• خانه
  • یادداشت
  • ایران‌ می‌میرد از بس که آب ندارد
کد خبر : 78510
/ 10:33
صابر هنرمندراد

ایران‌ می‌میرد از بس که آب ندارد

عزیزی می‌گفت جمله «حال شهر ما خوب نیست» تنها لقلقه زبان مدیران شده است، چنانکه گویی در این سال‌ها مدیرانی از مریخ و مشتری بر این خاک حکم رانده‌اند. این جمله تنها به ژستی دلسوزمآبانه برای مدیرانِ تاابدمدیر، تبدیل شده است.

ایران‌ می‌میرد از بس که آب ندارد

همه اینان قبول دارند که حال شهرشان و شهرمان خوب نیست و آلودگی هوا و ترافیک و معضلات اجتماعی، چونان موریانه اساس این خاک را می‌خورد، اما رمقی برای اقدام و انگیزه‌ای برای اصلاح ندارند و تنها به ایراد سخنان نغز و روشنفکرانه اکتفا می‌کنند.
مدتی است که همه از آب می‌گویند، از بحران آب، از مرگ فلات ایران؛ در ایراد سخنرانی در این باب از هم سبقت می‌گیرند و در تامین بودجه و اعتبار یقه!
اما این گفتن‌ها فقط به پز و ژست ژورنالیستی شبیه است و لا غیر؛ البته متاعی بیشتر از منابع مادی نه از برای آب ...
امروز وضع منابع آب کشور بحرانی است و همه این را می‌دانند، اما عده‌ای را توان و حوصله اقدام نیست و عده‌ای هم پاسپورت به‌دست و دست در خزانه، منتظر سوت پایان داور هستند.
چنین مرگی برای ایران دردناک است...
همچنان در خشک‌ترین اقلیم‌های این سرزمین، کشاورزی می‌کنیم و در بحرانی‌ترین شهرهایمان‌، فضای سبز بی‌مصرف می‌گسترانیم و آب می‌دهیم، آن هم غرقابی! همان روز همایش مدیریت مصرف آب برگزار می‌کنیم و بودجه کم‌آبی تخصیص می‌دهیم! پارادایم زیبایی است اما مرگ آن را تمام می‌کند.
شاید کورسوی امیدی بتوان یافت، زیرا به یمن رأی مردم، تغییری در مدیریت شهری ایجاد شده است، مدیریتی که خود را ملزم به پاسخگویی به افکار عمومی می‌داند و گفتن این سخنان به آنان، اقدام علیه امنیت ملی محسوب نمی‌شود.

مدیران محترم شورای پنجم
امروز برای زنده‌ماندن شهرمان به اقدام عملی نیاز داریم. نیک می‌دانیم که شورای شهر تنها مرجع و نهاد مدیریت بحران آب نیست، اما ورود شما به این عرصه، ضروری است.

شهردار محترم شهر من
جناب تقی‌زاده خامسی
لطفا بنابر وظیفه دینی و ملی خود، دستور حذف طرح کاشت چمن در خیابان‌های شهر را صادر و از روش‌های فراوان جایگزین استفاده کنید تا علاوه‌بر مدیریت منابع آبی، مافیای شکل‌گرفته در پیمان‌های فضای سبز و فروش آب را هم نابود کنید. هر قطره آبی که امروز در این شهر به پای چمن (‌بی‌ارزش‌ترین و پرهزینه‌ترین نوع فضای سبز) می‌ریزیم، می‌تواند روزی به کارمان بیاید و شاید ذخیره امروزمان، مرگ زودرس را تأخیری اندازد.
بی‌شک در آینده‌ای نه‌چندان‌دور، عملکردها در بوته نقد قرار می‌گیرند. هم می‌توان مسیر اشتباه پیشینیان را پیمود و هم می‌توان با دوراندیشی و تغییر پارادایم‌های غلط، در تاریخ ثبت شد. این انتخاب ماست.
صابر هنرمندراد
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی