کد خبر : 77830
/ 08:49
در نشست «جامعه‌شناسی خودکشی» مطرح شد

خودکشی پیامد جامعه بحرانی

پایان مهر‌ماه امسال، ایران با خبر خودکشی دو دختر اصفهانی شوکه شد. دو دختر نوجوان پانزده‌ساله که تازه باید به فکر انتخاب رشته‌ در دبیرستان باشند، اقدام به خودکشی کردند و قبل از خودکشی فیلمی از خود گرفتند که در فضای مجازی بارها دیده شد. آن‌ها در کمال خونسردی و بدون استرس و اشک، بلکه با خنده و شوخی با خانواده و دوست‌های خود خداحافظی کردند و بعد، ‌از روی پل هوایی پریدند. روایت‌ها و تحلیل‌های زیادی درباره ماجرای خودکشی این دو دختر مطرح شد.این خودکشی‌ها نشان داد که به‌جای خبرهای تلگرامی و نظرهای غیرکارشناسی، جامعه‌شناسان و روان‌شناسان باید به میدان بیایند و تحلیل‌های عمیق‌تر و علمی‌تری ارائه دهند.در‌این‌باره انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی پس‌از گذشت حدود یک ماه از این وقایع و با فروکش‌کردن احساسات عمومی و امواج رسانه‌ای، در نشستی با عنوان جامعه‌شناسی خودکشی به بررسی این موضوع پرداخت. در این نشست دکتر حسین اکبری، عضو هیئت‌علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی با همراهی دانشجویان به بررسی این موضوع پرداخت که در ادامه، گزارشی از این جلسه را می‌خوانید

خودکشی پیامد جامعه بحرانی


 حتی یک مورد خودکشی هم زیاد است
در ابتدای این نشست که به‌صورت کارگاهی برگزار ‌شد، مجری برنامه با طرح این پرسش که «آیا خودکشی در جامعه ما تبدیل به مسئله و بحران شده است»، از دکتر اکبری دعوت به طرح بحث کرد. این استاد دانشگاه در پاسخ به این سؤال گفت: خودکشی همیشه مسئله است، زیرا حتی یک مورد از آن هم زیاد است. البته خودکشی در برخی کشورها خیلی فراگیرتر است، در این حد که عامل چهارم یا پنجم مرگ به حساب می‌آید. خودکشی دارای الگوست و در طبقات اجتماعی و گروه‌های سنی از الگوهای مشخصی پیروی می‌کند. ممکن است در برخی موارد منحصر‌به‌فرد باشد، اما معمولا خودکشی‌ها به‌صورت مشابه رخ می‌دهد. از دانشجویان حاضر در نشست می‌خواهم به این سؤال پاسخ دهند که آیا از نظر آن‌ها خودکشی دو دختر نوجوان اصفهانی پدیده‌ای منحصر‌به‌فرد است؟ یکی از دانشجویان در پاسخ به سؤال دکتر اکبری گفت: بله، منحصر‌به‌فرد است. معمولا خودکشی به‌دلیل فقر، شکست عشقی یا فشارهای شدید احساسی اتفاق می‌افتد، اما کلیپی که از این دو دختر منتشر شد نشان می‌دهد آن‌ها در حالت عادی، بدون استرس، فشار و در آرامش اقدام به خودکشی می‌کنند؛ از این نظر می‌توان گفت این پدیده منحصر‌به‌فرد بوده است.دانشجوی دیگری نیز به ابراز نظر پرداخت و در پاسخ به دکتر اکبری اظهار کرد: بعضی‌ افراد برای جلب‌توجه حاضر به انجام هرکاری هستند. البته این نوع خودکشی منحصر‌به‌‌فرد نیست، اما ابعاد رسانه‌ای زیادی پیدا کرد.
 
خشونت در جامعه زیاد شده است
اکبری در ادامه با‌توجه‌ به نظرات دانشجویان تصریح کرد: طبق شواهد به‌دست‌آمده مشخص شده که این خودکشی‌ها تحت تأثیر موردی خاص نبوده است. البته این ویژگی رسانه‌هاست که می‌خواهند پدیده را به‌شکلی منعکس کنند که برای مردم سؤال نشود که نقش آموزش‌و‌پرورش، جامعه و خانواده در این خودکشی چه بوده است. رسانه به‌دنبال این است که تقصیر‌ها و علت مرگ را متوجه شخص کند. مسئله طوری مطرح شد تا التهاب به‌وجود‌آمده را کم کند. این یک ترفند رسانه‌ای از‌سوی صدا‌و‌سیما بود تا در دو‌سه‌روز اول که التهاب بیشتر است، توجه مردم را به‌‌جای پرسش‌های اساسی معطوف به موضوع بازی کند.این جامعه‌شناس ادامه داد: شاید ماجرای این دو خودکشی ازنظر نوع اجرا منحصر به فرد باشد، اما به‌طورکلی خودکشی در‌میان نوجوانان جدی است. ١٧‌مورد خودکشی موفق در سال ٩۵-٩۶، در چهارده‌ساله‌ها داشته‌ایم که در این آمار، اشاره‌ای به خودکشی‌های ناموفق نشده است. حقیقت این است که انواع خشونت‌ در جامعه ما در‌حال رشد است. این خشونت‌ها با هم همبستگی دارند، یعنی این‌گونه نیست که فقط خودکشی رشد کرده باشد، بلکه انواع خشونت بر‌اساس یک‌سری مکانیزم‌های اجتماعی زیاد شده است.
 
حوادث درحال تکثیر منحصر به فرد نیستند
این استاد دانشگاه افزود: مظاهر این خشونت‌ها بسیار متنوع است، اما اساسا تفاوتی بین ماجرای خودکشی دو دختر اصفهانی و ماجرای قتل آن جوان مهابادی نیست (همان جوانی که توسط دوستان‌ خود با ضربات چاقو به قتل رسید و جسم بی‌جانش به آتش کشیده شد). این حوادث متنوع و در‌حال رشد است، پس منحصر‌به‌فرد نیست. شرایط جامعه نیز به‌گونه‌ای است که هر روز این حوادث تکثیر می‌شود.اکبری در جمع‌بندی صحبت‌های خود، پرسش دیگری را نیز مطرح کرد و گفت: در چهار سال اخیر جامعه به‌شدت دچار تغییر شده و نابهنجاری‌های اجتماعی در نوجوانان به‌شکل فزاینده‌ای رشد کرده است. امروز باید به این بیندیشیم که چرا خودکشی میان نوجوانان دهه هشتادی زیاد شده است. این نسل نوع نگاهشان به مرگ و زندگی تغییر کرده است. چرا از مرگ نمی‌ترسند و برایشان مردن امری عادی شده است؟یکی از دانشجویان جامعه‌شناسی حاضر در نشست در پاسخ به این سؤال گفت: فضای مجازی در جامعه رخنه کرده است و نوجوان‌ها که به‌صورت درونی به خودنمایی نیاز دارند، این نیازشان را از‌طریق فضای مجازی برطرف می‌کنند؛ گویی دنیای واقعی‌شان هم مجازی شده است و برای همین هیچ موضوعی را جدی نمی‌گیرند حتی مرگ را!دانشجوی دیگری با بیان اینکه معتقدم دهه هشتادی‌ها از اساس هیچ چیزی را جدی نمی‌گیرند، اظهار کرد: برای آن‌ها روابط اجتماعی، خانواده و جامعه اهمیتی ندارد؛ دهه هشتادی‌ها به‌شکل نهادی از جامعه کنده شده‌اند و در دنیای دیگری سیر می‌کنند؛ از همین روی برای جلب توجه حتی حاضر به خودکشی می‌شوند.

۶درصد از جوانان به خودکشی فکر کرده‌اند
دکتر اکبری در ادامه صحبت این دانشجویان با اشاره به تجربه پژوهش گسترده‌ای که در حوزه نابهنجاری‌های اجتماعی داشته است، گفت: در پژوهشی از ٧هزار نفر پرسیدیم آیا تا‌به‌حال به خودکشی فکر کرده‌اید یا نه؟ حدود سه‌و‌نیم درصد از افراد جامعه به خودکشی فکر کرده‌اند. البته ایده خودکشی در گروه سنی ٢٠ تا ٢۵‌سال بیشتر شکل می‌گیرد و حدود ۶‌درصد از جوانان به خودکشی فکر کرده‌اند. علت و انگیزه اصلی این افراد هم بیشتر مشکلات خانوادگی است. در سنین ١۴ تا ١۶‌سال نیز ایده‌های خودکشی بیشتر ناشی از مشکلات عاطفی است. در سنین بالاتر هم مشکلات مالی، انگیزه اصلی خودکشی است.او ادامه داد: در سنین نوجوانی برجستگی مسائل عاطفی خیلی زیاد است. این موضوع داخل کلیپ هم دیده می‌شود و آن دو دختر با دوست‌پسرهای خود صحبت می‌کنند و می‌گویند که تهدیدشان را دارند عملی می‌کنند. اساسا در این سنین، نوجوانان برای جلب توجه تهدید به خودکشی می‌کنند.اکبری گفت: بنابراین مشکلات رابطه‌ای، مهم‌ترین دلیل خودکشی در سنین پایین است که فرایند رشد مغزی و عقلی هنوز کامل نشده است. البته یکی دیگر از دلایل خودکشی فشارهای درسی است؛ آمار خودکشی در دانشگاه‌های کشور نیز بالاست، اما چون محرمانه است امکان بیان آن وجود ندارد. حالا از شما دانشجویان می‌خواهم از تجارب خودتان بگویید؛ آیا تا‌به‌حال به خودکشی فکر کرده‌اید؟
یکی از دانشجویان خانم حاضر در جلسه در پاسخ گفت: یکی از دوستانم به‌خاطر عدم موفقیت در کنکور و شرایط بد اقتصادی خانواده‌اش اقدام به خودکشی کرد که ناموفق بود؛ البته او قبل‌از خودکشی بسته قرص‌هایی را که می‌خواست با آن خودکشی کند، در‌معرض دید خانواده خود گذاشته بود تا متوجه احوال او بشوند.سایر دانشجویان از بیان نظر طفره رفتند. دکتر اکبری درباره تنها پاسخی که دریافت کرده بود، گفت: بله، بیشتر خانم‌ها برای جلب‌توجه اقدام به خودکشی می‌کنند. آمار هم نشان می‌دهد که خانم‌ها سه‌برابر آقایان اقدام به خودکشی می‌کنند، اما آمار خودکشی موفق آن‌ها نصف آقایان است. بنابراین به نظر می‌رسد خانم‌ها برای رسیدن به خواسته‌هایشان و معمولا جلب‌توجه اقدام به خودکشی می‌کنند.
او در ادامه تصریح کرد: البته دلیل خودکشی در تمام کشورها یکسان نیست. به‌عنوان مثال می‌دانیم که مهم‌ترین دلیل خودکشی در کشورهای غربی، شکست کاری است. در آلمان، سومین دلیل مرگ خودکشی است. بااینکه آلمانی‌ها پس‌از اخراج از کار، تحت‌پوشش بیمه بیکاری قرار می‌گیرند، به نظر می‌رسد شغل‌ برایشان حکم ناموس را دارد. در این کشور عمده دلیل خودکشی‌ها ناکامی‌های شغلی است؛ به همین دلیل کسانی که بیکار می‌شوند به‌رایگان تحت پوشش خدمات مشاوره‌ای و روان‌شناسی قرار می‌گیرند.
 
ارزش‌های اجتماعی، فدای لذت فردی
عضو هیئت علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی در ادامه توضیح داد: اما در کشور عمدتا دلیل خودکشی، روابط عاطفی و خانوادگی است. در همه‌جای دنیا این روابط وجود دارد، اما جنس آن در کشور ما فرق می‌کند. در سالیان اخیر رابطه میان دخترها و پسرها به‌شکل فزاینده‌ای رشد داشته است. این جنس روابط همیشه در جامعه وجود داشته، اما همیشه نفی شده است؛ به همین دلیل در سالیان اخیر از حالت تنظیمی خارج و غیر‌قابل‌کنترل شده است.این جامعه‌شناس ضمن بیان اینکه نسل نوجوان امروز قواعد اجتماعی را یاد نگرفته و رها شده است، گفت: نسل حاضر ارزش‌های اجتماعی نهادینه‌شده در جامعه را نیاموخته و به‌جای آن در آموزش‌و‌پرورش چیزهایی را خوانده و آموخته است که به درد زندگی او نمی‌خورد و از همین رو بیشتر نوجوانان فاقد مهارت‌های اجتماعی لازم هستند. نسلی تربیت کرده‌ایم که نظم رفتاری ندارد و هر آنچه را علاقه دارد، انجام می‌دهد. آن‌ها خیلِ وابسته به فان (تفریح و شوخی) هستند و مبنای کنش‌هایشان، لذت است و نه ارزش‌های اجتماعی؛ بنابراین می‌توان گفت جامعه‌ای هستیم که در انتقال ارزش‌های خود به نسل جدید شکست خورده است.او ادامه داد: نسل جدید با اقتضائات فضای مجازی بزرگ شده‌اند. ویژگی فضای مجازی، سیال‌بودن بی‌حدوحصر آن است. در فضای مجازی هر لحظه می‌توانید تغییر هویت بدهید؛ از همین روی می‌توان گفت رفتارهای نسل جدید در فضای حقیقی نیز همان سیالیت فضای مجازی را دارد. برای همین الگوهای رفتاری عجیب زیادی از آن‌ها می‌بینیم و باید انتظار داشته باشیم که رفتار آن‌ها هر روز عجیب و عجیب‌تر شود. البته این پدیده جهانی شده است. صفحاتی در فضای مجازی می‌بینیم که خودکشی را آموزش می‌دهد و افراد از تجربه‌های خودکشی در آن صحبت می‌کنند.
 
جامعه خود را با جوان‌ها وفق می‌دهد
این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه جامعه ایران، امروز با بحران‌های متعددی مواجه است، بیان کرد: بحران آب، بحران آموزش، بحران مدیریت، بحران‌های اجتماعی و... در ایران وجود دارد. در چنین جامعه‌ای نباید انتظار داشته باشیم رفتارهای مردم عادی باشد. جامعه در بستر بحرانی قرار دارد؛ به‌همین دلیل انتظار می‌رود نابهنجاری‌ها و بحران‌های اجتماعی در سال‌های پیش‌رو روزبه‌روز افزایش یابد.
اکبری افزود: ١۵‌سال آینده، آلودگی‌های اجتماعی آن‌قدر زیاد می‌شود که زیست را ناسالم می‌کند. البته خیلی از این مسائل بعد‌از ١۵‌سال آینده حل می‌شود، چون جامعه همیشه خود را با جوان‌ها تطبیق می‌دهد و موضوعاتی که امروز بحرانی است آن موقع برای جوان‌ها به‌شکل بحران تلقی نخواهد شد. به بیان دیگر، جامعه درقبال نابهنجاری‌های اجتماعی همچون بدن انسان عمل می‌کند. آسیب‌های اجتماعی به بیماری می‌مانند و جامعه همچون بدن انسان به‌مرور خود را با بیماری‌ها وفق می‌دهد. مکانیزم جامعه این است که وقتی با یک بحران رو‌به‌رو می‌شود، با تغییر نظام ارزشی شروع به حل بحران در دل خود می‌کند.
 
بحران‌های اجتماعی در ١۵‌سال آینده حل می‌شود!
او در ادامه با بیان یک مثال گفت: به‌عنوان‌مثال ١۵‌سال پیش، طلاق، موضوع قبیح در جامعه بود و مواجهه جامعه با یک فرد مطلقه مثل یک فرد ایدزی بود. امروز طلاق عادی‌سازی شده، اما هنوز تابو است. در ١۵سال آینده، این موضوع به‌حدی عادی خواهد شد که افراد حین ازدواج از هم خواهند پرسید: «تا‌به‌حال چندبار تجربه طلاق داشته‌ای؟» و اگر پاسخ منفی بگیرند تعجب خواهند کرد.این جامعه‌شناس ضمن بیان اینکه بچه‌ها و نسل آینده در شرایط هنجاری جدید و با نظام ارزشی دگرگون شده به دنیا می‌آیند و رشد می‌کنند، اظهار کرد: نسل آینده، تکلیف خود را با جنس مخالف، طلاق و خیلی از مسائل دیگر که امروز تابوست، می‌داند. این تغییرات ارزشی اتفاق می‌افتد، کما‌اینکه قبلا هم اتفاق افتاده است؛ ١۵‌سال پیش در همین دانشکده ادبیاتی که امروز در آن نشسته‌اید، ممکن نبود کسی با پیراهن نیم‌آستین به دانشگاه بیاید، ممکن و مقدور نبود که چند‌تار موی خانم‌ها پیدا باشد، اما امروز تغییرات ارزشی اتفاق افتاده و وضع کاملا تغییر کرده است. اکبری تصریح کرد: البته این مسئله هم خوب است و هم بد؛ بد است چون جامعه خیلی تغییر خواهد کرد. امروز جامعه تعادل سنتی خود را از دست داده و در‌حال گذار است و مدیریت فعال و مؤثری در این پروسه گذار نمی‌بینیم و باید منتظر بنشینیم و ببینیم که نظام رسانه‌ای مدرن و بین‌المللی، جامعه ما را به کجا می‌برد.
 
مدیران ما جاخالی می‌دهند!
دکتر اکبری برای اینکه دانشجویان را متوجه عمق فاجعه اجتماعی کند، گفت: هرچند سال یک‌بار گریه می‌کنم. آخرین‌باری که اشک ریختم، کمی قبل‌تر از ماجرای خودکشی دو دختر اصفهانی، به‌خاطر خودکشی دو دختر نوجوانی بود که آن‌ها هم خود را از برج پرت کرده بودند. متأسفانه راهکار مدیران ما برای حل این بحران‌ها، جا‌خالی‌کردن است. آن‌ها مشکل را به گردن مسائلی دیگر و افسردگی می‌اندازند، اما باید بپرسیم چرا نوجوانان ما افسرده‌اند؟ ٣۵‌درصد از شهروندان تهرانی دچار اختلال روانی‌اند، ٢۵‌درصد از افراد جامعه ما دچار افسردگی‌اند. آیا این دخترانی که خودکشی کرده‌اند فرصت ابراز وجود داشته‌اند؟ آیا خانواده آرام و ایمن داشته‌اند؟ وقتی خانواده‌های تک‌والدینی در جامعه زیاد می‌شود، این نابهنجاری‌ها رشد می‌کند.
 
به آینده ایران امیدوارم
این استاد دانشگاه در پایان با رویکردی امیدوارانه گفت: البته به آینده جامعه ایران امیدوارم. جامعه شانس تغییر سریع را دارد؛ البته این موضوع نیز هم جنبه مثبت و هم جنبه منفی دارد. ایران در بسیاری از زمینه‌ها در جهان رتبه یک تغییرات بی‌سابقه را دارد. کشوری داریم که در عرض ٢٠‌سال، فرهنگ فرزندآوری را دگرگون کرده و این درحالی است که چنین تغییراتی در هر جامعه احتیاج به وفاق نخبگانی و برنامه‌ریزی‌های بسیار دارد؛ بنابراین امیدوارم ایران در سال‌های آینده با موجی از تغییرات مثبت روبرو شود.

 
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی