• خانه
  • یادداشت
  • سیاستِ درهای باز در تئاتر خراسان
کد خبر : 78883
/ 09:49
آرش خیرآبادی

سیاستِ درهای باز در تئاتر خراسان

از آن‌جا که تئاتر ما ساختارِ مشخصی برای آموزشِ نیروهای متخصص ندارد، نیرو، استعداد و وقتِ بخشِ عمده‌ای از تازه‌واردانِ میدانِ هنرهای نمایشی، هدر می‌رود.

سیاستِ درهای باز در تئاتر خراسان

من یکی از مدرسینِ تئاتر در شهرِ مشهد محسوب‌ می‌شوم و سالانه به طور تقریبی چیزی حدود ۴٠٠ تا ۵٠٠ نفر برای ثبت‌نام در کلاس‌های آموزشِ تئاتر مراجعه کننده دارم. از میانِ این تعداد، چیزی حدود ٢٠٠تا ٣٠٠ نفر را سالانه آموزش می‌دهم و باقی، ترجیح می‌دهند یا با مربی‌ دیگری آموزش ببینند، یا تئاتر را کنار بگذارند، یا اگر می‌خواهند واردِ گردونه‌ هنرهای نمایشی شوند، با کارگردان‌هایی آغاز کنند که آن‌ها را بلافاصله روی صحنه می برند.
اگر فرض کنیم که هر مربی در تئاتر مشهد تنها ١٠٠ نفر هنرجو می‌گیرد و نیز ٣٠ نفر مربی‌ تئاتر داریم، به این معناست که سه هزار نفر در سال، بنا به هر دلیلی به سمتِ هنرهای نمایشی گرایش پیدا می‌کنند. که این البته دستِ پایین‌ترین رقم است.
از آن‌جا که تئاتر ما ساختارِ مشخصی برای آموزشِ نیروهای متخصص ندارد، نیرو، استعداد و وقتِ بخشِ عمده‌ای از تازه‌واردانِ میدانِ هنرهای نمایشی، هدر می‌رود. عده‌ای معتقدند برای هرز نرفتنِ این منابعِ انسانی، باید ساز و کارِ گزینش را در پیش گرفت و چیزی شبیه آزمون را برگزار کرد تا علاقه‌مندان بتوانند با گذشتن از فیلترش، به تئاتر برسند. صادقانه بگویم که زمانی این اعتقاد را داشتم، اما اینک چنین باوری ندارم.
عده‌ای نیز معتقدند که باید به نیروهای تازه‌وارد اجازه‌ فعالیت داد. از توانِ آن‌ها به صورت پلکانی در اجرای نمایش استفاده کرد. اول آن‌ها را به کارهای کم و کوچک گماشت و بعد، خودشان یاد خواهند گرفت که چگونه مسیرشان را پیدا کنند. روشی که به شدت زمانبر و قاتل سرمایه عمر است.
اما دسته‌ سومی هم هستند که معتقدند آموزش، تنها راهِ رسیدن به هدف است. ما باید نیروی انسانی در تئاتر را تربیت کنیم و آموزش دهیم. اما متأسفانه نمی‌گویند که در پایان، این هنرآموزان چه تکلیفی دارند و چگونه باید از تخصصِ نسبی‌ که به دست می‌آورند، بهره برد؟
به باورِ این قلم، تنها راهِ صحیحِ مدیریت منابع انسانی در تئاترِ خراسان، آموزش با تضمینِ اجرای کارگاهی است. به چه معنا؟ به این معنا که ما هنرجویان را با هر سطح از علاقه و استعداد و توانی که دارند باید بپذیریم. آموزش دهیم و نیز تضمین کنیم که اگر توانستند تا پایانِ دوره را بگذرانند، به یقین می‌توانند بر صحنه‌ تئاتر قدم بگذارند. ولی؛ ساختمان نظامِ آموزشی‌مان را باید سختگیرانه، به‌روز، آکادمیک و مبتنی بر علم جهانی قرار دهیم و نیز از سوی دیگر، در پایان هر دوره‌ آموزشی، هنرجویان را نه برای تئاترِ حرفه‌ای که برای تئاتر کارگاهی آماده سازیم.
یک دانش‌آموخته دوره‌ تئاتر می‌تواند پس از گذراندن دروس تئوری و عملی، اجرایی کارگاهی را به صحنه آورد و از دیگر سو، مسئولان تئاتر نیز به آن‌ها این امکان و تسهیلات را می‌دهند که هر اجرای کارگاهی، فرصتی خاص و متفاوت با اجراهای حرفه‌ای دارد که امکان اجرای ساده‌تر و کوتاه‌زمان‌تری را به هنرجویان می دهد.
ما باید سالن‌هایی را مختص اجراهای کارگاهی در نظر بگیریم و اگر حتی نیاز باشد، از آن‌ها پشتیبانی‌های مالی کنیم. باید بگذاریم دانش‌آموختگان کارگاهایمان، بدون داشتن دغدغه‌ سرمایه، ولو به صورت رایگان در سالن‌های خاصی اجرا کنند و در برابرِ چشمِ تماشاگران، توان خود را به بوته‌ نقد بگذارند.
تنها راه پیش‌رفت اصولی و مدیریت منابعِ انسانی در عرصه‌ هنرهای نمایشی، همین است و بس. هرگز نمی‌توان درهای تئاتر را به روی علاقه‌مندان بست. گرچه خود پیش از این باور داشتم که باید نسبت به ورود علاقه‌مندان به تئاتر سختگیر بود اما صادقانه بگویم: اگر در تئاتر سیاستِ گزینش اعمال می‌شد، چه‌کسی خودِ مرا اجازه‌ ورود می‌داد در حالی که٩سال از صحنه و عرصه‌ نمایش، دور بودم و وقتی دوباره به میدان بازگشتم، حس می‌کردم یک قرن از قافله عقب‌ام؟
آرش خیرآبادی

 
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی