزدیک به سه ماه، فقط ۵٣ سئانس اکران در سینماهای کوچک کشور دارد، آن هم پس از ١٣ سال اکران نشدن و ماندن پشت
دروازه های انتظار!!!
نیازی به گفتن بیشتر در این باره هست؟!
علی جعفری
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی