کد خبر : 77043
/ 09:16
دکتر محسن خلیلی

چگونگی رشد و فروپاشی اقتصاد

برادران شف (پیتر و اندرو) در کتاب «چگونگی رشد و فروپاشی اقتصاد» چگونگی رشد و فروپاشی اقتصاد را از راهرو یک داستان خیالی برای خواننده توضیح داده‌اند.

چگونگی رشد و فروپاشی اقتصاد

دکتر محسن خلیلی/ * مدیرگروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد *
برادران شف (پیتر و اندرو) در کتاب «چگونگی رشد و فروپاشی اقتصاد» چگونگی رشد و فروپاشی اقتصاد را از راهرو یک داستان خیالی برای خواننده توضیح داده‌اند. به‌تعبیر مترجم کتاب (دکتر حمیدرضا ارباب)، گاهی بهره‌گیری از یک ضرب‌المثل، یک اصطلاح رایج و یک جمله‌ قصار می‌تواند بهتر از هر استدلال و شرح و بیان طولانی، گویا و قانع‌کننده
باشد.
پیتر شف و اندرو شف، در یک داستان طنز خیالی که در سرزمین Usonia اوسونیا رخ می‌دهد، ماجرای رشد و رونق و رکود و فروپاشی اقتصادی را به‌زبانی ساده شرح می‌دهند.
داستانِ طنزآمیزِ خیالی از جزیره‌ای دورافتاده در اقیانوس، با روایتی از تنها سه مرد ساکن در جزیره یعنی Able و Charlie، Baker. کل داستان حکایت رشد اقتصاد از وضعیت رابینسون کروزوئه‌ای به سطوح بالاتر است. پیتر و اندرو شف، مهم‌ترین مفاهیم اقتصادی از قبیل اهمیت منابع طبیعی، عوامل تولید، نوآوری، کارآفرینی، کارایی، بهره‌وری، فناوری، اهمیت افزایش تولید، اهمیت پس‌انداز، سرمایه‌گذاری، انواع اعتبار، اهمیت تجارت، نقش پول، اختراع پول، اختراع بانک، اهمیت نقدینگی، رشد نقدینگی، تورم، رکود، ورشکستگی نظام بانکی و بحران مالی را در قالب یک داستان طنز بررسی کرده‌اند.
کتاب، هفده فصل دارد و در هر فصل یکی از مفاهیم اقتصادی پایه، به‌صورت طنزآمیز به‌بحث گذاشته می‌شود.پیش‌فرض اصلی کتاب این بوده است‌که اقتصاددانان و سیاست‌مداران، خودشان هم نمی‌دانند چه چیز درست است و چه چیز نادرست و دائما از کلماتی مانند اگر، آنگاه، شاید، احتمالا، ممکن است، با این فرض، ازیک‌سو، ازسوی‌دیگر و مانند آن استفاده می‌کنند.

بخشی از کتاب
داستان از اینجا آغاز می‌شود که روزی‌روزگاری سه مرد به‌نام‌های Able Charlie وBaker در جزیره‌ای دورافتاده به‌تنهایی زندگی می‌کردند. جزیره جای خشک و بدآب‌وهوا و به‌دور از یک هوای دل‌پذیر بود و هیچ‌گونه امکانات رفاهی نداشت. بدتر از همه اینکه انتخاب غذا نیز بسیارمحدود بود و فهرست غذا فقط شامل یک نوع غذا بود: ماهی. پس کارِ آن سه نفر در جزیره این بود که ماهی بگیرند و بخورند و بخوابند و نه پس‌انداز و نه سرمایه‌گذاری و نه اعتبار، هیچ‌کدام وجود نداشت. روزی از روزها، Able با خود گفت این‌که نشد! و سپس فکر کرد و فکر کرد و قلاب را اختراع کرد.
قلاب به سرمایه تبدیل شد. ولی ابداع Able حاصل چند روز نخوردن و صیدنکردن ماهی بود که معنای مصرف کمتر را می‌داد و در حقیقت، از تحقق ایده، درس ریسک را هم می‌توان گرفت. Able سرمایه‌دار شد و تولید مازاد بر مصرف، ممکن گشت و حالا، Able کارآفرین جزیره شده بود.
اکنون Charlie و Baker به او پیشنهاد دادند که یا تور و قلابت را قرض بده و یا ما را در تور و قلاب‌‌خود سهیم کن. Able به سود شخصی رسیده بود، ولی این سود و سرمایه‌ شخصی می‌توانست به کمک هر سه نفر بیاید.
دو دوست Able گفتند تور و قلاب را این‌گونه به ما قرض بده که به‌ازای هر یک ماهی، ما دو ماهی به تو می‌دهیم و Able هم قبول کرد. تعداد ماهی‌های Able روز‌به‌روز بیشتر و بیشتر شد و او اکنون می‌توانست یا فقط پس‌انداز کند، یا فقط مصرف کند، یا وام بدهد و یا سرمایه‌گذاری کند. Able ترکیبی از وام و سرمایه‌گذاری را انتخاب کرد.
وام و سرمایه‌گذاری باعث شد سه نفر ساکن جزیره، فقط به فکر ماهی‌گرفتن نباشند، بلکه یکی کلبه می‌ساخت، یکی پوشاک تولید می‌کرد و دیگری هم مهارت‌های آشپزی را یاد می‌گرفت. از آن پس، تور و قلاب‌های بیشتری ساختند و ماهی‌های بیشتری صید کردند و توانستند علاوه بر ضروریات زندگی، به تفریحات هم بپردازند.
t.me/MohsenKhaliliPoliticalScience
کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی