کد خبر : 77605
/ 12:13
سید‌مهدی سیدی

کار مردم باید به دست خود شان باشد

اگر می‌خواهیم مردم با هم تیم باشند، در اولین قدم باید به آن‌ها اجازه بدهیم که شهر را خودشان اداره کنند. قدیم‌ها مرسوم بود کار مردم به دست خود مردم بود و به‌هیچ‌وجه حکومت در امور جزئی به‌ویژه شهرها و محلاتش دخالت نمی‌کرد.

کار مردم باید به دست خود شان باشد

سید‌مهدی سیدی، پژوهشگر تاریخ و از اعضای هیئت‌مدیره فرهنگ‌سرای فردوسی

اگر می‌خواهیم مردم با هم تیم باشند، در اولین قدم باید به آن‌ها اجازه بدهیم که شهر را خودشان اداره کنند. قدیم‌ها مرسوم بود کار مردم به دست خود مردم بود و به‌هیچ‌وجه حکومت در امور جزئی به‌ویژه شهرها و محلاتش دخالت نمی‌کرد. به‌طور مثال در همین مشهد خودمان حدود ١۴٠‌سال قبل تنها ١٢، ١٣نفر (از جمعیت ۵٧‌هزار نفری مشهد) بودند که شغل دولتی داشتند و برای اداره شهر از حکومت پول می‌گرفتند که شامل داروغه و معاونانش، چند دروازه‌بان (مسئول دروازه‌های شهر) و چند دزد‌بگیر بوده‌اند. باقی شهر توسط مردم و از‌طریق کار گروهی اداره می‌شده است و جالب اینجاست که مردم به‌خاطر انجام کارهای شهر، پولی دریافت نمی‌کردند. هر محله، یک کدخدا داشته که مسئول حل‌و‌فصل کارهای محله بوده است. کدخداها یک نفر را به‌عنوان کلانتر شهر مشخص می‌کردند که او اداره‌کننده شهر بوده. هر صنفی هم یک ریش‌سفید داشته که مشکلات صنفی‌شان را برایشان حل می‌کرده است. تمام ساخت‌و‌سازها و آبادانی محله و شهر هم به‌عهده خود مردم شهر بوده و اصلا زندگی بدون کار گروهی ممکن نبوده است.
با گذر زمان کم‌کم همه مسئولیت‌ها به‌عهده دولت افتاد و مردم کنار رفتند. مردمی که در گذشته، کارهای شهرشان را بدون پول و مزد انجام می‌دادند حالا باید مالیات و عوارض می‌دادند و در‌ازای آن توقع داشتند وقتی حکومت از آن‌ها پول می‌گیرد کارهایشان را هم تمام‌و‌کمال انجام بدهد. به یاد دارم که چند وقت پیش، یکی از دوستانم در شهرداری به من گفت «فلانی ١٠سال قبل را یادت هست که برف سنگینی در مشهد آمد؟ اگر مردم آن موقع وقتی از خانه بیرون می‌آمدند با دست، کاج‌های جلوی خانه‌شان را تکان می‌دادند تا برف روی آن بر زمین بریزد، آن همه کاج نمی‌شکست و یک ضرر کلان را متحمل نمی‌شدیم.» اگر مردم به کوچه، به محله‌، به درخت جلوی خانه‌شان تعلق داشته‌ باشند و برای حفظ آن مشارکت کنند، هزینه‌های شهر کاهش می‌یابد. در گذشته مردم نه‌تنها در این موارد بلکه برای خیلی از امور محله‌شان تعصب داشتند، از امنیت ناموس‌ بگیر تا نظافت و...
پس برای افزایش همکاری گروهی مردم شهر با هم، باید اول دید که محلات حول چه موضوعی دور هم جمع شده‌اند؛ آیا عوارض جغرافیایی این محله را از آن محله جدا کرده است یا هویت قومی و نژادی و... بعد از شناسایی این موارد هم کار مردم را به خودشان بسپاریم. امروز خلاف این اتفاق در‌حال رخ‌دادن است، یعنی کارهای خودجوش را که در آن تعاون و کار گروهی وجود دارد با دخالت بی‌مورد خراب می‌کنیم. مثلا یکی از دوستانم در شهرداری یکی از مناطق تعریف می‌کرد که یک سال شهرداری به ما گفت به فلان هیئت مذهبی که بسیار خوب است به‌عنوان تشویق کمک مالی کنید. ما هم آن سال پول را آماده کردیم و به آن‌ها دادیم. سال بعد از آن، هیئت آمدند و گفتند کمک ما چه شد؟! الان هم کلا هیئت خوابیده و اگر کمک مالی نکنیم، اصلا حرکت نمی‌کند.

 
کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی