کد خبر : 76783
/ 15:38
از «توس» تا «اندیشۀ پویا»؛ فرازوفرودهای مطبوعاتی رضا خجسته رحیمی به روایت خودش

اولویت ما «فکر روشن» است

حضور در نمایشگاه مطبوعات فرصتی‌ است تا از نزدیک با خیلی از فعالان مطبوعاتی گفت‌وگو کنیم. گفت‌و‌گوهایی که هم جنبه‌های شخصی زندگی آنان را در برمی‌گیرد و هم به فرازوفرودهای پیداوپنهان زندگی حرفه‌ای آنان اشاره دارد. رضا خجستۀ رحیمی، متولد 1359 در مشهد و از چهره‌های تأثیرگذار مطبوعاتی کشور است. خودش می‌گوید روزنامه‌نگاری را از سال 137۵ و با هفته‌نامۀ «توس» در مشهد شروع کرده است. از ناصر آملی مقدم، سردبیر هفته‌نامۀ «توس»، به‌عنوان تأثیرگذارترین فرد در آغاز حرفۀ مطبوعاتی‌اش نام می‌برد. دبیری هیئت تحریریۀ نشریۀ «مدرسه» از سوابق دیگر اوست. وی از اعضای تحریریۀ روزنامه‌های «شرق»، «هم‌میهن»، «جمهوریت»، و نشریات «مهرنامه»، «ایران‌دخت»، «آبان»، «توانا» و «شهروند امروز» ‌است. او اکنون سردبیر ماه‌نامۀ «اندیشۀ پویا» است که یکی از نشریه‌های تأثیرگذار در حوزۀ روشنفکری است.

اولویت ما «فکر روشن» است


کار مطبوعاتی خودتان را از کجا شروع کردید؟
کار مطبوعاتی‌ام را با هفته‌نامۀ «توس» مشهد آغاز کردم، در سال ۱۳۷۵. هفته‌نامۀ «توس» به سردبیری آقای ناصرآملی و مدیرمسئولی آقای جوادی‌حصار منتشر می‌شد. در دورۀ منتهی به دوم خرداد 76 به‌دلیل برخی حساسیت‌ها، آقای آملی از سردبیری «توس» کنار رفتند و کار را به آقای لعل‌محمدی، که از اقوام آقای جوادی‌حصار نیز بود، سپردند. در دوم خرداد ۷۶، بهار مطبوعات آغاز شد، و من که جوانی 17ساله بودم، اشتیاقم برای روزنامه‌نگاری، که آن زمان به آن رکن چهارم دموکراسی می‌گفتند، بیشتر و فزون‌تر شد، اما با توقیف روزنامۀ «جامعه» در تهران، هفته‌نامۀ «توس» به روزنامۀ توس تهران تبدیل شد و ما مدتی را نظاره‌گر توفیق «توس»ی بودیم که خیلی‌زود توقیف شد و آن شادی غریبِ ما عمرش به سر آمد. تحریریۀ هفته‌نامۀ «توس»، بیشتر با ارادۀ آقای آملی به‌دنبال جایگزینی برای کار مطبوعاتی در مشهد، هفته‌نامۀ «پیام ‌هامون» را منتشر کردند و من که خیلی زود با توقیف «توس» متوقف شده بودم، دوباره اشتیاق روزنامه‌نگاری را تجربه کردم. اولین استاد من در این حرفه آقای ناصر آملی‌مقدم بود و من پیش او مشق روزنامه‌نگاری و تعهد به اصول فکری را آموختم. در مجموعۀ «توس» و ‌«هامون»، افتخار همکاری با دوستان خوبی همچون آقایان امیر شهلا، بهروز بهادری، نیما حسنی‌نسب و دیگران را هم داشتم که امیدوارم هرکجا هستند موفق باشند.


در آغاز فعالیتتان بیشتر در چه زمینه‌هایی فعال بودید؟
من عاشق گفت‌وگو بودم، در حوزۀ فکر و سیاست؛ علاقه‌ای که هنوز هم با من است.


از چه زمان وارد کار جدی با نشریات سراسری شدید؟
از همان زمان که در «توس» و‌ «هامون» مشغول بودم، قطب‌نمایم به سمت تهران بود؛ چراکه نسیم بهار مطبوعات از تهران می‌وزید؛ با روزنامه‌های «جامعه» و «توس» و «صبح‌ امروز»، و ماه‌نامه‌ها و هفته‌نامه‌هایی که خواندنشان همۀ وقت مرا پر می‌کرد. بنابراین در «توس» و‌ «هامون» تلاش کردم پلی بزنم میان استان و مرکز. 17ساله بودم که مداوم به تهران می‌رفتم و با مجموعه‌ای از گفت‌و‌گوها با چهره‌های سیاسی و فکری به مشهد بازمی‌گشتم و مدتی را به انتشار همان مطالب در توس و ‌هامون می‌گذراندم. این ارتباط دوسویه مرا به تحریریۀ مطبوعات تهران نزدیک کرد؛ البته برای مقابله با نگاهی که مرکز نسبت‌به حاشیه داشت، من از روزنامه‌های حاشیۀ اصلاحات کارم را آغاز و خودم را به مرکز مطبوعات تهران نزدیک کردم. بیشتر به صورت حق‌التحریری با هفته‌نامه‌های «آبان» و «توانا» و ماه‌نامۀ «ایرانِ فردا» و روزنامه‌هایی مثل «آزاد» و «صدای عدالت» و «همبستگی» کارم را آغاز کردم.


 به نظر می‌رسد به فعالیت در حوزۀ سیاسی علاقه دارید؟
بله. از همان ابتدا با سیاست بود که به مطبوعات کشیده شدم، اما همیشه به لایۀ دوم سیاست علاقۀ بیشتری دارم؛ بیشتر از سیاست روز، دل‌بستۀ فکر سیاسی بوده و هستم.

از چه زمان به‌طور مستقیم با نشریات سراسری کار کردید؟ برای این ورود برنامه هم داشتید؟
از حدود سال 8۰ بود که دیگر فضای مطبوعاتی استان، زیاده‌خواهی مرا پاسخ نمی‌داد و این زیاده‌خواهی مرا به نشریات سراسری نزدیک‌تر کرد. به تهران آمدم و در هفته‌نامۀ «آبان» با آقای علیپور همکاری نزدیک‌تری را تجربه کردم. بعد به روزنامۀ «شرق» پیوستم و در سرویس سیاسی مشغول کار شدم.


جدی‌ترین کار شما مربوط‌به چه بازۀ زمانی است؟
«توس» هنوز برای من یک تجربۀ نوستالژیک است. آقای علیپور در هفته‌نامۀ «آبان» فضای خوبی را برای همکاری من فراهم آورد و در روزنامۀ «شرق» بود که در کنار روزنامه‌نگاران جوان و خوش‌فکر تجربۀ خوبی را پشت سرگذاشتم. در روزنامۀ «جمهوریت» به سردبیری عمادالدین باقی، دبیر سرویس اندیشه شدم و بعد از آن در روزنامۀ «هم‌میهن»، صفحه‌ای به نام «باشگاه روشنفکران» را اداره می‌کردم که هرکدام پر از خاطره هستند. اما دبیری تحریریۀ مجلۀ «مدرسه» که به سردبیری جلال توکلیان، در موسسۀ «معرفت و پژوهش» منتشر می‌شد و به نوعی به دکتر سروش نزدیک بود، برای من تجربۀ متفاوتی در کار مجله‌ای بود. این تجربه در کنار مدت کوتاهی که سردبیر هفته‌نامۀ «شهروند امروز» بودم و معاونت و سردبیری‌ام در «مهرنامه» و استعفایم از آن مجله که ماجرایش مفصل است، زمینه‌هایی بودند برای انتشار «اندیشۀ پویا»؛ نشریه‌ای که حالا نزدیک به شش‌سال است در آن یک‌جانشین شده‌ام.


چه شد که کار شما به «اندیشۀ پویا» کشید؟
پس از استعفا از ماه‌نامۀ «مهرنامه» و ماجراهایی که آن استعفا داشت، چنان از مطبوعات و برخی حاشیه‌های آن دلزده بودم، که تصمیم گرفتم به مشهد برگردم،‌ کار مطبوعاتی را رها و رشتۀ معماری‌ام را دنبال کنم. اما به اصرار و وساطت سعید لیلاز و درخواست آقای عطریان‌فر، سردبیری هفته‌نامۀ «شهروند امروز» را پذیرفتم. تجربۀ درخشانی بود. گروهی از بچه‌های همدل بودیم که با هم همراه شدیم. در مقایسه با تجربۀ دورۀ قبلی «شهروند امروز»، که به سردبیری آقای قوچانی منتشر می‌شد، کمیت و تعداد صفحات مجله را کاهش دادیم. سعی کردیم به کیفیت مجله و طراحی جلد بهای ویژه‌ای بدهیم و در این راه موفق هم بودیم؛ اما بعد از سه ماه به تیغ دولت احمدی‌نژاد گرفتار شدیم و کارمان متوقف شد. فکر می‌کردم کارمان نیمه‌کاره مانده است. تازه نشان داده بودیم که کارهای جدیدی هم می‌شود در مطبوعات کرد که توقیف، سد راهمان شد. از طرفی من هم هرچه جلوتر آمدم، تمایلم از روزنامه به هفته‌نامه و از هفته‌نامه به ماه‌نامه بیشتر شده بود. کار جدی‌تر و تئوریک‌تر در ماه‌نامه را ترجیح می‌دادم، به کار روزنامه و شتاب و سرعت آن که فضا را بر تأمل تنگ می‌کند. «اندیشۀ پویا» را با همین نگاه، ابتدا به صورت دوماه‌نامه در پایان سال ۹۰ آغاز کردیم. دورۀ سخت و عصر یخبندان سیاست در ایران بود. با خودمان می‌گفتیم سه‌چهار شماره هم «اندیشۀ پویا» را منتشر کنیم غنیمت است. ما چریک نبودیم اما مجله منتشر‌کردن گویی کار چریکی بود و عمرش شش‌ماهه. اما حالا نزدیک به شش‌سال گذشته و ۴۶ شمارۀ «اندیشۀ پویا» منتشر شده است.


اگر بخواهید تأثیرگذارترین فردی را که بر حرفۀ مطبوعاتی شما اثرگذار شده بود نام ببرید به چه کسی اشاره می‌کنید؟
آقای ناصر آملی اولین الگو و پدر مطبوعاتی من است. ولی از آن زمان به بعد برای من در هر حوزه‌ای مدل‌هایی بودند که اثرگذار باشند؛ مثلا دوست داشتم تجربۀ مشابهی همچون رامین جهانبگلو داشته باشم که در گفت‌وگوکردن مرزهای جهانی را درنوردیده است. در گزارش‌نویسی سبک مجلۀ «پیام امروز» و گزارش‌های خواندنی آن مجله را می‌پسندیدم. مجلۀ «کیان» را جدی می‌خواندم، که تأثیری جدی بر فضای روشنفکری کشور گذاشته بود؛ اما به‌مرور بیشتر از اشتباهات خودم بود که الگو می‌گرفتم و سعی می‌کردم درست‌تر و محکم‌تر گام بردارم. فراتر از ایران هم همیشه روزنامه‌نگاری و نویسندگی چهره‌هایی همچون آلبرکامو، رمون آرون، و آیزایا برلین برایم الهام‌بخش بوده است. روشنفکران و نویسندگانی که در دوره خودشان ضدجریان بوده‌اند و با موج‌های زودگذر همراه نشده‌اند. این جملۀ آلبرکامو برایم همیشه یک قطب‌نما بوده است: «روزنامه‌نگار باید جهت‌گیری کند بدون آنکه جانبداری کند».


فکر می‌کنید وجه تمایز اندیشۀ پویا با سایر نشریات در چیست و چه چیز شما و مجلۀ شما را در دنیای مطبوعات برجسته کرده است؟
اول از همه، همین جهت‌گیری بدون جانبداری. ما از دولت حمایت می‌کنیم اما تبلیغاتچی دولت نیستیم و حمایتمان انتقادی است. به لحاظ قالب کلی هم ما تلاش کرده‌ایم، فرم‌های متفاوت و خواندنی‌ای در گزارش‌نویسی، گفت‌وگو و روایت‌کردن داشته باشیم. از تأکیدهای ما این است که مجله باید خواندنی و قابل‌دفاع باشد و از این حیث برای درختان و محیط زیستمان ارزش قائلیم؛ کاغذ و عصارۀ طبیعتمان را به هرمطلب کم‌محتوایی نمی‌فروشیم. بنابراین کیفیت محتوایی مجله خط قرمز ماست. ما تیم کوچکی هستیم در «اندیشۀ پویا»، اما در انتخاب سوژه‌ها و موضوعاتمان حساسیت ویژه‌ای داریم. به‌جای «روشنفکری»، اولویت ما «فکر روشن» است و دوری از روشنفکریِ ناکجاآباد‌گرا. از این حیث تاریخ روشنفکری‌مان را هم نقد کرده‌ایم، به امید اینکه از آسمان تخیل به زمین واقعیت بیاییم.


حتما تا به حال با انتقادهایی از سوی جامعه هم مواجه شده‌اید. می‌توانید به یکی از این موارد اشاره کنید؟
مثلا ما چپ‌روی روشنفکران در دهۀ چهل، یا چریک‌بازی در میان نیروهای سیاسی و روشنفکری‌مان را نقد کرده‌ایم و چوب این نقد را هم خورده‌ایم. به اعتقاد من، پل‌زدن از سیاست به چریکیسم هیچ توجیهی ندارد. به قول مایکل والتسر، هیچ‌کاری هم که در سیاست نشود کرد، می‌شود دست‌بسته کنار نشست، و این اولویت دارد بر خشونت‌گرایی در سیاست. منتقدان ما می‌گفتند که شما شرایط زمان و مکان را در نقد گروه‌های چریکی در نظر نمی‌گیرید، اما من به هیچ‌وجه به تحلیل‌هایی که به اسم ساختار زمان و مکان، ارادۀ آزاد آدمی را به هیچ می‌گیرند باور ندارم. گویی آدمیان اراده‌ای ندارند و این ساختارها هستند که آدمیان را به این‌سو و آن‌سو می‌کشند. وقتی می‌گویید یک چریک تحت‌تأثیر ساختار زمانه‌اش مجبور به عمل چریکی شده، درواقع او را از یک «سوژۀ باشعور اجتماعی» به یک «اُبژِۀ بی‌فکرِ اجتماعی» تبدیل کرده‌اید. ما در اندیشۀ پویا در نقد روشنفکری و سیاست معاصرمان، بر مسئولیت روشنفکری تأکید داریم. روشنفکر باید مسئولیت عملکرد خود را بپذیرد و لازمۀ قبول مسئولیت، ملتزم‌کردن روشنفکر به برخورداری از فکر روشن است. جریانی در روشنفکری ما عادت کرده ‌است به نقدکردن بی‌مسئولیت و خرده‌گرفتن بی‌خردانه. نمونه‌اش همین روشنفکرانی هستند که دولت را به نئولیبرالیسم و تاچریسم متهم می‌‌کنند و از موضع روشنفکر چنان در مذمت نتایج برجام سخن می‌گویند، که گویی الگوی‌شان جزیره‌ای همچون کرۀ شمالی است یا سوسیالیسم چاوزی که امروز دستاوردهای فاجعه‌بارش را می‌بینیم. روشنفکر و نیروهای سیاسی ما به‌جای برخورد سیاسی و سلبی با وضعیت موجود باید با فکر روشن، از سیاست‌های مطلوبشان سخن بگویند. این ضعف ماست که هنوز از اصلاحات سیاسی به اصلاحات سیاستی عبور نکرده‌ایم. اصلاحات می‌خواهیم، اما نمی‌دانیم چگونه و با طی‌کردن چه مسیری.


مجلۀ «اندیشۀ پویا» مطالب و سوژه‌هایی را پیدا می‌کند که به اصطلاح «لب مرزی» هستند و باعث جذابیت برای مخاطب و حتی خود خبرنگار می‌شود که واقعا کار پرریسک و پرخطری هم هست. لطفا بگویید که این خط و این راهبرد را چگونه توانسته‌اید پیدا کنید و چگونه توانسته‌اید مسیر درستش را بدون لغزش طی کنید؟
در این مملکت فقط روزنامه‌نگاری نیست که باید لب‌مرزی حرکت کند؛ هر حرکتی و هر فعالیتی لب‌مرزی است، چون اراده‌ها فراتر از قانون عمل می‌کنند و حاکمیت قانون ضعیف است؛ اما جالب است بگویم که ما در «اندیشۀ پویا» فقط نگران برخوردهای غیرقانونی نیستیم، بلکه با برخوردهای غیرمسئولانه و غیراخلاقی ظاهرا روشنفکرانی هم روبه‌رو هستیم که چون ایده‌های شما را نمی‌پسندند به‌راحتی شما را به تیغ اتهام‌زنی می‌نوازند. کسی که اتهام می‌زند، ‌اگر ابزار قدرت در دست داشته باشد، مطمئنا بسیار خشونت‌بارتر عمل خواهد کرد. اتهام می‌زنند که منابع مالی «اندیشۀ پویا» کجاست؟ یا «اندیشۀ پویا» به کجا وصل است؟ این‌ها محصول همان ذهنیت بیماری است که همواره به‌دنبال دست‌های پنهان است. فکر می‌کند منتقد او دشمن اوست،‌ فکر می‌کند همۀ منتقدان او از یک جنس هستند. این افراد نام روشنفکر را یدک می‌کشند اما پیش‌تر با فکر کردن خداحافظی کرده‌اند. ما در یک شمارۀ مجله، پرونده‌ای در نقد حزب توده منتشر کردیم. بعد از آن از یک‌سو متهم شدیم به تبلیغ آن جریان، و از سوی دیگر متهم شدیم به وصل‌بودن به برخی نهادهای حاکمیتی! لذا مستقل‌بودن، اینکه بخواهی جهت‌گیری کنی و جانبداری نکنی، مثل حرکت‌کردن روی لبۀ قیچی است.


شما یک‌بار در مجله با دختر مرحوم حجت‌الاسلام و‌المسلمین صادق خلخالی مصاحبه‌ای انجام داده بودید. همیشه فکرم این است که چه اندیشه‌ای در مجله حکم‌فرماست که به‌سمت این مصاحبه‌ها پیش می‌روید؟!
ماجرای آن مصاحبه و حواشی‌اش را در جوابیه‌ای که در مجله منتشر کردیم،‌ توضیح داده‌ایم. نمی‌خواهم بیش از آن به موضوع بپردازم. «اندیشۀ پویا» ذره‌ای از مسیر حرفه‌ای خود خارج نشده است. مطمئنا وقتی کاری به‌خوبی انجام می‌شود، و در جامعه صدا می‌کند، واکنش‌ها از هرسو بالا می‌گیرد. گمان می‌کنم خانم صادقی تحمل برخی واکنش‌ها را نداشتند و سنگ کم‌تحملی‌شان را بر سر «اندیشۀ پویا» زدند. اما ما به چنین واکنش‌هایی عادت کرده‌ایم. عده‌ای منتقدانه می‌گفتند چرا سؤال‌های چالشی بیشتری از خانم صادقی نپرسید‌ه‌اید؟ عده‌ای می‌گفتند چرا نام این خانم را زیر سایۀ شخصیت پدرش برده‌اید؟ خانم صادقی هم که ما را تکذیب و درعین‌حال تأیید کردند؛ که منظورشان را ما هم فهمیدیم و هم نفهمیدیم. «اندیشۀ پویا» به‌دنبال جنجال سیاسی و فکری نیست؛ اما اگر نشریه‌ای سال‌ها منتشر شد و واکنشی نیافرید، بدانید که باد درو می‌کند و در تاریکی پیش می‌رود. روزنامه‌نگار همچون کرم ‌شب‌تاب نور می‌تاباند و جلو می‌رود. نور انداختن، چشمان برخی را که به تاریکی عادت کرده‌اند، آزار می‌دهد.


 برای طرح سوژه، اتاق فکر دارید؟
طبیعتا برای هر شماره با بچه‌های تحریریه همفکری و سوژه‌ها را طراحی می‌کنیم. ما گاه حتی دربارۀ سوالات یک گفت‌وگو و چیدمان یک بحث با هم مشورت و بحث می‌کنیم.


در انتخاب سوژه‌ها از نظر اهل فن و حتی سیاستمداران استفاده می‌کنید؟
تحریریۀ «اندیشۀ پویا» با توضیحاتی که دادم رویکرد فکری خودش را دارد؛ تأکیدش بر «فکر روشن»، «واقع‌بینی» و «مسئولیت‌پذیری» است و در این چارچوب فکری به تاریخ معاصر ایران، گروه‌ها و فکرهای سیاسی، و سیاست روز نگاه می‌کند. «اندیشۀ پویا»، از دیدگاه اصلاح‌طلبانه، غیر‌انقلابی و مسئولیت‌طلبانه به موضوعات نگاه می‌کند. در این مسیر طبیعی است که با افراد مختلف هم مشورت و گفت‌وگو می‌کنیم و جلسات متناوبی برای هم‌فکری داریم.


فشارهایی که به‌دلیل نوع عملکرد شما بر مجله وارد می‌شود، باعث نشده که شما را از مسیر تعریف‌شده‌تان منحرف کند؟
من کارشناس ارشد معماری هستم، اما علاقه‌ای مرا به مطبوعات و فرهنگ کشانده که هنوز رهایم نکرده است. گاهی اوقات برخی حملات، ناراحت‌کننده است اما مأیوس‌کننده نیست. حملات و انتقادات و محدودیت‌هایِ گاه و بی‌گاه، گذراست. ملال‌آور، فضای کلی فرهنگی و تولید فکر در عرصۀ عمومی کشور است. اینکه وضعیت مطبوعات ما چه پیشرفتی داشته؟ وضعیت دانشگاه و استادان و تولید فکر در مملکت ما چگونه است؟ نویسندگان و تولیدکنندگان فکر ما به‌مرور بیشتر شده‌اند یا کمتر؟ و اینکه ما به چه سمتی می‌رویم؟ بسیاری خانه‌نشین شده‌اند، ‌بسیاری رفته‌اند و عرصه عمومی ما در تولید فکر و نوشتن و گفتن ضعیف‌تر و نحیف‌تر شده است. ما ناامید نیستیم و «اندیشۀ پویا» باوجود این محدودیت‌های عمومی راهش را ادامه می‌دهد. افق پیش‌رو ما را به تأمل وامی‌دارد؛ کشورشدن کشورِ ما درگرو شرایط عمومی و فرهنگی بسیار متفاوت‌تری است.


شما از خبرنگاران دهۀ هفتاد در مشهد هستید که به‌شکل بسیار حرفه‌ای به فعالیت می‌پرداختند و اکنون نیز سردبیر یک مجلۀ مطرح کشور هستید. به نظر شما آن نسل چه ویژگی‌هایی داشت که امروز حاصل آن، خبرنگاران حرفه‌ای در کشور هستند که می‌توانند کارهای تأثیرگذار به این سبک انجام دهند؟
شاید جوان‌ترها نپذیرند اما نسل ما سرعتش پایین‌تر بود و با طمأنینه و جدیت بیشتری حرکت می‌کرد. تلگرام، اینستاگرام و این شبکه‌های اجتماعی سرعت را بالا برده‌اند اما کیفیت را قربانی کرده‌اند. میانگین سنی کابینه دولت اصلاحات در سال 1376 حدودا 40سال بود و این میانگین سنی در کابینه آقای روحانی حدود 57سال است. کشور ما درحال پیرشدن است. بروکراسی ما به‌دلایل مختلفی مقوّم پیرسالاری است که جای بحثش اینجا نیست. اما جوان‌های ما کم‌تحرک‌تر شده‌اند؛ خصوصا در عرصه‌های فرهنگی و سیاسی. شرایط مهیا نبوده است، اما من همچنان به ارادۀ آزاد آدمی اعتقاد دارم. این ارادۀ آزاد نمی‌گذارد شما مقهور شرایط نامساعدِ موجود بشوید. باید اراده کرد، برخاست،‌ و یک‌گام به پیش گذاشت.
کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی