کد خبر : 76800
/ 15:44
هوشنگ گلمکانی، مدرس و منتقد سینما، در گفتگو با شهرآرا از 35 سال تجربۀ مطبوعاتی‌اش می‌گوید

مخاطب به مفت‌خوانی عادت کرده است

مخاطب به مفت‌خوانی عادت کرده است

علیرضا گرانپایه- وقتی قرار است درمورد نشریه‌ها و رسانه‌های تخصصی حرف بزنیم و سختی‌های کار آن‌ها را بررسی کنیم چه گزینه‌ای بهتر از هوشنگ گلمکانی و مجلۀ «فیلم» که با 35 سال انتشار مستمر عنوان قدیمی‌ترین رسانۀ این حوزه را دراختیار دارد. با او دربارۀ سختی‌های رسانه‌داری بعد از آمدن شبکه‌های اجتماعی و گردش اقتصادی رسانه‌ها گفتگو کردیم:

«رسانه‌های مختلف مکتوب برای بقا نیاز به تخصصی‌شدن در یک موضوع دارند.». آقای گلمکانی! چقدر با این جمله موافق هستید؟
راستش تا همین الآن که شما مطرح کردید چنین ادعایی به ذهنم نرسیده بود، چون شما در هر‌ حوزه که ورود کنید با انبوه تولیدات حاشیه‌ای و اصلی در آن روبه‌رو هستید؛ یعنی، اگر بخواهیم با دقت بیشتری بررسی کنیم، سختی‌های فراوانی برای رسانه‌های مکتوب تخصصی و غیرتخصصی وجود دارد. کافی‌ است کمی در فضای مجازی بگردید تا متوجه شوید در موضوعات مختلفِ به‌قول شما تخصصی هم محتوا به‌اندازۀ زیادی تولید شده است.

پس اصلا موافق این ادعا نیستید.
نه؛ قبول دارم که کار برای رسانه‌های تخصصی راحت‌تر از رسانه‌های عمومی است، ولی نمی‌توانیم بگوییم که شبکه‌های اجتماعی رسانه‌ها را به‌سمت تخصصی‌شدن سوق داده است، چون حرکت رسانه‌ها به‌سمت تخصصی‌شدن در جزئیات از قبل ورود گستردۀ شبکه‌های اجتماعی هم آغاز شده بود.

وضعیت رسانه‌ها را در حوزۀ سینما و تلویزیون چگونه ارزیابی می‌کنید؟
واقعاً اوضاع ما تفاوتی با دیگر رسانه‌ها ندارد؛ یعنی ما به هیچ عنوان تافتۀ جدابافته نیستیم که بخواهیم شرایط خود را خارج از دایرۀ دیگررسانه‌ها تحلیل کنیم.

ولی با توجه به حضور سلبریتی‌ها در حوزۀ سینما و تلویزیون گویا کار رسانه‌ها در این حوزه برای جذب مخاطب راحت‌تر است.
در سینما با آدم‌هایی سروکار داریم که پیش‌ازاین بخش‌های مختلفی از زندگی‌شان به‌عنوان خط قرمز شناخته شده بود، ولی شبکه‌های اجتماعی این امکان را فراهم کرده‌اند که از این خطوط رد شویم، درحالی‌که نشریات رسمی هنوز محدودیت‌های گذشته را دارند و این حسابی کار ما را سخت کرده است؛ مثلا ما یک زمانی، یعنی در دهۀ 60، برای چاپ عکس بازیگرهای مرد و زن خارجی محدودیت داشتیم، ولی خب به‌تدریج با پایان جنگ و آمدن ماهواره و رسانه‌های دیگر بخشی از این محدودیت‌ها برداشته شد.

و البته شبکه‌های اجتماعی در سال‌های اخیر
دقیقاً. با آمدن شبکه‌های اجتماعی امروز دیگر داستان متفاوت شده است. هر‌کسی به‌راحتی می‌تواند یک رسانه باشد و دربارۀ هر‌چیزی که دوست دارد تولید کند. حالا شما که رسانۀ چاپی دارید باید در این میدان به یک نبرد نابرابر تن بدهید و کم هم نیاورید. این در حوزۀ ما نسبت‌به مثلا حوزۀ ورزشی سخت‌تر است، چون ازاین‌قبیل خط قرمزها ندارند.

تغییر ذائقۀ مردم محتوای یک مجلۀ با سابقۀ 35سالۀ فیلم را چه میزان تحت‌تأثیر قرار داده است؟
از همان دهۀ 60 مجله‌ای مثل ما تکیه بر نقد فیلم داشت؛ یعنی ستون فقرات تمام مطالب تولیدی ما نقدهایی بود که برای فیلم‌های درحال‌اکران می‌نوشتیم، ولی هیچ‌گاه نقطۀ اتکای اقتصادی ما نقدهایمان نبود؛ مثلا صفحه‌ای داشتیم به نام «پاسخ به نامه‌ها». آن‌زمان که اینترنتی نبود مردم نامه می‌نوشتند که مثلا نام فیلم‌های الیزابت تیلور چیست ما به سؤالش پاسخ می‌دادیم. فقط همین. کم‌کم آن‌قدر نامه به دستمان می‌رسید که مجبور می‌شدیم یک صفحه با فونت بسیار کوچک فقط نام افرادی را که نامه فرستاده‌اند بدون پاسخ منتشر کنیم. همین موضوع برای مخاطبان مجلۀ «فیلم» آن‌قدر جاذبه داشت که بروند و مجله را بخرند تا اسمشان را ببینند. بعد از اینکه اسم خودشان را می‌دیدند و پاسخ سؤالشان را می‌خواندند به‌سراغ نقدها می‌رفتند و نگاهی هم به آن‌ها می‌انداختند. حالا فکرش را بکنید، اگر ما فقط یک مجلۀ تخصصی نقد که تمام محتوایش کاملا فنی بود تولید می‌کردیم، قطعاً خیلی از آن‌ها نمی‌توانستند بخرند.

یعنی مردم برای اینکه خودشان را ببینند به مجلۀ «فیلم» پول می‌دادند؟
دقیقاً. البته مخاطبان ما فقط به این بخش محدود نمی‌شدند؛ مثلا کسانی که کمی نگاه تخصصی‌تر داشتند برای ما نقد می‌نوشتند تا ما در صفحۀ «نقد مخاطبان» چاپ کنیم. نهایت لذتشان این بود که 4 خط از مطلبشان در مجلۀ «فیلم» منتشر شود، ولی الآن همه در جیبشان یک رسانه دارند که نیاز به دیده‌شدن را برطرف می‌کند، حتی اگر برای یک گروه کوچک‌تر باشد، ولی این مزیت را دارد که بدون هیچ سانسوری حرف خودشان را بزنند.

مسئلۀ گردش مالی این رسانه‌ها چگونه حل می‌شود؟
شاید مخاطب ما به مفت‌خوانی عادت کرده باشد، ولی رسانه‌ای مثل مجلۀ «فیلم» به‌تنهایی یک نهاد است. وقتی شما 35 سال مستمر منتشر می‌شوید با تمام معیارهای جهانی به‌عنوان یک نهاد رسانه شناخته می‌شوید. پس هنوز زود است که بخواهیم به‌کل بی‌خیال چاپ مجله شویم.

چرا؟
چون هنوز هم آدم‌هایی هستند که دلشان نسخۀ چاپی و پرینتی می‌خواهد. در دنیا هم هنوز نشریۀ چاپ‌شده یک اعتبار است. چون شبکه‌های اجتماعی بدون فیلتر است مخاطب متوجه است که نمی‌شود اعتباری برای این مطالب درنظر گرفت، ولی درمقابل نشریه‌ها با فیلترهای مختلف، از دبیر صفحه گرفته تا سردبیر، روبه‌رو هستند و حتی کسی که همیشه سرش در گوشی است هم خوب می‌داند که اعتبار رسانه‌های مکتوب زمین تا آسمان با چیزی که در گوشی‌اش می‌خواند متفاوت است.  
کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی