کد خبر : 78113
/ 17:22
همراه قلم‌زدن‌های هادی سیدخوانی، خطاطی که خوش‌نویسی را دنیای عرفان می‌داند؛

کرشمه‌های آسمانی

خطوط درهم‌ریخته‌ای که در عین درهم‌ریختگی منظم هستند، مثل سرگذشت خیلی از هنرمندان دیگر زندگی او را بر‌هم‌ریخته و از حالت معمول بیرون کشیده‌اند. اگرچه مجبورست به تلاطم هم‌زیستی بین آدم‌ها تن بدهد اما روزمرگی‌هایش را در سلوکی منحصربه‌فرد می‌گذراند و این خاص دنیای هر هنرمندی است. در جغرافیای روایی ما و در زبان گفتار، این دنیا را نمی‌شود تعریف کرد اما به‌قدر توصیف لایه‌های درونی می‌شود به آن گریزی زد. غیرممکن است حرف هنر باشد و پای دل‌سپردگی و عشق به‌میان نیاید؛ کلامی که بین غالب هنرمندان مشترک است

کرشمه‌های آسمانی

 هادی سیدخوانی در میان خطاطان جوان دهه‌شصتی با همین زبان است که شهره شده است. کسب عناوین متعدد در رقابت‌ها و جشنواره‌های هنری ازجمله مقام دوم جشنواره خوش‌نویسی کشوری، رتبه سوم مسابقات کشوری سیره نبوی و علوی، نفر برگزیده نخستین دوسالانه بین‌المللی خوش‌نویسی ایران، رتبه اول جشنواره هنر جوان کشوری، رتبه اول جشنواره طلیعه ظهور کشوری، نفر برگزیده دومین دوسالانه بین‌المللی خوش‌نویسی ایران خود گواه تلاش و سعی هنرمندی است که در دریای عمیق و مواج هنر به آرامشی مثال‌زدنی رسیده است. گرچه توفیق در خوش‌نویسی را مدیون همراهی‌ها و هم‌گامی همسر هنرمندش می‌داند که از نیمه راه زندگی با او بوده است و اعتراف می‌کند که خدا را به‌خاطر این نعمت بزرگش شاکر و قدردان است.
 سیدخوانی که چاپ ۲آلبوم از احادیث امام‌رضا(ع) توسط آستان‌قدس رضوی و ۶آلبوم احادیث امام‌رضا(ع) ازسوی شهرداری تهران، بخشی از کارنامه انتشاراتی‌اش است، مدرک فوق‌ممتاز خوش‌نویسی دارد و رخصت آموزش از اساتیدی چون احمد ناصحی، انوشیروان فروغی، هادی ذوالریاستین، احمد قائم‌مقامی، استاد علی‌اکبر رضوانی گرفته و این روزها مشغول تعلیم خط و اخلاق به هنرجویان است.
متولد۱۳۶۰ است، متواضع و فروتن. همان آرامشی را که در لا‌به‌لای گفته‌هایش از تأثیرات هنر بر زندگی هنرمندی اشاره دارد را به‌وضوح می‌توان در کلام و حرکاتش دید.

  چرا خوش‌نویسی ؟!
بدیهی‌ترین پرسش را همان ابتدای گفت‌وگو مطرح می‌کنیم تا سیدخوانی گریزی کوتاه به زندگی گذشته‌اش بزند.
در بین خانواده هنرمند به‌دنیا آمدم و بزرگ شدم. دایی‌ام خوش‌نویس بود و مادرم با اینکه بهره‌ای از هنر نداشت دوست داشت مشق خط کنم. تشویق و همراهی‌های مادر پای من را از همان دوران ابتدایی به جلسه‌های خوش‌نویسی باز کرد. جلسه‌هایی که به اتفاق دایی‌ام می‌رفتم  جریان‌های زیبایی را به‌دنبال داشت و روحم را هر روز بیشتر درگیر و مأنوس این هنر می‌کرد. هر قدر بیشتر زمان می‌گذشت و در این وادی پیش می‌رفتم به خط و خوش‌نویسی علاقه‌مندتر می‌شدم.
 همین موضوع باعث شد که از هرکاری جز این بگذرم. رفته‌رفته غرق این دنیا شدم. خلسه و آرامشی که وقت کشیدن نی روی کاغذ پیش می‌آمد و عادت به این تمرین گاه گذر زمان را از خاطرم می‌برد. در این بین اتفاق افتاده بود از اذان مغرب پای نوشتن خط نشسته و آن‌قدر غرق این دنیا شده‌ام که صدای اذان صبح متوجهم کرده چقدر زمان گذشته است.
 به اینجا که می‌رسد مکث می‌کند و با طمأنیه‌ای بیشتر ادامه می‌دهد: درکی فراتر از حس‌های زمینی باید باشد تا این‌جور حرف‌ها را فهمید و متوجه شد. این را می‌فهمید؟ و بی‌آنکه منتظر پاسخی بماند می‌گوید: در این آشفته‌بازار دنیای امروز و دغدغه‌های ریزودرشت دنیایی که خیلی‌ها در آن به دنبال آرامش می‌گردند و هزینه‌های زیادی را هم به‌خاطرش حاضرند پرداخت کنند اما به آن نمی‌رسند، این همان حلاوتی است که ما در زندگی بدون پرداخت هیچ هزینه‌ای حس می‌کنیم و همین آرامش عمیق است که آدم را درگیر و مبتلا می‌کند.
 شاید نگاه پرسش‌برانگیز ماست که استاد را وا می‌دارد تا این‌گونه ادامه دهد: بین خوش‌نویسان اصطلاحی است که می‌گویند خوش‌نویسی اعتیاد دارد. واژه اعتیاد را به‌خاطر این به‌کار می‌برم که وقتی به درون این وادی پا گذاشتی روزبه‌روز بیشتر غرق آن می‌شوی و بیرون آمدن از آن برایت سخت است و من خوشحالم که گرفتار این وابستگی شده‌ام و برای چند ساعت در روز از تعلقات دنیایی رها می‌شوم. البته این جدایی به این معنی نیست که تعهداتم نسبت به همسر، اجتماع، خانواده و دنیای پیرامون کم‌رنگ شود.

109236.jpg

  انقلابی در دوران خدمت
 دوباره به مسیر اصلی گفت‌وگو می‌کشانیمش و اینکه از چه زمانی به‌صورت حرفه‌ای این کار را دنبال کرده است. می‌گوید: قبل از خدمت سربازی، مغازه تابلوسازی داشتم و قصدم این بود که بعد از این دوران روال عادی زندگی را پیش بگیرم اما اواخر دوران خدمت حال عجیبی داشتم و اشتیاق بیشتری برای نوشتن و تمرین کردن. این بود که بعد از سربازی کار تابلوسازی را کنار گذاشتم و فقط تمرین خط می‌کردم. خدمت که تمام شد کارم شده بود دوات و نی و کاغذ. البته بعدها حکاکی روی سنگ و نگین که مشابه همین بود به آن اضافه شد. خوش‌نویسی را به‌خاطر دلم انجام می‌دهم و حکاکی روی سنگ را به‌خاطر درآمدش.
  تمرین خط برای تزکیه روح
سیدخوانی برای هنر خوش‌نویسی به‌خاطر ارتباطی که با ادبیات و عرفان و فلسفه دارد امتیازی ویژه قائل است. می‌گوید: ضرب‌المثلی بین خوشنویس‌هاست که اگر می‌خواهی ریاضت بکشی خوش‌نویس شو.
خلوت‌ها و ممارست‌هایی که انجام می‌دهی قوی‌ترین اذکارست. خیلی از عرفا برای تزکیه نفس به شاگردانشان تمرین خط می‌دادند، به این خاطر که گوشه‌نشینی و عزلت رابطه خدایی او را پر رنگ‌تر می‌کند. به‌خاطر همین است خواهی و نخواهی در رفتار بزرگان هنر خوش‌نویسی آرامشی هویداست که دیگران را متوجه آن می‌کند. وقتی کنار استادی بزرگ می‌نشینی در محدوده و تحت‌تأثیر انرژی او قرار می‌گیری و من شرکت در جلسه‌های خوش‌نویسی را بیشتر به‌خاطر این حال خوبش دوست دارم. نه اینکه فکر کنید در این جلسه‌ها به‌صورت مستقیم حرفی از دین و معنویت باشد اما وجود آدم اهل هنر ناخودآگاه این نیرو و انرژی و حس را منتقل می‌کند.

 خوش‌نویسی مظلوم مانده است
سیدخوانی در ادامه از مظلومیت هنر خوش‌نویسی می‌گوید: خوش‌نویس به‌خاطر همان عزلت و گوشه‌نشینی و سیروسلوک‌هایی که دارد وقتی برای تبلیغ هنر خود ندارد. علاوه‌براین خوش‌نویسی شبیه موسیقی، هنر زبانی نیست بلکه هنر بصری و خاص است که می‌شود گفت مظلوم واقع شده است. خوش‌نویس دوست دارد این حال خوب را دیگران هم تجربه کنند و می‌خواهد دیگران هم پا به این دنیا بگذارند. شاید باور بعضی‌ها بر این باشد که در این زمینه باید مستعد بود و حق هم با آن‌هاست اما نمی‌شود گفت کسی که استعداد نداشته باشد نمی‌تواند این کار را انجام دهد. ما در این زمینه اساتید به‌نامی داشته‌ایم که تنها با لطف پشتکار و تمرین زیاد به مدارج بالا رسیده‌اند.

  خوش‌نویسی، ریاضت‌ها و شیرینی‌هایش
استاد دوباره برمی‌گردد از حال خوبی که از بودن در دنیای خط و خوش‌نویسی پیدا می‌کند می‌گوید: بارها شده برای انتخاب یک بیت شعر یا حدیث و آیه، نیمی از کتاب حافظ را خوانده‌ام و قرآن را تورق کرده‌ام. این به‌معنی وسواس من نیست، بلکه به‌خاطر انتخاب بیت یا آیه‌ای بوده است که اول از همه بتواند روی من خطاط تأثیر بگذارد و بتواند من را بگیرد.  هر وقت لای کتاب حافظ را باز کرده‌ام و هرگاه به‌دنبال آیه‌ای در قرآن برای خوش‌نویسی بوده‌ام، حس کرده‌ام خدا همین نزدیکی مراقب من است. شبیه مادری که هر لحظه کودکش را می‌پاید تا مبادا اتفاقی در کمینش باشد. هنرمند در ممارست و تمرین و ریاضت‌های طولانی به‌جایی می‌رسد که همراه با الهامات درون ناخودآگاه اثری خلق می‌کند دور از باور.
او سپس توضیح می‌دهد: خوش‌نویسی اصول دوازده‌گانه دارد. ده مورد ترکیب، کرسی، نسبت، ضعف، قوت، سطح، دور، صعود مجازی، نزول مجازی و اصول تئوری و اکتسابی است و دو مورد آخر صفا و شأن به این معنی است که بدون اینکه نام و نشانی از خوش‌نویس باشد بشود تشخیص داد این خط مربوط به کدام هنرمند است.
   ..........................................

  خوش‌نویسی تمام سرمایه ماست
 او نستعلیق کار می‌کند و عاشق مدح امیرالمؤمنین(ع) است. استاد این موضوع را با ولع و شعف می‌گوید: ارادتم به‌ امام‌رضا(ع) آن‌قدر است که همیشه ذکرشان روی زبانم است و در این حوزه هم وارد شده‌ام اما دوست دارم در آینده اگر کاری انجام می‌دهم تمرکزم روی حضرت‌علی(ع) باشد.
استاد سیدخوانی درباره تمرین روزانه‌اش می‌گوید: شاگردهایم هنرجوی فوق ممتاز از مشهد و شهرستان هستند که روزی ۵ تا ۶ساعت با آن‌ها تمرین دارم، البته این جدا از زمانی است که حکاکی روی سنگ را انجام می‌دهم که با اضافه کردن این وقت زمان بیشتری را شامل می‌شود.
کلام آخرش را همین اندازه کوتاه و خلاصه و مختصر بیان می‌کند: خوش‌نویس، زندگی قشنگی به‌لحاظ اقتصادی ندارد. خوش‌نویسی تمام سرمایه زندگی و عمر ماست. امیدواریم به‌خاطر بهایی که دادیم در آخرت پشیمان نباشیم.
   ..........................................

 روایتی از زندگی مشترک دو هنرمند که همراه و همگام هستند
مکمل همدیگر هستیم

 سال‌های سال از زندگی‌شان گذشته‌ اما حس می‌کنی ریشه‌های محبت در این خانه همچنان تازه و جوان است. هرچه بیشتر فاطمه پرستنده، همسر استاد هادی سیدخوانی می‌گوید بیشتر باورمان می‌شود که همراهی و همدلی می‌تواند هر مانعی را از سر راه بردارد؛ خصوصا زمانی که اعتراف می‌کند که در خانه ما «من» وجود ندارد. .
فاطمه پرستنده، متولد ۶۳ است و تذهیب‌کار. می‌گوید: از خوش‌نویسی شروع کرده‌ام و بعدها به تشویق استاد سیدخوانی سراغ رشته تذهیب رفتم و مقدمات آن را آموزش دیدم اما هر اندازه در این وادی پیش می‌روم، بیشتر حس می‌کنم چقدر این وادی ژرف و عمیق و بی‌انتهاست.
حالا زن و شوهر همراه و هم‌پای هم کار می‌کنند. یکی در هنر خوش‌نویسی و دیگری در تذهیب.
از همان ابتدای زندگی مشترک به این باور رسیده‌اند که برای پیشرفت و موفقیت باید تکیه‌گاه یکدیگر باشند. هر موفقیتی در خانه ساده‌ اما گرم از محبت آن‌ها رقم خورده حاصل آگاهی، صمیمت، صداقت و مشارکت است. تجربیات این زندگی هنرمندانه آن‌قدر رضایت‌بخش و شیرین است که می‌توانیم با اطمینان بگوییم خوشبختی و آرامش چیزی غیراز پول و رفاه و شرایط خوب اقتصادی است. حاصل زندگی مشترک آن‌ها حالا علیرضا هشت‌ساله و زینب یک‌و‌نیم ساله است. فاطمه پرستنده کوتاه و خلاصه از آشنایی با یک هنرمند تعریف می‌کند که مسیر زندگی‌اش را تغییر داده است.

  فکر نمی‌کردم با یک هنرمند ازدواج کنم
 شاگرد استاد بودم و مشق خط می‌کردم تا اینکه درخواست ازدواج را مطرح کردند. تا آن روز اصلا فکرش را نمی‌کردم مجرد باشند. غافلگیر شده بودم و نمی‌دانستم چه پاسخی باید بدهم. سکوت کردم و چند هفته گذشت و فکر می‌کردم همه‌چیز تمام است اما استاد دوباره درخواست خود را مطرح کردند؛ این‌بار به‌صورت جدی‌تر. هیچ‌وقت به این موضوع که بخواهم با یک هنرمند ازدواج کنم فکر نکرده بودم. ما از دو دنیای متفاوت بودیم و تفاوت‌های این دنیا در اوایل ازدواج بیشتر نمود داشت. اینکه استاد برخلاف خیلی از زوج‌ها اهل پارک رفتن و فیلم دیدن و تفریح‌های معمول نبود؛ چراکه هنرمندان به‌خصوص آن‌هایی که اهل خط هستند معمولا اهل گوشه‌نشینی و عزلت هستند. اوایل برای من جای سؤال داشت اما رفته‌رفته به این موضوع عادت کردم. آنچه به زندگی‌مان استحکام بخشیده این است که من و استاد مثل دو دوست و مکمل همدیگر هستیم. او خط می‌نویسد و من کارهای تذهیبش را انجام می‌دهم و علاوه‌براین بسیار آرام و خوش‌خلق هستند و این آرامش را ناخودآگاه به فرزندان و محیط زندگی‌مان انتقال می‌دهند. به لطف خدا از مسیری که تا امروز آمده‌ام راضی هستم.

  همیشه با وضو هستند
 در این همراهی‌ها چیزهای زیادی از استاد آموخته‌ام. اینکه می‌دیدم استاد تقید ویژه‌ای برای کار کردن با وضو دارند و معمولا همیشه با وضو هستند، من را هم عادت می‌داد این شیوه را پیش بگیرم. طوری‌که ناخودآگاه قبل از شروع هر کاری می‌بینم مشغول وضو گرفتن هستم. در تمام مراحل زندگی پابه‌پای هم حرکت کرده‌ایم و همراه هم بوده‌ایم. اگر همراهی‌های استاد نبود من نمی‌توانستم کلاس‌های هنری‌ام را بگذرانم و قطعا مسیر دیگری را پیش می‌گرفتم.

  حس خوب در خانه آرام
حالا دستم آمده است هنرمند برای انجام هر کاری نیاز به داشتن حال خوب دارد. اگر حس‌و‌حال خوب باشد بهتر می‌نویسد و می‌دانم استاد چقدر برای خط‌نویسی و کاری که دارند حرمت قائلند و من تا‌جایی‌که در حد و توانم باشد سعی می‌کنم محیط خانه را آرام نگه دارم تا استاد در آرامش کارشان را انجام دهند.
خبرنگار: معصومه فرمانی‌کیا
 
کلیدواژه ها
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی