کد خبر : 76803
/ 15:57
گزارشی از آن‌هایی که به بیست‌وسومین نمایشگاه مطبوعات آمده‌اند و آن‌هایی که نیامده‌اند

زیر سقف کلمات

زیر سقف کلمات

الهام ظریفیان- بیست‌وسومین نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری‌هاست. از رسانه‌ها خیلی‌ها آمده‌اند؛ بعضی‌ها هم نیامده‌اند. مسئولان تک‌و‌توک می‌آیند، درمیان انبوه جمعیت و موج دوربین‌هایی که به‌دنبال شکارشان هستند، از بعضی غرفه‌ها بازدید می‌کنند، روزنامه‌ای را ورق می‌زنند، خیلی کار کنند چهار کلمه اظهارنظر کلی درباب اهمیت مطبوعات می‌کنند و می‌روند. اما مردم آمده‌اند، از هر قشری و سنی. یکی عصازنان غرفه‌ها را دور می‌زند، یکی با بچه‌اش آمده و یکی با همکلاسی‌هایش برای عکاسی و تکمیل‌کردن آرشیوش. غرفه‌ها هرکدام به‌شیوه‌ای قصد دارند مخاطبان را جذب کنند، حتی شده با اهدای بادکنک و منچ! در گزارش زیر به‌سراغ اهالی بیست‌و سومین دورهمی مطبوعاتی‌ها رفته‌ایم، چه آن‌ها که برای بازدید آمده‌اند و چه آن‌ها که میزبان‌اند تا حرف‌هایشان را بشنویم و انعکاس دهیم. کاری نمی‌شود کرد؛ خبر انگار توی خون ماست، حتی وقتی که خودمان میزبانیم و کلی حرف داریم برای گفتن!

نمایشگاه تخصصی باید ورودیه داشته باشد
روسری گلداری که با سنجاق زیر گلویش محکم شده و تضاد رنگ خیره‌کنندۀ آن با چادر مشکی‌اش به‌کنار؛ لبخندش بیشتر از همه زیبایش کرده. زهرا خلیلی ازسوی مؤسسۀ چاپ «اسرا» در بیست‌وسومین نمایشگاه بین‌المللی شرکت کرده. به‌نظرش اینکه از تمام گروه‌ها و جناح‌ها در بزرگ‌ترین نمایشگاه مطبوعات کشور حضور دارند و بازدیدکننده‌ها می‌توانند نشریات مختلف را با جریان‌های فکری متفاوت در یک فضای دوستانه ببینند به جریان آزاد اطلاعات کمک می‌کند. تقریباً هرسال می‌آید. بیشتر رسانه‌هایی را دنبال می‌کند که سعی دارند واقعیت را منعکس کنند. به رسانه‌هایی که با تیترهای آن‌چنانی سعی در وارونه‌نشان‌دادن حقیقت دارند علاقه‌ای ندارد. دربارۀ تأثیرگذاری نمایشگاه به بازدیدهایی که از از نمایشگاه‌های کشورهای خارجی داشته اشاره می‌کند: «در اکثر کشورها در نمایشگاه‌های تخصصی از بازدیدکنندگان مبلغی به‌عنوان ورودیه گرفته می‌شود. نمایشگاه‌ها عموماً تخصصی هستند و اهل فن باید وارد آن‌ها شوند تا ازدحام بیخود ایجاد نشود. پنجشنبه‌ها و جمعه‌ها که مردم بیکار هستند به‌جای اینکه بروند پارک می‌آیند نمایشگاه چرخی بزنند و اشانتیونی بگیرند؛ برای‌همین ازدحام زیادی در غرفه‌ها، به‌ویژه غرفه‌های نشریات عمومی و مجلات خانواده، ایجاد می‌شود. این باعث می‌شود افرادی که واقعاً به این نمایشگاه‌ها نیاز دارند نتوانند راحت و آزادانه از نمایشگاه استفاده کنند.».

حرف دلمان را نمی‌بینیم
چند تا میز و صندلی، لیوان‌های یک‌بارمصرف کاغذی، کاسه‌های قند، ترموست‌های پر از چای و یک‌عالمه از آخرین نسخۀ روزنامه‌ها و مجلات کافی است تا بازدیدکننده‌های مشتاق را دعوت به دمی نشستن و ورق‌زدن کاغذهای اخبار کند. ایستگاه مطبوعات قدم‌به‌قدم در نمایشگاه تعبیه شده و برای علی نیاززاده، جوان عاشق مطالعه‌ای که تازه از سربازی برگشته و فعلا بیکار است، چه جایی بهتر از آن؟! غرق ورق‌زدن مطبوعات و خواندن مطالبی است که تیترهایشان جذبش کرده‌اند. هرسال می‌آید: «دنبال خبر و و آرشیوکردن روزنامه‌های موردعلاقه‌ام هستم.»، بیشتر مطبوعات فرهنگی و اجتماعی. به‌نظرش نشریات سیاسی خیلی خوب نیستند: «چون آزادی ندارند، انتقادی هم اگر بکنند، به‌نوعی سرکوب می‌شوند.».
میترا گران‌پور هم همان‌طور ایستاده تیتر را ورانداز می‌کند. خودش پزشک متخصص زنان است و دخترش خبرنگار:  «رتبۀ کنکورش 500 شد، ولی می‌خواست خبرنگار شود. بهش گفتم: «برو روان‌شناسی بالینی بخوان که کنار خودم دفتر کار و مطب بزنی.»؛ به‌سختی با من مخالفت کرد. از دورۀ راهنمایی علاقه به نوشتن داشت. تسلیم شدم، ولی الآن خیلی خوش‌حالم که به حرفم نکرده، چون الآن فکر می‌کنم خیلی رشتۀ پویایی است. اگر به حرف من گوش می‌داد، قطعاً درآمدش خیلی عالی بود، ولی الآن اقناع روحی می‌شود.». خودش هم به مطبوعات علاقه دارد، مخصوصاً مطبوعات حوزۀ زنان و سلامت: «خیلی وقت مطالعۀ مطبوعات ندارم، ولی در ساعاتی که مطب خلوت است می‌خوانم. روزنامه‌های عمومی را برای مطبم می‌گیرم، چیزهایی که به درد خانم‌ها بخورد.». هر دو هفته هم یک کتاب در حوزۀ ادبیات می‌خواند، چون عاشق کتاب است.
دخترش می‌گوید دوست ندارد مصاحبه کند. سال چهارم رشتۀ «روابط‌عمومی» در دانشگاه علامه است و درحال‌حاضر خبرنگار «مهر». در دنیای خبر به‌دنبال مشکلات زنان است و به‌نظرش مطبوعات آن تأثیرگذاری‌ای را که باید روی عموم جامعه داشته باشند ندارند، چون بلد نیستند با مخاطب ارتباط برقرار کنند: «شاید به یک‌سری دلایل نمی‌توانند حقایق را بیان کنند. هر چه هست مردم احساس می‌کنند حرف دلشان با آن چیزی که در رسانه‌ها می‌بینند یکی نیست.».

بازدیدکننده‌های متفاوتی که می‌توانند سوژه‌های مناسبی برای عکاس‌ها باشند همیشه توی همۀ نمایشگاه‌ها هستند، مثل آن‌هایی که با لباس محلی آمده‌اند. آقای باران مؤسس و مدیرعامل یک مؤسسۀ خیریه در سیستان‌وبلوچستان است که هرجا می‌رود لباس‌های محلی‌اش را می‌پوشد: «هدفم از شرکت در نمایشگاه این بود که با روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها ارتباط بگیرم تا مشکلات سیستان‌وبلوچستان را به گوش مسئولان برسانم. ما از سفرۀ درآمدهای ایران هیچ سهمی نداریم. آنچه الآن داریم سهم واقعی سیستان‌وبلوچستان نیست. حتی اگر همان پولی را که از استان ما به خزانۀ دولت واریز می‌شود برای استان خودمان هزینه کنند، اوضاعمان این نخواهد بود که الآن هست. جاده‌های خراب، کمبود امکانات، از آب آشامیدنی و کشاورزی گرفته تا مدرسه برای کودکان و شهرک‌های صنعتی که می‌توانند برای جوان‌ها شغل ایجاد کنند، این وضع شایستۀ مردم آن دیار نیست.». به غرفۀ هر رسانه‌ای که فکرش را می‌کرده سر زده: «همۀشان گفته‌اند تلاش می‌کنیم حرف‌های شما را منعکس کنیم. اولین‌بار است که می‌آیم. اگر نتیجۀ خوبی بگیرم، در سال‌های بعد هم شرکت می‌کنم.».
از وضعیت مطبوعات در شهرشان می‌پرسم: «در استان ما سربسته مطالب را می‌نویسند. در شهرستانمان که اصلا روزنامه نداریم. ازطریق فضای مجازی خبرها را رصد می‌کنیم.».
جعفر بیگ‌لو هم با ویلچر برقی و یک بغل پر از روزنامه و مجله سوژۀ خوبی برای عکاس‌های حاشیه‌نگار نمایشگاه است، هرچند خودش تا حالا به این موضوع دقت نکرده‌ است. مطبوعات را دنبال می‌کند و نمایشگاه امسال را بهتر از سال‌های قبل می‌داند، ولی می‌گوید جای غرفه‌های فرهنگی و غرفه‌هایی که برای جوان‌ها جذاب است خوب نبود: «من از قدیم با یکی از نشریات همکاری دارم و برای همین هم مطبوعات را دنبال می‌کنم. علاقۀ خاصی به مطالعه دارم. هرروز یکی‌دو ساعت روزنامه می‌خوانم. فضای مطبوعات سال‌به‌سال ضعیف‌تر می‌شود. یک دلیلش فضای مجازی است، یکی هم اینکه قشر خاصی مثل دانشجویان از مطبوعات سرخورده شده‌اند.».

مقرنس‌های گچی پر نقش‌ونگار مصلای تهران با گل‌ها و اسلیمی‌های آبی فیروزه‌ای و حاشیه‌هایی به‌خط کوفی و ثلث سقفی است بر آسمان مطبوعات ایران. زیر این سقف نیلگون غرفه‌هایی از هر گوشۀ کشور برپا شده‌اند که مسلماً به همۀ آن‌ها نمی‌توانم سر بزنم؛ پس تصادفی برای گپ‌زدن و انعکاس نظرات غرفه‌دارها سراغ چندتایشان می‌روم و برای اینکه بقیه دلخور نشوند اسم رسانه‌هایشان را در این گزارش حذف می‌کنم. جواد پورصفار که روی کانتر غرفۀ تقریباً خلوتش نشسته می‌گوید: «امسال جای خیلی از رسانه‌ها خالی است، خیلی از بزرگ‌ترها. این باعث شده رسانه‌های محلی بیشتر دیده ‌شوند. خوب است، ولی همه باید بیایند.».
ساعتی از افتتاح رسمی نمایشگاه و حضور دکتر جهانگیری در نمایشگاه گذشته و هیاهوی رسانه‌ای ناشی از آن خوابیده است: «انتظار داشتیم آقای رئیس‌جمهور خودش برای افتتاح نمایشگاه بیاید، به‌ویژه اینکه در این روزها نقد زیادی به دولت می‌شود و می‌توانست به این نقدها پاسخ دهد. این جای گلایه دارد که رئیس دولتی که خودش مدعی حمایت از مطبوعات است به نمایشگاه مطبوعات نیاید.».
صحبتمان گل انداخته است: می‌گویم: «فکر می‌کنی رسانه‌ها آن تأثیرگذاری‌ای را که باید در جامعه داشته باشند دارند؟». می‌گوید: «نمی‌دانم، ولی تا زمانی که رسانه‌ها به آزاداندیشی نرسند و فیلترینگ‌ها روی آن‌ها باشد نمی‌توانند مشکلات جامعه را به‌درستی روایت کنند. ما در کشوری زندگی می‌کنیم که هر رسانه‌ای که حرفی جدی برای گفتن دارد پایش به دادگاه باز می‌شود. جرج واشینگتن می‌گوید: «اگر می‌خواهی سطح دانایی را در یک جامعه بسنجی، به رسانه‌های آن جامعه نگاه کن. مطبوعات ما همۀشان وابستگی سیاسی و مالی دارند. استفاده از رانت باعث شده رسانه‌ها آن تأثیرگذاری قدیم را نداشته باشند. این موضوع درجریان انتخابات خودش را نشان داد. کانال‌های تلگرامی مخاطبان را کاهش داده‌اند. البته روزنامه‌ها هنوز جایگاه خود را دارند. در دنیا هم همین‌طور است، اما قطعاً یک دلیل آن به هنر گزارش‌نویسی روزنامه‌نگارها برمی‌گردد».

فهیمه جهازیان مسئول غرفه‌ای است که هنوز سرهم نشده. سرش گرم جایابی بنر بزرگی است که همکارش دارد نصب می‌کند: «آن‌ورتر ... . سمت چپش کج است ... . ببر بالا ... .». به‌نظرش نمایشگاه نسبت به پارسال هیچ تغییری نکرده‌ است، منهای اینکه اطلاع‌رسانی خوب و به‌موقع بوده است. می‌گوید: «ما برای اینکه روزنامۀمان بیشتر شناخته شود شرکت می‌کنیم. بالأخره تاحدودی مؤثر است. فضایی هم برای آگاهی مسئولان از فعالیت‌های ما و البته جذب آگهی است.». نظرش را راجع به فضای نمایشگاه می‌پرسم. می‌گوید: «رسانه‌ها نمی‌توانند هرچیزی را بنویسند. خود ارشاد گاهی نامه می‌دهد که راجع‌به فلان مطلب چیزی ننویسید، ولی مطبوعات وظیفۀ خودشان را انجام می‌دهند.».
روزنامه‌ها و سایت‌های ورزشی هم با رنگ‌های آبی و قرمز و ... و بنرهای بزرگ از چهره‌های ورزشی و پوسترهایی که هدیه می‌دهند برای بیشتر نوجوانان جذاب‌اند و تقریباً می‌شود گفت جزء غرفه‌های شلوغ نمایشگاه هستند. به‌سراغ یکی از قرمزها می‌روم. دختر جوانی است که خیلی وقت صحبت با من را ندارد. هوادارها هرکدام پوستر بازیکن محبوبشان را می‌خواهند. باوجوداین معتقد است استقبالی که امسال پرسپولیسی‌ها نشان دادند خیلی خوب نبوده: «بد هم نبود، ولی غرفۀمان خیلی جای پرتی است. ما بیشتر فکر هوادار هستیم.».

یکی از اتفاقات جذاب در نمایشگاه مطبوعات می‌تواند دیدن جناح‌های مختلف فکری درکنار هم باشد. راستی‌ها، چپی‌ها، مستقل‌ها، دولتی‌ها، خصوصی‌ها، همه، هرروز صبح از کنار غرفۀ هم رد می‌شوند، به هم «صبح‌به‌خیر» می‌گویند و گاهی در وقت ناهار دستی به شانۀ هم می‌زنند، چاق‌سلامتی می‌کنند، می‌خندند و شوخی می‌کنند. فاطمی مسئول یکی از همین غرفه‌هاست: «ما خودمان انتقادهایی به دولت داریم، ولی بااین‌حال احترام گذاشتیم و آمدیم. فضای رسانه فضای کوچکی است و همه باید درکنار هم باشیم. ممکن است ازلحاظ فکری همفکر هم نباشیم، اما همین فضا باعث ایجاد نزدیکی و دوستی می‌شود.». رسانۀ نوپایی که او به‌نمایندگی از آن آمده دومین حضورش در نمایشگاه را تجربه می‌کند، اما انتقادهایی هم دارد: «فکر می‌کنم، اگر هدف و برنامه‌ریزی بلندمدت وجود نداشته باشد، بازدهی‌ای که مدنظر برگزارکنندگان است به‌دست نخواهد آمد. اینکه هرسال برگزار می‌کنیم؛ پس امسال هم باید برگزار کنیم نباید هدف باشد. نقد اصلی من به مسئولان این است که هیچ هدف‌گذاری خاصی ندارند. خروجی این نمایشگاه چیست؟ این‌همه هزینه شده. باید بررسی شود که به چه قرار است برسند. من می‌گویم خروجی نمایشگاه مطبوعات فقط برای اهالی رسانه نباید باشد، چون اهالی رسانه همدیگر را می‌شناسند؛ باید مسئولان تدابیری بیندیشند که این نمایشگاه مردمی‌تر شود. فکر می‌کنم نمایشگاه مطبوعات هنوز بعد از بیست‌وسه دوره باتوجه‌به اینکه رویکرد دولت‌ها در دوره‌های مختلف متفاوت بوده آن جایگاهی را که باید داشته باشد ندارد.». او از رسانۀ ملی هم گلایه دارد: «نمایشگاه را درست پوشش ندادند. رسانۀ ملی برای نمایشگاه قرآن کار می‌کند، ولی برای نمایشگاه مطبوعات آن‌طور که باید خوب عمل
 نمی‌کند.».

محمد بذرافکن هم مسئول غرفۀ یکی از مجلات جوان‌پسند و شلوغ است: «استقبال از غرفه خوب بوده؛ ما حتی صبح روز اول نمایشگاه خیلی مراجعه‌کننده داشتیم.». بیشتر کسانی که به غرفۀشان می‌آیند دنبال تکمیل‌کردن آرشیوشان هستند، بعضی‌ها هم گذری: «بعضی‌ها دنبال شمارۀ خاصی می‌گردند یا آمده‌اند با غرفه عکس بگیرند. خیلی‌ها هم درخواست همکاری دارند یا می‌خواهند با نویسندۀ موردعلاقۀشان ملاقات کنند. ما برای همۀ مخاطبانمان برنامه داریم: لیگ منچ، استعدادیابی و نشست‌های تخصصی با مهمانان.». معتقد است شبکه‌های مجازی مردم را از مطبوعات دور کرده‌اند: «به‌نظرم مجلات، اگر می‌خواهند مخاطبشان را حفظ کنند، باید تغییر رویه بدهند. خود من کسی بودم که آرشیو بعضی نشریات را داشتم، اما الآن کمتر نشریه می‌خرم، چون در فضای مجازی هست. مطبوعات ما از ایدئال خیلی فاصله دارند.». 
کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی