• خانه
  • یادداشت
  • پیش‌گفتاری بر آغازِ سخن؛ در بابِ تئاتر خراسان رضوی
کد خبر : 78334
/ 10:36
در برابر تاریخ؛

پیش‌گفتاری بر آغازِ سخن؛ در بابِ تئاتر خراسان رضوی

پیش‌گفتاری بر آغازِ سخن؛ در بابِ تئاتر خراسان رضوی

بیایید یک بازی‌ ساده با اعداد و ارقام کنیم:
فرض اول: فرض بگیریم که تاریخ تمدن ویل دورانت ٨٠٠٠ صفحه است. ویل دورانت، تاریخ را تا زمان ناپلئون نوشته و اگر می‌خواست تا روزگارِ معاصر بنویسد، احتمال دارد به همین تعداد صفحه‌ دیگر نیاز داشت. پس ٨٠٠٠ صفحه‌ دیگر هم باید به تاریخ تمدن‌اش اضافه می‌کرد تا به امروز می‌رسید؛ در نتیجه کتاب‌اش ١۶٠٠٠ صفحه می‌شد.
فرض دوم: فرض بگیریم که انسان از دویست هزار سال پیش بر روی زمین می‌زیسته و طبقِ محاسباتِ ریاضی و قانونِ احتمالات و کلی فرض دیگر، از اولِ تاریخ تا کنون، چیزی حدود ۵٧ میلیارد انسان بر روی کره‌ خاکی، زیسته‌اند.
نتیجه چه می‌شود؟... نتیجه خیلی دردآور است: هر صفحه از تاریخِ تمدنِ ویل دورانت را که ورق می‌زنیم، بیش از سه میلیون و پانصدهزار انسان، در روی کُره‌ خاکی مُرده‌اند!
می‌بینید؟... هر کدام از ما چند قرن دیگر، در لابه‌لای برگ‌های تاریخ آن‌قدر گم و ناپیدا هستیم که تقریبا هیچ اثری از ما به‌جا نمی‌ماند. مثلِ قطره‌ای در اقیانوسِ بی‌کران، محو و نابود می‌شویم و خاطرات‌مان مدام کم‌رنگ‌تر و کم‌رنگ‌تر و کم‌رنگ‌تر می‌شود.
روزگاری خواهد رسید که آیندگان تاریخِ تئاتر خراسان را ورق خواهند زد و نامِ ما را در میانِ سطورِ آن جست‌وجو خواهند کرد و البته هیچ چیزی جز آن‌چه از عملکردِ ما به جا مانده است، نخواهند یافت. آن‌ها هرگز متوجه نخواهند شد که ما چه ثانیه‌ها، ساعت‌ها، روزها، هفته‌ها، ماه‌ها و سال‌هایی را در این پهنه‌ هستی، زندگی کرده‌ایم، چه رنگ‌هایی را دوست داشتیم، چه غذاهایی را می‌پسندیدیم، چه لحظه‌هایی را عاشقی کردیم، چه رنج‌هایی کشیدیم، چرا خندیدیم، چرا گریستیم و خلاصه، چگونه متولد شدیم و چگونه از دنیا رفتیم؟ آن‌ها تنها به تأثیرِ ما بر جهانِ اطراف‌مان پی خواهند بُرد، اگر و تنها اگر بر جهانِ اطراف‌مان تأثیرگذار باشیم.
تئاتر، فرصتِ تأثیرگذاری بر جهانِ اطراف است. فرصتی بدیع و بکر تا بتوان در دنیای پیرامون، تغییراتی ایجاد کرد. اندیشه‌هایی را پروراند و از رهگذرِ پرورشِ آن اندیشه‌ها، جهانِ آینده را متأثر نمود. اما آن‌چه که در تئاتر امروزِ ما اتفاق می‌افتد، چیست؟
تئاتر امروز ما قدرتِ تأثیرگذاری‌اش را از دست داده است. ما تقریبا به تنها چیزی که فکر نمی‌کنیم، همان نظرِ ارسطو است که به «کاتارسیس» اشاره دارد. برای ما پالایشِ نفس و تزکیه‌ روحِ تماشاگر از معبرِ تماشای تئاتر، هیچ اهمیتی ندارد و البته در این امر، حق با ماست. چرا که وقتی هنرمند درگیرِ دردِ نانِ شب‌اش باشد، اولویت با شکم است نه مغز.
مسئولانی که امروز تکیه بر مسندِ قدرت زده‌اند و مسئولیتی را به عهده گرفته‌اند، بدانند که فردای تاریخ، جز نامی از آن‌ها در میانِ سطورِ کتاب‌ها باقی نیست و آیندگان آن‌ها را جز به عملکردشان نخواهند شناخت.
نام‌هایی که امروز بر سر زبان‌هاست و قلم‌هایی که اینک قدرتِ ایجادِ تحول و اصلاح در ساختارِ هنرِ تئاتر و امور معیشتِ هنرمندان را دارند، اگر دست به کار نشوند و دم را در نیابند، ای بسا که در آینده، حتی خط و خبری از ایشان به یادگار نماند.
اگر عمری باشد و اگر خدا بخواهد، از این پس، ستونی را به بررسی‌ آسیب‌های مبتلابه تئاتر خراسان اختصاص می‌دهیم و این قلم تا آن‌جا که می‌داند و می‌تواند، کوشش خواهد کرد که با بازتابِ دردهایی که تئاترمان به آن دچار است، حداقل در برابرِ آینده، شرمسار نباشد.
آرش خیرآبادی
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی