کد خبر : 77179
/ 10:23
شبنم کرمی کرمانشاهی

تا زود، دیر نشده چاره‌ای بیندیشیم

آن روزها که پدران و برادرانمان برای دفاع از سرزمین و اعتقادشان به جبهه می‌رفتند و خانه‌هایمان به حکم آنچه نامش جنگ بود بر سرمان آوار می‌شد و اگر جان به‌در می‌بردیم زیر چادر زندگی می‌کردیم.

تا زود، دیر نشده چاره‌ای بیندیشیم

شبنم کرمی کرمانشاهی 
آن‌قدر دور نیست که به یاد نیاید؛ مگر چند سال پیش بود که در سرما و گرما روزگارمان زیر چادر می‌گذشت؟ مثل امروز که مردم دلشان برای هم‌وطنانشان می‌تپد، در آن معرکه هم بسیاری از مردم ایران لحظه‌ای از جبهه‌ها و رزمندگانشان غافل نبودند اما ما و مادران و همسایگانمان، چه تابستان بود و چه زمستان، از ترس بمب‌ها و موشک‌های دشمن به بیابان‌های اطراف شهر پناه می‌بردیم.
زندگی زیر چادر و با کمترین امکانات را خوب به یاد دارم؛ آن روزها که پدران و برادرانمان برای دفاع از سرزمین و اعتقادشان به جبهه می‌رفتند و خانه‌هایمان به حکم آنچه نامش جنگ بود بر سرمان آوار می‌شد و اگر جان به‌در می‌بردیم زیر چادر زندگی می‌کردیم. امروز مردم شهر من دوباره و این‌بار به حکم طبیعت چادرنشین شده‌اند. آن روزها همشهریانم را «جنگ‌زده» می‌خواندند و امروز «زلزله‌زده».
اما چرا زلزله‌زده؟ طبیعت که با کسی سر جنگ ندارد؛ طبیعت فرایندی منظم و طبیعی را طی می‌کند؛ پس چرا ساختمان‌هایی که دیرزمانی از ساخت آن‌ها نمی‌گذرد تنها با لرزشی فروریخته‌اند؟ شاید در روند کار ما فرایندی غیرطبیعی وجود دارد که روال عادی طبیعت چنین رخداد غم‌انگیزی را برایمان رقم زده است. سال‌هاست که می‌گوییم ایران روی خط زلزله قرار دارد و مدت‌هاست که در ساخت‌وساز خانه‌هایمان بی‌مهری پیشه کرده‌ایم. می‌گوییم «مقررات ملی ساختمان ایران، به‌عنوان فراگیرترین ضوابط موجود در عرصه ساختمان، نقش مؤثری در نیل به اهداف عالی تأمین ایمنی، بهداشت، سلامت و صرفه اقتصادی فرد و جامعه دارد»؛ پس اگر رعایت می‌شود، چگونه نتیجه‌ای چنین لرزان از آن گرفته‌ایم؟
می‌گوییم «رعایت مقررات ملی ساختمان ایران ضمن تأمین اهداف یاد‌شده، موجب ارتقای کیفیت و افزایش عمر مفید ساختمان‌ها می‌شود»؛ اما نکته درخور تأمل در‌این‌میان، تخریب نوسازترین ساختمان‌های استان کرمانشاه در زلزله اخیر است که به‌نوعی رعایت این اصول را زیر سؤال می‌برد.
به‌هر‌روی، همان‌گونه‌که توانستیم بستن کمربند ایمنی را با محکم‌گرفتن ضمانت قانونی آن، تبدیل به یک فرهنگ کرده و از اتفاقات ناگوار درنتیجه آن پیشگیری کنیم، دیگر وقت آن فرارسیده است که متخلفان حوزه ساختمان‌سازی نیز از هر قشر و طبقه و تحصیلاتی سرشان به سنگ قانون بخورد و بساط کسب مال و مکنت از‌طریق ساختن خانه‌های کاغذی بر آب جمع
شود.
طرح این موضوع که تهران درمعرض زلزله‌ای عظیم است، دردی را دوا نمی‌کند. اوایل بهار٩۶ را به‌ خاطر داریم که زلزله‌ای نه‌چندان شدید چگونه در همین مشهد، دلمان را لرزاند و شبانه به خیابانمان
کشاند.
همان روزها صاحب‌نظران از گسل‌های خطرناک شاندیز و نیشابور و خطری که شهر را تهدید می‌کند برایمان گفتند. مصداق آیه شریفه «إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم»، (خداوند وضع و حال هیچ قومی را عوض نخواهد کرد مگر آنکه انسان‌ها خود، وضع و حالشان را تغییر دهند) مناسب است، تا خیلی زود، دیر نشده چاره‌ای بیندیشیم و آن را در عمل پیاده کنیم.
کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی