کد خبر : 77537
/ 11:12
زهرا عبدی

زن و ادبیات: فرزند متعالی هنر

براساس نظریات جدید نقد ادبی، هویت جنسی مردانه یا زنانه در فرآیند خواندن نقش مهمی ‌‌‌‌‌‌‌‌ایفا می‌‌‌‌‌‌‌‌کند. ذهنِ بدون هویت جنسی وجود ندارد.

زن و ادبیات: فرزند متعالی هنر

* شاعر و نویسنده / زهرا عبدی*

قسمت آخر- براساس نظریات جدید نقد ادبی، هویت جنسی مردانه یا زنانه در فرآیند خواندن نقش مهمی ‌‌‌‌‌‌‌‌ایفا می‌‌‌‌‌‌‌‌کند. ذهنِ بدون هویت جنسی وجود ندارد. امروزه براثر توجه به این مسئله بسیاری از مردان برمبنای توجه به نیمه زنانه وجودشان و با آگاهی، قرائتی دیگرگون از متن دارند و کلیشه هویت جنسی را شکسته‌اند.
زنِ خواننده، اگر بازنگری‌ای در وجود خود و اشرافی بر درک و تلقی خود از متن نداشته باشد، تحت‌تأثیر کلیشه هویت جنسی که جامعه به او القا می‌‌‌‌‌‌‌‌کند کم‌کم شروع به قرائت مردانه از متن می‌کند و متأسفانه بیشتر زنان به‌دلیل اشراف‌نداشتن به موضوع، خوانش مردانه را ترجیح می‌دهند.
متن و خواننده رابطه دوطرفه‌ای با هم دارند؛ هرکدام آینه دیگری‌اند و می‌‌‌‌‌‌‌‌توانند جهان‌بینی جدیدی به یکدیگر ببخشند. اگر پروسه خواندن تابع گفتمان و کلیشه خاصی شود، هیچ بده‌بستان علمی‌ای ‌‌‌‌‌‌‌‌بین متن و خواننده ایجاد نخواهد شد. باید خواندن خارج از کلیشه هویت جنسی را به مردان و زنان آموخت و اینجاست که یک بحث مهم در ادبیات مطرح می‌‌‌‌‌‌‌‌شود که مسئله «زبان فراجنسیتی» است.
ویرجینیا وولف معتقد است ادبیات حقیقی وقتی محقق می‌‌‌‌‌‌‌‌شود که ما از نقش‌های جنسیتی خود فراتر رویم. او اصطلاح Androgyny را مطرح می‌‌‌‌‌‌‌‌کند. وقتی التقاط بین دو جنس اتفاق می‌‌‌‌‌‌‌‌افتد باروری حقیقی در ذهن و در ادبیات روی خواهد داد. ازنظر او یک شخصیت نباید «مردِ مرد» یا «زنِ زن» باشد، بلکه تلفیقی از این‌دو است که بارورکننده حیات ادبی است.
کولریج نیز درمورد مسئله فراجنسیتی می‌گوید: یک ذهن بزرگ یک ذهن فراجنسیتی است. زن و مرد با استفاده از این زبان حرکت می‌کنند و این همان جایی است که کمال واقعی جهان خلقت خود را نشان می‌‌‌‌‌‌‌‌دهد.
زن و مردِ فراتر از کلیشه هویت جنسی -که فرهنگ و جامعه به آن‌ها القا کرده- به درون خود رجوع می‌‌‌‌‌‌‌‌کنند و مرد،« مردِ مرد» باقی نمی‌‌‌‌‌‌‌‌ماند و زن، «زنِ زن». با گوشه‌چشمی ‌‌‌‌‌‌‌‌به نظریه آنیما و آنیموس یونگ این مطلب بیشتر جا می‌‌‌‌‌‌‌‌افتد. درواقع مرد زنِ درونش را زندگی می‌‌‌‌‌‌‌‌کند و زن مردِ درونش را. اینجاست که باید تولد فرزند متعالی هنر و ادبیات را جشن گرفت.
البته باید این مطلب را هم درنظر داشت که خوانش فراجنسیتی از متن منکر زبان خاص زنانه و مردانه -که حاصل تفاوت‌های نگرشی به جهان است- نیست؛ بلکه پیشنهادی است برای درک بیشتر وجود خویش، فارغ از مرزبندی‌های محدودکننده جامعه و فرهنگ.تا زنان حضور مؤثری در عرصه آفرینش متن نداشته باشند جامعه نمی‌‌‌‌‌‌‌‌تواند به تغییر مؤثری برسد. زنان به‌‌دلیل داشتن تجربه اجتماعی متفاوت با مردان، همانند آن‌ها نمی‌نویسند. این تفاوت هم تخیل مردانه را بارور می‌‌‌‌‌‌‌‌سازد و هم تخیل زنانه را. اگر زنان نیافرینند، نیمی ‌‌‌‌‌‌‌‌از تخیل آفرینش منفعل و ناکارآمد باقی خواهد ماند.

کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی