کد خبر : 76799
/ 15:37
محمد خدادی، مدیرمسئول «ایرنا»، در گفتگو با شهرآرا از آسیب‌های رسانه می‌گوید

نگاه به رسانه نگاه ابزاری شده است

نگاه به رسانه نگاه ابزاری شده است

حاتم مهجوری- «خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران» یا همان «ایرنا» با 83 سال سابقۀ خبررسانی ریشه‌دارترین آژانس خبررسانی ایران است. این رسانه اکنون حدود ۶۰ دفتر نمایندگی در مراکز استان‌ها و شهرستان‌ها و بیش از ۳۰ دفتر در سراسر جهان دارد. با روی‌کارآمدن دولت‌ها کادر اصلی «ایرنا» هم تغییر می‌کند و امروز ادارۀ امور آن در دستان محمد خدادی است. خدادی پیش از زمامداری «ایرنا» در بخش‌های مختلف این رسانه کار کرده است و به چم‌وخم کار در این خبرگزاری مهم آشناست. در حاشیۀ نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری‌ها گپ‌و‌گفتی کوتاه با او داشتیم و دربارۀ ابعاد مختلف کار رسانه‌ای و سختی‌های این راه صحبت کردیم که در ادامه می‌آید:

آقای خدادی! این روزها حال رسانه‌تان چگونه است؟
رسانه نمی‌تواند حالش بد باشد. خونی که در شریان رسانه جریان دارد اطلاعات است که همیشه جریان دارد، چون زندگی درجریان است؛ پس رسانه هیچ‌جوره بی‌خبر نیست و هیچ رسانه و خبرنگاری هم هیچ‌وقت به‌قول معروف بیکار نخواهد بود؛ همیشه یک موضوعی برای پرداختن دارد و همیشه فعال است.

رسانه‌ای که حالش خوب باشد و در بهترین زمان حیات خودش باشد چه ویژگی‌هایی دارد؟
در این حالت رسانه باید در جای خودش بنشیند و رسالت خودش را ایفا کند، کاربرد منطقی خودش را داشته باشد، به‌روز باشد و درعین‌حال کارآمدی خودش را داشته باشد. رسانه در مرکز یک جریان همه‌سونگر است. البته بعضی وقت‌ها هرکسی از یک بُعد به رسانه نگاه می‌کند؛ یعنی حاکمیت به رسانه یک‌جور نگاه می‌کند و رسانه به حاکمیت یک‌جور نگاه می‌کند، در‌حالی‌که همۀ این‌ها با هم می‌شود حال رسانه. رسانه باید به عمق جامعه برود، ولی وقتی تولیدمحور و مؤثر و متخصص نباشد و نتواند به عمق جامعه برود چه فایده‌ای دارد؟! رسانۀ سطحی به چه درد می‌خورد؟! نه اینکه فایده ندارد؛ اصلا بلااستفاده می‌شود. پس اثر از خود رسانه شروع می‌شود. باید پرسید رسانه در همان‌جاهایی که میدان دارد و فضای کار دارد می‌تواند اثر بگذارد؟ آیا رسانۀ ما به‌معنای واقعی کلمه در عمق میدان عمل می‌کند؟ رسانۀ ما چقدر تخصصی است؟ چقدر مولد است؟ چقدر دلال است؟ در‌حال‌حاضر رسانه‌های ما از روی دست هم کپی می‌کنند. یک خبر را همه منتشر می‌کنند و هزار خبر را هیچ‌کس کار نمی‌کند.
اصلا دغدغۀ رسانه‌های ما امروز چقدر است؟
من در ابتدای فعالیتم یک سال خبرنویس بودم و حق انتشار خبر نداشتم. همراه خبرنگار می‌رفتم و خبرنگار هم خبرم را می‌انداخت دور، اما الآن سخت‌ترین قسمت کار شده است راحت‌ترین قسمت کار. امروز ما 45 مجوز خبرگزاری صادر کرده‌ایم، درحالی‌که حتی یک خبرگزاری واقعی نداریم؛ همه پایگاه اطلاع‌رسانی هستند. خبرگزاری واقعی رسانه‌ای برای رسانه‌هاست، نه مردم عادی.

رسانه‌های جدید مثل شبکه‌های اجتماعی، خبرگزاری‌ها و رسانه‌های آنلاین برای رسانه‌های مکتوب یک تهدید هستند یا فرصت؟
درهرصورت شبکه‌های اجتماعی شریک ما هستند، نه رقیب ما. باید به آن‌ها نقش بدهیم. اگر شریک شما نقش داشته باشد، صبر داشته باشد و مسئولیت هم داشته باشد، خوب می‌تواند و باید کار کند. هر فرصتی تهدید است و هر تهدیدی هم فرصت است، مثل چاقو؛ هم جان آدم را نجات می‌دهد و هم جان آدم را می‌گیرد. حذف‌شدنی نیست. هرچیزی که کاربری خودش را داشته باشد فرصت است و هرچیزی که به‌دنبال اثرگذاری خودش نباشد و برود دنبال یک کار دیگر تهدید است.

شما به‌عنوان یک کارشناس فکر می‌کنید در زمانۀ کنونی عوامل تهدیدکنندۀ قدرت مطبوعات چیست؟
عامل اصلی تهدیدکننده خودِ دست‌اندرکاران رسانه هستند که اعتمادشان را نسبت به این صنف جدی نگرفته‌اند. حرفه‌ای‌گری در رسانه موضوع اول است. غیرت حرفه‌ای‌گری، شبیه آنچه در گذشته بود، به این شکل که، اگر کسی پخته نمی‌شد، اجازۀ بروز پیدا نمی‌کرد، دیگر وجود ندارد. پیش از این خبرنگار یک مطلب را 5 بار می‌نوشت، ولی منتشر نمی‌کرد. این همان غیرت حرفه‌‌ای‌گری است، ولی الآن حساسیتمان را به غلط‌نوشتن و تکراری‌نوشتن و بدیهیات‌نوشتن ازدست داده‌ایم.

یعنی اصحاب رسانه باید یک بازنگری از درون انجام بدهند؟
بله؛ اول باید خودشان را درست کنند؛ مثلا ما صنف نداریم. صنف ما بیشتر از اینکه دغدغۀ حرفه‌ای‌گری داشته باشد دغدغۀ سیاسی دارد. صنف ما شده است جای حزب. یک نفر از ظرفیت من استفاده می‌کند برای ناسزاگویی به یک نفر دیگر. من این وسط قربانی می‌شوم. این اشکال ماجراست. حال این صنف آیا رفاه و معیشت و امکانات و امنیت برایش مهم نیست؟! صنف چقدر مطالبۀ این‌ها را دارد؟! هیچ! وقتی صنف شما می‌شود نمایندۀ یک جریان و بعد وارد دعواهای دو طرف می‌شود شما هم می‌شوید «مُخِل» در جامعه. چون جریان رسانه یک جریان تمام‌سیاسی شده است و کارکردهای سیاسی پیدا کرده است کارکردهای فرهنگی-اجتماعی را هم ازدست داده‌ است. دستگاه‌های دولتی یکی از مشکلات اصلی‌شان این است. مشکل دیگر این است که به‌جای اینکه رسانه‌مداری کنند رسانه‌داری می‌کنند؛ درنتیجه دسترسی رسانه را به دستگاه ازبین برده‌اند. وزارتخانه‌های ما به‌جای اینکه راه دسترسی رسانه‌ها را به دستگاه‌های خودشان باز کنند آن‌ها را بسته‌‌اند و می‌گویند ما خودمان رسانه‌ایم.

تهدید هم می‌کنند که باید از روی رسانۀ خودمان خبر را برداری!
بله. جای رسانه نشسته است، اما نمی‌تواند آن نقش را ایفا کند. ما تا حرفه‌‌ای نشویم به اثرگذاری نمی‌رسیم و تا به اثرگذاری نرسیم نگاه به ما نگاه به نیاز نیست؛ نگاه به ابزار است. ما باید تبدیل شویم به نیاز واقعی جامعه. اینکه رسانه رکن جامعه است باید عینی شود؛ یعنی، اگر کسی روزنامه نخواند، زندگی‌اش نگذرد. در گذشته مردم زودتر از آمدن روزنامه می‌رفتند جلوِ دکه می‌ایستادند تا روزنامه بیاید. این مخاطب با آمدن شبکه‌های اجتماعی ذائقه‌اش عوض شده است. باید ببینیم جای این رسانه کجاست. این نیاز به بازتعریف دارد و هیچ‌کس نمی‌تواند این کار را انجام دهد، مگر خود اهالی رسانه. کار سختی هم نیست.
 
کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی