کد خبر : 77055
/ 15:11
گفت‌وگو با عباس چمنیان سر‌مربی و محمد بابایی، مربی تیم ملی فوتبال نوجوانان کشور؛

مدیران فوتبال نباید تنها نتیجه گرا باشند

زمانی‌که عباس چمنیان به‌عنوان سر‌مربی تیم ملی نوجوانان انتخاب شد، کم نبودند کسانی که متعجبانه به این خبر واکنش نشان دادند. در‌میان این افراد هم کم نبودند کسانی که بنای مخالفت را گذاشتند و حتی تلاش کردند که او به این عنوان نرسد. اما این اتفاق افتاد.

مدیران فوتبال نباید تنها نتیجه گرا باشند

حمیده وحیدی– زمانی‌که عباس چمنیان به‌عنوان سر‌مربی تیم ملی نوجوانان انتخاب شد، کم نبودند کسانی که متعجبانه به این خبر واکنش نشان دادند. در‌میان این افراد هم کم نبودند کسانی که بنای مخالفت را گذاشتند و حتی تلاش کردند که او به این عنوان نرسد. اما در‌نهایت این اتفاق افتاد و حالا بعد‌از حدود ١٢‌ماه از آن روز، عباس چمنیان نه‌تنها نامی تعجب‌برانگیز برای اهالی فوتبال نیست، بلکه منتقد و مخالفی هم ندارد. بزرگ‌ترین افتخار تیم‌های ملی ایران در تاریخ فوتبال کشورمان را مردی رقم زد که در شرایطی سخت، کارش را شروع کرد. او با ایمانی که به خود و توانمندی‌هایش داشت پیش رفت و حالا نامی ماندگار در فوتبال کشور مان شده است. بعد‌از حماسه‌سازی با تیم ملی نوجوانان در جام جهانی هندوستان و راه‌یافتن به جمع هشت‌تیم برتر جهان، عباس چمنیان سوژه‌ای جذاب برای هر رسانه‌ای است. سرمربی مشهدی تیم ملی که به‌همراه دستیارش محمد بابایی، مهمان شهرآرا بودند، شاید اگر به این میزان موفقیت هم نمی‌رسیدند سوژه گفتگوی ما بودند، چه برسد به حالا که به‌عنوان دو مربی موفق مشهدی، نامی در دنیای فوتبال برای خود دست‌و‌پا کرده‌اند.

یک‌سال‌ و پنج‌ماه از انتخاب شما به‌عنوان سرمربی تیم ملی نوجوانان می‌گذرد. در بدو ورود انتقادات زیادی به حضورتان مطرح شد؛ لطفا در‌این‌باره توضیح دهید.
شروع کارم از تیرماه‌٩۵ بود. اگر اشتباه نکنم در دی‌ماه‌٩۴ اولین پیشنهاد برای سرمربیگری به من داده شد. در حوزه نوجوانان همه‌چیز را نباید در نتیجه خلاصه کرد. فلسفه کار در تیم نوجوانان متفاوت از تیم بزرگ‌سالان است؛ زیرا‌که کار در رده نوجوانان و نونهالان حتما باید همراه‌با پیشرفت باشد. به زبان ساده همه منتظرند تیمی که کارش را شروع می‌کند به‌سرعت پیشرفت کند. کشور ما استعدادهای زیادی دارد و هر‌کس که ذره‌ای درباره فوتبال شناخت داشته باشد، به این موضوع واقف است. زمانی‌که خواسته شد به تیم ملی نوجوانان بپیوندم این تیم شرایط مطلوبی نداشت. تغییر و تحول در انتخابات فدراسیون فوتبال باعث شد کمی کار طولانی شود، وگر‌نه ما همان وقت در اسفند‌ماه برنامه‌مان را شروع می‌کردیم. دو‌هفته‌ای بین حضور من در تیم و رفتن مربی قبلی فاصله افتاد و گمانه‌زنی‌ها آغاز شد. هر صندلی مربیگری که خالی شود، بلافاصله گزینه‌هایی از بخش‌های مختلف معرفی می‌شوند.
107907.jpg

جالب است که به گمانه‌زنی‌ها و التهاب در رسانه‌ها دامن نزدید.
من را می‌شناسید؛ هیچ‌وقت دنبال هیاهو نبوده‌ام. طبیعتا کسانی هم که با بینش عمیق، من را انتخاب کردند، تمام جوانب را در‌نظر گرفته‌اند. نباید توقع داشت همه مردم چمنیان را بشناسند. کمیته فنی بر‌اساس شناخت و طرح‌های من، تصمیم به این انتخاب گرفت. شاید خیلی از رسانه‌ها به‌دلیل نداشتن اطلاعات درست سر‌و‌صدایی به راه انداختند که البته این مسئله شامل همه نشد؛ عده‌ای موافق و عده‌ای مخالف بودند. فکر می‌کنم در عمل ثابت شد که تصمیم‌گیری چندان اشتباه نبوده است. روز اولی که شروع کردم به کارم ایمان داشتم. با تیم مستعدی کارم را شروع کردم که اصلا آمادگی صعود نداشت و حتی به حذف آبرومندانه از دوره مقدماتی هم راضی بود.

اما باوجود زمان کوتاهی که برای تمرین داشتید، خیلی قدرتمند ظاهر شدید.
برخی از اهالی فوتبال می‌گفتند عربستان را ببر؛ بقیه را هم نبردی، اهمیت ندارد! در ۴١‌روز برپایی اردو قبل‌از مسابقات، تیم به مرحله‌ای رسید که توانست به فینال برود. بچه‌های ما واقعا تلاش کردند و وقت گذاشتند و تمرین کردند.

چرا آقای بابایی را به‌عنوان دستیار اول انتخاب کردید؟
در فوتبال، سیستم تیم‌سازی اهمیت دارد. وقتی ساختار تیم را می‌چینید، قبل از هر اقدامی کنار‌هم‌قراردادن کادر تیم مهم است. در فرصت اول باید کادر را بشناسید. سابقه کار با محمد بابایی را داشتم و می‌دانستم که او بهترین گزینه است. شاید بتوان گفت اولین کادر تیم ملی که صد‌در‌صد ازسوی سرمربی پیشنهاد شد و به نتیجه رسید، تیم ملی نوجوانان بود، زیرا‌ در گذشته همیشه یک یا دو نفر از بیرون معرفی می‌شدند.

به‌عنوان دو مدرس با هم چالش نداشتید؟
اولین چالشی که وجود داشت، همین بود که دو مدرس کنار هم قرار گرفته بودند. آن‌هایی که با حضور من موافق نبودند، توقع داشتند مربی اسم‌و‌رسم‌دار‌تری را به‌عنوان دستیار اول انتخاب کنم اما من کماکان مقاومت کردم؛ زیرا ایشان را خوب می‌شناختم. خیلی زود با هم هماهنگ شدیم. همین اتحاد و یکدلی باعث شد بچه‌ها ارتباط خوبی با هر دو ما برقرار کنند. می‌دانید کادری که کاملا نزدیک به هم باشند تا چه اندازه می‌توانند به تیم روحیه ببخشند. این وضعیت در طول یک‌سال‌و‌نیم تمرین و مسابقات ادامه داشت.

رسانه‌ها روحیه خوب تیم را کاملا رصد می‌کردند و فضای شاد و دوستانه بازیکنان مدام انعکاس پیدا می‌کرد.
در فوتبال فلسفه‌ای به نام پیشرفت وجود دارد که باید روی آن کار کرد و این فرهنگ را بر تمام تیم‌ها حاکم ساخت. برای بازی زیبا به تلاش و پشتکار نیازمندیم. فوتبال به بازی روح می‌بخشد و باعث می‌شود تمام تماشاچیان دنیا از آن لذت ببرند؛ از‌طرفی چرخ صنعت به گردش در‌می‌آید. ببینید، تیم‌های بزرگ دنیا در سخت‌ترین مسابقات هم زیبا بازی می‌کنند، چون روح فوتبال بینشان حاکم است‌. همگی ما روزهای سختی را در‌پیش داریم. اگر از فوتبال انگیزه نگیریم کارمان سخت می‌شود. با روحیه خوب، بازیکنان بیشتر تلاش می‌کنند و پیشرفت حاصل می‌شود. اصلا قرار نیست ما در یک رقابت به هم توهین کنیم. نمی‌خواهم بگویم در اردوها مانند پدر و پسر هستیم اما فضای صمیمانه‌ای بینمان حاکم است. اگر من توانستم ١٢٠روز از خانواده‌ام جدا شوم صرفا به‌دلیل عشق و علاقه‌ای بوده که بین بازیکنانم وجود داشته است، وگرنه اگر شرایط سخت باشد، تک‌تک افراد فراری می‌شوند.

آقای بابایی، شما از آن روزهای پر‌التهاب و پیوستنتان به تیم بگویید.
با‌توجه‌به شناختی که از عباس چمنیان داشتم، پیشنهاد را قبول کردم‌. برای مشهدی‌ها باعث افتخار بود که سرمربی تیم ملی نوجوانان، یکی از اهالی این شهر باشد، در‌حالی‌که افراد صاحب‌نامی در تهران بودند که می‌توانستند گزینه انتخابی باشند. همین مسئله، اولین انگیزه‌ام برای پیوستن به تیم ملی بود. سرمربی تیم ملی نوجوانان مدرس بود و من باید از او دفاع می‌کردم. کار خوبی که چمنیان جدا از استعدادیابی در ایران انجام داد، این بود که خودش به اکثر استان‌ها سفر کرد و در مدت کوتاهی ۵٠‌درصد تیم را تغییر داد که این کار، جای تقدیر دارد. ما توانستیم از روستاهای استان‌های مختلف که امکان دیده‌شدن نداشتند، بازیکن جذب کنیم. استعدادهایی را به فوتبال ایران معرفی کردیم که آینده درخشانی خواهند داشت؛ همین نیت‌ها باعث شد نتیجه دلخواه مردم هم به ‌دست آید. امیدوارم با تصمیمات فدراسیون بتوانیم در آینده هم شاهد موفقیت‌های بهتری باشیم. همه جا گفته‌ام که فوتبال یک صنعت است؛ اگر بازیکن نوجوان امروز از همین حالا بیشتر تمرین کند، فردا دستاوردش را به‌دست می‌آورد. امیدوارم این روند ادامه داشته باشد و فوتبال پایه کشور شاهد موفقیت‌های بیشتری باشد.
107908.jpg

آقای چمنیان، بعد‌از مسابقات آسیایی برای بازی‌های جام‌جهانی ترکیب تیم را دگرگون کردید. این ریسک خیلی مهمی بود. اصلا چه شد که چنین تصمیمی گرفتید؟ بعد از آن هم به‌خاطر داریم که قول قهرمانی دادید که در پایان مسابقات این اتفاق رخ داد.
وقتی قرار است سفر مهمی انجام شود، باید هم‌سفرانتان را کسانی تشکیل دهند که توانایی داشته باشند درکنارتان بمانند. وقتی از توانایی صحبت می‌کنیم منظورمان فقط بازیکنان نیستند، بلکه تمام عوامل فوتبال مد‌نظر ما هستند. در تیرماه‌٩۵ تعدادی بازیکن جدید را دعوت کردیم، کسانی که در اردوهای قبلی فرصت حضور نداشتند. خیلی خوشحالم که حداقل سه‌نفر از هشت‌نفری که در مسابقات آسیایی به تیم اضافه کردیم، جزو بازیکنان کلیدی و تاثیر‌گذار‌مان شده‌اند. جالب است هشت‌نفر هم به‌نسبت دیگران کم‌سن‌وسال‌ترند. احساس کردیم تعدادی از بچه‌های قبلی توانایی، پتانسیل و روح قهرمانی را ندارند. وقتی قرار است سفرهای زیادی برویم و در مسابقات شرکت کنیم باید توانایی رسیدن به قله را داشته باشیم. به پنج‌ استان شخصا مراجعه و با تک‌تک مربیان مورد‌اعتمادم در شهرهای مختلف ارتباط برقرار کردم‌. بازیکنان توانمند را پیدا و از آن‌ها دعوت کردم که به تیم بپیوندند. سعید کریمی که دو گل به ثمر رساند و یک پاس گل را فراهم کرد، توسط مربی‌ای از روستای «ریشتر» به ما معرفی شد. این پسر تا قبل از آن در هیچ جا بازی نکرده بود.

تیم باز هم به‌روز‌رسانی خواهد شد و تغییر خواهد کرد؟
نباید گلخانه‌ای عمل کنیم. در رده نوجوانان هر سه‌ماه یک‌بار باید همه بازیکنان بازنگری شوند؛ اگر نمی‌توانند این مسیر را طی کنند از گردونه خارج شوند. من ریسک را دوست دارم. یکی از بازیکنان را مدام مهاجم می‌گذاشتند اما من او را پشت مهاجم گذاشتم که اتفاقا بازیکن ثابت ما هم شد و توانستیم او را برای کاپیتانی انتخاب کنیم. باید مدام به‌روز باشیم. پنج مرتبه تیم را بازسازی کرده‌ایم. سعید کریمی بعداز چین به ما اضافه شد. تنها در یک اردو حضور داشت، اما یک گل به ثمر رساند.

انتخاب افراد مشهدی در تیم به‌این دلیل بود که خودتان مشهدی هستید؟
نمی‌توان این موضوع را رد یا تایید کرد؛ همیشه گفته‌ام ما مربیان مشهدی توانمندی داریم که در رده‌های پایه کار کرده‌اند. اما می‌خواهم بگویم سه بازیکن از کهگیلویه‌و‌بویر‌احمد و فارس داشتیم. از آستارا هم بازیکن داریم که معمولا حضور بازیکن در تیم‌ها از این شهرها نادر است.

آقای بابایی، چقدر به حمایت از تیم‌های پایه نیازمندیم؟
بارها در جاهای مختلف گفته‌ام که اگر مدیران باشگاه‌های لیگ‌برتر به‌خصوص مدیرانی که از‌نظر اقتصادی مشکلی ندارند، تنها یک‌فصل از قراردادشان را صرف تیم‌های پایه کنند، دست‌کم چهارپنج‌بازیکن به تیم بزرگسالان ورود پیدا خواهند کرد. این تعداد بازیکنی که تیم امید به تیم‌های بزرگ‌سال تحویل می‌دهد، هر کدام در بدو ورود به باشگاه، یک‌میلیارد قیمت خواهند داشت؛ یعنی اگر ۵٠٠‌میلیون‌هزینه شود ۵‌میلیارد‌تومان برداشت و به فوتبال کمک خواهد شد. ضمن اینکه این مسئله تنها مربوط‌به سال اول است و این افراد تا ١٠‌سال در تیم باقی خواهند ماند و این چرخه سال‌به‌سال می‌گردد و افراد ارزش افزوده آن باشگاه خواهند شد. مسلما هیچ باشگاهی نیز ضرر نخواهد کرد. اگر این‌چنین برخورد شود، طبیعتا نباید هرسال هر تیم نگاهش به‌سمت بازیکنان درجه‌٢ و درجه‌٣ باشد. به‌مرور زمان و با خارج‌شدن بازیکنان از فوتبال نیروهای تازه‌نفسی جایشان را خواهند گرفت.

چرا این اتفاق روی نمی‌دهد؟
متاسفانه مدیران ما نتیجه‌گرا هستند و تفکرشان را به سرمربی تیم یا کادر فنی القا می‌کنند؛ بنابراین قدرت ریسک کاهش می‌یابد اما من تاکید دارم در‌کنار نتیجه، همیشه ریسک مهم است. ا‌زطرفی باید به بازیکنان جوان فضا داده شود تا در تیم‌های بزرگ‌تر دیده شوند. می‌توان این بچه‌ها را جذب تیم‌های رده‌بالا کرد‌.

آقای چمنیان وضعیت فوتبال پایه در خراسان چگونه است؟
نمی‌توان گفت روند کاری خوب نیست اما می‌تواند خیلی بهتر باشد. در مشهد، فرهنگ ارتباطی در لایه‌های مختلف فوتبال ضعیف است و با هم ارتباط خوبی نداریم. حتی کسانی که امروز شانه من را می‌بوسند در دوره‌ای به‌قدری بد‌رفتاری کردند و پشت سرم حرف زدند که دلگیر شدم‌. در مشهد نقدهایی شده بود که چرا فلانی آمده یا فلانی نیامده است. اگر قرار باشد داخل مشهد هم مانند خارج آن، پشت سر ما حرف بزنند که دیگر باید تاسف خورد! باشگاه‌های مشهدی با هم در پرورش استعدادها ارتباط ندارند و هر کسی ساز خودش را می‌زند. به خاطر دارم که در اصفهان اردویی برگزار شد. بازی با سپاهان را تدارک دیدیم اما اصفهانی‌ها اصرار کردند که باید با ذوب‌آهن نیز بازی کنید؛ یعنی ما طی دو روز با هر دو تیم اصفهانی بازی کردیم. آن‌ها می‌گویند اگر سپاهان قوی باشد ذوب‌آهن هم می‌تواند بالا رود. این نگاه بسیار زیباست. برخی‌ معتقدند که حضور دو تیم از مشهد در لیگ جایگاهی ندارد اما من کاملا مخالفم؛ اتفاقا به نظرم مشهد بیشتر از این‌ها پتانسیل دارد. مسئله این است که آیا ما ظرفیت کمک به یکدیگر را داریم؛ یعنی دو تیم دسته‌٢ و دسته‌٣ با هم تعامل دارند؟

به لحاظ فنی کار در تیم‌های پایه خراسان در چه سطحی است؟
استعداد‌های زیادی می‌بینم. در کل کشور حلقه گمشده‌ای به نام پرورش استعداد داریم. استعداد و وقت و هزینه هم صرف می‌شود. هر‌چند فوتبال ما با کشورهای پیشرفته فاصله دارد اما نمی‌توان استعدادها را نادیده گرفت. حاضرم از منطقه طلاب و قلعه‌خیابان و سیدی، تیمی طی یک سال درست کنم و به جام جهانی ببرم. همه می‌دانند که هیچ‌گاه حرف غیر‌منطقی نمی‌زنم. اگر شرایط و حمایت مالی فراهم بود، این کار را حتما انجام می‌دادم.

چرا این روزها تا این اندازه مربی زیاد شده است؟!
انتقال داشته‌های فوتبال یک هنر است که هر کسی این هنر را ندارد. افراد زیادی هستند که در فوتبال به هیچ‌جا نرسیده‌اند؛ بنابراین دوست دارند مربی شوند! جالب است که در استعدادهای پایه از‌طرف افراد و خانواده حتی پول خرج می‌شود اما بچه‌ها اندوخته ارزشمندی ندارند. در فوتبال افراد با‌استعداد کمتر در حاشیه تمرین مستمر و مربی خوب موفق خواهند شد. بارها شده که استعدادهای خوب ما در سایه مربی ضعیف حذف شده‌اند‌. برای تیم پدیده و سیاه‌جامگان ٢٠٠‌میلیون زیاد نیست. اگر این هزینه را صرف استعدادیابی کنند خیلی زود به نتیجه خواهند رسید.

چطور باید مدیران را به تغییر نگاه وادشت؟
چند نکته کلیدی در توجه‌نکردن به این موضوع مطرح است؛ اول اینکه حوصله این کار وجود ندارد. مدیرانمان همیشه حال را دیده‌اند. مسئولان اگر آینده‌نگری کنند، به‌زودی به نتیجه می‌رسند.
مشهدی‌ها همیشه در فوتبال تاریخ‌ساز بوده‌اند؛ حشمت مهاجرانی، اولین‌بار تیم ملی را به جام جهانی برد. خداداد عزیزی گل معروف به استرالیا را زد و رضا قوچان‌نژاد هم به‌نوعی تاریخ‌سازی کرد و حالا شما مربی برتر نوجوانان شده‌اید.
اتفاقا روزی به شخصی گفتم یادتان نرود تیم ملی نوجوانان هرگز به جام جهانی نرفته بود و این رویداد توسط مشهدی‌ها رقم خورد.
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی