کد خبر : 76869
/ 11:53
نوید فلاحت از پیشتازی مشهد در هنر عمومی می گوید؛

متولی اصلی هنر شهری هنرمندان مستقل هستند

نوید فلاحت از هنرمندان مشهدی و مشاور پارک علم و فناوری خراسان، نزدیک به ۲۰سال است که در حوزۀ طراحی گرافیک، گرافیک محیطی، پیرامعماری و هنر شهری فعالیت کرده است. در سال‌های اخیر آثار او را بیشتر در طرح‌های استقبال از بهار به‌عنوان طراح و ایده‌پرداز هویت دیداری و هنر عمومی دیده‌ایم.

متولی اصلی هنر شهری هنرمندان مستقل هستند

ظریفیان- نوید فلاحت از هنرمندان مشهدی و مشاور پارک علم و فناوری خراسان، نزدیک به ۲۰سال است که در حوزۀ طراحی گرافیک، گرافیک محیطی، پیرامعماری و هنر شهری فعالیت کرده است. در سال‌های اخیر آثار او را بیشتر در طرح‌های استقبال از بهار به‌عنوان طراح و ایده‌پرداز هویت دیداری و هنر عمومی دیده‌ایم که مجسمۀ «گمشده»، «احترام»، اثر تعاملی «نور دیده»، «با دوچرخه تا آسمان»، «شهدای غواص» و «ایستادگی» نمونه ای از آن ها است. وی کارهای مشترک زیادی نیز با سمیه سریری و محراب اسدخانی و دیگر هنرمندان این رشته اجرا کرده است. نکتۀ شایان توجه آثار وی استفاده از آیینه‌کاری، طراحی تعاملی و مکان‌محوربودن است. او طراح هویت بصری مشهد در سال۲۰۱۷، طراح پروژه‌های شهری منتور و داور استارتاپ ویکندهای ایران و مشاور شرکت‌ها و پروژه‌های خلاق در حوزۀ فناوری بوده است. در جشنواره‌های مختلفی به‌عنوان دبیر حضور داشته و کارگاه‌هایی نیز برگزار کرده‌ است. نوید فلاحت تأکید می‌کند که عبارت «المان شهری» درست نیست و می‌گوید چیزی که به‌اشتباه «المان» ترجمه شده، درواقع «هنر عمومی» است. با وی دربارۀ وضعیت هنر عمومی در مشهد و فراز و فرودهایی که در سال‌های اخیر پشت سر گذاشته است، به گفتگو نشسته‌ایم که در ادامه می‌خوانید.
107618.jpg

جریان هنری‌ای چند سال اخیر در مشهد نخستین مواجهۀ مستقیم مردم در سطح وسیع اجتماعی با هنرهای حجمی بود، آنچه که قبلا فقط در گالری‌ها و نمایشگاه‌ها و به‌صورت محدود و برای قشر نخبگان نمایش می‌یافت. با‌این‌حال خیلی‌ها نمی‌دانند که تعریف دقیق آن چیست؟ آیا تعریف مشخصی از المان شهری وجود دارد؟
در تعریف معمارانه، المان‌ها، بخشی از عناصر شهری و زیرمجموعۀ نشانه‌های شهری هستند. نشانه‌های شهری هم یکی از عناصر «سیمای شهر» هستند. گاهی سیمای شهری را به‌اشتباه مترادف با «منظر» و «نما»ی شهری قرار می‌دهند؛ در‌حالی‌که «سیما» ترجمۀ واژۀ image و به‌معنی برداشت و تصویری است که در ذهن ناظر یا مخاطب شکل می‌گیرد؛ سیما به‌معنی سهم ذهن ناظر از تصویر واقعی و منظر شهر است. نشانه‌ها که بخشی از سیمای شهر هستند شامل طیف وسیعی از عوامل ازقبیل تابلوها و علائم هشداردهنده و نشانگر جهت و مکان هستند؛ بخشی از این نشانه‌ها المان‌ها هستند. المان‌ها کارکرد نشانه‌ای دارند و به مخاطب کمک می‌کنند تصویر دقیق‌تری از شهر و آن بخش خاص شهر که المان در آن قرار دارد، در ذهن خود داشته باشد. المان‌ها دو جنبه دارند؛ یکی کالبد و پیکرۀ آن‌ها و دیگری مفهومی که به مخاطب القا می‌کنند. آنچه مد‌نظر شماست و به‌اشتباه به «المان» ترجمه شده، درواقع هنر عمومی است. هنر عمومی به فعالیت‌های هنری در هر رسانه اطلاق می‌شود که به منظوری خاص برای قرارگرفتن یا ظاهرشدن در مکان‌های عمومی فیزیکی طراحی و اجرا می‌شود و معمولا در محیط پیرامون وجود دارد و برای همگان دردسترس است. گاهی نیز استفاده از این عبارت هرگونۀ هنری‌ را شامل می‌شود که در فضای عمومی که دارای ساختمان‌های قابل دسترس برای عموم است، نمایش داده می‌شود. معتقدم مشهد، پایتخت هنر عمومی ایران است.

تفاوت المان با مجسمه چیست؟
فارغ از موضوع تکنیک و متریال و فرایند تولید اثر، تفاوت اصلی مجسمه با المان در نوع نگاه به موضوع است. اساساً مجسمه‌ها با بیانی صریح‌تر، شفاف‌تر و ملموس‌تر با مخاطب ارتباط برقرار می‌کنند. نقش تکنیک‌های فردی هنرمند هم در آن‌ها مشهودتر است، حال‌آنکه المان‌ها می‌توانند بیانی انتزاعی‌تر، مدرن‌تر و یا عمومی‌تر داشته باشند. المان‌ها می‌توانند مفاهیم را به‌گونه‌ای انتقال دهند که مخاطب را وادار به مکاشفه کنند.

مشهد جریان ساز المان ها بوده است. اکنون بعداز گذشت چند سال و طی‌کردن این فرایند فکر می‌کنید وضعیت هنر در مشهد چگونه است؟ ارزیابی شما از فضای حال حاضر هنر عمومی در مشهد چیست؟
قطعاً مشهد پایتخت هنر عمومی است. در مدیریت‌های مختلف این فستیوال موقت شهری درقالب استقبال از بهار، بهار فیروزه‌ای و... به لطف مدیران برگزار شده است. کارآفرینی، درگیری هنرمندان با شهر و مطالبۀ عمومی، ماحصل این تلاش در ادوار مختلف بوده است، اما کار اصلی را مردم (به‌عنوان مخاطب)، هنرمندان (به‌عنوان ایده‌پردازان و سازندگان)، مدیران (به‌عنوان برگزارکنندگان) انجام داده‌اند که رفته‌رفته رو به پیشرفت بوده‌ایم. در مقاطعی مردم از بزرگ‌نمایی هیجان‌زده شده‌اند، در مقاطعی دیگر محتوامحور شده‌ایم و حالا فکر می‌کنم می‌تواند دوران اوج این اتفاق باشد. در‌این‌میان نقش آموزش، کار تیمی و تصمیمات درست می‌تواند به توسعۀ این جریان کمک کند.
107619.jpg

به آموزش به عنوان یکی از بایدهای این جریان اشاره کردید. به‌طور کلی اگر بخواهیم به آسیب‌شناسی این رشته در مشهد بپردازیم، چه مواردی به نظر شما قابل ذکر هستند؟
من آموزش و توجه به همۀ سلیقه‌ها را امری مهم در توسعه و پیشرفت این جریان می‌دانم.
داوری آثار توسط افرادی با سابقۀ هنر عمومی کم و غیربومی بودن آن‌ها را نیز از آسیب‌ها قلمداد می‌کنم، اما این‌ها چیزهایی نیستند که نشود درستشان کرد. هم‌اندیشی و استفاده از تجربیات افراد در گذشته و حال می‌تواند به بهترین شکل به بهبود و پیشرفت کمک کند.

مشهد چه پتانسیل‌های ویژه‌ای برای نمایش آثار حجمی مثل المان دارد؟
ساختار شهری مشهد و توسعۀ این شهر ظرفیت فوق‌العاده‌ای برای ورود هنرمندان برای تکمیل فضاهای شهری ایجاد کرده است، اما این مداخله باید با حفظ استانداردهای شهری، عدم اغتشاش بصری و در مسیر کانسپت‌های طراحانه باشد.

در سال‌های گذشته چقدر به این ظرفیت‌ها توجه شده است؟
تغییر مدیریت‌ها قطعاً تغییراتی در سیاست‌ها را باعث شده، اما نوار هنر عمومی در مشهد قطع نشده است. مشارکت هنرمندان، تولیدکنندگان، داوران، منتقدان و اهالی رسانه، همواره به پایش این روند پرداخته است. روزهای خوب و بد در هنر عمومی مشهد نیز بخشی از ماجرای المان‌های شهری است. هنرمندان مستقل در مشهد، فارغ از نام‌ها و جریان‌ها و در خیلی از موارد بدون توجه به پیشنهادها از شهرهای دیگر، به خلق آثاری بدیع پرداخته‌اند، اما هنوز ظرفیت‌های مغفولی هست که می‌توان بازیابی‌شان کرد، امید ایجاد و شهر را زیباتر کرد.

این بخش‌های مغفول چه مواردی هستند؟
ظرفیت‌های کار تیمی، طراحی تعاملی، پرفورمنس‌ها (اجرا) و کارآفرینی و استفاده از ایده‌های خلاقانه و فناورانه، بخشی است که کمتر به آن پرداخته شده است و امیدوارم بتوانیم همچنان به اصلاح این روند بپردازیم.

مناسبتی‌کارکردن المان‌ها که بیشتر در سال‌های گذشته در المان‌های نوروزی به چشم آمده، نقطۀ قوت آن به حساب می‌آید یا ضعف؟
اساساً این جریان یک کارناوال است، یک فستیوال شهری از مشارکت عموم مردم (هنرمندان حرفه‌ای، دانشجویان و حتی مردم عادی). المان‌های نوروزی فرصت نفس‌کشیدن ایده‌های نو است، اما نقش آموزش حالا پررنگ‌تر از قبل احساس می‌شود.

ارز یابی شما از عملکرد ۴ دوره پیش شورا چیست ؟
در سال اول این دوره زیاد خوب نبود. به‌هم‌ریختگی در برگزاری، انتخاب‌های غیرمسئولانه، تجربه نداشتن برگزارکنندگان، داوران غیربومی و ترکیب نامناسب دست‌اندرکاران، لطمۀ شدیدی به ذهنیت مردم مشهد زد، اما در سا‌ل‌های بعد بهتر و بهتر شد.
ازآنجاکه داستان المان‌های شهری در مشهد متوالی است و هر رشته‌ای باید مسیر رشد را طی کند و در این مسیر بالا و پایین‌های زیادی هست، نمی‌توان مقایسه‌ای به موضوع نگاه کرد. مشهد متعلق به مردم است، نه متعلق به مدیران. متولی اصلی هنر شهری هم هنرمندان مستقل هستند؛ بنابراین نمی‌توان گفت در فلان دوره چه بود و چه شد. مردم نتیجه را می‌بینند نه فرایند را.
107620.jpg

المان‌ها پیش از این نیز در تاریخ هنر ایران و مشهد حضور داشته‌اند یا موضوع جدیدی محسوب می‌شوند؟
در ایران و خراسان، المان‌ها یا بناهای یادبود زیادی به یادگار مانده است. اساساً در ایران چیزی به نام «المان‌ موقت» وجود نداشته است. من به خود کلمۀ «المان» با اتفاقاتی که در سال‌های اخیر افتاده است، نقدی جدی دارم. هنر عمومی با این سیاق رایج در مشهد، به ادوار گذشتۀ مدیریت هنری شهرداری مشهد برمی‌گردد که اتفاقاتی مناسبتی بود. این جریان در سال‌های اخیر تبدیل به مطالبه‌ای عمومی شده است که اهمیت این نوع برخورد با محیط شهری را نشان می‌دهد. مشهد همواره در هنر عمومی پیشرو بوده و در سال‌های مختلف براساس سیاست‌ها، نگاه‌ها و یا مستهلک‌شدن سیستم این جریان، فراز و فرودهایی داشته است.

ویژگی‌های المان مطلوب شهری یا همان هنر عمومی چیست؟
شاید به لحاظ مفهومی این موضوع وابسته به اتمسفر جامعه، رخدادها و سیاست‌های هنرمندان و سفارش‌دهندگان باشد، اما فارغ از محتوا موضوع زیبایی‌شناسی (البته نه همیشه)، جانمایی و اثربخشی می‌تواند از مؤلفه‌های مهم در خلق یک المان مطلوب شهری باشد. در‌این‌میان طراحی تعاملی و ارتباط دوسویۀ اثر با مخاطب، استفاده از فناوری‌های نوین و اتفاقات بین‌رشته‌ای نیز می‌تواند ظرفیت‌های خوبی در مطلوبیت اثر ایجاد کند.

هنر عمومی در مدیریت شهری چه کارکردهایی به لحاظ فیزیکی و نیز معنایی و مفهومی می‌تواند داشته باشد؟
هنر عمومی در بسیاری از کشورهای دنیا عصای دست مدیران باهوش است، اما غیر از رسالت انتقال پیام به مخاطب، این جریان می‌تواند به توسعۀ فرهنگ، کم‌کردن هزینه‌های آموزش و بهره‌برداری بهتر از فضاهای شهری کمک کند. بازآفرینی بخشی از خاطرات جمعی و تکمیل بخشی از سیمای شهر نیز می‌تواند از دستاوردهای مدیریتی با مشارکت‌دادن هنرمندان در بهبود کیفیت فضاهای شهری باشد.

انتقال مفاهیم هویتی به شهروندان از‌طریق المان‌ها موضوعی است که در دورۀ اخیر بر آن تأکید شده است. این مفاهیم چقدر در المان‌ها جای کار دارند؟
همان‌طور‌که با دیدن عناصر مختلف، احساسات، خاطرات و مکاشفات زیادی در ما شکل می‌گیرد، هنر عمومی هم می‌تواند با فراست و هوشمندی به انتقال مفاهیمی هویت‌ساز بپردازد. هویت‌بخشی و کیفی‌کردن فضاها، شاید به‌وسیلۀ المان‌های شهری صورت پذیرد، اما انتقال مفاهیم هویتی به شهروندان، فرایندی جمعی با رعایت بسیاری از استانداردهاست.

زیباسازی شهر در همه‌جای دنیا انجام می‌شود و المان‌ها نمادی از هویت شهر، ارزش‌ها و ویژگی‌های تاریخی و هویتی و اعتقادی آن هستند. فکر می‌کنید در مشهد المان‌ها به‌سمت نمادسازی هویت مشهدی رفته‌اند؟
تلاش‌های جسته‌و‌گریخته‌ای شده است که آغاز راه است. اعتقاد دارم که ساخت «برند شهری» از مسیر توجه به داشته‌های عمیق و پایدار شهر می‌گذرد.

با‌توجه‌به اینکه هنری مثل المان شهری وابسته به سفارش سازمان‌ها و نهادهاست چطور می‌تواند در‌عین‌حال یک جریان مستقل هنری تأثیر‌گذار باشد؟
شاید هزینۀ زیاد آثار هنر عمومی یکی از مسائلی باشد که با‌وجود اسپانسر یا سفارش‌دهنده این هنر را زنده نگه می‌دارد. این به‌معنای ‌نداشتن‌کارکرد‌ المان‌ها حتی از نظر اقتصادی نیست. مانیفست و رویکرد هنرمندان در خلق آثار شهری می‌تواند جامع‌الاطراف باشد. می‌تواند غیر از ایجاد اثری دکوراتیو، قابلیت‌های فرهنگی و ظرفیت‌های اقتصادی ایجاد کند.

حمایت سازمان‌ها چه نقشی می‌تواند در رشد و احیاناً پسرفت این هنر داشته باشد؟ در مشهد این حمایت‌ها چطور بوده است؟
شاید فقط شهرداری را متولی حمایت از این جریان بدانیم، اما همۀ دستگاه‌ها با‌توجه‌به مسئولیت‌های فرهنگی و اجتماعی‌‌ای که دارند، باید به توسعۀ پایدار این هنر بین‌رشته‌ای کمک کنند.

فکر می‌کنید در رشد این هنر نقش منفی هم داشته‌اند؟
بله. به نظرم ترس از انجام کارهای نو و نبود خلاقیت در سازمان‌ها از دست‌اندازهای توسعۀ این هنر در مشهد است.

عده‌ای از این زاویه، انتقادی وارد می‌کنند که طی چهار سال اخیر با تغییر رویکردها در محتوای المان‌ها که بیشتر به‌سمت محتواهای بومی و هویتی رفته است، مخاطبان از آن‌ها استقبال نکرده‌اند و درواقع المان‌ها محبوبیت عمومی سال‌های قبل را نداشته‌اند. ارزیابی شما چیست؟
این قیاس وابسته به زمان و نوع ارائۀ المان‌های شهری است. خواه‌ناخواه در سال‌های اول هیجان زیادی در شهر حاکم بود. ایدۀ خلاقانه و حمایت بدنۀ شهرداری و مهم‌تر از همه مشارکت هنرمندان، اتفاقی بدیع را رقم زد. رفته‌رفته هیجانی مثل دیدن یک حجم نوستالژی بزرگ باید جایش را به چیزی جذاب‌تر می‌داد. شاید عدم سرمایه‌گذاری روی آموزش و کار تیمی، یکی از دلایل افت کار در میانۀ راه بود، اما درنهایت توجه به ظرفیت‌های سایر هنرها مثل نقاشی، تئاتر و سرود جالب توجه بود.
من با این موضوع که همه چیز باید حول محتواهایی از‌پیش‌مشخص‌شده باشد مخالف هستم. هنرمندان نیاز به آزادی بیان هنری دارند. مردم هم حق دیدن چیزهایی را دارند که ممکن است از سوی جریان فکری خاصی بارگذاری نشده باشد. شاید باید به همه‌چیز با عدالت بیشتری پرداخت، نه صرفاً زیبایی و نه صرفاً محتواگرایی؛ چیزی بین این دو.

عده‌ای هم ساخت المان‌های را در شهر، هدر‌دادن بودجه و اعتبار می‌دانند و اعتقاد دارند که بهتر است این بودجه صرف مشکلاتی مثل حاشیه‌نشینی و دیگر مسائل شهر مشهد شود. پاسخ شما چیست؟
من فکر می‌کنم لزومی ندارد از بودجۀ فرهنگی و هنری برای ساختن راه و پارک استفاده شود. در ایران به حد کفایت، بودجه برای پرداختن به مسائل عمرانی وجود دارد. شاید بهتر باشد که این مطالبه به‌جای حذف حقوق هنرمندان، به نقد عملکرد متولیان عمرانی بپردازد. ضمن آنکه تأثیرات روانی و فرهنگی مثبت این جریان در‌صورت کارشناسی صحیح، انکارنشدنی است. 
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی