کد خبر : 77486
/ 10:58
در میزگرد شهرآرا، دلایل انحراف از مسیر توسعه بررسی شد؛

نیازمند جراحی عمیق هستیم

امروزه شهرها بدون داشتن متر و معیار مشخص و قابل‌اندازه‌گیری نمی‌توانند امید چندانی به تحقق برنامه‌های توسعه‌ای خود داشته باشند. این امیدواری هم که باشد، باز نخواهند توانست به این راحتی‌ها و بدون انحراف از اهداف اولیه ترسیم‌شده برای شهر، به مسیر خود ادامه دهند.

نیازمند جراحی عمیق هستیم

حاتم مهجوری - امروزه شهرها بدون داشتن متر و معیار مشخص و قابل‌اندازه‌گیری نمی‌توانند امید چندانی به تحقق برنامه‌های توسعه‌ای خود داشته باشند. این امیدواری هم که باشد، باز نخواهند توانست به این راحتی‌ها و بدون انحراف از اهداف اولیه ترسیم‌شده برای شهر، به مسیر خود ادامه دهند. شاهد این مدعا هم تعدد و تکثر پروژه‌های تعریف‌شده در حوزه‌های مختلف توسط مدیران وقت و نیز عدم بهره‌برداری به‌موقع یا پاسخ‌گو‌نبودن به نیاز شهروندان است. شهرهای امروز در حوزه‌های مختلف فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و‌... تبدیل به کارگاهی عظیم شده‌اند که در دل خود صدها پروژه و کارگاه در حوزه‌های مختلف تعریف کرده‌اند و به‌دلیل همین گستردگی، برقراری ارتباط مفهومی آن‌ها با هم، رعایت اولویت‌ها و نظارت بر خارج‌نشدن پروژه از کارکرد و اهداف اولیه‌اش بسیار حائز اهمیت است. در میزگرد پیش رو، آقایان سیدمهدی درهمی رئیس انجمن مدیریت پروژه خراسان بزرگ، احمد نوروزی رئیس کمیسیون اقتصادی شورای شهر، سید‌مصطفی نعمتی مدیر منطقه ثامن و علیرضا کیوانلو مدرس دانشگاه به بررسی ابعاد مختلف موضوع پرداخته‌اند.
محوری که امروز برای این میزگرد مد‌نظر داریم در بستر توسعه شهر تعریف می‌شود. همان‌طورکه می‌دانیم اگر مشهد را مجموعه‌ای از پروژه‌های متعدد در قالب‌های مختلف و زمینه‌های مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و‌... در‌نظر بگیریم‌، همه‌ساله پروژه‌های گوناگونی در آن تعریف می‌شود که هریک بخشی از منابع و اعتبارات را به‌سوی خود جلب می‌کند. اینکه چه میزان از این پروژه‌ها مبتنی‌بر نیازسنجی‌های واقعی و آینده‌نگرانه است، یک موضوع است و اینکه این پروژه‌ها در مسیر خود تا چه میزان به اهداف اولیه اعم از زمان، هزینه و کاربردهای مترتب بر آن دست یافته است، موضوع دیگری است که باید بررسی شود.
درهمی: سال‌هاست که کشور ناکامی در‌زمینه پروژه در دنیا محسوب می‌شویم. آخرین پایش درباره پروژه‌های بزرگ کشور، زمان متوسط اتمام پروژه را ٩سال ارزیابی کرده‌اند و این عدد خیلی زیادی است. در عرصه جهانی، ٩سال اصلا زمان مناسبی برای میانگین اتمام پروژه‌ها نیست و این نشان می‌دهد که در‌زمینه پروژه در کشور ناکامی‌هایی داشته‌ایم. در گزارشی مطالعه کردم که سازمان برنامه و بودجه در سال‌١٣۵١ درباره دلایل عقب‌افتادگی و ناکامی پروژه‌ها در زمینه زمان و هزینه تحقیق کرده‌است. می‌دانیم که مهم‌ترین معیارهای توفیق پروژه‌ها در دنیا موضوع «زمان هزینه» است؛ یعنی پروژه‌ای که به‌موقع و نیز با بودجه و اعتبار پیش‌بینی‌شده‌ تمام شود. در آن گزارش ذکر شده که بیش از ٩٠درصد پروژه‌های کشور «انحراف زمان و هزینه» داشته‌اند. در آنجا برای این توفیق‌نداشتن چهار دلیل عمده بیان شده است.
اخیرا در ششمین کنفرانس بین‌المللی مدیریت پروژه که در تهران برگزار شد، گزارش دانشگاه علم و صنعت نشان داد که متأسفانه عوامل خروج از استاندارد در کشور ما زیاد است. این گزارش به روش پژوهش تحلیل سلسله‌مراتبی که یکی از روش‌های تحقیق است، ارزیابی شده بود و نتایج نشان می‌داد که ٨/٣۵‌درصد افزایش زمان در پروژه‌های شهری، به عوامل کارفرمایی مربوط است. این عدد بزرگی است؛ یعنی بیش از یک‌سوم.همچنین ٨/٢٣ درصد عوامل مربوط به ضعف پیمانکاران، ٩/١٨ درصد ضعف مشاور، ١١درصد مشکل قوانین و مقررات و ۵/١٠ درصد هم دلایل متفرقه ذکر شده بود. در آخرین پژوهشی که ارائه شده همچنان ضعف کارفرمایی به‌عنوان مهم‌ترین عامل بروز تأخیر در پروژه‌های شهری ارزیابی می‌شود و این نشان می‌دهد که در بعد کارفرمایی باید تغییر و تحولاتی ایجاد کنیم تا بستر توسعه کلان شهرها در‌قالب همین پروژه‌ها فراهم شود.
 
وقتی مجموعه‌ای بزرگ می‌شود، کنترل پروژه با روش‌های سنتی امکان‌پذیر نیست
نوروزی: در آن دوره‌ای که در شهرداری بودم، با این مسئله مواجه بودیم که پروژه‌ها مشکلات خیلی زیادی دارند. تأخیر در اجرا و توقف در پروژه‌ها زیاد بود. تصمیم گرفتیم نوعی از کنترل پروژه سنتی را حاکم کنیم؛ به‌دلیل اینکه سیستمی در مجموعه شهرداری نبود. تیمی را آوردیم که پروژه‌ها را بررسی کند. نکته مهم این است که وقتی مجموعه‌ای بزرگ می‌شود، اداره و کنترل پروژه با این سیستم سنتی و روش‌های معمول امکان‌پذیر نیست. تنها در یک سیستم کنترل پروژه می‌توان آن‌ها را ارزیابی و تحلیل کرد و به مشکل پرداخت.
یکی دیگر از مشکلات نبود برنامه‌ریزی صحیح است که عامل بسیاری از مسائل شده؛ به‌دلیل اینکه حجم کار وسیع می‌شود و روی موضوع تأمین منابع و اجرا برنامه‌ریزی نمی‌شود. در‌نتیجه به‌دلیل مشکلات آن حجم کار وسیع، نتیجه‌ای نداشته است. نتیجه این است که سرمایه‌گذاری سنگینی می‌شود اما به بهره‌برداری نمی‌رسد. در اینجا با دو مشکل مواجه می‌شویم؛ اول، هزینه سرمایه در طول زمان و دوم عدم بهره‌برداری در طول پروژه.
 
بافت پیرامون حرم به‌دلیل نبود تمرکز روی یک قطاع بر زمین ماند
نوروزی: اگر بخواهم یک مثال خیلی کلان بزنم، بافت پیرامون حرم را بیان می‌کنم. در آن‌جا به‌دلیل نداشتن یک برنامه عملیاتی که کار کنترل شود، وقتی کار آغاز می‌شود بدون توجه به اینکه کدام قسمت را کار کنند و چقدر بودجه دارند و به کجا می‌توانند برسند، شروع می‌کنند به خرید کل بافت پیرامون حرم. املاک را صرفا می‌خرند و رها می‌کنند. مدت‌های مدید حتی یک پروژه هم در این مجموعه به بهره‌برداری نمی‌رسد.
منابع برای چهار قطاع تعریف می‌شود و در‌نتیجه همه پروژه‌ها نیمه‌تمام می‌ماند. اگر این تمرکز اتفاق می‌افتاد، یک قطاع خوب بازسازی می‌شد و تمام نیازهایش انجام می‌شد و الگوی خوبی به‌دست می‌آمد و منابعی که آنجا بود آزاد می‌شد و این اتفاق سبب می‌شد همان منابع آزاد‌‌شده در پروژه بلوک بعدی یا قطاع بعدی هزینه شود؛ در‌حالی‌که اکنون ببینید چقدر سرمایه متعلق به شهرداری و شرکت عمران و بهسازی در آن مجموعه بدون استفاده مانده است! بارها این موضوع را به شهرداران وقت یادآوری کردیم که روی یک یا دو قطاع تمرکز کنید. نه‌تنها در این چهار قطاع، بلکه چندین پروژه دیگر هم به موازات این‌ها تعریف شد. پروژه میدان شهدا، پروژه قلعه آبکوه، پروژه‌های قلعه وکیل‌آباد تعریف شد ؛ این‌ها همه پروژه‌هایی است که سرمایه‌گذاری سنگینی در آن‌ها اتفاق افتاده است. با این اوصاف به نظر من مشهد نیاز به کنترل پروژه دارد. نیازمند این است که کار تمرکز پیدا کند. باید در این روند بازنگری شود.
 
پس لازم است به‌جای پرداختن به پروژه‌های متعدد، روی چند پروژه تمرکز داشته باشیم؛ زیرا محدودیت منابع و سرمایه عملا باعث هدر‌رفت زمان و عدم بهره‌برداری مطلوب از پروژه‌ها می‌شود.
نوروزی: یقینا همین‌طور است. وقتی منابع کفاف ١٠٠ پروژه را نمی‌دهد، منطقی است روی ٣٠پروژه تمرکز کنیم. اینکه میانگین اجرای پروژه‌ها در مجموعه شهر ٩سال است، زمان خیلی نامناسبی است. یک پروژه خاص مد‌نظر نیست؛ موضوع مشهد است که باید یک بار دیگر برگردیم و این تمرکز را ایجاد کنیم. توصیه من به خود شرکت عمران و مسکن‌سازان ثامن و شهرداری ثامن نیز همین است که یک بار بازنگری کنند.
 
فکر می‌کنید دلایل اصلی انحراف از زمان و هزینه در پروژه‌های مشهد چه می‌تواند باشد؟ چرا تا این حد میل به انحراف وجود دارد؟
نوروزی: دلیل میل به انحراف زیاده‌خواهی است؛ چون با یک دست، پنج‌هندوانه را می‌خواهیم برداریم. با یک منبع مشخص، یک کار مشخص می‌توان انجام داد. وقتی می‌خواهیم هم‌زمان پنج‌پروژه را کلنگ بزنیم و مانور تبلیغاتی به راه بیندازیم، نتیجه این می‌شود که هنوز خط٢ قطار شهری نتوانسته به بهره‌برداری برسد، چند‌صد‌میلیارد تومن صرف خط٣ می‌کنند. آیا بهتر نبود همه این منابع را صرف خط٢ می‌کردند و آن را به بهره‌برداری می‌رساندند و بعد سراغ خط٣ می‌رفتند؟ به‌همین‌ترتیب می‌توانیم پروژه‌های دیگر را مطرح کنیم.
 
منابع مشخص باید صرف پروژه‌های مشخص شود
نعمتی: تجربه اعمال مدیریت پروژه را در پروژه‌ای با مقیاس ٩۵‌هزار متر‌مربع زیر بنا در مشهد داشته‌ام و برای اولین‌بار در شرق کشور توانستیم از انجمن مدیریت پروژه ایران، لوح زرین برترین پروژه را کسب کنیم. مدیریت پروژه در‌واقع نوعی ریل‌گذاری است و کنترل اینکه همیشه در مسیر صحیح حرکت کنیم و دچار روزمرگی نشویم. با آقای مهندس نوروزی کاملا موافقم که برای مشهد باید یک سیستم مدیریت پروژه اجرا شود و پروژه‌ها تبدیل به ریز‌پروژه‌هایی مانند پروژه عامل، پروژه آبکوه، پروژه میدان شهدا، پروژه اطراف حرم و‌... شود بعد هریک از این‌ها ریز‌پروژه‌هایی جداگانه درون خود داشته باشند. این حرکت سیستمی باید بر مشهد و مدیریت شهری مشهد غالب شود. در این مسیر مشخص می‌شود که چقدر منابع نیاز داریم، چقدر کار باید انجام دهیم و طی می‌توانیم این منابع را جذب چه سال‌هایی کنیم.
 
از همان ابتدا مشخص بود پروژه میدان شهدا در زمان تعیین شده به بهره‌برداری نمی‌رسد
نعمتی: شهرداری مشهد، پروژه میدان شهدا را با فرض اینکه ظرف چهار‌سال مدیریت شهری آن زمان می‌خواستند کار را تمام کنند، برنامه‌ریزی کرد. اما در ابتدای کار با‌توجه‌به منابع مالی‌ای که قابل جذب بود، مشخص شد که تمام‌کردن این پروژه طی چهار‌سال ممکن نیست؛ یعنی واقع‌بینانه شکل نگرفته بود. یا درباره پروژه اطراف حرم که آقای مهندس نوروزی مثال زدند، این واقعیت است که در هر چهار قطاع اطراف حرم و در تمام مساحت ٣۶٠‌هکتاری آن منطقه مداخله کرده‌ایم. البته بخشی از این حوزه مربوط‌به آستان قدس ‌رضوی است که حدود ۵٠‌هکتار است. ٣١٠ هکتار زیرمجموعه شهرداری ثامن و شرکت عمران و مسکن‌سازان ثامن است که در تمام این پهنه دخالت شده و متأسفانه هیچ‌جا به‌صورت صد‌درصدی پروژه‌ای به پایان نرسیده است. اکنون هم در این خصوص وظیفه بسیار بزرگی متوجه مدیریت شهری است.
 
علی رغم اینکه منابع برای اجرای پروژه‌ها و برای رسیدن به اهداف توسعه‌ای شهر محدود است، به نظر می‌رسد تا‌کنون هیچ اولویت‌بندی در پروژه‌های شهری نداشته‌ایم.
نعمتی: البته با این موضوع موافق نیستم. اگر این‌گونه بود باید همه‌جا پروژه می‌داشتیم. بالاخره یک سری کارها را انجام داده‌اند، اما باید دنبال روش‌های تأمین منابع دیگر هم می‌بودیم. فکر می‌کنم این اولویت‌بندی بوده است، اما به‌خاطر اینکه به‌صورت سیستمی نگاه نکرده‌ایم ممکن است به انحراف رفته باشیم. ضمن اینکه سوء‌مدیریت یا تصمیمات نادرست برخی مدیران هم خیلی وقت‌ها در طولانی‌شدن زمان اجرای پروژه بی‌تأثیر نبوده است.
 
ضرورت توجه هم‌زمان به رویکرد سیستمی و رویکرد پروژه‌محور
کیوانلو: سال‌٩۴ در مرکز مطالعات برنامه‌ریزی شهرداری تهران تحقیق جامعی انجام گرفته و عوامل مؤثر در تأخیر پروژه‌های شهری از منظر ١٢کشور دنیا بررسی شده است. نکته‌ای که خیلی مهم و شایان‌توجه تأخیرات پروژه‌ها است و گاهی دردلایل است که بعضی به آن می‌رسیم این فقط کمبود دوستان ادعا دارند منابع مالی عامل تأخیر در پروژه‌هاست، در‌حالی‌که در این تحقیق علاوه‌بر عدم تخصیص به‌موقع بودجه، به سه‌پارامتر دیگر اشاره شده است که عبارتند از: ناهماهنگی و نبود ارتباط متقابل بین عوامل و ارکان پروژه، تغییر در مشخصات پروژه و اضافه‌کردن کارهای جدید پروژه، تعجیل در افتتاح پروژه و تعریف پروژه‌های جدید مثل قطار شهری به‌دلیل مسائل سیاسی و اجتماعی. درباره تأخیر و شکست پروژه، پارامتر دیگری هم وجود دارد که بسیار مهم است؛ که آن سرمایه اجتماعی و تبعات اجتماعی، فاصله بین حاکمیت شهری و مردم و نتیجه‌گیری بر این اساس که مدیرانی که در شهر بر مسند قدرت نشسته‌اند براساس عملکرد پروژه‌هایی که دارند، قاعدتا کفایت مدیریت در آن‌ها کم‌رنگ و ضعیف است. وضعیت فعلی که مدیریت پروژه به‌صورت جزیره‌ای و به‌صورت سنتی و نگاه‌های قدیمی اجرا می‌شود، باید تغییر پیدا کند.
 
در وضعیت فعلی مشهد برای رفع این مشکل چه راهکارهایی پیشنهاد می‌کنید؟
درهمی: باید تصویر ذهنی خود را از توسعه مشهد اصلاح کنیم تا در تله زیاده‌خواهی پروژه‌ای گرفتار نشویم. درباره توسعه شهر، در دنیا کارهای زیادی انجام شده است؛ استانداردهای مختلف کمک می‌کند که شهر توسعه‌یافته را از شهر توسعه‌نیافته تشخیص دهید یا شهر در مسیر توسعه را بشناسید. هر کدام از شاخص‌های تعیین‌شده اشاره می‌کند که چه نوع پروژه‌هایی در شهر اجرا شوند که شهر را در مسیر توسعه ببینیم. به‌عنوان مثال پروژه‌هایی که زیرساخت‌های شهری را تقویت می‌کند، در‌راستای توسعه شهر است. هر کدام از این استانداردها برخی از این موضوعات را در شهرها اندازه‌گیری می‌کند، پروژه‌هایی که بهداشت و سلامت شهر را ارتقا می‌دهد، پروژه‌هایی که پسماند شهر را تعیین تکلیف می‌کند، پروژه‌هایی که حمل و نقل را بهبود می‌بخشد، پروژه‌هایی که مصرف سرانه انرژی را کاهش می‌دهد، پروژه‌هایی که تولید CO٢ را کاهش می‌دهد، در‌حالی‌که وقتی به مشهد می‌رسیم فکر می‌کنیم شاخص توسعه شهر، ساختمان مرتفع است! شروع می‌کنیم به مرتفع‌‌سازی. یک نگاه این است که ببینیم آیا در دنیا به ساختمان‌های بلند در شهرها امتیاز داده می‌شود یا نه. در هیچ‌کدام تعریف‌شده دنیا از استانداردهای به‌عنوان شاخص ساختمان بلند ذکر نشده است. توسعه شهر اشتباه دچار گاهی به افراط و تفریط می‌شویم. گاهی فکر می‌کنیم ساختمان بلند ضد‌فرهنگ و ضد‌توسعه است. باید ادبیات توسعه را یاد بگیریم. طبق فرمایش آقای نوروزی اگر یک خیابان به‌موقع کار شده بود، پنج‌سال صدها میلیارد سرمایه حبس نمی‌شد. معتقدم مدیریت شهری به‌سمت پروژه‌های زیرساختی برود و بگذارد بخش خصوصی به‌سمت پروژه‌های سرمایه‌ای حرکت کند. این یک رویکرد است. مدیریت شهری به‌جای آنکه وقت خود را در پروژه روبنایی صرف کند، پروژه‌ زیربنایی مثل پروژه‌های حمل‌ونقل، بهداشت و سلامت و آموزش و کیفیت محیط زیست و زندگی شهر را ارتقا دهد و هم‌زمان برای اینکه پروژه‌های اقتصادی خوب در شهر توسط بخش خصوصی فعال شود بستری مناسب در این راستا فراهم کند. این راهی است که مدیریت شهری باید آن را طی کند.
شهرداری نه می‌تواند وارد عرصه سوداگری شود و خودش را در دام پروژه‌های اقتصادی بیندازد و پروژه زیرساختی را کُند و آرام کند و نه می‌تواند به پروژه‌های سرمایه‌گذاری بی‌اعتنا باشد.
 
فکر نمی‌کنید مدیریت شهری ناگزیر است به سمت پروژه‌های روبنایی با بازدهی اقتصادی زیاد برود؟ با‌توجه‌به اینکه نیاز است که منبع درآمدی برای اداره شهر داشته باشد، به نظر می‌رسد مدیریت شهری همیشه دچار این چالش و این انتخاب بوده که سراغ پروژه‌هایی برود که سودآوری اقتصادی داشته باشد.
درهمی: سؤالتان کاملا وارد است. این یک چالش جدی در کشور است. بعد از قوانینی که شهرداری‌ها را مستقل و خودکفا و خود‌گردان کرد و از بودجه دولت بی‌بهره شدند، این اشکال پیش آمد. این را می‌توان در مشهد مشاهده کرد. شهرداری وارد پروژه‌های روبنایی می‌شود و شروع به افزایش درآمدهای خود از محل پروژه‌های روبنایی می‌کند و تا‌جایی جلو می‌رود که بیش از ١٠میلیون متر‌مربع زیربنا در یک سال پروانه صادر می‌کند! به دنبال اینکه درآمدهایش افزایش می‌یابد بدنه شهرداری فربه و پرهزینه و سنگین می‌شود و این بزرگ‌شدن و پرهزینه شدن بدنه شهرداری، درآمدهای ایجاد‌شده را در خود می‌بلعد. بعد شما با دوره رکود مواجه می‌شوید؛ زیرا بعد‌از هر رونق کاذبی باید منتظر یک رکود باشیم. مشهد که نمی‌تواند در سال ١٠میلیون متر‌مربع زیربنا تولید کند! به‌جای افزایش درآمد منجر اینکه این اداره‌شدن شهر به بهتر پرهزینه‌تر شدن شود منجر به مدیریت شهری و فربه‌شدن بدنه شهرداری می‌شود و در یک چرخه معیوب قرار می‌گیریم و با یک بدنه سنگین مواجه می‌شویم که درآمدهایش کاهش یافته است و سقوط اتفاق می‌افتد.
 
اصلاح نظام درآمدی و هزینه‌ای شهرداری‌ها نیازمند جراحی عمیق است
نوروزی: شهرداری نیازمند بازنگری عمیق درخصوص کانون‌های هزینه و منابع درآمدی خود است. به این معنا که یک‌بار باید کانون‌های هزینه خود را بررسی و تجزیه و تحلیل کند. ببیند چطور می‌تواند این کانون‌های هزینه را تبدیل به درآمد کند یا میزان آن را کاهش دهد. یکی از مهم‌ترین کانون‌های هزینه شهرداری، خدمات شهری است. می‌توانیم مکانیزمی طراحی کنیم و بسیاری از این کانون‌های هزینه یا بخش‌هایی از آن را به درآمد تبدیل کنیم یا هزینه‌ها را کاهش دهیم. مدیریت مواد زائد شهری یا پسماندها یکی از این موارد است. امروز در دنیا به پسماند، طلای کثیف می‌گویند. در بسیاری از کشورها به‌ازای زباله‌ای که تولید می‌شود، هزینه پرداخت می‌شود. مسئله منابع درآمدی شهرداری‌ها برای اداره شهر نیازمند یک انقلاب و یک جراحی عمیق است. این فرایند موجود نظام درآمدی که داریم عملا شهرها را به‌سمت ورشکستگی می‌برد. اکنون نیز باید برخی شهرها را با این میزان بدهی ورشکسته اعلام کرد. کسی که در شهر زندگی می‌کند باید بهای خدمات را بپردازد. تا کی امکان ساخت‌و‌ساز وجود دارد؟ چقدر می‌توان ساختمان‌سازی کرد؟ کلی هزینه می‌کنیم تا طرح تفصیلی را تصویب کنیم، بعد برای کسب درآمد از این طرح تفصیلی عدول می‌کنیم! مجوزهایی داده‌ایم که تماما خلاف ضوابط شهرسازی است. صرفا چون درآمد داشته، برای بسیاری از ساختمان‌ها مجوز صادر شده است. تا کی شهرداری می‌تواند هزینه جاری و اداره‌اش را در‌آورد؟ هزینه جاری و اداره شهر باید از شهروندان کسب شود و پروژه‌ها در حد ضوابط طرح باشد و هرکس می‌خواهد هزینه‌ای کند، صرف زیرساخت‌ها شود، آن هم فقط در حد طرح تفصیلی.
 
ضرورت مهندسی ارزش برای وظایف شهرداری‌ها
نعمتی: فکر می‌کنم مدیران شهری به‌دلیل گرفتاری‌های روزمره‌ای که دچار می‌شوند، بعضا تصمیماتی برای جلب رضایت ذی‌نفعان می‌گیرند. این ذی‌نفعان می‌تواند مردم باشد یا حاکمیت یا سایر بردارهایی که در مدیریت شهری دخالت دارند آن‌ها به شهر هزینه تحمیل می‌کنند، اتلاف منابع صورت می‌گیرد و بعضا اقداماتی انجام می‌دهند که برای شهر پیامدهای هزینه‌ای به‌دنبال دارد. علی‌رغم میل باطنی خود و علی‌رغم مدیریت استراتژیکی که باید در شهر انجام دهند، به کارهای روبنایی صرف روی می‌آورند که تبعاتش را کلیت شهر می‌پردازد.
پیشنهاد مشخص من، این است که اگر اکنون مدیریت شهری زمام امور را در دست گرفته است، یک مهندسی ارزش برای مأموریت‌ها و وظایف شهرداری انجام دهد. یک بازبینی در اهداف و فعالیت‌های شهرداری انجام گیرد و بعد با استقرار نظام مدیریت پروژه شروع کنند به کنترل حرکت شهرداری در بازه‌های سه‌ماهه و شش‌ماهه. زمان به‌سرعت می‌گذرد. شاید بسیاری از مدیران قبلا این شعارها را داده‌اند، اما زمان را از دست داده‌اند و امروز شاهد کارهای روبنایی و تحمیل هزینه‌ها به شهر هستیم.
 
بلوغ پایین نظام مدیریت پروژه و ضعف در استاندارد‌سازی بومی فرایند‌ها
کیوانلو: در خوش‌بینانه‌ترین حالت، ۶٠‌درصد برنامه عملیاتی میان‌مدت شهرداری‌ها و سازمان‌های تابعه در کشور تحقق پیدا نکرده و این اسفناک است. تحقیقی در کلان‌شهرها انجام دادیم در‌راستای نظام مدیریت پروژه سازمانی که از آن ١٠پارامتر استخراج شده است. مورد اول، سهم اندک درآمدهای پایدار است. دومین مورد این است که در کنترل پروژه‌های شهرداری‌، شاخص‌های ما شاخص‌های خیلی محدود و سنتی است. سومین پارامتر به‌‌کار‌گیری شاخص‌های ناکافی به‌منظور ارزیابی عملکرد مدیران است. طبق بررسی‌ها در حوزه مدیریت پروژه تنها شاخص بارزی که برای مدیران مطرح می‌شود، این است که به چه میزان توانسته‌اند بودجه را در ابتدای سال جذب و خرج کنند. حال اینکه چقدر انحراف داشته و چه مسائل دیگری پیش آمده، خود یک چالش است. چهارمین مورد که موضوع بسیار مهمی است نظام دسته‌بندی نامناسب پروژه‌هاست که در مبلغ بودجه‌ای که از ابتدا لحاظ‌شده با‌توجه‌به این نظام دسته‌بندی نامناسب، بودجه به پروژه‌هایی اختصاص داده می‌شود که شاید اولویت کمتری داشته باشند.
پروژه‌هایی که باید بیشتر به آن‌ها توجه می‌شده، مغفول مانده‌اند و نهایتا با پروژه‌های ناتمام مواجه می‌شویم. پنجمین مورد نظام بودجه‌ریزی سنتی است. چندین سال است در شهرداری به‌دنبال بهبود آن هستند. مورد بعدی، عدم به‌کار‌گیری استانداردهای مدیریت طرح است. در آلبوم بودجه حرف می‌زنیم، اما در مدیریت یا آن شاخص‌هایی که یک طرح می‌تواند داشته باشد که مجموعه‌ای از چند پروژه است، این نگاه را نداریم. طرحی که به‌صورت مشخص در
شهرداری داشتیم، طرح میدان شهدا بود و بقیه فقط نامی از یک طرح بود. این یک ضعف کلیدی است. مورد بعدی، رویکرد وظیفه‌محور‌بودن است. مدیرانی که در پروژه‌ها فعالیت می‌کنند، نوع نگاه و رویکردشان و فرایندهایی که اجرا می‌کنند، دقیقا برای ساختارهای عملیاتی است و با نگاه پروژه‌ای خیلی فاصله دارد و برای پروژه‌هایی که اهمیت و پیچیدگی بیشتری دارند، این نگاه می‌تواند اثرات سوء داشته باشد. مورد بعدی، بلوغ پایین نظام مدیریت پروژه و ضعف در استانداردسازی بومی فرایندهاست.

کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی