کد خبر : 77118
/ 13:44
در باشگاه مادر، کودک و آینده چه خبر است؟

آموزش تربیت شهروندِ خوب

روان‌شناسان و جامعه‌شناسان می‌گویند که ارتباط مادر و کودک در دوران طفولیت به‌ویژه در سنین 4تا6سال، به‌اندازه‌ای است که در بزرگسالی نیز روی شخصیت فرد کاملا تأثیرگذار است. کودک از مادرش یاد می‌گیرد که با دیگران چگونه برخورد کند، با جامعه و مردم دور و اطرافش چگونه ارتباط برقرار کند.

آموزش تربیت شهروندِ خوب

 در‌واقع این مادران هستند که با رفتارشان این تعاملات را به فرزندانشان یاد می‌دهند. اگر امروز مادری جلوی چشم کودکش زباله‌ای را از روی زمین بردارد و درون سطل آشغال بیندازد، فردا آن کودک نسبت‌به نظافت شهر و محله‌اش بی‌تفاوت نخواهد شد. کودکی که از مادرش یاد می‌گیرد خودش و دیگران را دوست‌داشتنی بداند، با مردم، و حتی شهرش، ارتباط بهتر و سالم‌تری دارد و دیگر دست به رفتارهای آسیب زایی نمی‌زند که سلامت جامعه و محله را به‌خطر بیندازد. وقتی این زنجیره ارتباط مادر و کودک درست کار کند و حلقه مفقوده‌ای نداشته باشد، آسیب‌های اجتماعی‌ای نظیر وندالیسم، اعتیاد، رعایت نکردن قوانین شهری و بسیاری از رفتارهای پرخطری که روزانه در کوچه و خیابان شاهدش هستیم، کمتر می‌شوند. این روزها باشگاه مادر، کودک و آینده در محله خواجه‌ربیع آغاز به‌کار کرده است و درهمین یک ماه و چند روز مشتاقان زیادی پیدا نموده. باشگاهی با حضور مادر و کودکانشان که در آن تربیت درست فرزند را به مادران یاد می‌دهند تا در آینده شاید شهروندان از ما بهتری روانه جامعه شوند. فاطمه فرامرزی مجری و مدرس این طرح در گفت‌وگو با شهرآرامحله منطقه 3 از مادر، کودک و آینده می‌گوید.

مادر، کودک و آینده چیست و اصلا چرا مادرها گروه هدف این طرح هستند؟
یک بچه در دوران نه‌ماه جنینی‌اش با مادرش همراه است و همه احساسات و عواطف مادر روی جنین هم تأثیر می‌گذارد. وقتی بچه به‌دنیا می‌آید تا حدود سن 6سالگی همه ارتباطاتش به مادر محدود می‌شود و از رفتارهای او تقلید می‌کند. ازطرفی در این محله‌ها به‌دلیل نوع شغل و کار‌وکسب پدرها، معمولا مادران بیش از آن‌ها با بچه‌هاسروکار دارند. پس طبیعی است که نقش وتأثیرگذاری آنان خیلی بیشتر از پدرهاست. متأسفانه در این محله‌ها آسیب‌های اجتماعی زیادی متوجه بچه‌هاست؛ یکی از تنها‌سرگرمی‌های کودکان این محلات بازی با هم سن‌وسال‌هایشان در کوچه است. از آنجایی‌که بسیاری از مادرها مهارت درست ارتباط با کودک را نمی‌دانند، قادر به‌کنترل بچه نیستند و همین باعث می‌شود که از روش‌های نادرستی برای تربیت استفاده کنند که نهایت آن پرخاشگر شدن کودک است؛ مشکلی که مادران بارها با ما درمیان گذاشته‌اند و از ما راهکار خواسته‌اند. برای همین طرحی آموزشی را آماده کردیم که باتوجه به تأثیر زیاد مادران روی کودک هایشان، یک سری مهارت‌هاو روش‌های تربیتی را به آن‌ها آموزش بدهیم که از این به‌بعد بتوانند ارتباط بهتری با بچه‌هابرقرار کنند و هم آن‌ها از آسیب دور باشند و هم آسیب زا نباشند.

فقط بچه های 4تا6ساله
باوجود‌اینکه می‌شود این دوره را برای مادرها و بچه‌های دبستانی برگزار کرد، ولی ما تصمیم گرفتیم که گروه سنی 4 تا ‌6 سال را انتخاب کنیم. چون این سنین جزو سال‌های طلایی زندگی کودک است. دلبستگی‌هایش تازه سر‌و‌شکل مناسبی پیدا کرده است. اوج لجبازی، پرخاشگری و حرف گوش نکردن‌ها هم در همین 4تا6سالگی اتفاق می‌افتد. علاوه‌بر این‌ها هنوز تفکر بچه کاملا شکل نگرفته و به‌قول معروف شبیه گِل کوزه‌گری است و به‌راحتی می‌شود آن را به‌صورت و شکلی که دوست داریم در بیاوریم. از همه مهم‌تر اینکه جمعیت مادرانی که بچه‌هایی در این سن داشتند بیشتر از بقیه بود و همین موضوع ما را ترغیب کرد که توجه‌مان را روی گروه سنی 4تا6سال بگذاریم.

مادر و کودک کنار همدیگر
شکل این دوره پنج‌ماهه این‌طور نیست که مادرها بیایند، سرِکلاس بنشینند و یک‌سری چیزها را برای آن‌ها توضیح بدهیم و بعد بروند. این نوع آموزش دادن هیچ فایده‌ای ندارد؛ چون پس از مدت کوتاهی فراموش می‌شود. ما می‌خواهیم بالاترین میزان تأثیرگذاری را داشته باشیم و تغییر در شیوه ارتباط مادر و کودک را حس کنیم، برای همین باوجود همه محدودیت هایی که داشتیم، خود مادرها و کودک‌ها را درگیر کار کردیم تا مطالب آموزشی برایشان کاربردی‌تر و عملی‌ترشود. الان یک هفته مادرها سرکلاس می‌آیند و هفته بعد بچه‌ها بدون حضور والدینشان.
هم سبک‌های فرزند‌پروری را متوجه شدیم و هم آسیب‌های روانی محله را قبل از شروع کلاس‌ها تست‌های از‌پیش‌طراحی‌شده‌ای مثل اضطراب بچه‌ها، شادکامی و سبک‌های فرزند‌پروری را به مادرها دادیم تا جواب بدهند. به‌قولی با یک تیر چند نشان زدیم. هم متوجه شدیم که آن‌ها چطور فرزند تربیت می‌کنند و هم اینکه آسیب‌های احتمالی‌ای که در سطح محله خواجه‌ربیع وجود دارد را شناسایی و برای رفع آن‌ها برنامه‌ریزی کردیم. یکی از موضوعاتی که ما پیش‌تر به آن رسیده بودیم این بود که متأسفانه اهالی محله خواجه‌ربیع و بهمن از افسردگی رنج می‌برند. با آزمونی که از مادرها گرفتیم درستی تست‌های قبلی به ما ثابت شد. موضوعی که کمی نگران‌کننده به‌نظر می‌رسد بحث اضطراب بچه‌هاست که بیشتر آن‌ها به‌شدت درگیر آن هستند و باید حتما فکری به‌حالش کرد، چراکه زندگی کودکان را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. درخصوص سبک‌های فرزندپروری هم به‌نتایج جالبی رسیدیم. خیلی از مادرها ترجیح می‌دهند آسان‌گیر باشند و هرچه که بچه خواست و اراده کرد برایش فراهم کنند. اما از آن‎طرف کم‎وبیش کسانی هم بودند که دیکتاتور‎منشانه بچه تربیت می‌کردند. درکل می‌توانم بگویم کمتر کسی پیدا شد که میانه‌رو باشد. هردوی این روش‌ها در آینده تأثیرات نه‌چندان مثبتی روی روان کودکان می‌گذارد. مثلا در مشاوره و صحبت با نوجوانانی که همین الآن پرخاشگری دارند و در محله دعوا راه می‌اندازد متوجه شدیم که والدین آسان‌گیری داشته‌اند.

نقش کم‌رنگ مادرهای محله خواجه‌ربیع و بهمن در زندگی فرزندانشان
میزان مشارکت و فعالیت مادرها در کلاس‌ها واقعا خوب است و ما را به ادامه این دوره آموزشی ترغیب می‌کند. یکی از سرفصل‌هایی که مادران خیلی خوب از آن استقبال کردند، مربوط‌به جدول‌های رفتاری بود. آن‌ها در این جدول‌ها کل فعالیت روزانه بچه‌شان را می‌نویسند. از کوچک‌ترین کار که خوردن خوراکی است تا تلویزیون دیدن و مهدکودک رفتن. وقتی دفعه اول جدول رفتاری آماده شد، هم ما و هم مادرها متوجه شدیم که آن‌ها تقریبا هیچ‌جایی در برنامه روزانه بچه‌هایشان ندارند. این موضوع برایشان نگرانی و دغدغه ایجاد کرد و باعث شد از خودشان بپرسند که چرا چنین وضعیتی پیش آمده است؟ حالا ما به مادرها آموزش می‌دهیم که چطور با بچه‌شان ارتباط بگیرند و وقت بیشتری به او اختصاص بدهند. از آموزش انواع و اقسام بازی‌های خلاقانه گرفته تا قصه‌گویی و یک دسته فعالیت‌های دیگر که برای کودک هم بار آموزشی داشته باشد.

چگونه شهروند خوب تربیت کنیم
از تکلیف‌هایی که همین چند‌روز پیش به مادرها دادیم این بود که وقتی دارند با بچه در کوچه یا سطح محله راه می‌روند، اگر زباله‌ای روی زمین دیدند آن را بردارند، با همان زبان بچه‌گانه توضیح بدهند که شهر هم مثل فضای خانه است و نباید کثیف باشد. کودکی که چند‌بار این کار را از مادرش ببیند، دفعه بعدی خودش حساس می‌شود، اول از همه سعی می‌کند که زباله‌ای در خیابان نریزد و اگر هم چیزی روی زمین مشاهده کرد، آن را بردارد. هنگامی که این رفتار برای کودک درونی شود، دیگر در بزرگ‌سالی نیاز به این ندارد که مثلا برای بیرون انداختن کیسه زباله از ماشین جریمه تعیین شود تا این کار را نکند. یا اینکه شهرداری مجبور نمی‌شود مدام از مردم خواهش و تمنا کند که آشغال‌هارا سرِ ساعت جلوی در بگذارند. مشکلی که همین الآن شهرداری منطقه با بخش زیادی از محله‌ها دارد.

مادرها قصه‌گویی بلد نیستند
درسن 4تا6سالگی بچه‌ها دنبال یک الگو می‌گردند که رفتارهایشان را از او تقلید کنند. به‌همین دلیل است که در بیشتر مواقع شخصیت‌های کارتونی‌ای که می‌بینند را به‌عنوان الگو انتخاب می‌کنند و سعی می‌کنند که مثل آن باشند. مادرها می‌توانند با خلق یک دختر یا پسر در قالب قصه این را برایشان درست کنند. اما متأسفانه مادرها مثل قدیم دیگر قصه‌گویی بلد نیستند، ترجیح می‌دهند که فایل صوتی برای بچه پخش کنند تا خوابش ببرد. ما شرکت‌کنندگان در باشگاه را ملزم کردیم که یک شخصیت داستانی بسازند و درقالب آن هرشب برای بچه قصه بگویند. موضوعش هم می‌تواند از بازخورد رفتار روزانه فرزندشان باشد تا نکات تربیتی که قرار است بعدها به‌صورت مستقیم و با توپ‌و‌تَشَر به آن‌ها گوشزد کنند. ما در جلسه اول از مادرها خواستیم که مشکلاتشان را با بچه‌ها بازگو کنند، یک لیست بلند‎بالا و عجیب‎و‎غریبی درست شد که حالا ما داریم به آن‌ها یاد می‌دهیم که چطور با قصه‌گویی به‌مرور آن ویژگی رفتاری بد را تغییر بدهند. هنگامی که برای بچه قصه گفته شود و خودش هم در آن مشارکت داشته باشد و نظر بدهد، قدرت تفکر و تصمیم‌گیری‌‍‌اش تقویت می‌شود.

کتابخانه کوچکِ مادر‌و‌فرزندی
ما چون می‌خواهیم که آموزش‌هایمان کاربردی باشد و کاملا در فکر و ذهن مادرها جا بیفتد تا دست از سبک‌های غلط تربیتی‌شان بردارند، برایشان هرهفته مثل بچه مدرسه‌ای‌ها تکلیف تعیین می‌کنیم. مثلا چند نفر دنبال نوشتن قصه و خلق شخصیت داستانی بروند. یا اینکه با کمک فرزندشان بازی طراحی کنند. از آنجایی‌که منابع در این خصوص محدود است و ماهم دوست نداریم که مادران فقط دست به دامان اینترنت و فضای مجازی شوند، یک کتابخانه کوچک درست کردیم و کتاب‌هایی که ویژه همین کارها نوشته شده است را در آن قرار دادیم. مدام هم به آن‌ها می‌گوییم که چنین چیزی در مرکز ایجاد شده است و می‌توانید از آن استفاده کنید. خوشبختانه میزان استفاده‌شان از کتاب بالارفته و از این ایده استقبال خوبی کرده‌اند.

تقویت حس مشارکتِ جمعی
یکی از هدف‌های اصلی باشگاه مادر، کودک و آینده این است که حس تعلق به محله و مشارکت جمعی را بالا ببرد. قصد داریم در آخر به این مرحله برسیم که کسی در خصوص مشکلات و وضعیت محله‌‌‌اش بی‌تفاوت نباشد و نگوید که مشکل من نیست و به بقیه ربط دارد. می‌خواهیم به آن‌ها یاد بدهیم که می‌شود دور هم جمع شد و با گفت‎و‌گو مشکلات را حل کرد. کما اینکه همین الآن هم به‌مرور حس مشارکت در آن‌ها دارد تقویت می‌شود. در کلاس‌های ما، من جای خودش را به ما داده است. همه باهم مشارکت می‌کنند که یک کار تولید و ارائه کنند که به درد همه بخورد، نه اینکه مثلا فلان‏‌قصه یا بازی مخصوص بچه من است. طبیعی است در این دور‌هم‌جمع شدن‌هاو فکر کردن برای طراحی قصه یا بازی، هم یاد می‌گیرند که من را کنار بگذارند و هم اینکه به این نتیجه می‌رسند که با گفت‌‎و‌گو برخی مشکلات و معضلات راحت‌ترمرتفع می‌شود.

مادرها فهمیدند که مشکل کارشان از کجاست
چیزی نزدیک به یک‎ماه‎و‎نیم است که این دوره آموزشی بلند‎مدت شروع شده است که خوشبختانه مادران محله خواجه‌ربیع و بهمن خیلی خوب از آن استقبال کرده‌اند. قصد بزرگ‌نمایی ندارم که بگویم در این مدت کم همه را دچار تحول کرده‌ایم چون دروغ گفته‌ام، اما یکی از نتایج ارزشمندی که به آن رسیدیم این است که با‌توجه به جدول‌های رفتاری که هرهفته می‌آورند و آموزش‌هایی که به آن‌ها داده‌ایم، بالاخره فهمیده‌اند اشکال کارشان کجاست که بچه شان لجباز، پرخاشگر یا حرف‌گوش نکن شده است. حالا که به این موضوع پی‌برده‌اند، خودشان راحت‌تردنبال راهکار می‌گردند که آن مشکل را رفع کنند و ماهم در کنارشان هستیم و آموزش‌های لازم را به آن‌ها می‌دهیم.

استادی 
کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی