کد خبر : 76971
/ 09:04
دبیر شاخه خراسان انجمن علوم سیاسی ایران:

به خودباوری زنان بیشتر از خدمات دولت نیازمندیم

«اندک‌زمانی از شروع به کار پارلمان زنان در مشهد نمی‌گذرد که حجم ‌زیاد درخواست‌ها و اعلام آمادگی‌ها برای حضور در این محفل ازسوی زنان خودنمایی می کند.» این جمله را از زبان فرشته سلجوقی، مدیر کل امور بانوان استانداری می‌شنوم، که آغاز حرکتی رو‌به‌جلو برای استیفای حقوق زنان را نوید می‌دهد.

به خودباوری زنان بیشتر از خدمات دولت نیازمندیم

حمیده وحیدی- «اندک‌زمانی از شروع به کار پارلمان زنان در مشهد نمی‌گذرد که حجم ‌زیاد درخواست‌ها و اعلام آمادگی‌ها برای حضور در این محفل ازسوی زنان خودنمایی می کند.» این جمله را از زبان فرشته سلجوقی، مدیر کل امور بانوان استانداری می‌شنوم، که آغاز حرکتی رو‌به‌جلو برای استیفای حقوق زنان را نوید می‌دهد. به‌همین‌دلیل تصمیم می‌گیرم با یکی از زنان فعال در عرصه مبانی نظری سیاسی گفت‌وگو کنم. در اولین قدم با آمار غیر‌منتظره‌ای روبه‌رو می‌شوم؛ زنان فعالی که در مقطع تحصیلات تکمیلی، دکتری و ارشد در رشته‌های علوم‌سیاسی و روابط بین‌الملل در مشهد مشغول به تحصیل‌هستند، نسبت‌به مردان، جمعیت بسیار اندکی را تشکیل می‌دهند؛ به‌طوری‌که در‌میان اعضای هیئت‌علمی دانشگاه‌های معتبر نیز حضور بانوان بسیار کم است.همین کنجکاوی باعث می‌شود بعد‌از پرس‌و‌جوهای مکرر به انجمن علوم سیاسی ایران (شاخه خراسان) دانشگاه فردوسی برسم. اکنون، تنها زن حاضر در این انجمن، محدثه جزایی است که می‌کوشد شاخه زنان را در این انجمن راه‌اندازی کند. او همچنین در مراکز دانشگاهی غیر‌انتفاعی تدریس می‌کند.

لطفاً دربارۀ انجمن علوم سیاسی ایران توضیح دهید.
در سال١٣٨٢ این انجمن تأسیس شد. با‌توجه‌به اینکه مشهد و دانشگاه فردوسی قطب علوم سیاسی شرق کشور محسوب می‌شوند، این شاخه نیز کار خود را آغاز کرده است. در‌واقع ما تنها شعبه علوم سیاسی کشور در شرق هستیم و مطمئناً همه شهرها از حضور این انجمن ‌بهره‌مند نیستند.

اقدامات انجمن علوم سیاسی ایران در چه راستایی انجام می‌گیرد؟
هدف ما اعتلای رشته علوم سیاسی و کمک به دانش‌آموختگان و دانشجویان آن است تا از یک طرف با مجموعه‌ای از اساتید و اندیشه‌های آن‌ها آشنا شوند؛ از‌طرف‌دیگر با برگزاری کارگاه‌ها و نشست‌ها و جلسات فوق‌العاده‌ای که برای دانشجویان برگزار می‌شود، آن‌ها را با وجوه عملی و کاربردی آشنا کنند. کارگاه‌های انتخابات و کارگاه‌‌های مدیران علوم سیاسی فردا یکی از این نمونه‌ها بوده است؛ مثلا در شهریور، کارگاه خیلی خوبی به نام «کارگاه مدیران فردا»
برگزار شد.

با دیگر شهرها نیز ارتباط دارید؟
با تهران رابطه خوبی داریم و توانسته‌ایم از اساتید علوم سیاسی بهره‌مند شویم و با‌توجه‌به اینکه تهران، پایتخت و مرکز علوم سیاسی است، قطعاً در آینده نیز این برنامه‌ها ادامه خواهد داشت.

چرا حضور زنان در این رشته در مقاطع تکمیلی کم‌رنگ است؟
نمی‌توان به این مسئله نقدی وارد کرد که چرا من یک نفر خانم از اعضای این انجمن هستم. در گذشته کاندیدای خانم نبود و عده‌ای علاقه‌مند به فعالیت در این عرصه نبودند. خیلی از کسانی که علوم سیاسی می‌خوانند، می‌دانند که این کار کاملا عام‌المنفعه است، یعنی این سری انجمن‌ها خروجی مادی ندارند؛ در‌حین‌اینکه در آگاهی‌بخشی بسیار مؤثرند.
107768.jpg

آیا انجمن نگاه جناحی و سیاسی خاصی را دنبال می‌کند؟
هرگز. انجمن علوم سیاسی از بخش خاصی حمایت نمی‌کند. ما سعی می‌کنیم وارد جناح‌بندی‌های سیاسی نشویم؛ چرا‌که شما وقتی به‌صورت جناحی عمل کنید، خواه‌ناخواه طیف خاصی از اساتید و دانشگاهیان را از دست می‌دهید؛ به همین دلیل انجمن نهادی فراجناحی است.

تا‌به‌حال برای جذب دیگر دانشجویان خانم تلاش کرده‌اید؟
در فضای مجازی سعی کرده‌ام دوستانی را گرد هم بیاورم و از‌طرفی پیشنهاد تأسیس شاخه زنان را در انجمن علوم سیاسی شاخه خراسان ارائه داده‌ام. به‌هر‌حال به‌عنوان مسئول کمیته دانشجویی قصد دارم دیگر دانشجویان را به عضو‌شدن ترغیب کنم، اما هنوز هیئت‌مدیره در این مورد تصمیم قطعی نگرفته است. در‌صورت تصویب نه‌تنها از زنانی که علوم سیاسی خوانده‌اند بلکه از تمام کسانی که در حوزه‌های مختلف جامعه فعال هستند، بهره‌مند می‌شویم.
جالب است که به این نکته نیز اشاره کنم که ما ‌اکنون آقایانی را در این عرصه داریم که بیش از خودمان، دغدغه زنان و استیفای حقوق زنان را دارند. در اصل ما نمی‌خواهیم کاری کنیم که مرد‌سالاری افزایش یابد، بلکه می‌خواهیم سالار‌شکنی کنیم؛ یعنی با گفت‌وگو همه‌چیز حل‌و‌فصل شود.

شما در حوزه نظریه‌های مربوط به زنان‌، به‌ویژه مباحث آزادی و حقوق آن‌ها پژوهش می‌کنید. فکر می‌کنید گفتمان اجتماعی حامی زنان چرا در کشور ما شکل نمی‌گیرد؟
روند جریان‌های اجتماعی در ایران نشان می‌دهد که موضوع برابری جنسیتی، دارای گفتمان مخصوص به خود نبوده و هرگز به‌عنوان آمال و هدف گروه مشخصی از زنان اتخاذ نشده است. ابهام در واژه «برابری» و مسئله تساوی و تفاوت میان آدم‌ها، باعث شده است که درموضوع زنان توافق گسترده‌ای شکل نگیرد.
درحالی‌که سنت‌گرایان با استفاده از سنت ایرانی‌اسلامی به ارائه الگوی سنتی برای زنان می‌پردازند، زنان نوگرا و خواهان تغییر در وضعیت خود، به‌ناچار برخی از توان و زمان خود را باید صرف توجیه و اقناع مخاطبان کنند تا به آن‌ها نشان دهند منظورشان از برابری زنان، ایده انقلابی و نوخواهی غربی نیست. برهمین‌اساس و به‌دلیل هراس از برچسب‌زدن فمینیسم غرب‌گرا‌ست که شکل‌گیری هر‌گونه گفتمان اجتماعی حامی حقوق زنان به سرانجام نمی‌رسد.
قطعاً چه در بحث عملی و چه نظریه‌پردازی در حوزه زنان دچار خلاء هستیم و این خلاء کاملا نظری است. هدف از ارائه اندیشه‌های غربی مربوط‌به حوزه زنان، این نیست که بخواهیم فمینسیم فرانسوی و اروپایی را اجرا کنیم، اما ضروری است که بدانیم اندیشمندان زن دنیا چطور فکر کرده‌اند تا از نظریه‌های آن‌ها بهره بگیریم و با‌توجه‌به محیط اجتماعی و فرهنگی خود الگوی مطلوب زن ایرانی‌اسلامی را معرفی کنیم.
در اغلب جوامع درحال توسعه برای افزودن بر سرعتِ گذار، به زنان به‌عنوان عنصری اثر‌بخش توجهی ویژه می‌شود، اما در ایران علی‌رغم گستردگی حضور زنان در عرصه بیرونی سیاست و نهادهای آموزشی، بخش اندکی از آنان توانایی راهیابی به سطوح بالای مدیریتی را دارند. برای دست‌یافتن به پست‌های مدیریتی، زنان ایرانی موانع متعددی پیش رو دارند
که مهم‌ترین آن‌ها را می‌توان موانع فرهنگی همچون سنت‌گرایی، فرهنگ پدرسالار، خودناباوری زنان، زن‌ناباوری زیست روزمره و موانع اجتماعی مانند مرد‌سالاری در نهادهای اجتماعی، فقدان نهادهای رسمی توان‌بخش، نبود گفتمان حامی و ضعف انسجام سازمانی زنان دانست.

چه ضرورتی هست که برای نظریه‌پردازی حتما به رویکردهای فمینیسم فرانسوی و غربی اشراف داشته باشیم؟ آیا فاصله فرهنگی بین زن شرقی و غربی، شکاف زیادی را در تأیید یا رد نظریه‌ها ایجاد نمی‌کند؟
شخصاً معتقدم اگر بخواهیم اندیشه‌ای ارائه کنیم، باید ببینیم قبل‌از ما چه اندیشه‌ای ارائه شده است. ما در خلاء زندگی نمی‌کنیم و نمی‌توانیم بگوییم: «‌ما همین هستیم‌»! ما در ایران به خمودگی در عرصه نظری رسیده‌ایم که صرفاً در موضوع زنان مطرح نیست، فقط در این بخش عقب‌تریم.

یعنی می‌‌توان گفت ما زیاد آزمون و خطا می‌کنیم و از تجربیات دیگر کشورها مستقیم استفاده نمی‌کنیم؟
با بخش آزمون و خطا در عرصه زنان موافق نیستم. در عرصه زنان آزمون و خطا نکرده‌ایم، یعنی ما زنان آن‌قدر جرئت نداریم که حتی وارد عرصه شویم و آزمون و خطا کنیم؛ برای مثال به‌جز موانع ساختاری و فرا‌قانونی که وجود دارد، خود زنان نیز تلاش‌های چندانی برای گرفتن قدرت و نقش‌آفرینی در عرصه سیاسی نکرده‌اند که آن را عرصه آزمون و خطا تلقی کنیم.
در تجربه کشورهای آسیای‌شرقی، تا‌جایی‌که من می‌دانم، این پیشرفت نه ناخودآگاه بوده است و نه یک‌باره. علاوه‌بر‌این درست است که آن‌ها برخی از سنت‌هایشان را حفظ کرده‌اند، اما به‌معنای آن نیست که سنت‌ها تغییری نکرده است؛ مثلا در ژاپن زنان علاقه‌مندند کماکان کیمونو بپوشند، یعنی آن را به‌عنوان نماد سنتی پذیرفته‌اند و از آن استقبال می‌کنند، اما در ادارات لباس رسمی می‌پوشند.

فکر می‌کنید چرا سنت‌های ما اغلب در‌جهت محدودیت زنان به کار برده می‌شود؟
برخی آموزه‌های سنتی، ریشه در عرف دارد و هیچ محدودیت مذهبی برای آن‌ها تعریف نشده است و صرفاً در سنت ما وجود دارد.
برخی پدران ما دخترانشان را به‌گونه‌ای تربیت کرده‌اند که کمترین رابطه را با جامعه داشته باشند؛ به این دلیل که جامعه در گذشته نا‌امن بوده است، اما ‌ اکنون به لطف انقلاب اسلامی امنیتی برقرار است که در گذشته وجود نداشته است.

شاید خیلی از زنان ما دربارۀ منشور حقوق زنان اطلاعی نداشته باشند. لطفاً کمی دراین‌باره توضیح دهید.
علت بی‌اطلاعی زنان ما از منشور حقوق زنان و دیگر اختیاراتی که ممکن است در قانون داشته باشند، نبود آن‌ها در جامعه است‌. منشور حقوق زنان در سال‌١٣٨٣ ازسوی شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسیده است. حال اصلا اینکه چرا و چگونه تهیه شد بنا به نیازی بود که جامعه احساس می‌کرد حوزه‌ای را برای زنان تعریف کند و حقوق و مسئولیت‌هایشان تعریف‌شده باشد. البته من انتقاداتی به متن آن دارم؛ زیراکه به طور کامل شفاف و فراگیر نیست، اما به‌هر‌حال منشور حقوق زنان، قدم مهمی در تحول شرایط زنان بوده است.

این منشور اجرایی شد؟
حقیقت این است که دربارۀ اینکه برای زنان منشوری تهیه شود یا نه، هنوز مناقشه وجود دارد. عده‌ای معتقدند تعریف منشوری ویژه حقوق زنان، اتفاقاً ظلم به آن‌هاست؛ ‌زیراکه آن‌ها را از دیگر مردان در جامعه جدا می‌کند و به آن‌ها به چشم کسانی که نیاز به حمایت دارند، می‌نگرد.
در‌مقابل عد‌ه‌ای معتقدند رفتار با زنان به‌دلیل سرنوشت تاریخی‌ و محدودیت‌هایشان، باید با تبعیض مثبت‌تری نسبت‌به گذشته همراه باشد. حقوق آن‌ها تعریف شده باشد تا بتوانند بنا‌بر آن در عرصه اجتماعی فعالیت کنند. از‌نظر‌من، بسیار خوب است که متنی مدون شود و در آن حقوق و مسئولیت‌های زنان مشخص شود، اما نقصی که منشور دارد، این است بیشتر به مسائل عام بشری و حقوق انسانی می‌پردازد تا مسئله زنان.

چرا زنان ما هیچ‌گاه دغدغه مطالبه‌گری حقوق خود را به‌صورت جمعی نداشته‌اند و قوانین کشور بر‌مبنای همان قوانین سال‌١٣٠٠ اجرا می‌شود‌؟
فکر می‌کنم که زنان ما آن باور و اعتماد لازم را ندارند، یعنی حتی اگر ساختارها فراهم باشد، تا‌زمانی‌که زنان اعتماد‌به‌نفس نداشته باشند که می‌توانند در این عرصه کارهای بزرگ انجام دهند، کاری انجام نمی‌گیرد. ‌اکنون تعداد کارمندان زن ما در سطوح مختلف کم نیستند و در هر حوزه‌ای، هر‌چند اندک، می‌توانیم ببینیم که زنان در‌حال نقش آفرینی هستند و شغلی را به‌صورت حرفه‌ای ادامه می‌دهند، اما اینکه بدانیم مسیر پیشرفت آن‌ها به چه صورت است، معنا و مفهومی ندارد. آیا آن‌ها در‌‌صورت حذف موانع و فعالیت باز هم به‌دنبال مطالبه‌گری هستند؟ ما فکر می‌کنیم که گام‌گذاشتن در این راه سخت است.
ازطرفی، وظایفی نیز بیش‌از اندازه به زنان ما محول شده است‌. یک زن در هر جایگاهی که باشد، هنوز باید نقش مادر‌بودن و همسر‌بودن را ایفا کند. منکر این نیستم که نباید این نقش‌ها را برعهده گرفت، اما چون این خود‌ناباوری در زنان وجود دارد، مردان نیز همین نگاه را دارند و همسران و پسران و کسانی نیز که در‌واقع در خانه با زنان زندگی می‌کنند، انتظارات رایج سنتی را دارند؛ یعنی در این سال‌ها در انتظاراتی که دربارۀ خانم‌ها وجود داشته هیچ تغییری ایجاد نشده
ا‌ست‌.
فکر می‌کنم اگر زنان کمی خودشان را باور داشته باشند، اوضاع کمی تغییر خواهد کرد.

خودتان دوران تکمیلی رشته علوم سیاسی را گذرانده‌اید. فکر می‌کنید با‌توجه‌به نیاز به تغییر نگرش در کشور، چرا در همین حوزه حضور زنان کم‌رنگ است؟
حساسیت‌های ویژه و بی‌اعتنایی‌هایی به رشته علوم‌سیاسی وجود دارد؛ به‌عنوان مثال می‌بینیم در فراخوان‌های ارائه‌شده در شغل‌هایی که بر رشته ما تمرکز وجود دارد، در جذب نیروی جدید تقریباً از علوم سیاسی نامی برده نمی‌شود. از‌طرفی زنان، خود در این رشته کمتر فعالیت می‌کنند. در تحصیلات تکمیلی حضور زنان خیلی گسترده نیست و حتی کمتر از نیمی از آقایان را هم تشکیل نمی‌دهند.
در هر ورودی دکتری تقریباً در‌ازای حضور پنج‌مرد در بهترین حالت، تنها یک خانم وجود دارد‌. از طرف دیگر، چشم‌انداز روشن و بازار جذابی برای زنان علوم‌سیاسی‌خوانده وجود ندارد. حضور دو نفر از بانوان بسیار فعال در عرصه سیاست، همچون خانم گندمی و خانم رمارم، که پیشینه کاری بسیار قوی‌ای دارند، می‌تواند برای زنانی که در این عرصه کار کرده‌اند بارقه امیدی باشد. امیدواریم که در فضای جدید، اوضاع برای زنان روشن‌فکر تغییر کند.

کشورهای دیگر چقدر توانسته‌اند از حضور زنان در حوزه سیاست، به نفع تغییر قوانین بهره ببرند؟
بررسی‌ها نشان می‌دهد در کشورهای آمریکا و اروپا قطعاً مطالبه‌گری با زنان بوده است؛ یعنی جنبش حق رأی در آمریکا در یک فرایند تاریخی چنددهه‌ای، طی تلاش و ایستادگی زنانی که خواهان رأی درمقابل نظام سیاسی‌ بودند شکل گرفت، آن هم نظام سیاسی که حق رأی را برای زنان قائل نبود.
این در حالی است که در کشورهای آسیایی که حکومت‌های مطلقه را دارند، معمولا حق رأی به زنان داده شده است. مثلا در ایران و کشورهای خاورمیانه، این حق رأی از بالا به پایین داده شده است و این‌طور نبوده که زنان جنبشی داشته باشند. اما در زمینه قوانین مرتبط با این حوزه، برخی کشورها خوب کار می‌کنند، بر‌خلاف کشورهای عربی که حاکمیت، یک‌شبه تصمیم می‌گیرد که به آن‌ها حقوقی اعطا کند؛ اما کشوری مانند مالزی دراین‌زمینه خیلی خوب پیشرفت کرده است‌. علی‌رغم اینکه آن‌ها مسلمان‌هستند نگاه ویژه‌ای به زنان دارند. با این وجود زنان مالزی در عرض ٢٠‌سال در عرصه‌های عمومی‌ به خوبی پیشرفت کرده‌اند. یعنی توانسته‌اند در پارلمان و عرصه‌های جامعه مطرح شوند.

چرا در مواجهه زنان در جامعه، مدام جمله «زن گلی در خانه است» نقل می‌شود؟
در قرآن با آیاتی روبه‌رو می‌شویم که زنان را خطاب قرار می‌دهند، آن‌ها را در‌کنار مردان می‌دانند. یعنی قرآن زنان را بدون مردان خطاب قرار نمی‌دهد و بسیاری از آیات قرآن فارغ از جنسیت است. اینکه در اسلام زنان صرفاً در خانه‌ها بوده‌اند و زن گلی در کنج خانه بوده است، به‌شدت متعارض با حقیقت تاریخی است.
ما در تاریخ اسلام حضرت‌خدیجه(س) را می‌بینیم که در تجارت بسیار فعال بوده است. حضرت فاطمه(س) نیز برای گرفتن حق و حقوقشان با اینکه همسر گرامی‌شان در قید حیات بودند، برای استیفای حقوق خود به خلیفه وقت مراجعه می‌کنند. ایشان در ماجرای فدک شخصاً مراجعه می‌کنند؛ یعنی زنان را در کنج خانه تصور‌کردن یک تصویر واژگونه از حضور زنان در صدر اسلام است.

اما نگاه برخی افراد این است که حضور زنان در خارج از خانه سبب تنزل بنیان خانواده می‌شود.
فرهنگ و فضایی که در برخی مواقع در کشور ما حاکم می‌شود بر مرد‌سالاری تأکید دارد. من فکر می‌کنم برخی باورهایی که مانع حضور زنان در جامعه می‌شود ریشۀ فرهنگی دارد. شخصا از شنیدن برخی محدودیت‌هایی که خواسته و ناخواسته وجود دارد ناراحت نمی‌شوم؛ چرا که درک می‌کنم در شهر و فضایی زندگی می‌کنم که قرن‌های متمادی با این فرهنگ، فرزندانش را بزرگ کرده است‌. اما باید خودمان تلاش کنیم که این برداشت را تغییر دهیم.
آمار طلاق بسیار بالاست، اما آیا می‌توان ارتباطی بین طلاق و حضور زنان در اجتماع ایجاد کرد؟ تا‌به‌حال تحقیق درستی در‌‌این‌باره انجام نگرفته است. پس نمی‌توانیم این ادعا را تأیید کنیم که زنان شاغل سبب تزلزل جامعه هستند. اتفاقاً فرزندان زنان تحصیل‌کرده و شاغل از اعتماد‌به‌نفس و حضور فعال‌تری در اجتماع برخوردارند. بزرگ‌ترین و برجسته‌ترین وظیفه‌ ما تربیت فرزندان است و اینکه آن‌ها را در مسیر پیشرفت قرار دهیم. وقتی یک زن آگاهی کمتری داشته باشد، به همان نسبت پیشرفت جامعه به تعویق می‌افتد.

دولت سعی دارد زمینه‌ای برای حضور جدی زنان فراهم کند. فکر می‌کنید چطور می‌توان این مسیر پر‌فراز‌و‌نشیب را در حداقل زمان طی کرد؟
در این راستا ما باید روی الگوسازی کار کنیم. زنان موفق در عرصه‌های سیاسی اجتماعی و فرهنگی و زنی که توانسته است خارج از خانه موفق باشد، باید دیده شود. بیان سرگذشت این افراد، تاب‌آوری و مبارزات زنان می‌تواند عامل مؤثری باشد.
این روزها فضا در‌حال تغییر است. یکی از مشکلات ما این است که هم‌اکنون جامعه زنان کماکان یکدست نیست؛ یعنی مانع اصلی ما همین است. باید برای موفقیت یک نگاه میانه داشت، نه این سوی طیف بود و نه آن سوی طیف. نه آزادی‌های لجام‌گسیخته و گرایش‌هایی که می‌خواهد مردان را حذف کند و نه آن باوری که زنان را در مدیریت کوچک نمی‌پذیرند.

چقدر دولت می‌تواند به این امر کمک کند؟
فکر می‌کنم این سرگذشت تاریخی، یک نوع تنبلی و خمودگی را در ما نهادینه کرده است که مدام چشم‌مان به این است عنصری خارجی برای ما کار کند؛ یعنی در جایی که حتی خلاء قانونی وجود ندارد، باز هم ما کار نمی‌کنیم. ما باید باور زنان را تغییر دهیم‌. در اولین گام، زنانی که در رسانه‌ها هستند و تریبون در اختیارشان است یا در شورا و مجلس هستند و در نهادهای تصمیم‌گیر قرار دارند از این تریبون استفاده کنند و خودباوری را القا کنند تا بستری برای آن
ایجاد شود. 
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی