کد خبر : 76499
/ 14:16

شهید زخم

عشق و مفاهیم مرتبط با آن در شعر بیدل گاهی بسیار حماسی مطرح می‌شود، به‌خصوص وقتی با مفهوم شهادت همراه باشد.

شهید زخم

شهید خندۀ زخمم که تیغ، همدم اوست
کباب گلشن داغم که شعله شبنم اوست
ما وعده داده بودیم که مدتی دربارۀ شهید و شهادت در شعر بیدل حرف بزنیم. «شهید» در شعر او جنبه‌های گوناگون دارد، از جمله نقش کنایی چنان‌که در بیت بالا می‌بینیم.
شنیده‌اید که مثلاً کسی می‌گوید «من کشتۀ داستان‌های تاریخی هستم.» یعنی خیلی مشتاق این فیلم‌ها هستم. حالا اگر این شخص یک شیرین‌کاری هم به خرج بدهد و بگوید «من کشتۀ فیلم‌های وسترن هستم» جالب‌تر می‌شود، چون اینجا می‌شود با کشته شدن در فیلم هم تناسب بیابد.
کار بیدل در این بیت، چنین چیزی است. یعنی از کلمۀ «شهید» استفادۀ دوجانبه می‌کند. یکی اینکه می‌گوید «من شهید خندۀ زخم هستم» یعنی مشتاق زخم خوردن در راه عشق هستم که معنی کنایی آن است. از طرفی هم می‌گوید که این زخم‌ مرا شهید می‌سازد. چه زخمی؟ زخمی که با شمشیر همدم و مأنوس است.
در مصراع دوم هم عین همین قضیه است. باز هم «کباب چیزی بودن» یعنی کشته و مشتاق آن بودن. چنان‌که در جایی دیگر هم گفته است:

کبابِ عافیتی، بگذر از هوس بیدل‌
د‌لیل صحّت بیمار، حسن پرهیز است‌
یعنی تو خیلی کشته و مردۀ عافیت هستی.
با این وصف می‌گوید که من مشتاق و کشته‌و‌مردۀ داغ هستم، داغی که آن‌چنان سوزان است که شعلۀ آتش در برابر آن مثل شبنم است.

داغ عشقم‌، نیست الفت با تن‌آسانی مرا
پیچ‌و‌تاب شعله باشد نقش پیشانی مرا
از حق نگذریم، عشق و مفاهیم مرتبط با آن در شعر بیدل گاهی بسیار حماسی مطرح می‌شود، به‌خصوص وقتی با مفهوم شهادت همراه باشد. به‌راستی نمی‌توان گفت که این همه تأثیر فرهنگ عاشوراست؟
محمدکاظم کاظمی 
کلیــد واژه هــا
اشتراک گذاری
نظــر شـــما
نـــام پســت الکترونیــکی تصویـر امنـیتی