کد خبر : 76968
/ 08:46
شبنم کرمی

به خودمان برگردیم

حق حیات از مهم‌ترین و بنیادی‌ترین حقوق طبیعی بشر است که از برکت آن، انسان‌ها می‌توانند از سایر حقوق و آزادی‌های اساسی خویش بهره‌مند شوند.

به خودمان برگردیم

آدمی در روابط گوناگون فردی، اجتماعی، خصوصی و عمومی خود ممکن است به‌صورت جزئی یا کلی در معرض خطرات مادی و معنوی قرار گیرد. در چنین حالتی است که مقوله امنیت به‌عنوان یک اساس حقوقی، اخلاقی و اجتماعی ضرورتی اجتناب‌ناپذیر خواهد داشت.
امنیت، اطمینان‌خاطری است که بر اساس آن، افراد در هر جامعه‌ای نسبت به حفظ جان، حیثیت و حقوق مادی و معنوی خود بیم و هراسی نداشته باشند. مفهوم امنیت به‌عنوان یک شرط اساسی، بنیادی و کلیدیِ حیات انسانی در همه‌جای دنیا قابل درک است؛ چنانچه علاوه‌بر متون اسلامی و آسمانی، در اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، کنوانسیون اروپایی حقوق بشر و سایر منابع بین‌المللی نیز مورد تأکید و احترام قرار گرفته است. اما نادیده انگاشتن بسیاری از حقوق همنوعان و شهروندان در قالب‌هایی به‌ظاهر کوچک می‌تواند به راحتی این مفهوم و نعمت ارزشمند را خدشه‌دار کند؛ هرچند ممکن است امنیت به‌خودی‌خود در مفهوم کلی بی‌اثر نشده و در معنی عامش در جامعه حاکم باشد اما به‌یقین، حس ناامنی که بارها گفته شده از نبود امنیت برای تزلزل ساختار اجتماعی مهلک‌تر است را به‌دنبال دارد. اهمیت سفارش‌های متعدد آیات و روایات اسلامی بر حفظ اولویت حق‌الناس اینجا مشخص می‌شود که وقتی هریک از ما بخشی از حقوق دیگران، شامل نزدیک‌ترین افراد خانواده و دوستان تا سایر هموطنان و همشهریان‌مان را زیر پا می‌گذاریم، به‌طور جدی در ایجاد احساس ناامنی در جامعه سهیم هستیم. ناامنی، تنها منحصر به جنگ بین ملت‌ها یا جنگ‌های داخلی نمی‌شود. وقتی نسبت به سلامت غذا، آب‌و‌هوا به‌لحاظ بهداشتی و استانداردهای لازم شک به وجود می‌آید، احساس ناامنی در ذهن‌ها ایجاد کرده‌ایم؛ زمانی که با دل‌نگرانی، فرزندمان را راهی مدرسه می‌کنیم و تصور کم‌کاری متولیان امر آموزش و شکاف بهداشت پزشکی و اخلاقی تا پایان تحصیل وی رهایمان نمی‌کند دچار ناامنی ذهنی شده‌ایم. نبود امنیت شغلی و درآمدی، دیگر مقوله ایجاد احساس ناامنی اجتماعی است که مسائل و مشکلات جدی مانند متزلزل کردن ارکان خانواده را به‌دنبال دارد. وقتی هنگام خرید‌و‌فروش به صداقت فروشنده و خریدار نمی‌توانیم اعتماد کنیم و در کل زمانی که اعتماد از جامعه ما رخت برمی‌بندد احساس ناخوشایند ناامنی را پراکنده‌ایم.
باید به خودمان برگردیم؛ به زمانی که تار سبیل و قول مرد، کار همه چک و سفته‌های روزگار کنونی را به‌تنهایی انجام می‌داد. وقتی که همسایه، هم سایه بود و هم رفیق، روزگاری نه‌چندان دور که کاسب حبیب خدا بود، معلمی کار انبیا، طبابت حکمت و پیش‌نماز، امین و محور محله. به روزگاری برگردیم که مثقالی از شر را به حکم خدا بر خود حرام می‌دانستیم و باور داشتیم آنکه کردار بد روا بیند، خود از کردار خود جزا بیند.
جامعه ما می‌تواند امنیت را با همه وجود احساس کند، اگر هریک از ما به‌عنوان یک شهروند متعهد، افق دیدمان را از خود فراتر برده و احساس ناامنی را با بدرفتاری و بداخلاقی در آن رواج ندهیم؛ آنگاه در کشوری که به‌لحاظ منابع و نعمات الهی بی‌نظیر است به یُمن نعمت امنیت نیز راضی‌ترین مردم دنیا می‌شویم.
کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی