کد خبر : 78987
/ 09:53
گفت وگو با موسیقی ‌دان جوان مشهدی به بهانه حضور گروهش در جشنواره موسیقی فجر

موسیقی مشهد داستان غم انگیزی دارد

موسیقی مشهد داستان غم انگیزی دارد

 یحیی علوی، نوازنده موسیقی سنتی است. هنرمندی که در عین جوانی، از چهره‌های برجسته موسیقی مشهد محسوب می‌شود و تا زمانی که در مشهد بود، شاگردان متعددی نیز نزد او به فراگیری نواختن سازهای ایرانی پرداختند. با او که شاگرد بزرگانی چون اردوان کامکار و مجید کیانی بوده است و آهنگ‌سازی را نزد هوشنگ کامکار آموخته است، به بهانه حضور گروهش در سی و سومین جشنواره بین‌المللی موسیقی فجر به   گفت‌وگو نشستیم و درباره موسیقی مشهد گپ زدیم.
امسال ظاهرا با گروه سرشک در جشنواره موسیقی فجر حضور داری؟
بله البته دیگر جشنواره فجر یکی دو سالی هست که جنبه رقابتی ندارد و فقط از گروه‌های برجسته دعوت می‌شود که بیایند و کارشان را عرضه کنند. بیشتر یک فستیوال موسیقی است. اما سال ٩٢ و در جریان بیست و نهمین دوره جشنواره فجر، با همین گروه شرکت کردیم و مقام اول را به دست آوردیم که اولین و آخرین باری بود که گروهی از خراسان به چنین عنوانی دست یافت.
﷯ 
خب بیاییم سراغ حکایت موسیقی شهر خودمان، داستان پرآب چشم محدودیت‌ها و کوچ هنرمندان!
این چیز جدیدی نیست. در دهه شصت هم محدودیت‌ها زیاد بود و فضای کار بسیار محدود . کسانی که عاشقانه در چنین شرایطی کار می‌کردند انگشت شمار بودند کسانی مثل استاد شجریان، آقای کیوان ساکت و آقای مشکاتیان که در نیشابور بود و این‌ها همه در سال‌های بعد به دلیل همین شرایط آرام آرام به تهران رفتند. این البته منحصر به مشهد نیست و در بسیاری شهرهای دیگر نیز همین‌طور بوده و هنرمندان برای داشتن شرایطی بهتر مجبور به کوچ از دیار خود می‌شدند.
﷯ 
البته استثنا هم داریم، برخی هنرمندان موسیقی در شهر خودشان ماندند و کار کردند و اتفاقا تبدیل به چهره‌های سرشناسی هم شدند.
بله و به عنوان نمونه بارز می‌توان به اصفهان اشاره کرد. در این شهر موسیقی دانان بزرگی حضور داشتند مثل استاد کسایی و استاد جلیل شهناز که در اصفهان به دنیا آمدند، در همانجا موسیقی را شروع کردند و در همان شهر خودشان تبدیل به نام‌های درخشان موسیقی ایران شدند. منتهی شهرهای انگشت شماری این‌گونه‌اند و به همین دلیل بسیاری مجبور به کوچ شده‌اند. اما مشهد در این بین داستان متفاوتی دارد. اول اینکه خطه خراسان هم از لحاظ وسعت بزرگ‌تر بوده است و هم هنرمندان بسیاری داشته است. این خطه اساسا به نظرم  هنرمند پرور است. منتهی محدودیت ها همیشه بوده است. 

﷯ 
این محدودیت‌ها به نظرت چه اثری بر موسیقی شهر گذاشته است؟
این افتخاری است برای ما که در دوره‌ای زندگی می‌کنیم که چهره‌های برجسته‌ای در عرصه موسیقی از این شهر و استان برخاسته و زندگی می‌کنند؛ این قسمت خوب ماجرا است. اما خب این محدودیت‌ها، سختی‌هایی نیز بر این کار وارد کرده است. از جمله این که اکثر این چهره‌های برجسته برای داشتن فضایی مناسب‌تر برای عرضه هنرشان، مجبور به ترک شهر خود شده‌اند و این یعنی، بسیاری در این شهر از نعمت حضور این استادان محروم شده‌اند.
﷯ 
تو خودت شاگرد بزرگانی در عرصه موسیقی بوده‌ای و تا در زمانی که در مشهد بودی شاگردانی داشتی و آموزش می‌دادی؛ یعنی این روال انتقال دانش و تجربه در موسیقی این شهر وجود داشت. اما الان از مشهد مهاجرت کرده‌ای و پایتخت‌نشین شده‌ای و بسیاری دیگر نیز چنین کرده‌اند. این برای آینده هنر موسیقی در مشهد نگران کننده نیست؟
این خیلی سؤال غم‌انگیزی است؛ من سعی می‌کنم مثبت نگاه کنم و امیدوار به آینده باشم که اتفاقات خوبی خواهد افتاد، اما این را باید پذیرفت که شرایط کار حرفه‌ای در کل ایران برای موسیقی مهیا نیست و این در شهرستان‌ها به مراتب بیشتر است. هر هنرمندی یک جایی در دوران فعالیت هنری‌اش به این بینش می‌رسد که باید برای ارتقای کارش، سراغ استادان بزرگ‌تری برود و شاگردی آن‌ها را بکند. حالا ببین اگر این امکان در شهر خودش فراهم باشد و نیاز نباشد برای حضور در محضر آن‌ها، به شهر دیگری برود چقدر سریعتر پیش می‌رود. ما در مشهد با توجه به پیشینه‌ای که ذکر کردم و حضور بزرگانی که نام بردم، می‌توانستیم شرایط بی‌نظیری داشته باشیم و صد افسوس که نداریم.
﷯ 
افزون بر بحث آموزش موسیقی، مشهد درگیر مسئله دیگری به نام اجرا هم هست. به هر حال هنرمند نیاز به عرضه هنرش دارد و این امکان الان به سختی مهیا می‌شود.
بله این هم مسئله مهمی است. بگذار یک موضوعی را بگویم که بدانی این داستان اجرای موسیقی در مشهد اصلا چه سیری را طی کرده است. من در طول دورانی که کار موسیقی می‌کنم، سه دوره مختلف را در اداره کل ارشاد استان دیده‌ام، یک دوره‌ای بود که مجوز اجرا سریع و راحت صادر می‌شد و مثلا خود من یادم هست برای یک اجرا، ظرف ٢۴ ساعت مجوز گرفتم. آن موقع خیلی جوان بودم و استاد صحاف، رئیس اداره موسیقی بودند. با سنتور رفتم خدمت ایشان و گفتم مجوز اجرا می‌خواهم. گفتند برایم یک قطعه اجرا کن و من همانجا اجرا کردم. لبخندی زدند و گفتند برو و فردا بیا، روز بعد که رفتم، مجوز اجرایم آماده بود. یک دوره هم داشتیم که مجوزها یکی دو ماه طول می‌کشید و عملا ما پستچی ادارات بودیم هر روز باید نامه‌ای را از اداره‌ای به اداره دیگر می‌بردیم. اداراتی که بعضی‌هایشان را تا امروز هم نفهمیده‌ام اصلا چه قرابتی با هنر دارند و چرا باید در صدور مجوز یک فعالیت هنری دخیل باشند. دوره سوم هم که اصلا مجوز صادر نمی‌شود. الان فقط یکجا در این شهر اجازه اجرا داده‌می‌شود منتهی تحت عنوان اجرای پژوهشی و اجازه تبلیغ هم به گروه‌ها نمی‌دهندکه با هزینه گران اجاره آن سالن، اصلا دخل و خرج کار به هم نمی‌آید و کار را برای هنرمندان سخت می‌کند. از این بابت باید گفت موسیقی این شهر افول کرده است.

 
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی