کد خبر : 77133
/ 10:11
گپ‌وگفتی با سیدمحمدحمزه موسوی، قاری ممتاز دانش‌آموزی

صدای تو ا‌ز جنس آرامشه...

محمدحمزه فقط 14سال دارد اما ازآنجایی‌که از همان دوران کودکی، زندگی‌اش با قرآن مأنوس شده است، در همین سن کم، کوله‌بارش پر است از تجربه‌هایی متفاوت؛ تجربه‌هایی که حالا او را تبدیل کرده است به یک قاری قرآن درجه‌یک.

صدای تو ا‌ز جنس آرامشه...

عظیم‌زاده- «یا ایتها النفس المطمئنه» را که می‌خواند، به‌خوبی متوجه می‌شوی که صدایش چه عیار بالایی دارد. زیباست، دل‌نشین است، گوشنواز هم هست اما بیشتر از تمام این‌ها خالص است و بی‌غش. محمدحمزه فقط 14سال دارد اما ازآنجایی‌که از همان دوران کودکی، زندگی‌اش با قرآن مأنوس شده است، در همین سن کم، کوله‌بارش پر است از تجربه‌هایی متفاوت؛ تجربه‌هایی که حالا او را تبدیل کرده است به یک قاری قرآن درجه‌یک با زبان و ادبیات و متانت مخصوص به خودش. بعدازظهر یکی از روزهای آبان را اختصاص دادیم به سیدمحمدحمزه موسوی و پدرش و گپ‌وگفت مختصری انجام دادیم درباره حضور موفق او در وادیِ خوش‌آب‌ورنگ و به قول خودش نورانی.

پدرم مسبب اصلی حضور من در این وادی بود
پدر محمدحمزه، طلبه است و اهل مطالعه و کتاب و البته شعر. می‌توان گفت به‌نوعی بستر لازم برای حضور او در این فضای معنوی کاملا برایش مهیا بوده است؛ البته خودش هم فوق‌العاده به تلاوت قرآن علاقه‌مند است و صوت عبدالباسط را حسابی دوست دارد و پیگیری می‌‌کند. محمدحمزه درمورد سوق یافتنش به این سمت‌وسو می‌گوید: «اصلی‌ترین فردی که باعث شد من قدم در این راه پربرکت بگذارم، پدرم بود. او و لطف‌ها و مهربانی‌هایش مسبب اصلی تمام این اتفاقات است. خاطرم هست زمانی پای تلویزیون نشسته بودم و داشتم به تلاوت سوره حمد توسط استاد عبدالباسط گوش می‌کردم. پدرم درکنارم بود. می‌دید و می‌فهمید که علاقه دارم. وقتی از من پرسید که دوست دارم قرائت قرآن را یاد بگیرم و با پاسخ مثبت من مواجه شد، از هیچ راهنمایی و کمکی دریغ نکرد. اولین مرتبه هم به‌صورت جدی کار قرائتم را با سوره حمد شروع کردم.»
108005.jpg
 
با قرآن، احساس قدرت می‌کنم
آرام و قراری که محمدحمزه دارد، کاملا حال جسم و روحش را هویدا می‌کند؛ آرامشی که ناشی از یک ثبات است و در چهره‌ و کلامش آشکار. وقتی از او می‌خواهم درباره اثرات روحی و جسمی قرآن بر خودش و زندگی‌اش بگوید، لبخندی می‌زند و می‌گوید: «این اثرپذیری‌ها آن‌قدر زیاد است که واقعا نمی‌توان همه آن‌ها را به زبان آورد. زندگی انسان که با قرآن عجین بشود، بازخوردهایش یکی‌یکی نمود پیدا می‌کند؛ چه در دنیای ظاهری‌اش و چه در پیچ‌وخم‌های باطنی‌اش. بارزترین ارمغانی که قرآن برای فرد در جامعه می‌آورد، عزت و احترامی است که همیشه در نگاه‌هایی که به‌سمت تو می‌شود، وجود دارد. درمورد حال شخصی خودم هم می‌توانم بگویم که وقتی قرآن تلاوت می‌کنم، احساس قدرت می‌کنم. فوق‌العاده آرامش دارم و همیشه حس می‌کنم قرآن همراه من است و هرجا گرهی در کار من بیفتد، حتما کمکم می‌کند.»
 
خیلی روی مسابقات تمرکز نمی‌کنم
محمدحمزه با وجود استعداد خوبی که درزمینه قرائت قرآن دارد، تابه‌حال فقط دو مرتبه در مسابقات شرکت کرده است که هر دو بار هم مسابقات دانش‌آموزی بین‌مدارس بوده و مقام اول را کسب کرده است. او می‌گوید: «نظر استادانم این بود که زیاد در مسابقات شرکت نکنم. پدرم هم از من می‌خواهد بیشتر از اینکه خودم را درگیر رقابت کردن کنم، سعی کنم یک قاری مردمی باشم. خودم هم همین را ترجیح می‌دهم؛ برای همین خیلی در مسابقات شرکت نمی‌کنم و همان دومرتبه هم به اصرار مدیر مدرسه‌مان بود.»

دیدار با رهبری و شبی که از ذوق به‌سختی خوابم برد
تیرماه سال95 با پدرش تماس می‌گیرند و  خبر می‌دهند که محمدحمزه برای تلاوت قرآن در محضر رهبری انتخاب شده است. خودش از این اتفاق به‌عنوان یکی از خاطرات خوبش یاد می‌کند و دقیقاً همین جمله را به‌کار می‌برد: «در پوست خودم نمی‌گنجیدم.» او ادامه می‌دهد: «واقعاً خوشحال بودم. خاطرم هست که شب قبل از این اتفاق، به‌سختی خوابم برد. خیلی مشتاق بودم که هرچه زودتر ایشان را ببینم. آنجا سوره شمس را خواندم و ایشان هم من را تشویق کردند. به محضرشان هم که رسیدم، بعد از اینکه درمورد سابقه‌ام در تلاوت قرآن و استادانم پرسیدند، توصیه‌ کردند که مواظب صدایم باشم.»
 
هر هفته در حرم امام‌رضا(ع) قرآن تلاوت می‌کنم
محمد در ادامۀ خاطره تلاوتش در محضر رهبری، از اتفاقی می‌گوید که پایش را برای قرائت قرآن به حرم مطهر امام‌هشتم(ع) باز کرد: «اولین‌باری که توفیق شد بروم در حرم تلاوت کنم، یکی از خاطرات شیرین‌ و تلخ‌ زندگی‌ام رقم خورد. راستش خیلی اذیت شدم. در ابتدا با استادم قرار داشتیم که برای تلاوت به صداوسیما برویم. در میانه راه، ناگهان با ما تماس گرفتند و گفتند که خودتان را باید برای تلاوت به حرم امام‌رضا(ع) برسانید. خلاصه قرار بر برگشتن شد. از بخت ما ترافیک وحشتناکی هم بود و به حرم که رسیدم، فقط دویدم؛ آن‌قدر که نفسم بالا نمی‌آمد. در هرصورت با وجود تمام این استرس‌ها قرائت کردم و تشویق هم شدم. ارزشش را داشت. از همان موقع دیگر قاری ثابت حرم شدم و هر هفته آنجا تلاوت می‌کنم.»

سوره حجرات را خیلی دوست دارم
وقتی از محمد می‌پرسم آیا سوره‌ای هست که به آن علاقه خاصی داشته باشی، می‌گوید: «سوره‌های قرآن که همگی نور واحدند اما من چون درزمینه ترجمه هم مطالعاتی انجام داده‌ام، سوره حجرات را با توجه به معنا و مفهومی که دارد، خیلی دوست دارم. به‌نظرم اگر افراد قدر و منزلت این سوره را درک نمایند و واقعاً به چیزهایی که انسان‌ را به آن فراخوانده است عمل کنند، جامعه ما از همه‌نظر پیشرفت خواهد کرد. نکات اخلاقی بسیاری در این سوره وجود دارد.» می‌پرسم: «دوست داری درزمینه حفظ قرآن هم کار کنی؟» پاسخ می‌دهد: «مدت کوتاهی، حفظ قرآن را هم دنبال می‌کردم. سه، چهار جزء را هم حفظ کردم اما بعدا با جدیت ادامه ندادم. قرائت قرآن را بیشتر دوست دارم اما دارم شروع می‌کنم که ان‌شاءا... کل قرآن را هم بتوانم حفظ کنم.»
108006.jpg
 
«کونگ‌فوتوآ »کار می‌کنم و به ادبیات علاقه دارم
«کودکی‌ام را به یاد نمی‌آورم. من از روز اول بزرگ بودم. مثل کوه.» این‌ها را می‌گوید؛ البته علاقه‌اش به ادبیات و شعر را هم انکار نمی‌کند و به‌گفته خودش، درحال‌حاضر دارد پیش استاد ابوالقاسمی، وزن و عروض کار می‌کند. از او درباره برنامه‌ای که برای آینده‌اش دارد، می‌پرسم و او این‌گونه پاسخم را می‌دهد: «پدرم دوست دارد دکتری الهیات بگیرم. خودم، هم این رشته را دوست دارم و هم ادبیات فارسی و هم تفسیر و معنا را. دلم می‌خواهد تمام این‌ها را به‌صورت حرفه‌ای یاد بگیرم.» علایقش به همین‌جا ختم نمی‌شود و ادامه می‌دهد: «ازآنجایی‌که معتقد هستم تفریح و کودکی کردن هم باید سر جایش باشد، نزد پدرم که استاد رزمی هستند، کونگ‌فو کار می‌کنم و سعی می‌کنم انرژی‌ام را از همین راه تخلیه کنم.»

نه، به موسیقی
به‌خاطر صدای رسا و دل‌نشینی که دارد، کم پیش می‌آید اهالی و دست‌اندرکاران موسیقی و ساز و آواز، صدای او را بشنوند و سراغش را نگیرند. بارهاوبارها هم به او پیشنهاد کرده‌اند که به‌طورحرفه‌ای دنبال موسیقی و خواندن را بگیرد، حتی به ازای حمایت تمام‌وکمال و دراختیار قرار دادن امکانات لازم، اما هم خود محمدحمزه و هم پدرش، سفت‌وسخت پای میل و علاقه خود به قرآن ایستاده‌اند و می‌گویند: «ترجیحمان حضور در همین عرصه است؛ تلاوت قرآن، نه موسیقی.»
 
بعضی قاری‌های ما دچار تکبر می‌شوند
صحبت پایانی را می‌گذارم به‌عهده خود محمدحمزه. می‌گوید: «یک انتقاد دارم. متأسفانه جامعه قرآنی حال حاضر ما دارد دچار یک خودبینی بزرگ می‌شود. بعضی قاری‌های ما فقط خودشان را می‌بینند و فکر می‌کنند حالا اگر یک فردی قاری قرآن شد و به تلاوت قرآن پرداخت، دیگر حق دارد به همه فخرفروشی کند و حسابی به خودش مغرور باشد. باور کنید من قاری‌ای را دیدم که حتی از حرف زدن با افراد دیگر امتناع می‌کرد. به‌نظرم این خیلی آسیب‌زننده است. امیدوارم تمام کسانی که می‌خواهند در این زمینه کار کنند، حواسشان باشد که دچار کبر و غرور بیجا نشوند.»
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی