کد خبر : 77592
/ 09:41
با وجود معلولیت چطور زندگی بهتری داشته باشیم؟

تو می‌تونی

آمارها می‌گوید ١٠درصد افراد جامعه را معلولان تشکیل می‌دهند. این معلولیت از بینایی و شنوایی تا حرکتی و ذهنی متغیر است. پس طبیعی است که ما بخش زیادی از این افراد را در جامعه نبینیم و یا وجود آن‌ها را احساس نکنیم.

تو می‌تونی

متین‌نژاد- شاید خیلی به چشم ما نیاید ولی آمارها می‌گوید ١٠درصد افراد جامعه را معلولان تشکیل می‌دهند. این معلولیت از بینایی و شنوایی تا حرکتی و ذهنی متغیر است. پس طبیعی است که ما بخش زیادی از این افراد را در جامعه نبینیم و یا وجود آن‌ها را احساس نکنیم. اما این‌ها بهانه‌ای نیست که بخواهیم آن‌ها را نادیده بگیریم. البته، بدون رودربایستی، بخشی از این مشکلات هم به خود معلولان برمی‌گردد. مَثَل بچه است که تا گریه نکند کسی هم به او توجه نمی‌کند. حتما متوجه منظورم شده‌اید. تازمانی‌که معلولان خودشان را در زندگی و جامعه جدی نگیرند و حقشان را مطالبه نکنند، کسی هم به‌دنبال حق و حقوق ازدست‌رفته آنان نخواهد بود. برای همین، ما امروز به‌جای اینکه به دیگران و اطرافیان آن‌ها بگوییم که با این قشر از افراد جامعه چگونه باید برخورد کنید، می‌خواهیم به کمک الهام اعلمی‌دوست،‌ روان‌شناس و مشاور خانواده با خود قشر معلولان سخن بگوییم که برای داشتن زندگی بهتر چگونه باید عمل کنند.
 
شما جزو کدام دسته‌اید؟
افراد معلول درباره خودشان دو دیدگاه دارند که تا حدودی می‌تواند نتیجه نوع تربیت و رفتار اطرافیانشان با آن‌ها باشد: گروهی معلولیت خود را پذیرفته‌ و به مرحله‌ای از خودشناسی رسیده‌اند که باعث شده بتوانند توانایی‌ها و استعدادهای خود را کشف کنند‌ و در آن راستا قدم بردارند. این گروه همان‌هایی هستند که باوجود معلولیتشان، ادامه‌تحصیل می‌دهند و در جامعه مشغول فعالیت می‌شوند. در مقابل، گروه دیگری هم هستند که سعى می‌کنند کمتر در جامعه حضور داشته باشند و برخوردشان با دیگران به کمترین سطح برسد. این افراد معمولا برخورد مناسبی با اطرافیان خود هم ندارند و پیوسته در تعارض با جامعه‌اند. شاید به این دلیل که آنان را در این نقص مقصر مى‌دانند یا گمان می‌کنند که رسیدگى آنان کافى نیست.
 
با این انتخاب به کجا می رسید؟
خب، اجازه بدهید با ذکر چند مثال ساده نتیجه این انتخاب شما را ببینیم.
لودویگ ون‌بتهوون: یکی از آهنگ‌سازان بزرگ تاریخ که دنیا به خودش دیده است. بتهوون به موسیقی علاقه زیادی داشت و اگرچه به‌علت بیماری خیلی زود شنوایی‌اش را ازدست داد، این موضوع باعث نشد که از تلاش و علاقه خود دست بردارد و هنری را که رابطه مستقیمی با شنیدن دارد، کنار بگذارد. جالب است بدانید که بتهوون بهترین آثارش را در ٢۵سال آخر عمرش یعنی در ناشنوایی کامل ساخت.
هلن کلر: او نخستین فرد نابینا و ناشنوایی بود که توانست مدرک کارشناسی دریافت کند. یک نویسنده، استاد دانشگاه و فعال سیاسی که داستان زندگی‌اش بارها و بارها به‌ نثر و تصویر درآمده است و تقریبا همه این داستان را می‌دانند. هلن به کشورهای زیادی سفر کرد و با بسیاری از چهره‌های سرشناس مانند الکساندر گراهام‌بل، چارلی چاپلین و مارک تواین ارتباط داشت.
استیون هاوکینگ: فیزیک‌دان برجسته بریتانیایی است که به‌خاطر آثار علمی‌اش به‌اندازه بازیگران و ستارگان معروف دنیا شهرت کسب کرده است. هاوکینگ از بیماری حاد نورون حرکتی رنج می‌برد و در عنفوان جوانی حس دست‌ها، پاها و صدایش را از دست داد و به‌طورکامل فلج شد. موضوعی که هیچ خللی در اراده آهنین او برای ادامه یک زندگی‌ سالم و شاد ایجاد نکرد.مقابل این افراد که تعدادشان هم کم نیست، هزاران معلولی قرار دارند که خودشان را درگوشه خانه حبس کرده‌اند و فقط زندمانی می‌کنند. اینکه جزو کدام دسته باشید، انتخابش با خود شماست، اما حتما بدانید: «تو همانی که می‌اندیشی!».
 
معلولیت خود را بپذیرید
این می‌تواند سخت‌ترین بخش کار باشد ولی تا شما از سد این مانع عبور نکنید، هیچ‌کاری نمی‌توانید برای خودتان انجام دهید. پذیرفتن اینکه شما دیگر هرگز نمی‌توانید راه بروید، بشنوید، ببینید و... سخت است، اما به‌یاد داشته باشید که لذت زندگی فراتر از این حس‌ها و حرف‌هاست. ازاین‌رو، اگر معلولیت شما با درمان‌های فیزیکی تغییر می‌کند، باید خیلی زود کنترل اوضاع را به‌د‌ست بگیرید و با آن مقابله کنید. درضمن پذیرش ناتوانی به‌معنای عزاداری نیست، بلکه قبول‌کردن وضعیت طبیعی بدن بدون هیچ‌گونه ننگی و زندگی کردن بدون ناراحتی با آن است.
شما باید به اینکه چه کارهایی را می‌توانید انجام دهید، فکر کنید. برخی از معلولیت‌ها مانند نابینایی یا از دست دادن یک اندام نیاز به آموزش‌های گسترده دارد تا شخص توانمند شود. به‌یاد داشته باشید، حتی اگر نتوانید معلولیت خود را تغییر دهید، می‌توانید با ابزارهای موجود زندگی خود را بهبود ببخشید. برای این منظور هم، حتما باید کمک‌های جامعه را جست‌وجو کنید و دیگر افراد معلول را بیابید، به‌ویژه کسانی که شرایطی مشابه شما دارند. آن‌ها شما را بهتر درک می‌کنند و با تجربیاتشان بهتر هم به شما راهکار می‌دهند.
 
خود را سامان‌دهی کنید
اتاق، محل کار، بدن و به‌طورکل شیوه زندگی‌تان را تحت اختیارتان درآورید و به آن نظم بدهید. این تسلط و نظم باعث کاهش استرس و افزایش اعتماد‌به‌نفس در شما خواهد شد. برای کارهایی که نمی‌توانید خود انجام دهید کمک‌هایی پیدا کنید. برای این منظور هم، می‌توانید درقدم اول از خانواده خود کمک بخواهید؛ معمولا اعضای خانواده بهترین گزینه هستند. گزینه دوم کمک گرفتن از دوستان است و جبران کار آن‌ها با کاری است که می‌توانید برای آن‌ها انجام دهید. گزینه دیگر جست‌وجوی منابع محلی برای داشتن زندگی مستقل با معلولیت است.
به هر‌ روشی که می‌توانید ورزش کنید. اگر شما روی یک ویلچر هستید از دکتر خود درباره ورزش‌هایی که می‌توانید انجام دهید بپرسید، اگر قادر به انجام حرکات ورزشی نیستید ورزش‌های ذهنی را انجام دهید. از اینکه نمی‌توانید مانند افراد دیگر ورزش کنید هیچ‌گاه شرمنده نباشید. می‌گوییم ورزش، چون ورزش روحیه شما را شاد و سرزنده نگه می‌دارد. درضمن هیچ‌گاه پیشرفت خود را با دیگران مقایسه نکنید، بلکه با گذشته خود در نظر بگیرید.
چیزی را که دوست دارید پیدا کنید، خیاطی، ساخت طلا و جواهر، نقاشی، نجاری، ادبیات، نوشتن و... . سعی کنید علایق و توانمندی خود را به هرشکلی که شده، کشف کنید. بهانه نیاورید و به‌یاد داشته باشید که خداوند هیچ موجودی را بی‌توانمندی و نقطه قوت نسبت به سایرین خلق نکرده است! ممکن است برخی در خوداشتغالی موفق باشند که به مهارت‌های شغلی جدید منجر می‌شود. پیداکردن فعالیت‌هایی که در آن رشد می‌کنید و از آن لذت می‌برید و همچنین باعث می‌شوند که با انجام آن با مردم ملاقات داشته‌ باشید خیلی مهم است.
 
از نگاه‌ها دلگیر نشوید
اگر افرادی با دست به شما اشاره می‌کنند، تعجب نکنید و ناراحت نشوید؛ چراکه اگر قرار باشد شما هردفعه به این دلیل نارحت شوید، زندگی در میان مردم برایتان به یک بحران یا تراژدی تبدیل خواهد شد. می‌توانید خیلی راحت در پاسخ به این نگاه‌ها و سؤال‌ها چه به خودتان و چه به دیگران مثلا بگویید که هرکسی در زندگی خود مشکلاتی دارد.
در مقابله با مردم ناخوشایند همیشه مهربان و آرام باشید، حتی اگر شخصی شما را مسخره کرد. وقتی شخصی با شما شوخی می‌کند وقار خود را حفظ کنید و آگاه باشید که او فقط اعتبار خودش را از بین می‌برد. با آدم‌های احمق هم هیچ‌گاه بحث نکنید؛ شما نمی‌توانید ذهن آن‌ها را تغییر دهید اما می‌توانید نظر و رفتار آن‌ها را احمقانه جلوه دهید. همیشه تقاضای احترام کنید و شجاعانه سر خود را در مقابل چالش‌های اجتماعی بالا بگیرید. یاد بگیرید که به جای پرخاش کردن قاطعانه پاسخ بگویید.

کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی