کد خبر : 77590
/ 09:33
زندگی روی ویلچر، زندگی در آرزوی راه‌ رفتن؛

در کفش‌هایم گل کاشتم

جامعه اگر فرد معلول را بپذیرد و برایش شرایط مناسب را فراهم کند، می‌تواند از ظرفیت‌ها و توانمندی‌هایش نیز استفاده کند. اگر زیرساخت‌ها و حمایت‌ها برای افراد معلول بیشتر فراهم باشد، جامعه به همان اندازه می‌تواند از وجود آنان استفاده کند؛ نمونه‌اش ورزشکارانی که مدال‌های رنگارنگ پاراالمپیک را برای کشور به ارمغان آورده‌اند.

در کفش‌هایم گل کاشتم

زهرا اسکندریان - با زحمت و با تاتی‌تاتی‌کردن، با دست‌تکان‌دادن‌های پدر، با تشویق‌های مادر، با جیغ‌های خاله کوچکمان، با جایزه‌های عمو و با افتادن‌ها و افتادن‌ها و افتادن‌ها در یکی‌دو‌سالگی راه می‌رویم.
حالا فکرش را بکنید یک روز که مثلا بیست، چهل یا پنجاه‌ساله‌اید دوباره مجبور باشید یاد بگیرید که راه بروید. برای همه ما سخت است که حتی لحظه‌ای به ناتوانی در راه‌رفتن فکر کنیم، اما افرادی هستند که هنگام تصادف، نزاع، افتادن از ارتفاع یا حوادثی دیگر، توانایی‌شان را برای ایستادن، راه‌رفتن و دویدن از دست می‌دهند.
دراین‌میان موضوع مهم، نوع برخورد اطرافیان، جامعه و سازمان‌های مردم‌نهاد است. اطرافیان فردی که دچار این ضایعه شده است، اولین و مهم‌ترین نقش را برای همراهی و امید‌دادن به فرد آسیب‌دیده ایفا می‌کنند. جامعه اگر فرد معلول را بپذیرد و برایش شرایط مناسب را فراهم کند، می‌تواند از ظرفیت‌ها و توانمندی‌هایش نیز استفاده کند. اگر زیرساخت‌ها و حمایت‌ها برای افراد معلول بیشتر فراهم باشد، جامعه به همان اندازه می‌تواند از وجود آنان استفاده کند؛ نمونه‌اش ورزشکارانی که مدال‌های رنگارنگ پاراالمپیک را برای کشور به ارمغان آورده‌اند.
 
در دمپایی‌هایم گل کاشتم!
«دانشجوی جامعه‌شناسی بودم. سال‌٨٢ برای همایش دانشجویان ممتاز به تهران دعوت شدیم که متأسفانه مینی‌بوس دانشگاه تصادف کرد و دچار ضایعه نخاعی شدم.» این را خیرالنسا خوش‌نیت، رئیس انجمن معلولان ضایعات نخاعی خراسان رضوی می‌گوید.
او در این تصادف دچار شکستگی گردن، پاره‌شدن ریه، شکستگی دنده‌ها و شکسته‌شدن مهره‌های ستون فقرات شد. مدت زیادی را در کما به سر برد و یک سال را روی تخت زندگی کرد. در آن زمان حتی نمی‌توانست پهلو به پهلو شود، تا اینکه بعد‌از یک سال توانست روی تخت بنشیند و از ویلچر استفاده کند.
خیرالنسا هنگام تصادف ٢۶ ساله بود و یک پسر هفت‌ساله داشت. بعد‌از این تصادف و دچارشدن به معلولیت، همسرش زندگی دیگری برای خود آغاز کرد. خیرالنسا می‌گوید: در شهرستان کوچکی زندگی می‌کردم مشکلات خاص خود را داشتم. مشکلات فرهنگی، فیزیکی و نگرشی در شهرستان‌ها بیشتر است. با‌وجوداین شروع کردم به آموختن کامپیوتر تا بتوانم با اینکه روی ویلچر هستم، کار مفیدی انجام دهم.
او ادامه می‌دهد: بعد‌از مدتی پزشک مغز و اعصاب گفت که می‌توانم به‌خوبی راه بروم. به همین دلیل به جلسات فیزیوتراپی رفتم و سعی کردم روی پاهایم بایستم، اما متأسفانه به‌خاطر سهل‌انگاری یکی از پزشکان هنگام جراحی پایم، عفونت ایجاد شده بود و به بیمارستان برگشتم. دردهای بسیاری تحمل کردم و دوباره بستری شدم. داشتم تازه راه می‌افتادم که دوباره به نقطه صفر برگشتم.
خوش‌نیت که حالا ۴٠‌سال دارد، اضافه می‌کند: از لحاظ روانی فشار زیادی را تحمل می‌کردم. این بار به خودم گفتم دیگر نباید به راه‌رفتن فکر کنم. کفش‌ها و دمپایی‌هایم را برداشتم و توی آن‌ها گل کاشتم، روی دیوار اتاقم آویزان کردم تا دیگر هیچ‌وقت به راه‌رفتن فکر نکنم. از آن روز به بعد، زندگی‌ام شکل دیگری شد. دوباره رفتم سراغ یادگرفتن کامپیوتر تا بتوانم به استقلال برسم. آن‌قدر در این زمینه کار کردم که بعد‌از کسب تجربه و تخصص، توانستم به عنوان داور مسابقات کامپیوتر انتخاب شوم.
خیرالنسا بعد‌از سپری‌کردن روزهای بحرانی زندگی‌، اقدام به راه‌اندازی مرکز خیریه‌ای در شیروان برای معلولان ضایعه نخاعی کرد. پس از آن به مشهد آمد و در اینجا انجمن معلولان ضایعات نخاعی را راه‌اندازی کرد.
او می‌گوید: این انجمن را با سه عضو راه انداختیم و کارهای آن را انجام دادیم. طی مدت دو سال توانستیم انجمن را سامان‌دهی کنیم تا امروز که ٧٣٠‌بیمار ضایعه نخاعی در آن عضو هستند.
خوش‌نیت درباره هدفش از تشکیل این انجمن می‌گوید: خواهان عدالتیم؛ می‌خواهیم جامعه به‌سمت توانمندسازی معلولان حرکت کند. معلولان حتی از نیازهای فیزیولوژیکی در جامعه هم محرومند؛ نه می‌توانند از آبخوری‌ها آب بخورند و نه می‌توانند از سرویس‌های بهداشتی شهر استفاده کنند.
رئیس انجمن ضایعات نخاعی خراسان رضوی اضافه می‌کند: فردی که دچار ضایعه نخاعی می‌شود، وارد زندگی تازه‌ای شده و مانند یک نوزاد نیاز دارد تا شرایط و حمایت‌ها برای او مهیا باشد. اگر این نوزاد حمایت نشود، اگر شرایط برای او در جامعه آماده نباشد، در کنج زندگی خود از بین خواهد رفت. یک فرد دارای ضایعه نخاعی، با زندگی قبلی خود خیلی فرق می‌کند؛ او تا دیروز آرزوهای دیگری داشته، اما الان بزرگ‌ترین آرزویش «راه‌رفتن» است.
خوش‌نیت یادآور می‌شود: وقتی یک فرد قدرت راه‌رفتن ندارد یا دستانش از کار افتاده، فرد بی‌مصرفی نیست؛ بلکه دیگر قسمت‌های بدنش قوی می‌شود. معلول‌شدن برای ما هم غیرقابل باور بود، اما این اتفاق می‌تواند برای هر شخصی روی دهد. پس باید جامعه از لحاظ ساختاری برای معلولان آماده باشد.
مهم‌ترین دغدغه این روزهای او، تصویب لایحه حمایت از معلولان است. در‌این‌باره می‌گوید: باید این لوایح تصویب شود و البته برای اجرایی‌شدن آن‌ها ضمانتی باشد.
خوش‌نیت اضافه می‌کند: رمپ‌هایی که در شهر ساخته می‌شود، اصلا برای معلولان استاندارد نیست. باید یک تیم اجرایی با حضور نماینده‌ای از معلولان برای مناسب‌سازی شهر تشکیل شود و در این راستا فعالیت کند.

108572.jpg
 
زندگی من قشنگ‌تر شده!
یحیی، یکی از افرادی‌ است که قربانی تصادف با سرعت زیاد در رانندگی شده است. او در ٣٠ سالگی برای کار از کرمان به بندرعباس می‌رفته که به‌دلیل سرعت زیاد ماشین، چپ می‌کند و به‌دنبال جابه‌جایی توسط افراد غیرحرفه‌ای، نخاعش آسیب می‌بیند و از گردن به پایین فلج می‌شود.
او می‌گوید: بعد‌از آن حادثه، زندگی جدیدی برای من آغاز شد. زندگی سخت‌تر شد، اما قشنگ‌تر شد. نمی‌توانم بگویم چطور قشنگ‌تر شده، اما حالا برای من چیزهای بیشتری از زندگی معنا می‌شود.
همسر یحیی توکلی هنگام تصادف هفت‌ماهه باردار بوده است. به گفته یحیی، همسر او یک شیرزن است که توانسته با او همراهی کند. آنان یک سال اول بعد‌از تصادف، در تهران و همراه با پدر و مادر یحیی زندگی می‌کردند و بعد‌از یک سال برای اینکه مستقل باشند، به مشهد آمدند.
او می‌گوید: وابسته‌بودن به پدر و مادر برایم سخت بود؛ به همین دلیل خواستم به مشهد بیاییم. روزهای اول زندگی، مشکلات بسیاری داشتیم، تا اینکه روزی به‌طور اتفاقی با مجتمع توان‌یابان آشنا شدم و در آنجا توانستم میکس، مونتاژ، فتوشاپ و‌... را آموزش ببینم و بعد هم به‌عنوان مربی کامپیوتر شروع به کار کنم.
 
او حالا راه می‌رود
حسن محمودی نیز از دیگر افرادی‌ است که دچار ضایعه نخاعی شده، اما حالا می‌تواند راه برود. او در سال‌٩۴ برای جمع‌کردن توت از درخت بالا رفته بوده که از درخت می‌افتد و نخاعش آسیب می‌بیند. ٢٠‌روز روی تخت بیمارستان بود و نمی‌توانست هیچ حرکتی انجام دهد. خودش می‌گوید که زمانی سه‌نفره او را به حمام می‌بردند و به‌تنهایی نمی‌توانست هیچ‌کاری کند.
حسن می‌گوید: بعد‌از گذشت مدتی و با اجرای تمرینات طرح توانمندسازی بهزیستی، توانستم بنشینم. حرکات کار‌درمانی را اجرا کردم و باورم نمی‌شد که می‌توانم به‌تنهایی از جایم بلند شوم و راه بروم. حالا تمام کارهای شخصی‌ام را خودم انجام می‌دهم.
 
فکر می‌کنم به راه‌رفتن، به دویدن حتی
مژگان، تازه‌عروس و ‌٢١ ساله بود که دکتر برای او ویلچر تجویز کرد. تازه‌عروس بود و در کارناوال یکی از اقوام تصادف کرد و مهره‌های پنج، شِش و هفت نخاعش شکست. خودش می‌گوید که خارج‌کردن او از صحنه تصادف توسط افراد غیرحرفه‌ای و بدون رعایت اصول اولیه ایمنی، آسیب بیشتری در نخاعش ایجاد کرده است. بعد‌از یک ماه از بیمارستان مرخص می‌شود و به درخواست خودش به فیزیوتراپی، آب‌درمانی و ورزش روی می‌آورد؛ به‌طوری‌که بعد‌از شش ماه زندگی‌ روی ویلچر، می‌تواند روی پاهای خودش بایستد.
مژگان می‌گوید: همان اول هم حرف دکترم را قبول نکردم. آن‌قدر برای راه‌رفتن و دویدن نقشه کشیدم که حالا می‌توانم با واکر راه بروم. گاهی هم با عصا راه می‌روم، اما قوّت خم‌شدن یا بلند‌شدن را ندارم.
یکی از بزرگ‌ترین مشکلاتی که افراد دارای ضایعه نخاعی با آن مواجه می‌شوند، ناامید‌شدن، حمایت‌نشدن ازجانب اطرافیان و طرد‌شدن ازسوی همراهان زندگی و همسران‌ است. شانسی که مژگان داشته، حمایت همیشگی و امیدبخش همسرش بوده و هست.
او می‌گوید: همسرم بود که به من امید می‌داد. هر پیشرفتی را در کارم تشویق می‌کرد و هیچ‌وقت از طرف او سرزنش نمی‌شدم. آن‌هایی که بعد‌از این مشکلات از همسرانشان جدا می‌شوند، اغلب نمی‌توانند در بهبود خود پیشرفتی داشته باشند.
مژگان حتی برای بچه‌دار‌شدن نیز اقدام کرده است و تحت‌نظر پزشک خود می‌خواهد امید تازه‌ای به زندگی‌اش تزریق کند.
او با اشاره به زیادبودن هزینه‌های درمان و مراقبت از معلولان می‌گوید: برای دو روز آب‌درمانی و دو روز فیزیوتراپی در هفته، ماهی یک‌میلیون‌تومان هزینه می‌کنم. تهیه لوازم بهداشتی را نیز باید به این هزینه‌ها اضافه کرد؛ این در‌حالی است که بهزیستی فقط ١٧۵‌هزار‌تومان در ماه می‌پردازد.
مژگان حالا سه سال است که تصادف کرده، اما تمام کارهای خانه را غیر از کشیدن جاروبرقی‌، خودش انجام می‌دهد. حتی به فکر این است که درسش را ادامه بدهد و به دانشگاه برود. او در پایان صحبت‌هایش می‌گوید: بزرگ‌ترین چیزی که از تجربیاتم به دست آورده‌ام و در بهبود من نقش زیادی داشته، امید بوده است. کسانی را دیده‌ام که نخاعشان له شده است، با‌وجوداین کار می‌کنند، رانندگی می‌کنند و درمقابل، کسانی را هم دیده‌ام که نخاعشان آسیبی جزئی دیده، ولی چندین سال است که با ویلچر حرکت می‌کنند. دویدن برای معلولِ دارای ضایعه نخاعی، آرزوی محالی نیست. اولین نکته امید است و فکر‌کردن به چیزهای خوب، به راه‌رفتن، به دویدن حتی.
 
طرحی برای جامعه‌پذیر شدن معلولان
زهرا فردوسی، کارشناس‌مسئول طرح توانمندسازی افراد دارای ضایعه نخاعی در بهزیستی خراسان‌رضوی نیز می‌گوید: افرادی که دچار ضایعه نخاعی می‌شوند با انواع و اقسام مشکلات روحی و جسمی مواجه‌اند. این افراد زندگی سالم را پیش از این تجربه کرده‌اند و به این زندگی عادت ندارند؛ به همین دلیل به حمایت‌های روانی و بعد از آن اقدامات درمانی احتیاج دارند.
وی ادامه می‌دهد: درمان‌هایی که ازسوی خود افراد صورت می‌گیرد پراکنده‌ است، هدفمند نیست و فرایندهای کاملی ندارد. در طرح توانمندسازی بهزیستی، این اقدامات به‌صورت همیشگی توسط کاردرمان‌ها انجام می‌شود. هدف از طرح توانمندسازی، جامعه‌پذیر‌شدن معلولان است.
فردوسی به یک نمونه کاردرمانی اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد: مژگان هنگام شروع طرح با واکر راه می‌رفت، اما به افراد زیادی وابسته بود. بعداز اینکه در طرح توانمندسازی شرکت کرد و اکنون، به حدی از استقلال در کارهای شخصی‌ رسیده که تنها یک نفر برای جاروبرقی کشیدن منزل، کمکش می‌کند.
این کارشناس‌مسئول اضافه می‌کند: خیلی از اوقات تنها با یک مناسب‌سازی ساده در منزل می‌توان فرد را به استقلال در کارهای شخصی‌اش رساند.
 
افزایش ۶‌ هزار معلول در ۸ ماه
مسعود فیروزی، معاون توان‌بخشی بهزیستی خراسان رضوی می‌گوید: تعداد معلولان شناسایی‌شده و دارای پرونده در استان، حدود ١١۵‌هزار نفر است که این تعداد تا پایان سال گذشته ١٠٩‌هزار نفر بوده و در هشت‌ماهه امسال، ۶‌هزار نفر به این آمار اضافه شده‌است.
وی با بیان اینکه طبق آمار جهانی ١۵‌درصد افراد هر جامعه را، کم‌توانان و ناتوانان تشکیل می‌دهند و زنان باردار، سالمندان و افرادی نیز که به‌صورت موقت دچار نقص عضو شده‌اند در این گروه قرار دارند، می‌گوید: در استان خراسان‌رضوی، حدود یک‌میلیون تا یک‌میلیون و‌١٠٠‌هزار نفر در این گروه قرار دارند، اما این رقم درباره افرادی که به‌صورت پایدار مشکل کم‌توانی یا ناتوانی دارند، ٣ تا ۵‌درصد افراد جامعه را در‌بر‌می‌گیرد که جمعیت این افراد در استان، حدود ٢۵٠ تا ٣٠٠هزار نفر است.
او ادامه می‌دهد: ٨٠‌درصد موارد ابتلا به ضایعه نخاعی در سنین ١۶ تا ۴۵‌سال رخ می‌دهد. این افراد جزو مفیدترین افراد و قشر جوان جامعه هستند. وقتی یک فرد در خانواده‌ای با این مشکل رو‌به‌رو می‌شود، تمام خانواده تحت تأثیر قرار می‌گیرد.
فیروزی با بیان اینکه برای مدیریت این بحران باید به سه مرحله پیش از بحران، بحران و پس از آن توجه کنیم، یادآور می‌شود: مدیریت قبل‌از بحران، شامل پیشگیری از تصادفات، آموزش و توجیه‌های لازم به کشاورزان برای جمع‌آوری میوه‌ها و فرهنگ‌سازی برای جلوگیری از نزاع‌ها می‌شود. با این اقدامات می‌توان آمار بسیار زیاد ضایعه نخاعی را کاهش داد.
معاون توان‌بخشی بهزیستی استان اضافه می‌کند: در آمریکا با انجام اقدامات پیشگیرانه، ضریب بروز حوادثی که منجر به ضایعه نخاعی می‌شود به یک در هزار نفر کاهش یافته است، ولی این آمار در کشور ما سه در هزار نفر است.
وی درباره توجه به زمان بحرانی این ضایعه می‌گوید: یک سال اول ایجاد ضایعه در افراد، دوران طلایی است و در این زمان باید بیش از هر زمان دیگری هزینه کرد تا بعدا از هزینه‌های اضافی جلوگیری شود. در این دوران هر اقدام توانمندسازی مفید خواهد بود و بسیاری از مشکلات و درگیری‌ها کم می‌شود. در کشورهای توسعه‌یافته، همه سازمان‌های عام‌المنفعه موظف‌اند در اولین سال بروز ضایعه، حداقل ١٠٠هزار دلار و حداکثر ٢٠٠هزار دلار برای افرادی با این مشکلات هزینه کنند.
فیروزی با بیان اینکه متأسفانه در ایران افراد بعد‌از هزینه‌های بسیار و بعد‌از مدت زیاد به بهزیستی مراجعه می‌کنند، اظهار می‌کند: در این زمان، فرد تمام دارایی خود را برای درمان‌های ناقص هزینه کرده و با یک زندگی و خانواده متلاشی و شرایط ناهمگون مواجه است.
وی ادامه می‌دهد: از سال‌٩٣ طرح توانمندسازی افراد دارای ضایعه نخاعی در بهزیستی اجرا شده است که از هزار‌و‌۵٠٠ فرد درگیر با ضایعه نخاعی، تاکنون ٣۵٠ تا ۴٠٠‌نفر تحت پوشش قرار گرفته‌اند. طرح توانمندسازی با توان‌بخشی متفاوت است و در این طرح مهارت‌ها، آموزش‌ها و توانمندی‌ها، به‌صورت پایدار در‌اختیار افراد قرار می‌گیرد. با این طرح سعی می‌شود افراد به جامعه برگردند.
 
نیاز به تغییر نگاه و باور
وی بیان می‌کند: اصلی‌ترین دستگاه فرهنگ‌سازی در جامعه، آموزش‌و‌پرورش است که متأسفانه دستورالعمل برای استخدام نیرو را طوری انتخاب کرده که عملا هیچ معلولی نمی‌تواند در آن شرکت کند. تا‌زمانی‌‌که نگاه و باور دستگاه فرهنگی به معلولان و توانایی آنان در انجام امور این است، چطور می‌توانیم در جامعه و بخش خصوصی فرهنگ‌سازی کنیم؟ البته بخش خصوصی در خیلی موارد از دستگاه‌های دولتی جلوتر عمل کرده است.
وی اظهار می کند: بهزیستی با تمام محدودیت‌هایی که دارد، مبلغ ۳۰میلیون تومان وام اشتغال‌زایی به معلولان و افراد واجد شرایط تحت پوشش این سازمان ارائه می‌دهد.
 
تلاش در‌راستای سامان‌دهی وضعیت شهر برای معلولان
محمد حاجیان‌شهری، رئیس کمیسیون خدمات شهری، بهداشت، سلامت و محیط زیست شورای شهر مشهد نیز می‌گوید: در نشست با جامعه معلولان مشهد، خواسته‌هایی مانند مناسب‌سازی و یکسان‌سازی معابر، تسهیل در ورود به ساختمان‌های دولتی و عمومی و استفاده از وسایل حمل‌و‌نقل عمومی مطرح شد.
وی اظهار می‌کند: در جلساتی که با اعضای کمیسیون معاونت شهرسازی و خدمات شهری شورا داشتیم، بر این موضوعات تأکید و گزارشی از‌سوی آن‌ها ارائه شد. بر‌اساس این گزارش‌ها، مشهد نسبت‌به کلان‌شهرهای دیگر در وضعیت خوبی به سر می‌برد، اما این به‌معنی وجود شرایط ایده‌آل برای معلولان در شهر نیست و باید در‌راستای سامان‌دهی و بهتر‌شدن وضعیت آن‌ها بیشتر تلاش کنیم.
وی اضافه می‌کند: بخشی از بودجه شهرداری در حوزه معاونت فنی و عمران شهرداری هر‌سال به این منظور تخصیص داده می‌شود که این رقم در سال‌٩۶ در حدود ۴‌میلیارد‌تومان بوده است.

کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی