کد خبر : 78252
/ 09:19
بررسی زوایای مختلف حضور مردم در منطقه زلزله‌زده کرمانشاه

ترافیک ایثار یا مانور بی‌اعتمادی؟

‌14سال پیش، وقتی زلزله بم اتفاق افتاد و ۵٠‌هزار کشته، ۳۰‌هزار مجروح و بیش‌از صد‌هزار بی‌خانمان بر جای گذاشت، هنوز شبکه‌های اجتماعی موبایلی راه نیفتاده بودند و مردم، میزان فاجعه را از اخبار تلویزیون و روزنامه‌ها می‌سنجیدند. شاید مشخصه رسانه‌ای زلزله اخیر کرمانشاه، حضور فعال و تعیین‌کننده فضای مجازی در به‌مشارکت‌گرفتن نیروهای مردمی باشد، تا‌جایی‌که در همان نخستین روزهای حادثه، جاده‌های منتهی به کرمانشاه از کامیون‌های بار و خودروهای شخصی پر شد و کار امدادرسانی سازمان‌های رسمی را مختل کرد. دراین‌میان بسیاری از سلبریتی‌ها، از سیاسی‌ گرفته تا هنری‌ و ورزشی‌، دست به کار شدند و با اعلام شماره‌حساب‌های شخصی خود در صفحات مجازی، کمک‌های مردمی را برای زلزله‌زدگان جمع‌ کردند.

ترافیک ایثار یا مانور بی‌اعتمادی؟

  حساب‌های بعضی از این افراد میلیاردی شد و در‌حالی‌که خودشان نیز از این میزان اعتماد مردم شوکه شده بودند، به مناطق زلزله‌زده رفتند تا به‌طور مستقیم کمک‌ها را بین زلزله‌زدگان تقسیم کنند. در‌حالی‌که این روزها تقریبا هر روز، خبری از وقوع زلزله در شهرهای مختلف کشور می‌شنویم، در‌میان همه اخبار تلخ و ناراحت‌کننده تخریب و ویرانی، شاید تنها بخش شیرین و دلگرم‌کننده ماجرا، رقم‌خوردن اتفاق‌هایی از جنس همدلی و مشارکت میان مردم باشد، اما حالا در این شرایط، عده‌‌ای حرف از بی‌اعتمادی مردم به نهادهای رسمی می‌زنند و حساب‌های میلیاردی سلبریتی‌ها را شاهد بر این مدعای خود می‌گیرند. چیزی که مشخص است و در این اتفاق هم خود را نشان داد، این است که مردم ایران فرهنگ عاطفی عمیقی دارند. اما اینکه آیا این حضور نشان بی‌اعتمادی مردم به دستگاه‌های رسمی‌ است یا نه و اینکه مشارکت‌های لحظه‌ای مردمی در این‌گونه بحران‌ها چگونه و با چه شرایطی باید شکل بگیرد تا بتوان از آن‌ها به‌طور مؤثر و هدفمندی بهره گرفت، سؤال‌هایی است که در این گزارش سعی می‌کنیم به پاسخ آن برسیم.


اعتمادی که رو به افول رفته است
دکتر مجید فولادیان، جامعه‌شناسی است که معتقد است در سال‌های پس‌از جنگ به این سو کم‌کم اعتماد مردم به دولت، نهادهای دولتی و شخصیت‌های سیاسی به دلایل مختلف رو به افول گذاشته است. او گفته‌های خود را با استناد به آمار و ارقام پژوهش‌هایی بیان می‌کند که به گفته وی در دوره ١٠ ساله ‌٨۴ تا ٩٣ یعنی زمان روی‌کار‌آمدن دولت احمدی‌نژاد وقفه‌ای در آن‌ها رخ داده است؛ به این دلیل که دولت اجازه انتشار هیچ داده‌ای را نمی‌داده و حتی داده‌های موجود هم خمیر می‌شده است.
فولادیان در نشست دانشجویی «زلزله کرمانشاه، پس‌لرزه بی‌اعتمادی» به مقایسه آمارهای قبل و بعد از این دهه می‌پردازد و می‌گوید: امید مردم به اینکه دولت مشکلات را حل کند، در سال‌٨۴ به میزان ۵١درصد منفی بوده که این آمار در سال‌٩٣ کاهش پیدا کرده و به ۵۶‌درصد منفی رسیده‌ است. این کاهش در حوزه قانون‌گریزی نیز ادامه داشته است، چنان‌که از ١١‌درصد منفی در سال‌٨۴ به ٢٧درصد منفی در سال‌٩٣ رسیده‌ است. همچنین در بُعد اعتماد به نهادهای سیاسی و دولتی، جایگاه آموزش‌و‌پرورش (به‌عنوان نمونه) از ٨.٢۵‌درصد مثبت به ١.٣‌درصد مثبت تنزل پیدا کرده‌‌ است. شاخص اعتماد مردم به بازار نیز که به میزان ١۶.۵‌درصد مثبت بوده در سال‌٩٣ کاهش پیدا کرده و به ١٩‌درصد منفی رسیده است. همچنین شاخص‌های اعتماد به دولت از یک‌درصد منفی به ١٣‌درصد منفی، اعتماد به مجلس از ٨‌درصد منفی به ١٢‌درصد منفی و اعتماد به قوه‌ قضائیه از ۶‌درصد منفی به ١٢‌درصد منفی کاهش پیدا کرده ‌است. در بُعد اعتماد به کنشگران سیاسی نیز همین وضعیت وجود دارد، چنان‌که شاخص اعتماد به اعضای هیئت‌دولت از ٨.٩۵درصد مثبت به نیم‌درصد منفی، اعتماد به نمایندگان مجلس از ٢.٣۵‌درصد مثبت به ١٠‌درصد منفی، اعتماد به مدیران و مسئولان دولتی از ٣.٣۵‌درصد مثبت به ١٠.۵‌درصد منفی رسیده‌ است.
این استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه مسائلی مانند سرمایه اجتماعی و بی‌اعتمادی به هم یا به نهادهای مختلف در مواقعی مثل زلزله، خود را به‌شکل عینی نشان می‌دهد، می‌افزاید: زلزله، واقعه‌ای طبیعی است، ولی تمام مسائل بعد‌از آن اجتماعی است؛ مثلا کدام خانه‌ها خراب می‌شود؟ خانه فقرا. بالای شهر وضع بهتر و تخریب‌های کمتری دارد و در پایین‌شهر که دیوارهای خانه‌ها به هم چسبیده و سقف‌ها ضربی است، ویرانی بیشتر وجود دارد. مسئولان شهر در کدام طبقه ساکن‌اند؟ در طبقات بالا. بعد چه اتفاقی می‌افتد؟ مسئولان ممکن است کمک‌ها را ابتدا به بالای شهر ببرند؛ یعنی نحوه کمک‌رسانی هم موضوعی اجتماعی است.
استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی اضافه می‌کند: در زلزله رودبار و بم اگر مردم می‌خواستند کمک کنند به دو نهاد هلال‌احمر و کمیته امداد کمک می‌کردند. وقتی در بم زلزله آمد، مردم مشهد سر هر چهارراه کمک‌های خود را به نهادهای مشخص می‌دادند. اما در زلزله کرمانشاه این اتفاق به این شکل روی نداد و مردم خودشان سعی کردند کمک‌ها را ببرند. افرادی مثل علی دایی و صادق زیباکلام شروع به جمع‌کردن کمک کردند. این یعنی بی‌اعتمادی به دولت وجود دارد و مردم نسبت‌به گذشته خیلی کمتر به نهادهایی مثل کمیته امداد و هلال‌احمر پول می‌دهند؛ در‌واقع اعتماد به دولت از بین رفته است، نه‌فقط به کمیته امداد یا هلال احمر. برای همین شما سیل ترافیک را در جاده دیدید. البته پدیده دیگری به اسم «فضای مجازی» هم مؤثر بوده است که نمی‌توان آن را از معادله کنار گذاشت. سؤال اصلی این است، در این دهه چه اتفاق‌هایی افتاده که جامعه این‌قدر بی‌اعتماد شده و ما شاهد افول اعتماد سیاسی هستیم؟

ترافیک ایثار
در همه جای دنیا این موضوع تعریف شده که در مواقع بحران، ابتدا ارتش به کمک می‌آید. در کشور ما هم این‌گونه است. اما در ماده٢۴ آیین‌نامه اجرایی قانون تشکیل مدیریت بحران، جذب، توزیع و هدایت کمک‌های غیردولتی و مردمی اعم از داخلی و خارجی با همکاری کمیته امداد و بهزیستی برعهده هلال‌احمر و جذب، توزیع و هدایت کمک‌های دولتی اعم از داخلی و خارجی بر‌عهده سازمان مدیریت بحران است. بااین‌حال از ابتدای حادثه کرمانشاه خیلی از مردم اصرار داشتند و هنوز هم دارند که کمک‌هایشان را مستقیم به منطقه ببرند. این ترافیک ایثار بااینکه نکته‌ای مثبت از حضور مردم بود، به گفته مدیرعامل جمعیت هلال‌احمر خراسان‌رضوی، باعث شد در کار نیروهای عملیاتی ارتش و سپاه و هلال‌احمر در منطقه اختلال‌هایی به وجود آید. به نظر دکتر سیدمجتبی احمدی، مدیرعامل جمعیت هلال‌احمر خراسان‌رضوی باید به این موضوع توجه و درباره آن فرهنگ‌سازی کرد. او می‌گوید: این ‌موضوعی بسیار جدی است و در زلزله کرمانشاه باید به آن توجه می‌شد، ولی متأسفانه بعد‌از ١۴سال از زلزله بم، همان مسیر دوباره تکرار شد. در روزهای ابتدایی پس‌از زلزله، ترافیک نیروی انسانی موجب کاهش سرعت دسترسی به خدمات‌رسانی می‌شود. از‌طرفی، خود این افراد در آنجا وقتی کارشان تمام می‌شود، تبدیل به نیرویی مصرف‌کننده می‌شوند که ستادهای بحران باید آن‌ها را هم مدیریت کنند.

احساس تبعیض در زلزله‌زدگان
احمدی که در روزهای پس‌از زلزله در کرمانشاه حضور داشته است، می‌گوید: وقتی کمک‌ها مستقیم باشد، در آسیب‌دیده‌ها حس تبعیض و سرخوردگی روانی اجتماعی ایجاد می‌کند؛ مثلا من یک‌سری پتوی خیلی خوب می‌برم و به میزان محدود در یک محل پخش می‌کنم، دیگری پتوی غیرمرغوب می‌برد و در محل دیگر پخش می‌کند. این کار احساس تبعیض بین آسیب‌دیده‌ها ایجاد می‌کند و عوارض بسیار زیادی دارد. ضمن اینکه توزیع کالاها و خدمات امدادی بدون حضور جمعیت هلال‌احمر و ستاد فرماندهی مدیریت بحران باعث می‌شود خیلی از این منابع همان‌طورکه در عکس‌ها می‌بینیم، از بین برود.
وی درباره حضور بعضی سلبریتی‌ها‌ در کرمانشاه می‌گوید: شور و شوقی که این افراد ایجاد کردند باعث شلوغ‌شدن و حضور مردم شد. اگر یک برآورد دقیق از کل کمک‌ها صورت گیرد، می‌توان خدمات ویژه‌ای به آسیب‌دیده‌ها ارائه کرد. متأسفانه الان مدیریت افکار عمومی بیشتر ازطریق فضای مجازی صورت می‌گیرد و ازطریق رسانه‌های رسمی نیست. درست است که این آموزش‌ها باید ازسوی هلال‌احمر در طول زمان صورت بگیرد، ولی این‌ها جزو آموزش‌های همگانی هم هست که باید نهادهای مختلف مثل آموزش‌و‌پرورش و رسانه‌ها به مردم ارائه کنند. شاید٧٠‌درصد آدم‌هایی که به کرمانشاه رفتند، می‌دانستند کمک‌هایشان را به کجا باید بدهند، ولی به‌خاطر شور و شوق خدمتی که داشتند، یا به‌خاطر بی‌اعتمادی، خودشان به منطقه رفتند و این موضوع، مشکلاتی برای امدادرسانی ایجاد کرد.

اعتماد مردم همچنان پابرجاست
تعبیر خیلی‌ها در فضای مجازی از حساب‌های میلیاردی بعضی سلبریتی‌ها، بی‌اعتمادی مردم به دستگاه‌های رسمی بود. با‌این‌حال، آمار کمک‌های مردمی به هلال‌احمر نشان می‌دهد که هنوز بسیاری از مردم ترجیح می‌دهند کمک‌هایشان را از این طریق ارسال کنند.
مدیرعامل جمعیت هلال‌احمر استان در‌این‌باره می‌گوید: تا این لحظه (زمان نوشتن گزارش) ۴١‌میلیارد‌و‌٣٠٠‌میلیون‌تومان به حساب جمعیت هلال‌احمر واریز شده که کمک خیلی خوبی است و این میزان کمک در فضای مسمومی که در فضاهای مجازی درباره دولت و هلال‌احمر شکل گرفته، نشان می‌دهد اعتماد مردم همچنان پابرجاست. حوزه خزانه‌داری و سازمان داوطلبانه‌ ما موظف‌اند به حسابرسی جمعیت هلال‌احمر و شورای عالی جمعیت هلال‌احمر به‌صورت منظم گزارش بدهند.
او درباره لزوم شفاف‌سازی کمک‌های مالی واریز‌شده به این نهاد می‌گوید: یکی از شفافیت‌ها همین است که به هر خانواده‌ای که یک فوتی داشته باشد و هر کودکی که بعد‌از زلزله متولد شود ۵٠‌میلیون‌ریال می‌دهیم. تا الان ۴٨٣‌فوتی داشته‌ایم. ریز هزینه‌ها قطعا اعلام می‌شود. ما هم باید به کمیسیون اجتماعی پاسخ بدهیم، هم به کمیسیون اصل‌٩٠ و هم به دیوان محاسبات مجلس شورای اسلامی که به‌عنوان نماینده مردم دائم دفاتر و حساب‌های ما را چک می‌کنند. به سازمان بازرسی کل کشور نیز به‌صورت منظم گزارش می‌دهیم.
او در ادامه می‌افزاید: ۵٣‌هزار سبد کالا به ارزش هر سبد ٣میلیون‌ریال و در‌مجموع ١۵‌میلیارد‌ریال را توزیع ‌کردیم. این‌ها از همین کمک‌های مردم است، وگرنه ما پول نداریم. دولت با این وضع مالی خراب نمی‌تواند حتی یک‌ریال به ما پول بدهد‌. همه‌اش از همین کمک‌های مردمی است و این‌ها به‌صورت مرتب در مصاحبه‌های رئیس‌جمعیت هلال‌احمر منتشر می‌شود.

سلبریتی‌هایی که باید بازداشت شوند!
احمدی ادامه می‌دهد: سلبریتی‌ها همیشه هستند. در زلزله ورزقان سه هنرپیشه کمک‌های مردمی را جمع‌ و شروع به ساخت ساختمانی در آنجا کردند. حالا بروید ساختمانشان را نگاه کنید! پنج سال گذشته و فقط اسکلت دارد؛ هیچ‌کس هم گزارش نداد. این‌ها را که مردم نمی‌دانند؛ ما می‌دانیم. طبق قانون این‌ها باید بازداشت می‌شدند. همین الان این‌ها باید بازداشت شوند! وقتی قانون به‌طور شفاف نوشته که فقط کمیته امداد، بهزیستی و هلال‌احمر حق دریافت اعانه از مردم را دارند، چطور یک شخص می‌تواند از مردم اعانه جمع کند؟!
او اظهار می‌کند: فضای مملکت ما فضایی حقیقی نیست. ما در فضای مجازی زندگی می‌کنیم. فلان مربی فوتبال چطور و طبق چه قانون و مصوبه‌ای می‌تواند پول جمع کند؟! دادستانی باید حساب این افراد را ببندد یا این افراد بیایند زیر پرچم هلال‌احمر و کمیته امداد و بهزیستی که سازمان رسمی هستند، کار کنند. پول را به ما بدهند، ما هم به آن‌ها گزارش می‌دهیم. طرف می‌رود کالایی می‌خرد که دو‌زار نمی‌ارزد و خوراکی‌هایی می‌آورد اینجا که فاسد می‌شود. ما می‌گوییم خرما نخرید، خرما می‌خرند می‌فرستند! اصلا مردم اینجا خرما نمی‌خورند. در مشهد یک کامیون آب می‌خرند؛ مثلا می‌شود ٢‌میلیون تومان؛ ٣میلیون کرایه می‌دهند می‌فرستند اینجا. ما می‌توانیم همان را با کرایه ٢٠٠‌هزار تومان به محل ببریم.
مدیرعامل جمعیت هلال‌احمر خراسان‌رضوی به پیام‌ها و درخواست‌های بعضی سلبریتی‌ها از مردم اشاره می‌کند و می‌افزاید: مسئله نوار بهداشتی را نگاه کنید چه جنجالی درست کرد! اصلا کی گفته خانم مهناز افشار حق دارد مصاحبه کند که مردم به چه چیزی نیاز دارند؟! چه کسی باید جلوی خانم مهناز افشار را بگیرد؟ انبارهای ما پر از نوار بهداشتی است. چه کسی باید خانم مهناز افشار را بازداشت کند و به او بگوید که تو چه‌کاره‌ این مملکت هستی که مصاحبه می‌کنی که مردم، نوار بهداشتی بفرستید! مشکل ما این است که در کشور ما موقع حادثه کسی به حرف کسی گوش نمی‌کند و فضای مجازی هم متأسفانه مدیریت نمی‌شود. همه این‌ها باعث می‌شود هدایت و جذب و استفاده از اعانات مردمی و غیردولتی دچار چالش شود.
او اظهار می‌کند: نبود هماهنگی‌ باعث می‌شود همین کمک‌هایی هم که اینجا می‌آید، ما را بیچاره کند. طرف هزار دست کت‌وشلوار نو از بازار خریده، در‌حالی‌که ٢۵٠‌هزار نفر آسیب دیده‌اند. ما بخواهیم این هزار دست را در شهر توزیع کنیم که خون و خون‌ریزی می‌شود! یا اینکه الان سر‌پل‌ذهاب کنار خیابان‌ها پر از لباس دست دوم است؛ مثل کوه ریخته شده. یک خیّر بدون هماهنگی با ما لباس‌ها را جمع کرده ریخته اینجا. ما هیچ کالای دست‌دومی به منطقه نمی‌بریم. خیّری از یکی از شهرستان‌ها پنج‌تن کنسرو مرغ فرستاده. درش را که باز کردیم، از بوی تعفنش فکر کردیم جسد انسان توی آن است! همه‌اش را زیر خاک کردیم.

سازمان‌های مردم‌نهاد
ضرورتی اجتماعی در مواقع بحران
دکتر غلامرضا حسنی، جامعه‌شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد راه‌حل را در توسعه سازمان‌های مردم‌نهاد می‌داند و می‌گوید: امروزه با توسعه جوامع و افزایش نیازها، آسیب‌های اجتماعی و حوادث طبیعی، برد دولت‌ها محدود است. خاص ایران هم نیست و در همه‌جای دنیا همین‌طور است. سازمان‌های مردم‌نهاد، ضرورتی اجتماعی هستند و گاهی قدرتشان از دولت‌ها هم برای حل مسائل بیشتر است. درست است که این‌ها خودجوش هستند و پویایی خودشان را دارند، اما در موقع اقدام باید با نهادهای رسمی هماهنگی برقرار شود. این هماهنگی اگر تعریف و قبلا آموزش داده شده باشد در موقع بحران می‌‌دانند تا چه سطحی و چگونه باید ورود کنند. اینکه هر‌کسی حسابی باز کند و از مردم بخواهد کمک‌هایشان را به آن حساب بریزند، ممکن است بستری برای سوءاستفاده شیادان شود و زمینه‌ای ایجاد می‌کند که کنترلش ساده نیست.

دولت نمی‌تواند همه ابعاد یک حادثه را پوشش دهد

وی کندی سازمان‌های رسمی در بحران‌ها را عاملی برای ورود خودجوش مردم می‌داند و می‌گوید: هرچه مدیریت قوی‌تر و منسجم‌تر باشد و کارها زیر‌نظر یک مرکز فرماندهی انجام شود، نتیجه بهتر خواهد بود. ولی ممکن است کندی سازمان‌های رسمی منجر به مداخله خودجوش مردم شود. باید دو‌طرفه مسئله را نگاه کرد. وقتی عمق واقعه به حدی است که اگر یک لحظه غفلت کنیم، مرگ‌ومیر افزایش پیدا می‌کند، ضرورت ورود سازمان‌های مختلف توجیه می شود.

حسنی می‌افزاید: هرچه پویایی نهادهای مسئول بیشتر باشد، این مداخلات خودبه‌خود کنترل می‌شود. ولی وقتی روستاهایی هستند که هیچ‌کس به آن‌ها دسترسی ندارد و عده‌ای با تحمل سختی‌های مسیر می‌روند و به افراد کمک می‌کنند، نمی‌توانیم بگوییم این کار را نکنند. هیچ دولتی نمی‌تواند تمام ابعاد یک حادثه را پوشش دهد، ولی باید فرهنگش قبلا ایجاد شود. آموزش‌و‌پرورش، دانشگاه‌ها و رسانه‌ها می‌توانند در نشان‌دادن عواقب کمک‌های خارج از یک نظام برنامه‌ریزی‌شده و هدایت‌شده مؤثر باشند.

مشارکت مردم نشانه ضعف سازمان‌های رسمی نیست
اما چرا در بحران‌هایی مثل زلزله کرمانشاه به‌خوبی از ظرفیت این نهادها برای بسیج نیروهای مردمی استفاده نشد؟ دکتر حسنی در این خصوص می‌گوید: گاهی ممکن است مداخله این‌ها را نپسندیم و فکر کنیم حضور بیش‌از حدشان نشانه ضعف ماست. بعضی‌ها از دید منفی نگاه می‌کنند. اینکه سمن‌ها و مردم بدون نظم ورود پیدا نکنند یک بُعد است، اما اینکه ما خودمان مشارکت را نپذیریم بُعد دیگر موضوع است. مردم اگر بدانند کمک‌هایشان به سازمان‌های رسمی دقیقا به مقصد می‌رسد، قطعا این کار را می‌کنند، اما وقتی اعتماد وجود نداشته باشد می‌گویند با دست خودمان می‌بریم. بنابراین هرچه سازمان‌های رسمی در حوادث مختلف اعتمادسازی کرده باشند، می‌توانیم مشارکت سازمان‌یافته‌تر آن‌ها را شاهد باشیم و مداخله افراد کاهش می‌یابد. آن وقت حتی اگر افراد معروف نیایند، فراخوان می‌کنیم و از آن‌ها کمک می‌گیریم.

باید بتوان حساب‌های شخصی را کنترل کرد
به نظر این جامعه‌شناس اگر سلبریتی‌ها کمک‌هایی را که جذب کرده‌اند به سازمان رسمی تزریق کنند خوب است، ولی اگر به‌طور کلی موضوع را به‌سمت افراد ببریم خطرناک است. وی می‌گوید: این به لحاظ جامعه‌شناختی یعنی اعتماد به سازمان‌ها دچار اختلال است. خود این حرکت تضعیف دولت است و بازخورد مناسبی ندارد. اگر تابع سیاست‌های دولت هستیم وقتی این کمک‌ها را جمع می‌کنیم، بلافاصله باید به نهادهای رسمی تزریق کنیم. اصل جمع‌آوری به اشکال مختلف اشکالی ندارد، ولی مهم این است که چطور هدف‌ها را یکسان کنیم. همه می‌خواهند آرامش به جامعه برگردد، نه‌اینکه میدانی شود که افراد بگویند مردم به ما اعتماد کردند و به سازمان‌‌های رسمی اعتماد ندارند. سمن‌ها و افراد باید بدانند در مواقع بحران چطور حضور پیدا کنند و حساب‌هایی را که اعلام می‌شود باید بتوان کنترل کرد.
او همچنین بر ضرورت شفافیت مالی سازمان‌های رسمی تأکید می‌کند و می‌‌گوید: سازمان‌های مردمی باید میزان دریافت کمک‌های مردمی و شیوه هزینه‌کرد آن‌ را به‌صورت شفاف اعلام کنند. وقتی میزان دریافت کمک و هزینه‌کرد آن شفاف‌سازی نشود، مردم به این سمت می‌روند که خودشان کمک کنند یا کمکشان را به افرادی بدهند که به آن‌ها اعتماد دارند.

مشارکت لحظه‌ای یا مشارکت پایدار؟
دکتر حسنی در پاسخ به این سوال که «مشارکت مردم در کشور ما مشارکتی پایدار است یا مشارکتی است هیجانی و لحظه‌ای؟» می‌گوید: مشارکت لحظه‌ای نشان می‌دهد فرهنگ مشارکت در جامعه ما نهادینه‌ نشده است. قبل از هر چیز باید بپذیریم که سمن‌ها مزاحم نیستند و مراحم‌اند. ضمنا باید بدانیم سمن‌ها جایی نیستند که افراد بیکار در آن فعالیت کنند. در عمل می‌بینیم بسیاری از نهادهای خدمات‌رسان بیشتر هزینه‌ای که دریافت می‌کنند، خرج خودشان می‌کنند. همچنین یک خصیصه سمن‌ها این است که نباید بودجه دولتی داشته باشند. یکی از آسیب‌های سمن‌ها همین است.

به نظر او مردم می‌خواهند کمک کنند، ولی نمی‌دانند چگونه. این یعنی یک خلأ وجود دارد. اگر نهادهای مسئول خودشان در سامان‌دهی مشکل داشته باشند، چطور می‌توانند به سامان‌دهی بحران ورود پیدا کنند؟

آموزش‌های اجتماعی بحران یک ضرورت است

حسنی به لزوم آموزش‌های اجتماعی بحران اشاره می‌کند و می‌گوید: در مدرسه درزمینه آمادگی زلزله آموزش‌ می‌دهیم، ولی آموزش‌های آمادگی اجتماعی نیز صورت می‌گیرد؟ چقدر افراد آمادگی دارند که به‌جای اینکه برای یک نفر شیون کنند، به نجات دیگری فکر کنند؟ همیشه نمی‌‌توان گفت مردم به نهادها اعتماد ندارند. شاید اطلاع ندارند؛ یعنی اطلاع‌رسانی آن نهاد ضعیف است؛ بنابراین به‌سمت مشارکت هیئتی و خودجوش می‌روند. خودجوش‌بودن اشکال ندارد. اینکه مردم برای اهدای خون صف می‌بندند، نشان می‌دهد که ظرفیت مشارکت در آن‌ها وجود دارد. کشور ما از کشورهایی است که نه‌تنها برای خودش که بسیاری مواقع برای کشورهای مجاور ورود پیدا کرده است؛ بنابراین نباید مشارکت مردم را به‌علت کم‌توانی مدیریت خودمان تضعیف کنیم. مردم، محور نظام ما هستند و اصل مشارکت را باید محترم بشماریم، اما نحوه مشارکت ممکن است صدماتی هم داشته باشد و شیوه آن مورد‌سؤال است و بهبود آن نیاز به آموزش قبل از حادثه دارد.

 
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی