کد خبر : 79030
/ 07:56
هزار هکتار گندم در چرمشهر با فاضلاب و پساب کشتارگاه آبیاری می‌شود

پمپاژ‌آلودگی در‌کشف‌رود

جوانه‌های گندم در دو هزار هکتار از اراضی کشاورزی پایین‌دست کشف‌رود، در حوالی چرمشهر، با فاضلاب سبز شده است، با انواع فاضلاب، از فاضلاب تانکرهای خانگی بگیرید تا انواع فاضلاب قطارهای مسافرتی، خونابه کشتارگاهی و فاضلاب کارخانه‌های تولیدی شهرک صنعتی چرمشهر.اما در وصف ترکیب این فاضلاب (بخوانید آب سنگین چرمشهر) همین بس که با جاری شدن در میان شیارهای زمین‌های کشاورزی، خاک را سیاه می‌کند.

پمپاژ‌آلودگی در‌کشف‌رود

 

 
 ‌کشاورزان می‌گویند همین فاضلاب را هم برخی از متولیان به آنان می‌فروشند. کشاورزان مدعی هستند که از آن‌ها سه میلیون تومان پول طلب کرده‌اند تا در قبال روشن کردن موتور‌پمپ‌های آن‌ها سکوت کنند یا اگر مسئولی آمد، خبر بدهند تا موتور‌پمپ‌ها در طرفةالعینی جمع شود. وضعیت بودار فاضلاب‌فروشی چرمشهر و کشف‌رود در حالی مطرح شد که چند هفته قبل، قاضی محمد بخشی‌محبی، معاون دادستان مشهد، برای کشت فاضلابی این محدوده خط و نشان کشید. او به ایرنا گفته بود: آب منطقه‌ای استان یک هفته‌ مهلت دارد مصوبات سال‌های ١٣٨۵ و ١٣٨۶ هیئت وزیران را پیگیری، و در نهایت، تکلیف کشت‌وکار فاضلابی در محدوده کشف‌رود را مشخص کند.حالا از سررسید مهلتی که معاون دادستان مشهد داده چند روز گذشته است اما از یک سو، تانکرها بدون دردسر در اراضی تصفیه‌خانه اولنگ فاضلاب خام به کشف‌رود می‌ریزند و از سوی دیگر، کشاورزان با موتورپمپ‌های روشن زمین‌هایشان را با فاضلاب آبیاری می‌کنند. ما به همراه دو فعال محیط زیست، که خواستند نامشان پنهان بماند، به روستاهای جاده میامی، محدوده اراضی تصفیه‌خانه اولنگ و زمین‌های کشاورزی پایین‌دست شهرک صنعتی چرمشهر رفتیم.

تخلیه فاضلاب به رودخانه در اراضی تصفیه‌خانه
مقصد ابتدایی ما در جاده میامی تصفیه‌خانه اولنگ است. به اعتقاد این دو فعال محیط زیست، یکی از منابع آلوده‌کننده‌ کشف‌رود رهاسازی فاضلاب خام تانکری در اراضی تصفیه‌خانه اولنگ است. یکی از فعالان محیط زیست همراه ما می‌گوید: هر روز
۴٠٠-٣٠٠ تانکر وارد اراضی تصفیه‌خانه اولنگ می‌شود و بار فاضلاب خود را بدون تصفیه‌ به کشف‌رود می‌ریزد.او می‌گوید: اگر وارد اراضی تصفیه‌خانه اولنگ شوید، در انتهای مسیر، سکویی را می‌بینید که برای تخلیه بار این تانکرها ساخته‌اند و از آنجا فاضلاب را به داخل رودخانه می‌ریزند. بیش از چند دقیقه از گفته‌های این فعال محیط زیست نمی‌گذرد که یک تانکر فاضلاب از در نیمه‌باز تصفیه‌خانه وارد می‌شود. ما هم پشت تانکر فاضلاب حرکت می‌کنیم و وارد تصفیه‌خانه می‌شویم. هم‌زمان با ورود، نیم نگاهی هم به ساختمان نگهبانی داریم. ساختمان خالی است و نگهبان کمی آن‌طرف‌تر از ساختمان در حال شست‌وشوی خودرو است.به انتهای جاده‌ و سکویی که گفته بودند می‌رسیم. سکو دقیق رو به بستر رودخانه ساخته شده است و خبری از حوضچه برای جمع‌آوری فاضلاب رهاشده نیست. راننده تانکر زودتر از ما به سکو می‌رسد و بدون دردسر و دغدغه بارش را تخلیه می‌کند. بوی شدید مانعی است برای نزدیک شدن. ما با فاصله منتظر راننده می‌مانیم و به فاضلابی نگاه می‌کنیم که وارد رودخانه کشف‌رود می‌شود. گویا حضور ما و نگاه‌هایمان که از داخل ماشین به سمت تانکر سو گرفته است برایش اهمیتی ندارد و با گوشی‌اش بازی می‌کند.
یکی از این فعالان محیط زیست تا تمام شدن کار راننده از فرصت استفاده می‌کند. او با اشاره دستش، زمین‌های روبه‌روی اراضی تصفیه‌خانه اولنگ را نشان می‌دهد و می‌گوید: همه این زمین‌ها کشاورزی است. کشاورزان برای آبیاری زمین‌های خود از آبی استفاده می‌کنند که هرروز با فاضلاب تانکری مخلوط می‌شود. نکته بد ماجرا می‌دانید کجاست؟ اینجاست که فاضلاب‌های تانکری‌ای که به اینجا آورده می‌شود انواع فاضلاب‌های خانگی، صنعتی، بیمارستانی و کشتارگا‌هی است.
بار تانکر تخلیه می‌شود و راننده به سمت تانکر می‌رود. قبل از آنکه از اراضی تصفیه‌خانه خارج شود، سراغش می‌رویم.
- این باری که تخلیه کردید چه نوع فاضلابی بود؟
- این فاضلاب قطارهای جدید است که مخزن نگهداری دارد.
همان‌طور که درِ خروج فاضلاب از تانکر را می‌بندد، خودش را حق‌به‌جانب و ناراحت می‌گیرد و می‌گوید: فقط من که نیستیم. این هم شانس من است که الان اینجا جز من کسی نیست. چند دقیقه همینجا باش تا ببینی چند تانکر این سمت می‌آید. بعضی روزها حتی اینجا صف می‌بندند تا نوبت تخلیه بارشان برسد. آن‌وقت‌ها این‌قدر حجم فاضلاب خالی‌شده زیاد است که تا وسط جاده می‌آید.
با حرکت به سمت کابین ماشینش ادامه می‌دهد: همه رقم هم می‌آورند، فاضلاب خانگی، آب خون (فاضلاب کشتارگاهی)، صنعتی و ... .
- بیمارستانی چطور؟
قبلا دو تا بیمارستان مشهد فاضلابش اینجا تخلیه می‌شد اما الان فکرکنم فاضلاب بیمارستانی نداریم. یکی از بچه‌ها با این دو بیمارستان کار می‌کرد. چند وقت قبل به من گفت که دیگر فاضلاب تانکری از بیمارستان ندارد.
- چرا روی تانکر هیچ علامت مشخصی نیست که معلوم شود مخزن تانکر آب دارد یا فاضلاب؟
- خانم، ما مجوز حمل فاضلاب داریم. چکار کنیم؟ خودشان برچسب نمی‌دهند که معلوم شود بار ما فاضلاب است، نه آب. برای همین مجوز و برچسب حتی ۵٠٠ هزار تومان پرداخت کرده‌ایم تا این برچسب حمل فاضلاب را روی تانکر بزنند اما خب، ندادند.
راننده می‌رود. ما هم به سمت در خروجی راه می‌افتیم. هنوز بیرون نرفته‌ایم که تانکر بی‌نام و نشان دیگری به سمت انتهای جاده و سکوی تخلیه می‌رود.‌‌

مافیای فاضلاب‌فروشی
با خروج از اراضی تصفیه‌خانه، به سمت روستای قازقان می‌رویم. نرسیده به قازقان، یکی از این فعالان محیط زیست با یکی از کشاورزان آن محدوده تماس می‌گیرد و چند دقیقه بعد، آن کشاورز را می‌بینیم.
او نیز به درج نامش تمایل ندارد و می‌گوید: اگر بدانند من بوده‌ام، حتما برایم دردسر درست می‌کنند.
در نهایت، با این شرط که نامش محفوظ بماند، حاضر به صحبت می‌شود. این کشاورز از کشف‌رود با عنوان «دریا» یاد می‌کند و می‌گوید: آلودگی آب دریا (کشف‌رود) را ما هم می‌دانیم. مگر می‌شود کسی این آب را با این رنگ و روی سیاه ببیند و فرقش را با آبی که مثل اشک چشم زلال است متوجه نشود؟ اما مگر ما این آب را آلوده کرده‌ایم که حالا می‌گویند از این آب استفاده نکنیم؟ جالب است که همه ما حقابه از دریا داریم و این حق ماست که آب برداریم.این کشاورز ادامه می‌دهد: به هرکه می‌گوییم «جلو تانکرهایی را که فاضلاب به داخل کشف‌رود می‌ریزند بگیرید» می‌گویند «در حوزه اختیارات ما نیست». شما بگویید الان ما چه‌کار کنیم. ما که تمام اجدادمان کشاورز بوده‌اند و از این آب سهم داریم.گویا تازه سر کلاف گلایه‌های این کشاورز باز شده است و پشت سر هم از مشکلات می‌گوید: چند بار گفتیم که جلو آلودگی دریا را بگیرید. ما کشاورزان با بی‌آبی کنار می‌آییم. اگر این آب آلوده نباشد، هر زمان که سیلاب جاری شد، از آن برای کشاورزی استفاده می‌کنیم و هر زمان هم که نبود، دنبال مسافرکشی و کارگری می‌رویم اما حقمان را از ما نگیرید. الان در روستای قازقان ٣٠٠ هکتار زمین کشاورزی بلاتکلیف مانده است. این کشاورز ادامه می‌دهد: قبلا می‌توانستیم از آب سد طرق استفاده کنیم. یک مدت که گذشت، آب سد طرق را روی ما بستند. این آب هم که آلوده است. الان تمام کشاورزان شش روستای این محدوده مانده‌اند که چه‌کار کنند؛ چیزی بکارند یا نکارند.
گفته‌های این کشاورز به ماجرای موتورپمپ‌های حاشیه رودخانه کشف‌رود، که برخی از کشاورزان برای آبیاری از آن‌ها استفاده می‌کنند، گره می‌خورد و لابه‌لای گفته‌هایش، ردپایی از فاضلاب‌فروشی وجود دارد. می‌گوید: تا دو سال قبل، یک شرکت تعاونی برای آب دریا داشتیم. مدیران آن شرکت تعاونی می‌گفتند که «اگر پول بدهید، اجازه می‌دهیم که از آب دریا استفاده کنید». به خود من پیشنهاد دادند که در ازای سه میلیون تومان، با موتورپمپ آب را به زمین‌هایم برسانم. حالا هم که بارشان را بسته‌اند و اصلا به فکر حل مشکل ما نیستند.
او در ادامه می‌گوید: برخی از این مسئولان هم که هربار سراغشان رفتیم، گفتند که «می‌خواهیم تصفیه‌خانه بزنیم تا پساب تمیز به شما بدهیم». می‌گویم «چه زمانی تصفیه‌خانه آماده می‌شود؟»، می‌گویند «بودجه نداریم. حداقل هفت هشت سال طول می‌کشد». ما تا کی باید منتظر بودجه و زدن تصفیه‌خانه باشیم؟
پایان‌بخش گلایه‌های این کشاورز این است: ما نه تصفیه‌خانه شما را می‌خواهیم، نه بودجه. فقط جلو آلودگی آب را بگیرید. ما با همین آبِ کم کشاورزی می‌کنیم اما تمیز باشد.

٢ هزار هکتار گندم فاضلابی
از تصفیه‌خانه اولنگ و روستای قازقان به سمت اراضی پایین‌دست شهرک صنعتی چرمشهر می‌رویم. آن‌طور که یکی از این دو فعال زیست‌محیطی می‌گوید، مشکل محصولات کشاورزی این محدوده دوبرابر است چون با آبی کشت شده‌اند که مخلوطی از فاضلاب جاری‌شده در کشف‌رود و فاضلاب واحدهای تولیدی چرمشهر است.او می‌گوید: فاضلاب شهرک صنعتی چرمشهر و آب‌کاری‌ها آن محدوده دارای عناصر سنگین (فلزات شیمیایی) است که در بروز بیماری‌‌هایی از جمله سرطان مؤثر است. این مواد شیمیایی حتی رنگ خاک را تیره می‌کند.

از بوی گندآب تا روسیاهی خاک
در ادامه مسیر و با راهنمایی این دو فعال محیط زیست، وارد جاده گاز نظریه می‌شویم. جاده خاکی است و در دو طرف جاده زمین‌های کشاورزی قرار دارد. در بیشتر زمین‌ها جوانه‌هایی سبز شده است. با هماهنگی این دو فعال محیط زیست، یکی از کشاورزان آن محدوده با ما همراه می‌شود تا اراضی و محصولات کشت‌شده در این محدوده را معرفی کند. به علت سنگلاخ بودن جاده، با ماشین جیپ کشاورز مسیر را ادامه می‌دهیم. او می‌گوید: ١۵ کیلومتر جاده خاکی است. برای رفت‌و‌آمد در اینجا یا باید موتور داشته باشید یا جیپ. با ماشین سواری نمی‌شود رفت.
از همان ابتدای مسیر، توضیحش را شروع می‌کند: این زمین‌هایی که می‌بینید سبز شده گندم است. در بعضی از زمین‌ها هم شیار شده هم جو کاشته‌اند. البته جو دیرتر از گندم سبز می‌کند ولی فرقی ندارد جو باشد یا گندم. بیشتر این زمین‌ها با آب دریا (کشف‌رود) آبیاری می‌شود.او می‌افزاید: کلا این محدوده دو هزار هکتار زمین زیر کشت دارد که بیشتر این زمین‌ها را مردم گندم یا جو کاشته‌اند. بعضی‌ها هم کاهو و گوجه فرنگی می‌کارند.
با راهنمایی این کشاورز، سراغ چند زمین دیگر در جاده «قورباغه» (اسمی که افراد محلی روی جاده گذاشته‌اند) می‌رویم. قبل از رسیدن به زمین کشاورزی بعدی، شرط و شروطی می‌گذارد: اینجا که رفتیم، از ماشین بیرون نیایید و اگر خواستید عکس و فیلم بگیرید، از داخل ماشین بگیرید چون صاحب زمین بیشتر وقت‌ها سرِ زمینش است و ممکن است برایمان دردسر شود.

موتورپمپ‌ها با یک پیامک جمع می‌شوند
در مسیر راه و قبل از رسیدن به زمین‌های بعدی، از موتور پمپ‌هایی می‌پرسیم که بر‌خلاف گفته‌های مسئولان روشن است و فاضلاب را با قدرت تمام به زمین‌های کشاورزی می‌ریزد. کشاورز که تعجب ما را می‌بیند، با خنده‌ای می‌گوید: همه خبر دارند!
این کشاورز برای گرفتن تأیید حرف‌هایش، یکی از فعالان محیط زیست را خطاب قرار می‌دهد و می‌گوید: یادتان هست چند وقت قبل آخر شب به کشاورزان پیام دادند که موتور‌پمپ‌ها را جمع کنند؟
با تأیید سر این این فعال محیط زیست، صحبتش را این‌طور تکمیل می‌کند: همان لحظه به شما پیام دادم «داستان چیست؟ کسی قرار است اینجا بیاید که گفته‌اند موتورپمپ‌ها را جمع کنید؟» اگر همین الان بگویید موتورپمپ‌ها جمع را کنید، کشاورزان اعتراض نمی‌کنند چون گندم سه مرحله آبیاری لازم داردکه تا حالا دو مرحله آب از دریا گرفته‌اند. یک مرحله آخر هم مربوط به اردیبهشت‌ماه است که این یک مرحله هم چندان سخت نیست و یک جوری بالاخره آب را به زمین می‌رسانند.
حواسمان هنوز جمع گفته‌های او درباره پیامک بود که ادامه می‌دهد: سمت راست را نگاه کنید. لوله‌هایی که روی زمین کشیده شده را می‌بینید؟
با تأکید او، نگاهمان متوجه زمین می‌شود.
۴٠-٣٠ متر لوله روی زمین کشیده شده است. کشاورز می‌گوید: برایشان صرف دارد و هرچقدر هم که از لب دریا دور باشند، باز هم لوله می‌کشند. بیشتر زمین‌های اینجا را با فاضلاب آب می‌دهند. حیف که نمی‌شود جلوتر برویم وگرنه نشان می‌دادم که یک استخر پرورش ماهی هم هست که با همین فاضلاب ماهی پرورش می‌دهد.
- ماهی با فاضلاب؟! مگر زنده می‌مانند؟!
با این سؤال، یکی از این دو فعال زیست‌محیطی وارد بحث می‌شود و می‌گوید: بعضی از ماهی‌ها مثل ماهی کپور لجن‌خوار هستند و در فاضلاب هم زنده می‌مانند و می‌توان این ماهی‌ها را با فاضلاب پرورش داد. البته عناصر سنگین از فاضلاب وارد بدن ماهی می‌شود و با خوردن این ماهی‌ها احتمال دارد فرد سرطان بگیرد.
هنوز گفته‌های این فعال محیط زیستی تمام نشده بود که آن همراه دیگر ما می‌گوید: اینکه چیزی نیست! الان محصولات کشاورزی‌ای که با فاضلاب کشت می‌شود ترگل‌ورگل‌ترین محصولات کشاورزی است!
- یعنی چه؟
- یعنی محصولات کشاورزی‌ای که با فاضلاب تولید می‌شود بدون آفت‌زدگی است و ظاهری سالم و شیک دارد. این فاضلاب دارای انواع عناصر شیمیایی است و آفت‌ها در این شرایط از بین می‌روند. به همین علت، محصولات کشاورزی این اراضی بدون هیچ‌گونه آفت‌زدگی هستند و ظاهری سالم دارند. اتفاق بدتر برای آبیاری با فاضلاب از بین رفتن خاک است و اگر به همین روش ادامه بدهیم دیگر خاکی خوبی برای کشاورزی نداریم. چون برای به وجود آمدن یک سانتی‌متر خاک ٧٠٠ سال زمان نیاز است.
با این صحبت‌ها به محدوده‌ای می‌رسیم که آن کشاورز قولش را داده بود. قبل از رسیدن با توضیحات رنگ و لعاب‌داری که می‌دهد در ذهن و خیال‌مان کشف یک جزیره گمشده نقش می‌بندد.برای دیدن مکانی که می‌گوید باید برویم بالای تپه. از بالای تپه یک مسیر انحرافی در رودخانه کشف‌رود دیده می‌شود که انتهای این مسیر انحرافی با یک تپه خاکی بسته شده بود. دور تا دور این مسیر انحرافی را هم پوشش نی‌زاری فرا گرفته است. این نی‌زارها و آب جمع شده پشت این تپه خاکی آنجا را شبیه برکه‌‌ کرده است. کشاورز می‌گوید: دریا را دیدید؟ امسال اوضاع بارندگی خراب است و خشکسالی بیشتر شده. این آقا برای اینکه آب بیشتری به موتور پمپش برساند یک بند خاکی (سد) درست کرده تا آب بیشتری پشت آن جمع شود و با موتور پمپ آب دریا را به زمین‌هایش برساند.

موتورپمپ‌های روشن جاده آب
جاده کنه‌بیست و روستای سنگ‌بر مسیر پایانی است. در مسیر جاده صدای موتورپمپ‌های روشن به گوش می‌رسد. کشاورز همراه ما می‌گوید: درختچه‌های گز حاشیه رودخانه کار برخی از این کشاورزان را راحت کرده است؛ چون جلو دید موتورپمپ‌ها را می‌گیرد.او حرفش را با خنده و چاشنی طنز این‌طور تکمیل می‌کند: حالا پمپ را لابه‌لای درختچه‌های گز مخفی‌ کردند و ما ندیدیم. صدایش را چطور می‌خواهند مخفی کنند؟ مگر بعدها مخفی‌کننده صدا هم کشف شود! با راهنمایی این کشاورز، وارد جاده‌ای فرعی که در موازات بستر رودخانه قرار دارد می‌شویم. او می‌گوید: این جاده جاده آب است.توضیحش برای وجه تسمیه «جاده آب» این است: چون جاده اختصاصی شرکت آب منطقه‌ای است، اهالی به اسم جاده آب می‌شناسند.
همان‌طور که در مسیر جاده حرکت می‌کنیم، صدای موتورپمپ‌ها قوی‌تر می‌شود. کشاورز می‌گوید: حواستان به سمت راست باشد. چند متر جلوتر، یک موتور پمپ را لابه‌لای درختچه‌های گز مخفی کرده‌اند. زمین‌های کشاورزی با فاضلاب آبیاری می‌شوند. گندم‌ها جوانه‌ زده‌اند و چند ماه دیگر شاید نان تازه سر سفره هرکدام از ما باشد. کشاورز همراه، با ما خداحافظی می‌کند و می‌رود. جاده کنه‌بیست خلوت است اما ساکت نیست... .

با ریختن فاضلاب تانکری مخالفیم
اما محمد‌حسین جعفری، مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای استان در همین خصوص می‌گوید:ریختن فاضلاب تانکری در این محدوده با اجازه کارگروه پسماند استان است. نظر آب منطقه‌ای استان نیز تغییر مکان تخلیه فاضلاب تانکری است.
او می‌افزاید: به دلیل مشکلات محیط‌زیستی، وزارت نیرو حتی درِ تصفیه‌خانه را بست تا تانکری وارد نشود؛ ما سکویی که برای تخلیه فاضلاب ایجاد شده بود را خراب کردیم، اما بعد از مدتی تجمع تانکرها در شهر مشکلات اجتماعی ایجاد کرد و در کارگروه پسماند تصمیم گرفته شد موقتا تانکرها در همین محل فاضلاب تخلیه کنند. به گفته او، برای فاضلاب تانکرها آب و فاضلاب مشهد در حال ساخت تصفیه‌خانه سپتاژ است. جعفری پاسخ‌گویی درباره رهاسازی فاضلاب صنعتی شهرک چرمشهر به کشف‌رود و کشت گندم در اراضی پایین دست را به شهرک صنعتی حواله می‌کند.او کشت گندم با فاضلاب چرمشهر را نیز در حوزه محیط زیست می‌داند.


 
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی