کد خبر : 77648
/ 14:42
روایت ساقیان موتوری مواد‌مخدر از کار خود؛

لقمه نانی حلال برای زن و بچه‌ درمی‌آوریم

پا‌به‌رکاب روی موتور نشسته و زیرچشمی این طرف و آن طرفش را می‌پاید. زیاد منتظر نمی‌ماند. نهایت چند دقیقه! با سررسیدن جوانی که بی‌مقدمه پشت سرش، روی موتور را پر می‌کند، سیخ چوبی میان دندان‌هایش را به زمین پرتاب می‌کند. سرش را کمی عقب می‌دهد و هر‌دو چیزهایی زیر لب زمزمه می‌کنند. ساقی آدرس را که متوجه می‌شود، تکلیف خودش را می‌داند. گاز می‌دهد و موتور در پیچ‌و‌خم کوچه کشاورز ناپدید می‌شود

لقمه نانی حلال برای زن و بچه‌ درمی‌آوریم


 در یک‌ساعتی که ساقی هرروز برای این کار می‌گذارد، کار ۱۰ تا ۱۵مشتری راه می‌افتد. از نظر خودش که این کار به سود هر دو نفر است. مشتری به خواسته‌اش می‌رسد، او هم به اسکناس هزارتومانی که روی هزارتومانی‌های دیگر بخشی از مخارج آن روزش را تأمین می‌کند. البته او به این سادگی‌ها به این نتیجه نرسیده و یا با این موضوع کنار نیامده است. چند باری به این موضوع جدی فکر کرده است. با خودش می‌گوید مشتری که هرطور شده موادش را جور می‌کند. حالا از اینجا نه جای دیگر! او که به‌خاطر گیر نیاوردن مواد نمی‌رود ترک کند. پشت موتور دیگری می‌نشیند. محله دیگری می‌رود، ساقی دیگری می‌یابد. این روال ادامه دارد و معتادها و خریداران مواد‌مخدر منبع تهیه موادشان را ترک نمی‌کنند. خودش هم که خرجش به دخلش نمی‌رسد. یک ساعتی که ساقی معتادان می‌شود ۲۰  - ۳۰ هزارتومانی به جیب می‌زند. یک گوشه از زندگی آن روزش را می‌گیرد. از نظر خودش حضور او، کار دو طرف را راه می‌اندازد. تا مشتری را به محل تهیه مواد‌مخدر ببرد و برش گرداند همین‌طور برای خودش فلسفه‌بافی کرده و کارش را توجیه می‌کند. سر کوچه ترمز می‌‌کند، اسکناس هزارتومانی را توی جیبش می‌چپاند که مشتری بعدی پشت موتور می‌نشیند. سر موتور را می‌چرخاند و دوباره در میان انبوه آمد‌و‌شدهای روزمره کوچه کشاورز گم می‌شود.

ساقی موتوری، شغلی کاذب در دل صنعتی کاذب!
 ساقی‌های موتوری یا ساقی‌های مواد‌مخدر، پدیده‌ای در صنعت کاذب خرید‌و‌فروش مواد‌مخدر است که بنا به شرایط خاص محیطی در برخی مناطق و یا حتی شهرها ایجاد شده است. این پدیده که در چند سال اخیر افراد زیادی را درگیر خود کرده است، می‌توان در برخی نقاط خاص مشهد چون کوچه کشاورز، واقع در شهرک شهید رجایی به وضوح مشاهده کرد. خیابانی که به‌خاطر فعالیت گسترده فروشندگان انواع مواد، خصوصا مواد‌مخدر صنعتی به کوچه «کریستالی‌ها» معروف است. شاید به دلیل همین گستردگی فعالیت باشد که ساقیان موتوری سالیان سال است به بخش جدایی‌ناپذیر آن بدل شده‌اند. طوری‌که حضور این ساقی‌ها به شرایط این کوچه گره خورده است اما دلیل دیگری که می‌توان برای حضور پررنگ ساقی‌ها در این کوچه آورد شرایط خاص حضور مواد‌فروشان است. در‌واقع مواد‌فروشان انتهای کوچه کشاورز، افراد بی‌هویت معروف به «چلو»ها هستند که چندین کوچه انتهایی کوچه کشاورز را در قرق خود درآورده‌اند. حضور ساقیان باعث می‌شود خریداران مواد‌مخدر بدون‌دغدغه به مواد مورد‌نیازشان دست یابند، بدون اینکه نگران رویارویی با افراد غیر‌بومی بوده یا احساس ناامنی کنند. همچنین افراد ناآشنا بدون اینکه مسیری را پیاده بروند یا بخواهند آدرسی پرس‌و‌جو کنند با همراهی ساقیان به خواسته‌شان می‌رسند. درواقع وقتی به تاریخچه حضور این افراد نگاه می‌کنیم می‌بینیم از زمانی شاید نزدیک به ۳۰سال پیش که افراد بی‌هویت ساکن این کوچه شدند و با استفاده از واسطه‌های خودشان بسیاری از خانه‌ها را خریداری کردند، جمعیتی همسان از آن‌ها شکل گرفت و ساقی‌های موتوری هم کم‌و‌بیش پدیدار شدند.
در گزارشی که چند سال پیش از حضور این افراد در شهرآرامحله منطقه۶ به چاپ رسید این مسئله از زاویه مزاحمت‌های ایجاد‌شده از‌سوی این افراد برای اهالی محل بررسی شد. در آن گزارش که با عنوان«ساقی سیر» به چاپ رسید مسائلی چون ناامنی، دعوا و جروبحث بر سر مشتری، مزاحمت برای نوامیس و... مطرح و با اهالی و کسبه محل در این رابطه گفت‌وگو شد. در همان گزارش هم بود که اهالی و معتمدان محل پیشنهادهایی مطرح کردند که استفاده از نیروهای بسیج در تأمین امنیت محل و مقابله با ساقی‌های موتوری از جمله آن‌ها بود.
بیش‌از یک‌سال پیش بود که با طرح این پیشنهادها برای مدتی کوتاه کانکسی در محل جانمایی و نیروهای بسیج در آن مستقر شدند. در آن دوره اهالی محل که می‌دیدند دیگر خبری از موتورسواران نیست، تصور کردند مشکل برای همیشه حل شده و ساقی‌های موتوری برای همیشه از آنجا رفته‌اند. اما آن‌ها فقط چند قدم آن‌طرف‌تر ایستاده بودند. همین که کانکس نیروهای بسیج جمع شد و اوضاع کمی به حالت عادی بازگشت، آن‌ها هم بازگشتند و حالا ساقیان موتوری هرروز سر کوچه کشاورز حضور دارند.

بی‌تفاوتی برای ساقی‌ماندن
 در این گزارش سعی کرده‌ایم موضوع را از زاویه‌ای دیگر بررسی کنیم و کمی به دنیای ساقی‌ها نزدیک شویم. ساقی‌هایی که همه‌شان افراد خلاف‌کار نیستند. در بینشان افراد عادی هم یافت می‌شود که پس از ساعت‌ها کاردر  این‌طرف و آن‌طرف چند ساعتی هم ساقی می‌شوند. هرچند که خود آن‌ها در این موضوع شکی ندارند که عاملی هستند برای ترویج و گسترش و تسهیل دسترسی معتادان به مواد‌مخدر. خودشان هم می‌دانند چقدر منفورند بین اهالی محله‌ای که زن‌و‌بچه‌شان با ترس‌و‌لزر از کنار آن‌ها می‌گذرند. زیر گوششان نفرین و لعن‌های زیادی هم می‌شنوند اما بی‌تفاوتی را برمی‌گزینند و به کار ساقیگری ادامه می‌دهند.
ساقی‌های موتوری توی کارشان خبره هستند و خیال مشتری را از هر جهت راحت می‌کنند. اگر مشتری ناآشنا باشد به او گوشزد می‌کنند پولش را آماده توی مشتش بگیرد تا وقت تلف نشود. چانه نزد که از مواد خبری نیست، از جنس ایراد هم نگیرد!
مشتری‌های آشنا اغلب خود می‌دانند مقصدشان کجاست. به موتوری فرمان می‌دهند تا راست برود همان‌جایی که مدنظر خودش است. اما ناآشنا‌ها کمی کار ساقی را با مشکل روبه‌رو می‌کنند. اینجاست که ساقی کارشناس می‌شود. با سؤالات خود باید متوجه شود مشتری دقیقا چه می‌خواهد و او را باید به کدام کوچه و در کدام خانه ببرد. وقتی به هرطریق به مقصد می‌رسند، مشتری پیاده می‌شود. در خانه می‌رود که روی در یا پنجره آن حتما دریچه‌ای قرار گرفته است. پول را از دریچه عبور می‌دهد و به اندازه آن مواد‌مخدر تحویل می‌گیرد.

ساقی‌های خبره‌تر برای مشتری‌های خاص‌تر
مشتری‌های خاص‌تری هم هستند که کار ساقی‌ها را با پیچیدگی بیشتری روبه‌رو می‌کنند. در اصل تعداد کمی از ساقی‌ها این‌کاره هستند. آن‌ها دم‌خور چند مواد‌فروش سرشناس هستند و خیلی وقت‌ها هم‌سفره‌شان هم می‌شوند. مواد‌فروش‌هایی که مواد‌مخدر خاص‌تری توی دست‌و‌بال دارند و در بین هم‌صنفانشان به‌روزتر هستند! برخی از ساقیان هم با پاتوق‌های استعمال مواد‌مخدر در ارتباط هستند. محل‌هایی که مشتری با خیال راحت مواد خریداری‌شده را استعمال کند و برگردد. این جور‌وقت‌ها ساقی یا در کنار مشتری، دودی دم می‌دهد و یا در ازای منتظر ماندن کرایه بیشتری دریافت می‌کند. شاید دوتا اسکناس هزار تومانی! برخی از افرادی که برای تهیه مواد‌مخدر به کوچه کشاورز می‌آیند و پشت موتور ساقی‌ها می‌نشینند، افراد مرفهی هستند که برای تهیه مواد‌مخدر خاص یا کمیاب این مکان را برگزیده‌اند. آن‌ها انعام خوبی به ساقی‌ها می‌دهند تا به خواسته‌‌شان برسند. مشتری‌هایی که با دیدن سر‌و‌وضعشان اصلا احساس نمی‌کنی با یک فرد معتاد روبه‌رو هستی. فقط از خودت سؤال می‌کنی این آدم موجه اینجا چه‌کار دارد؟! این مدل مشتری‌ها پول خُرد همراه ندارند و بقیه اسکناس درشتشان را هم پس نمی‌گیرند. ساقی‌های موتوری اگر از این‌دست مشتری‌ها به پستشان بخورد آن‌روز به نظر خودشان بخت خوبی داشته‌اند.
 در ادامه گزارشمان با دو نفر از ساقیان موتوری گفت‌وگویی ترتیب می‌دهیم. خودمان هم فکر نمی‌کردیم موفق به این گفت‌وگو شویم. شاید به این دلیل راحت راضی به گفت‌وگو شدند که جزو آن دسته از ساقی‌های خلاف‌کار نیستند و تنها در این میانه خواسته‌اند چند‌ده‎هزارتومانی کاسب شوند. هرچند خودشان می‌دانند این چند‌ده‌هزارتومان را در ازای گسترش چه بلای خانمان‌سوزی به‌دست می‌آورند.

مشتری‌ها بیشتر کارگرند و خسته
مهدی، جوانی ۲۵ ساله است. از آن جوان‌های تیز‌و‌بز که هر روز یک ساعتی را با موتورش در کوچه کشاورز حاضر می‌شود و با ۲۰-۳۰ هزارتومانی که کاسبی می‌کند، پی کارهای دیگرش می‌رود.
مهدی نگرانی برای حرف زدن ندارد بااین‌حال کمی در انتخاب کلماتی که به‌کار می‌برد، دقت می‌کند. می‌گوید: روزی یکی‌دو ساعت اینجا می‌آیم، البته روزهای تعطیل بیشتر می‌مانم. در هر ساعت کار ۱۰ تا ۱۵مشتری را راه می‌اندازم.
او می‌افزاید: خیلی دنبال راهنمایی مشتری‌ها نیستم. هرجا خودشان بگویند آن‌ها را می‌برم و برایم مهم نیست آن‌ها چه ماده‌ای می‌خواهند یا نزد چه کسی می‌خواهند بروند.
از او سؤال می‌کنیم آیا مشتری هایش فقط برای خرید مواد مراجعه می‌کنند یا دنبال مکانی برای مصرف و استعمال هم می‌گردند؟ که می‌گوید: بعضی‌ها تنها برای خرید مواد مشتری می‌شوند و عده‌ای دنبال مکان هم می‌گردند که برخی ساقی‌ها راهنمایی‌شان می‌کنند. بیشتر مشتری‌ها افراد کارگری هستند که از سر کار برگشته و خسته‌اند، حوصله پیاده‌روی ندارند برای همین هزار تومان کرایه می‌دهند تا به مقصد برسانمشان.
مهدی می‌گوید: خیلی نمی‌خواهم خودم را درگیر این کارها بکنم، برای همین دنبال مکان‌های استعمال مواد و ارتباط با مواد‌فروشان نیستم فقط مشتری‌ها را می‌رسانم و برمی‌گردانم، همین.
او می‌افزاید: تا به حال چندین بار نیروهای بسیج جلویش را گرفته‌ و درخواست مدارک موتور کرده‌اند اما از‌آنجا‌که موتورش سرقتی نبوده کاری با او نداشته‌اند.

زوارکش هم هستم
محمود ساقی، موتوری دیگری است که دعوت ما را برای گفت‌وگویی صمیمانه در مغازه یکی از رابطان محلی‌مان در کوچه کشاورز می‌پذیرد؛ هرچند با نگرانی و به شرطی که عکسش را چاپ نکنیم. او در اصل زوارکش است. کارش به عنوان ساقی را چند روزی‌ا‌ست آغاز کرده و در همین مدت به‌طور مرتب در محل حاضر شده و هر روز حدود ۳۰مشتری را به مقصد رسانده است.
محمود می‌گوید: مشتری‌هایی که در این چند روز به مقصد رساندم برخی میلان ۱۷را آدرس دادند برخی هم گفتند ببرمشان میلان سوم. عده‌ای هم اسم می‌برند که مثلا ما را ببر پیش سلیم یا رحمان. همین امروز جای رحمان را یاد گرفتم و مشتری را پیشش بردم.
او می‌افزاید: در این چند روز مشتری‌ها فقط برای خرید به پستم خوردند اما در پی آن هستم محل‌های استعمال را هم بدانم تا اگر مشتری‌ای در این زمینه به پستم خورد کارش را راه بیندازم.
محمود در بین صحبت‌هایش گریزی به داستان زندگی خودش هم می‌زند که سال‌ها معتاد بوده و حالا نزدیک به ۳ سال است متادون مصرف می‌کند. او می‌گوید: موادفروش نباشد کسی دنبال مواد نمی‌رود. اگر می‌خواهید اعتیاد را ریشه‌کن کنید مواد‌فروش ها را از راه بردارید.
محمود که پدر ۳تا بچه است در پاسخ به این سؤال که آیا تابه‌حال گیر نیروی انتظامی یا بسیج افتاده قاطعانه می‌گوید: نه! ما که کاری نمی‌کنیم. داریم یک لقمه نان برای زن و بچه‌مان در می‌آوریم.
خبرنگار: قاسمی 
کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی