کد خبر : 76776
/ 15:36
محراب اسدخانی، از آلودگی های روزافزون بصری در شهر و جانمایی های محدود برای المان ها می گوید؛!

سرمه کشیدن بر چشم کور

محراب اسدخانی هرچند از اولین هنرمندانی نیست که در مشهد با ساخت المان‌های نوروزی شور و اشتیاقی در بین مردم ایجاد کرد و جریانی در کشور به وجود آورد اما از سال‌٩٢ که به این قطار پیوست توانست کارهای تأثیرگذاری خلق کند که بیشتر مردم با آن ارتباط خوبی گرفتند.

سرمه کشیدن بر چشم کور

ظریفیان- محراب اسدخانی هرچند از اولین هنرمندانی نیست که در مشهد با ساخت المان‌های نوروزی شور و اشتیاقی در بین مردم ایجاد کرد و جریانی در کشور به وجود آورد اما از سال‌٩٢ که به این قطار پیوست توانست کارهای تأثیرگذاری خلق کند که بیشتر مردم با آن ارتباط خوبی گرفتند. المان‌هایی مثل «قطار زیارت»، «غواصان شهید» و «سبد شکار» که در‌عین نوستالژیک‌بودن حاوی پیام‌های قابل تأملی از عناصر هویتی شهر مشهد و دغدغه‌هایی برای اکثر مردم بودند.
اسدخانی، کارشناس ارشد گرافیک و عضو هیئت‌علمی دانشگاه نیشابور است و در کارنامۀ حرفه‌ای‌ او عناوین و جوایز معتبری از جشنواره‌های ملی و بین‌المللی دیده می‌شود. او علاوه‌بر طراحی و اجرای المان‌های شهری، طراحی هویت بصری رویدادها و سازمان‌هایی مثل انتشارات به‌نشر و هویت شهری مشهد٢٠١٧ را هم بر‌عهده داشته است. با این هنرمند مشهدی گفت و گو کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.
107477.jpg

آقای اسدخانی! در موضوع المان‌ها در مشهد انتقاد برخی افراد این است که در دوره‌هایی، کارکرد المان‌ها بیشتر به‌سمت سلیقه‌ای‌شدن رفته است. شما سال‌ها تجربۀ تدریس گرافیک را دارید. اصلا کارکرد درست المان شهری چیست؟
یکی از مشکلاتی که ما با آن روبه‌رو هستیم، همین برخورد سلیقه‌ای است. یک روز مدیری می‌آید می‌گوید این المان‌ها باشند، مدیر بعدی می‌آید و چیز دیگری می‌گوید. همه هم خودشان را محق می‌دانند و می‌گویند ما بر سرکاریم و سلیقه‌مان این است. تاحدی می‌توان به آن‌ها حق داد، ولی تاحدی هم باید نظر و بحث کارشناسی داشته باشیم.
بهترین حالت به نظر من این است که یک هیئت کارشناسی و نخبگانی از هنرمندان شهر حضور داشته باشند که آن‌ها هم بتوانند نظر بدهند، یعنی با مدیران تعامل داشته باشند. این‌طور نباشد که اگر مدیریت عوض شد، صددرصد جریان عوض شود. مثلا ما در ورزش‌ها این‌جور هیئت‌ها را داریم مثل هیئت فوتبال که هرقدر هم فدراسیون‌ها عوض شوند، به‌خاطر اینکه بخشی از تصمیم‌گیری به‌عهدۀ این افراد است، شاهد تصمیمات نوسانی خیلی شدید در آن حوزه نیستیم. چون کار کارشناسی از پایین هم صورت می‌گیرد. برایند آن‌ها می‌تواند در جریان، تغییر مسیرهای خفیفی صورت بدهد، ولی نه اینکه ناگهان ببینیم چهار سال یک‌شکل است و چهار سال بعد شکل دیگری است.
درزمینۀ المان‌ها متأسفانه شاهد بودیم که برخی دوستان نمی‌توانستند با فلان مدیر کار کنند. با این شرایط باز مدیریت که عوض شود، باید شاهد باشیم که عدۀ دیگری از دوستان خانه‌نشین ‌شوند. نباید این‌طور باشد چون شائبۀ باندبازی پیش می‌آید.
یک هیئت موردوفاق همۀ هنرمندان و بدنۀ شهرداری باید شکل بگیرد که بتوان تعامل کرد و تصمیمات فقط دستوری و از بالا نباشد. از پایین هم برخی پیام‌ها و تصمیمات منتقل شود. آن وقت می‌توانیم شاهد اتفاقی سازنده و ادامه‌دار باشیم.

منظورتان یک جور هیئت مستقل است که از خود هنرمندان تشکیل شود؟
بله و البته صاحب رأی و قدرت هم در چانه‌زنی با شهرداری باشند. طبیعی است که بدنۀ شهرداری دوست نداشته باشد چنین اختیاری را به کسی تفویض کند، اما شکل درست این است. مشابه این را ١٠تا١۵سال پیش دیدیم که در شوراها اتفاق افتاد. زمانی این قدرت متمرکز در دست دولت‌ها بود، اما دولت آمد و این اختیارات را به خود مردم تفویض کرد تا مردم خودشان شوراهایی تأسیس کنند و شورا تصمیماتی در بدنۀ اجتماعی بگیرد و در تعاملات و چانه‌زنی خوبی که با دولت منتخب دارد، بتواند منافع مردم را تامین کند.
107478.jpg

با‌توجه‌به اینکه مشهد درجریان المان‌های شهری در کشور پیشتاز بوده است، فکر می‌کنید توانسته از این پتانسیل‌ها برای نمایش آثار حجمی به‌خوبی استفاده کند؟
با اینکه مشهد پیشتاز المان شهری بوده، متأسفانه دارد پتانسیل نمایش و جانمایی این‌گونه آثار را از دست می‌دهد. مسئله این است که روز‌به‌روز معابر دارد به‌وسیلۀ چیزهای جدیدتری اشغال می‌شود و آلودگی‌های بصری در شهر بیشتر می‌شود.
از مدیران شهرداری هم که بپرسید به شما خواهند گفت اگر ۵سال پیش مثلا ١٠درصد در جانمایی آثار مشکل داشتند الان شده ۵٠درصد. به عنوان مثال قسمت‌هایی که قبلا نقاط طلایی جانمایی آثار محسوب می‌شدند، الان با شهرنت‌های برخی بانک‌ها اشغال شده است، درحالی‌که زمانی عرصۀ باز و جزو محیط عمومی شهر بودند و می‌شد به‌صورت موقت المانی در آنجا گذاشت. الان این فضاها از شهر گرفته شده.
باز ‌۶ماه دیگر می‌بینید فضای دیگری که متعلق به شهر بوده، با یک بیلبورد تبلیغاتی شهری یا تأسیسات دیگری مثل پارکینگ طبقاتی اشغال شده است. متأسفانه المان‌های مختلف خدماتی و کارکردی به‌شکل لجام‌گسیخته‌ای دارد به شهر مشهد اضافه می‌شود و بیشتر فضای عمومی را از مردم می‌گیرد.
این فضاها دارند محدودتر می‌شوند و آن‌قدر این آلودگی‌های بصری زیاد می‌شوند که دیگر عرصه‌ای برای هنر باقی نمی‌ماند، حتی عرصه‌ای برای نفس‌کشیدن مردم شهر باقی نمی‌ماند. به همین دلیل احساس می‌کنم هرقدر هم شاهد آثار خوب و زیبا از هنرمندان شهر باشیم، مثل سرمه‌کشیدن بر یک چشم کور خواهد بود، زیرا واقعاً چشم مشهد دارد کور می‌شود.

به لحاظ موضوعی چطور؟
به لحاظ موضوعی معتقدم که نباید موضوعات را به‌سمت مسائل موقتی و سلیقه‌ای ببریم.

منظورتان از موقتی، مناسبتی است؟
نه، حتی مناسبتی منظورم نیست. ممکن است در یک سال اتفاق خاصی افتاده باشد، مثلا در٢سال گذشته حادثۀ منا پیش آمد. اصلا ایرادی ندارد که به این موضوع بپردازیم؛ شهدا عزیزترین افراد برای کل جامعۀ ما هستند، منتها نباید محتوا را به‌سمت موضوعاتی ببریم که به میل گروه و جناح خاصی نزدیک است. البته در اواخر دورۀ چهارم شورای شهر این نگاه ها کمی تعدیل شد و لازم است بگویم در سال اول روی کار آمدن مدیریت شهری(دوره‌چهارم) این نگاه سیاسی هم کمتر بود.
موضوعات باید جوری باشد که موردوفاق و پذیرش همۀ دسته‌ها و گروه‌های مردم باشد. اینکه بگوییم تم مدیریت هنری، استکبار‌ستیزی است، پاسخ مناسبی نیست. استکبارستیزی بسیار امر پسندیده و خوبی است و جای کار هم دارد، اما اینکه از یک اندازه‌ای بیشتر شود و یا اینکه دعواهای سیاسی چاشنی کارهای هنری شود به نظرم کار پسندیده‌ای نیست.
107479.jpg

فکر می‌کنم همۀ گروه‌ها بر اینکه این موضوعات جای کار دارند، اتفاق نظر داشته باشند. دلیل این را چه می‌دانید که کارهای صورت‌گرفته عمیق نبوده‌اند؟
آنچه در این سال‌ها، تمام مدیریت‌ها از آن غافل بوده‌اند، موضوع آموزش بوده است، یعنی این جریان طی این سال‌ها آزمون و خطایی پیش رفته. هنرمندان خودشان کم‌کم خودشان را به‌روز کرده‌اند. کارهایی انجام داده‌ و دیده‌اند درست از کار درنیامده، دفعۀ بعد روش‌های دیگری را در پیش گرفته‌اند. مدیریت هنری متأسفانه کاری در راستای آموزش و پرورش و ارتقای المان‌ها انجام نداده است.

منظورتان آموزش برای هنرمندان است؟
بله، یعنی حداقل محیط‌هایی را برای تعامل و هم‌افزایی هنرمندان فراهم کند. این هنر در مشهد که زاده نشده؛ بالأخره نمونه‌های دیگری در جاهای دیگر دنیا وجود دارد.
تا حالا پیش نیامده که ما شاهد این باشیم که استاد صاحب‌نام و صاحب‌رأیی بیاید ورک‌شاپی یا کارگاهی برپا کند و به تحلیل موضوعی این جریان‌ها بپردازد. حتی به لحاظ آماری کار درست و حسابی انجام نشده است. حتی من، که خیلی درگیر طرح‌های استقبال از بهار بوده‌ام، آمار درستی از بازخوردهای مردم نسبت‌به المان‌ها در سال‌های گذشته دردست ندارم. این اطلاعات را در حالت مخفی نگه‌داشته‌اند، درحالی‌که می‌تواند برای هنرمندان ذی‌قیمت باشد، تا بدانند چطور کار کنند و به چه سمتی بروند. چرا نباید همایش‌هایی برگزار و در آن این آمارها و تحلیل‌ها با هنرمندان این رشته‌ها در میان گذاشته شود؟ فکر می‌کنم بررسی کرده‌اند، اما با هنرمندان درمیان نمی‌گذارند.
این همه هزینه که برای المان‌ها در حد چندمیلیارد در سال می‌شود، ارزش چند‌١٠میلیون کار مطالعاتی و مستندسازی را دارد. اگر این کار مطالعاتی و مستندسازی شود، می‌توانیم امید داشته باشیم سال بعد بهتر شویم. باز سال دیگر چند داور می‌آیند که خبر ندارند آیا آنچه سلیقۀ آن‌ها بوده، سلیقۀ مردم هم بوده یا نه. آیا مردم آن‌ها را دوست داشته‌اند یا نه. و همین‌طور اشتباهات تکرار می‌شود.

شما خودتان در بازخوردهایی که از مردم می‌گرفتید، چه مواردی را شاهد بودید؟
درقبال کارهای خودم تا حالا بازخورد منفی ندیده‌ام، اما به‌طورکلی مردم المان‌ها را دوست دارند. منتظرند و اشتیاق دارند، به‌خصوص برای کارهای شب عید. حتی در شب‌های نصب المان می‌دیدم که بعضی از مردم دوست دارند پروسۀ نصب را تماشا کنند. واقعاً المان‌های شهری به مطالبه‌ای عمومی و مردمی تبدیل شده است، تاحدی‌که بعضی سال‌ها که المان‌ها کم‌رنگ‌تر یا شهر خلوت‌تر بوده، دلخوری را در مردم شهر شاهد بوده‌ایم. حداقل من در شبکه‌های اجتماعی و دور و بر خودم شاهد این قضیه بوده‌ام.

برخی از مخاطبان، چه در بین مردم و چه بین مسئولان، می‌گویند کارهایی مثل المان که در یک دورۀ خاص تاریخ‌مصرف دارند و اصولا کارهای ماندگاری نیستند، هزینه‌‌کردن اضافی هستند. با این طیف هم برخورد داشته‌اید؟
این عده خیلی قلیل‌اند یا اینکه حداقل من با آن‌ها خیلی برخورد نداشته‌ام، ولی حرفشان اصلا منطقی نیست، چون این هزینه‌ها درمقابل دیگر هزینه‌های شهرداری بسیار ناچیز است و اتفاقاً باوجود هزینۀ ناچیزشان، بازخورد بسیار خوبی دارند. حتی در برخی دوره‌ها شهرداری‌ها توانسته‌اند بااین قبیل طرح‌ها، بعضی از ضعف‌های خود را هم بپوشانند. المان‌ها غیر از شهروندان، برای زائران و مسافرانی که به مشهد می‌آیند هم بسیار جذاب است.
درست است که دلیل اصلی آمدن مسافران به مشهد آقا امام رضا(ع) است، ولی یک محیط زیبا، شیرینی و دلچسبی زیارت را صدچندان می‌کند. می‌توانیم از این سرمایۀ معنوی به‌خوبی استفاده ‌کنیم. این باعث می‌شود شهر رونق بیشتری بگیرد. اگر شهرداری ۵میلیارد هزینه می‌کند درعوض آورده‌هایش برای کار و کاسبی مردم شهر چندین‌برابر خواهد بود. متأسفانه دوستان منتقد به این قسمت توجه ندارند.
107480.jpg

به‌هر‌حال این کارها خیلی بیشتر در دید هستند و مخصوصاً وقتی کار ضعیفی ارائه می‌شود، در‌معرض قضاوت و تحلیل مردم قرار می‌گیرد و این نقدها می‌توانند تقویت شوند.
بله. وقتی کاری را درست انجام ندهیم، بهانه دست منتقدان می‌دهیم. مردم حساسند، چون این هزینه از جیب خودشان می‌رود. برای همین مطالبه دارند و مطالبه‌شان هم برحق است و دوست ندارند کار ضعیف و شعاری و بی‌کیفیت ببینند. درکل، اغلب مردم شهر المان‌ها را دوست دارند.

اگر بخواهید جریان المان‌سازی را از ابتدا تا الان ارزیابی کنید، فکر می‌کنید به کدام سمت رفته است و یا دارد می‌رود؟ آیا به سمتی رفته که در‌عین‌حال که رویکردهای ما به محتوا رویکردهایی دقیق‌تر و ناشی از شناخت بیشتر باشد، استقبال مخاطبان را هم، شاهد باشیم؟ اگر به این سمت نرفته، چه رویکردی باید اتخاذ کنیم که به این سمت برود؟
این کار کمی فراز و نشیب داشته است، مثلا در دوره‌ای شاهد بودیم که هر کاری به‌شکل لجام‌گسیخته‌ای انجام می‌شد. باز در دوره‌ای بیم این بود که المان‌سازی کلا منتفی شود.
در دوره‌ای شاهد بودیم که شهر خیلی خلوت بود و با این قضیه خیلی انقباضی برخورد شد. من فکر می‌کنم مدیریت‌های مختلف شهرداری مشهد تا حالا در‌حال آزمون و خطا بوده‌اند. افرادی که بیشتر از همه شاهد این قضیه بودند و تاریخ زندۀ المان‌های شهری هستند، خود هنرمندان هستند.
بهترین حالت برای اینکه بتوانیم شاهد رویدادهای خوبی در این زمینه باشیم، این است که از خود هنرمندان کمک گرفته شود. کلی داده و اطلاعات از سال‌های گذشته داریم که در‌دسترس کسی نیست. کار مطالعاتی روی آن‌ها انجام و با هنرمندان در‌میان گذاشته شود. در‌واقع ما باید به سیستمی برسیم که خودش کار خودش را انجام دهد؛ که در‌نهایت اگر هم مسئولی عوض شد، فقط اندکی تغییر سلیقه را شاهد باشیم. اگر یک سیستم به وجود بیاید که تمام هنرمندان، از هر گروهی و دسته‌ای، در تصمیم‌سازی‌های آن شرکت کنند، می‌توانیم شاهد باشیم که این جریان سال‌به‌سال پیشرفت کند، ولی تا اینجای کار و در هر دورۀ مدیریت شهری من چنین سیستمی ندیده‌ام و در دورۀ جدید باید منتظ رباشیم و ببینیم. 
کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی