کد خبر : 78254
/ 09:40
درباره طولانی‌ترین شب سال؛

چله های پر مغز!

«هرسال دریغ از پارسال» از آن ضرب‌المثل‌هایی است که معمولا برای ما ایرانی‌ها به‌خوبی جواب می‌دهد..

چله های پر مغز!

وحدت- شهرآراآنلاین، «هرسال دریغ از پارسال» از آن ضرب‌المثل‌هایی است که معمولا برای ما ایرانی‌ها به‌خوبی جواب می‌دهد؛ یعنی شما هرجایی ‌آن را به کار ببرید حتما اتفاقی افتاده که طرف مقابل فکر کند اشتباهی کرده است. درباره همین شب یلدا، هرسال ما از اصل داستان دورتر می‌شویم. شبی که قرار بوده به تأمل و اندیشه و حافظ‌خوانی و متن‌خوانی سپری شود، تبدیل شده به اداهای اینستاگرامی و سلفی‌گرفتن با هندوانه و نشستن پای میزهای رنگارنگ هتل. شاید یک نفر بگوید این‌ها چه ربطی به فرهنگ دارد؟ این دقیقا خود فرهنگ است، فرهنگی که از درون تهی شده، مثل اناری که تنها پوسته‌اش سالم مانده و همه‌ دانه‌های با نظم و ترتیبش گندیده‌اند.

تنوع مغزها
هرقدر به تنوع مغزها افزودیم بیشتر به بی‌مغزی این رسم دامن زدیم. هرچه سعی کردیم خوش‌ آب‌رنگ‌تر برگزار شود بیشتر آبروریزی راه انداختیم. همیشه همین‌طور بوده که عروسیِ یکی، عزای دیگری بوده است. این اواخر درباره شب یلدا هم این قضیه مصداق دارد. دختر و پسرهای جوان نمی‌دانند باید از فرارسیدن شب یلدا خوشحال باشند یا ناراحت. اصلش این است که یکی به دیگری هدیه‌ای بدهد و خوشحالش کند و ... . رسم بدی هم نیست اما ما سوراخ دعا را گم کرده‌ایم! و کلا اصل به حاشیه رفته.حالا یک شب یلدای ساده، که دهن در و همسایه را ببندد و همه را از این خیال باطل که ما چیزی از دیگران کم داریم، برهاند کم‌کم در حد عروسی‌های چند سال پیش خرج دارد. حالا این‌قدر هم بدبینانه نیست، بالأخره الان تلویزیون برنامه‌های متنوع ویژه شب یلدا می‌سازد و سلبریتی‌ها با پالتوهای پوستی می‌آیند و برایمان حافظ می‌‌خوانند، آن هم از غزل‌های معروفش که در روخوانی گند نزنند! دلمان بدجوری پر است. البته اینجا هم جای آن نیست که بخواهیم اوقات مخاطبان را مکدر کنیم.

اگر از این‌ها بگذریم، بد نیست بدانیم که در منابع کهن، شب یلدا زادروز ایزدمهر یا میتراست؛ ایزدی که در کیش میترائیسم (مهرپرستی) پرستش می‌شد. این آیین، یکی از تأثیرگذارترین مذاهبی بود که نخست در شرق و بعدها در غرب و در دین مسیحیت رد پای بسیاری از خود به‌ جای گذاشت.
ریشه کلمه «یلدا» به زبان سریانی برمی‌گردد و به معنای تولد یا میلاد است. در برخی منابع آمده است که پس از مسیحی‌شدن رومیان (سیصدسال پس از تولد عیسی مسیح) کلیسا جشن تولد مهر را به‌عنوان زادروز عیسی پذیرفت، زیرا زمان دقیق تولد وی معلوم نبود. درواقع یلدا یک جشن آریایی است و پیروان آیین میترائیسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار می‌کرده‌اند. وقتی میترائیسم از تمدن ایران باستان به سایر جهان منتقل شد، در روم و بسیاری از کشورهای اروپایی روز ۲۱ دسامبر (تولد میترا) را جشن می‌گرفتند، ولی پس از قرن چهارم میلادی درپی اشتباه محاسباتی، این روز به ۲۵ دسامبر انتقال یافت و تابه‌حال مسیحیان آن روز را به‌عنوان روز کریسمس جشن می گیرند.از این روست که تا امروز بابانوئل با لباس و کلاه موبدان ظاهر می‌شود و درخت سرو و ستاره بالای آن یادگاری از کیش مهر به حساب می‌آید.

البته از منظر تاریخی و بحث‌های نجومی هم درباره شب یلدا بحث‌های فراوانی است که ربطی هم به غرور آریایی‌مان دارد. یکی از معروف‌ترین نظرات در این باره را با هم می‌خوانیم: «ایرانی‌ها دست‌کم از سه هزار سال پیش از میلاد، به دستاوردهای خیره‌کننده‌ای در حوزه محاسبات رصدی و تنظیم تقویم رسیده بودند. پدران و مادران ما با رصد هلال ماه و دقت در طلوع و غروب خورشید، «اعتدالین» و «انقلابین» را می‌شناختند. آن‌ها با مشاهده و محاسبه دقیق می‌دانستند که در اولین روز بهار و اولین روز پاییز، طول شب و روز برابر می‌شود. آن‌ها این دو موقعیت در سال (به‌ویژه اعتدال بهاری یا نوروز) را گرامی می‌داشتند. حضرت سعدی دارد که:
«بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار
خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار.»
اجداد باستانی ما همچنین می‌دانستند که در اول زمستان طول شب و در آغاز تابستان، طول روز به بیشترین حد خود می‌رسد. آن‌ها این دو مناسبت (به‌ویژه شب اول زمستان) را ارج می‌نهادند.
همه دانش تقویمی پدران و مادران ما البته محدود به همین چند موقعیت سالانه نمی‌شد. علاوه‌بر تقسیم‌بندی دوازده‌گانه ماه‌ها، آن‌ها (به‌ویژه در جغرافیای خراسان) بخشی از زمستان را به دو چله تقسیم کرده بودند. «چله بزرگ» که از اول زمستان تا دهم بهمن‌ماه (جشن سده) را شامل می‌شود و «چله کوچک» که برخلاف نامش، نه چهل‌روز بلکه تنها بیست‌روز دارد و از دهم بهمن‌ماه تا اول اسفندماه به طول می‌انجامد. آن‌ها مابقی زمستان را هم به سه دوره ده‌روزه تقسیم کرده بودند: اهمن و بهمن و سرمای پیرزن.آن‌ها شب آغاز زمستان را «شب چله» نامیده بودند و بنا به باورهایی که ریشه در آیین‌های مذهبی آن روزگار داشت، این شب را به بیدارماندن و دورهم‌بودن و گفتن و شنیدن و خواندن می‌گذراندند.
اجداد باستانی ما معتقد بودند که خورشید، منبع نور و حرارت و زندگی، در این شب در چنگ تاریکی اسیر است و باید با ستایش خداوند و دعا به درگاه او، کمک کرد تا روشنایی بر تاریکی غلبه کند و خورشید بتواند از چنگ ظلمت رهایی پیدا کرده و فردا صبح، دوباره متولد شده و طلوع کند. آن‌ها شادبودن و شب را در کنار یکدیگر گذراندن و شعر خواندن و گفتن و شنیدن را کردار نیکی می‌دانستند که خشنودی خدا را به دنبال دارد؛ از این‌رو شب چله در نزد ایرانی‌ها شب مقدسی بوده است.
همین آیین پس از آن به مسیحیت هم راه پیدا کرد. به باور بسیاری از تاریخ‌دانان، آنچه به‌عنوان کریسمس گرامی داشته می‌شود درواقع همان آیین تولد خورشید است که این‌بار در قامت میلاد حضرت مسیح (علی نبیناو‌آله‌وعلیه‌السلام) جلوه‌گر شده است.»

به هرحال امشب را پیشنهاد می‌کنیم با حافظ و فردوسی و سعدی پشت سر بگذارید، حتی خواندن شعرهای تکراری این بزرگان بهتر است از پشت ترافیک طرقبه ماندن. یا اگر قرار است در ترافیک بمانید، دیوان‌های جیبی این بزرگان را همراه خودتان داشته باشید. 
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی